شمال سوریه ،دمشق و آنکا را را به هم می رساند؟


با ورود ارتش ترکیه به شمال سوریه واشغال شهر «جرابلس»، تحولات سوریه وارد فاز جدیدی شده است که بسیاری از محاسبات پیشین را دگرگون خواهد کرد. ترکیه دیروزپیشنهاد آمریکا برای آتش بس با کُرد های سوریه را رد کرد .

به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، با ورود ارتش ترکیه به شمال سوریه واشغال شهر «جرابلس»، تحولات سوریه وارد فاز جدیدی شده است که بسیاری از محاسبات پیشین را دگرگون خواهد کرد. ترکیه دیروزپیشنهاد آمریکا برای آتش بس با کُرد های سوریه را رد کرد .اکنون به نظر می رسد اولویت ها تغییر کرده است و نقشه ائتلاف ها نیز براساس منافع طرف های حاضر روی زمین تغییر می کند. تاجایی که ممکن است دشمنان شب به دوستان صبح تبدیل شوند. روزنامه «السفیر» در یادداشتی تحت عنوان «سوریه و ترکیه به سمت توافق گام برمی دارند: کُرد ها سهم اردوغان و حلب سهم اسد» مدعی شده است که دمشق و آنکارا در آستانه رسیدن به تفاهمی امنیتی هستند که به تفاهم سیاسی منتهی می شود. تفاهم بی سابقه ای که هنوز چارچوب و ارکان مهم آن آشکار نشده، اما اولین عنوان آن «بده بستان است» .اساس این «بده بستان» عقب نشینی تروریست های گوش به فرمان ترکیه از «حلب» و مسدود کردن گذرگاه های شمال مقابل برخی گروه های مسلح یا مهم ترین آنان است و در مقابل بازگذاشته شدن دست نیرو های ترکیه در زدن طرح کُردی در سوریه یا به عبارت ساده تر، شهر حلب برای سوریه و جسد طرح کردی در سوریه برای تُرک ها. واقعیت این است که تحولات سوریه از همان ابتدا در چارچوب یک مناقشه منطقه ای و بین المللی قابل ارزیابی بود که همه بازیگران حول محور های متفاوت هریک به فراخور اهداف و منافع خود ایفای نقش می کردند. امروز نیز آنچه در عرصه سیاسی-نظامی این بحران می گذرد خارج از این قاعده کلی نبوده و هیچ نیرویی نمی تواند در بازی شطرنج سوریه مستقلانه عمل کند. در این جا سوال مهمی پیش می آید که چرا دمشق و تهران که به شدت نسبت به نقض حاکمیت سرزمینی سوریه تا به امروز حساس بوده اند، امروز فقط به یک محکومیت سیاسی و تأکید بر نقض اصولی حقوق بین الملل درباره تجاوز ترکیه بسنده می کنند؟ آیامحