به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، در ماههای اخیر از بحران سوریه شاهد تحولی مهم در روند این بحران بودیم که در درگیری گروههای مسلح تررویستی به طور کلی و گروههای مسلح وابسته به سازمان تروریستی القاعده در سوریه یعنی «امارت اسلامی عراق و شام» یا همان «داعش» با «جبهه النصره» نمود پیدا کرد، صرف نظر از اینکه داعش با دیگر گروههای تروریستی مانند «جبهه اسلامی» نیز درگیریهایی دارد.
پایگاه خبری لبنانی «المنار» در مقالهای به قلم «احمد فرحات»، نویسنده و تحلیلگر لبنانی در مقالهای تحت عنوان «برخورد اجتناب ناپذیر داعش و جبهه النصره؛ کدام طرف بر دیگری غالب میشود» به بررسی اختلافات این دو گروه تروریستی که هر دو به نوعی زاییده سازمان القاعده هستند، میپردازد.
فرحات در این ارتباط مینویسد: ساعاتی پس از ترور «ابو خالد السوری»، از تروریستهای برجسته و تشکیل دهنده گروه تروریستی موسوم به «آزادگان شام» توسط داعش در حلب روند درگیریهای مسلحانه آزادگان شام و جبهه النصره با داعش روند تازه و جدیدی به خود گرفت که خبر از جنگی شدید و سخت بین این دو را میدهد، جنگی که در سوریه آغاز میشود و جز در عراق پایان نمییابد.
مرگ ابو خالد السوری چنان برای جبهه النصره به عنوان یکی از گروههای هم پیمان با آن گران آمد که «ابو محمد الجولانی» سرکرده النصره در پیامی صوتی که پایگاههای مختلف اینترنتی آن را منتشر کردند، ضمن تسلیت مرگ ابو خالد السوری داعش را تهدید کرد، در صورتی که خود را به هیئتهای شرعی جبهه النصره برای حل اختلافات موجود معرفی نکند، چهها که بر سر آن نخواهد آورد تا بار دیگر ثابت شود که آنچه در سوریه میان سرکردگان گروههای تروریستی نزاع و درگیری رخ میدهد، نتیجه افکار و اندیشههای تکفیری است که به هیچ وجه توان تحمل طرف دیگر را ندارد و به شدت آن را رد میکند و با کشیدن شمشیر به روی آن باب هرگونه گفتوگو و مذاکرهای را مسدود میکند.
غیر از آن چه در جریان درگیری گروههای مسلح تروریستی در سوریه با یکدیگر جلب توجه میکند، آن است که هریک از آنها اتهام تکفیری و جنایتکار بودن را از خود سلب کرده و طرف مقابل را به آن متهم میکنند، مانند جبهه النصره و جبهه اسلامی که داعش را با این اوصاف توصیف میکنند.
در حالی که واقعیت امر این است که همه این گروهها یک تفکر و اندیشه را با خود دارند و آن تکفیر و نفی طرف مقابل است و آن را حتی بین خود نیز به اجرا میگذارند .. اعدامهای میدانی در کوی و برزنها و بازداشتگاهها و آواره کردن خانوادههای یکدیگر و انفجار خودروهای بمبگذاری شده و دست زدن به عملیاتهای انتحاری و فتواهای مختلف در رد یکدیگر از جمله این اقدامات است.
نمونه بارز و اخیر این نوع از تکفیرها همان طور که در سطور بالا به آن اشاره شد، پخش نواری صوتی از ابو محمد الجولانی سرکرده جبهه النصره بود که در آن از امیر سابق خویش «ابو بکر البغدادی»، سرکرده داعش میخواست در برابر «شرع و حکم خدا» در فرود آورد و اگر به این امر تن ندهد، عناصر جبهه النصره، داعش را نه تنها از سوریه که در عراق نیز محو خواهند کرد.
این پیام صوتی الجولانی تفاوت چندانی از حیث مضمون و محتوا با نوارهای صوتی پخش شده از سوی ابو بکر البغدادی ندارد که در آن دیگر گروههای تروریستی را به عدم مقابله و مبارزه با نیروهایش دعوت و در غیر این صورت تهدید میکند که در داعش مردانی هستند که برای مقابله با ظلم خواب به چشم ندارند و همه آنها را به خوبی میشناسند.
کسانی که این سخنان را گوش میدهند، میتوانند دریابند که تفاوت اساسی و جوهری در سخنان هیچ یک از آنها حتی در ارائه دلایل و برهانها مشاهده نمیشود، هر دو دیگری را به خروج از دایره شرعیت اسلام متهم میکند و ادعا میکند که تمایلی به جنگ ندارد و دیگری را تهدید میکند که در صورت عدم تبعیت و پیروی از دیگری باید در انتظار چهها از طرف مقابل نباشد تا به این ترتیب آشکار و ثابت شود که تمام این گروهها از یک منبع تغذیه میشوند.
شیخ «عبد الناصر جبری»، دبیرکل جنبش الامه در گفتوگو با شبکه المنار در این ارتباط تاکید کرد که این گروههای تروریستی از لفظ «تکفیر دیگران» شعاری برای مباح کردن خون مردم و قتل و کشتار آنها استفاده میکنند و اگر اندکی در برخوردها و رفتارهای این گروهها توجه داشته باشیم، به خوبی میتوانیم دریابیم که تمام این تعاملات به دور از اندیشه و فکر و منطق اسلامی و شریعت اسلامی است، در چنین وضعیتی این گروهها چگونه میتوانند، از زندگی انسانهای دیگر و خون و عرض و ناموس آنها دفاع و محافظت کنند، در حالی که خود خون مردم را میریزند.
آنچه در این بین موجب تعجب است، اینکه جبهه النصره از داعش خواستار توسل و اعمال حکم بر اساس شریعت الهی و تبعیت از سه تن از علمای معتبر میکند که به گفته ابو محمد الجولانی در بیانیهاش «ابو محمد المقدسی» و «ابو قتادة الفلسطینی» و «سلیمان العلوان» هستند، اما این افراد واقعا چه کسانی هستند که ابو محمد الجولانی تبعیت از آنها را توصیه کرده است.
ابو محمد المقدسی
نام اصلی او بر اساس آنچه در صفحات اینترنتی مشاهده و ذکر میشود، « عصام برقاوی» است. وی دارای تابعیت اردنی و اصالتا فلسطینی است و در سال 2004 میلادی رسانهها و مطبوعات عربستان سعودی از وی به عنوان یکی از مهمترین شیوخ خشن و افراطی یاد میکردند. ابو محمد المقدسی از جمله مهمترین نظریه پردازان جریان سلفی جهادی نیز به شمار میآید که گروه تروریستی القاعده از آن تبعیت میکند.
ابو محمد المقدسی هم اکنون در اردن در زندان است و با یاران و پیروان خود از طرق نامه نگاری ارتباط دارد. در یکی از آخرین نامههای به دست آمده از وی، المقدسی خواستار گرفتن جانب احتیاط پیش از بیعت با ابو بکر البغدادی به عنوان رهبر مسلمانان – با توجه به مصطلحات رایج در میان این گروهها – شده است.
ابو قتاده الفلسطینی
نام اصلی وی «عمر محمود عثمان» است. وی فلسطینی الاصل و متولد شهر بیت لحم در سال 1960 است که تا سال گذشته در انگلیس در بازداشت بود تا اینکه دولت انگلیس سال گذشته وی را آزاد کرد. ابو قتاده الفلسطینی از جمله تئوریه پردازان جریان سلفی جهادی نیز به شمار میآید.
ابو قتاده الفلسطینی از سرکرده داعش خواسته است تا عناصر خود را از سوریه عقب بکشد و یا تحت لوای الجولانی به جبهه النصره ملحق شود که در این اواخر از وی درخواست صلح و اعلام جنگ علیه ارتش آزاد کرده است.
وی همچنین از آزادگان شام که ابو خالد السوری آن را تاسیس کرد، خواسته است، از ائتلاف گروههای تروریستی سکولار خودداری کنند.
سلیمان العلوان
سلیمان بن ناصر بن عبد الله العلوان، دارای تابعیت سعودی و از جمله پیروان جریان سلفی است که بارها از سوی حکومت عربستان سعودی بازداشت شده و هم اکنون در یکی از زندانهای این رژیم در بازداشت به سر میبرد.
پایگاههای سلفی جهادی نوارهای صوتی از العلوان منتشر کردهاند که در آن از ابو بکر البغدادی انتقاد کرده و در آن گفته است که البغدادی حق ندارد از دیگران درخواست بیعت کند و تاکید کرده که بیعت عمومی را اهل حل و عقد یا علما مسلمین مشخص و معین میکنند.
ملاحظه میشود که اختلاف گروههای دیگر با داعش از اینجا نشات میگیرد که البغدادی از سرکردگان گروههای سلفی جهادی میخواهد با وی تحت این عنوان که امیر و سرکرده آنها است، بیعت کنند و چون با وی بیعت نکردند، بنابراین تکفیر شدند، به همین دلیل آنها تصمیم گرفتند که با البغدادی به مقابله بر خیزند.
داوری و قضاوت
درباره اصل داوری و قضاوت شیخ عبد الناصر جبری، بنیانگذار تجمع علمای مسلمین در لبنان و رئیس دانشکده الدعوه به این نکته اشاره میکند که کسانی که میخواهند در امری داوری و قضاوت کنند، باید داوری و قضاوت آنها در چارچوب شرع باشد و به همین دلیل فقط علما اجازه این امر را دارند و سه فردی که در بالا ذکر آنها رفت، نام و نشانی از آنها در طلب علم و علوم فقهی مشاهده نشده است، حال چگونه است که برای داوری و قضاوت توصیه میشود که به آنها رجوع شود.
انتهای پیام/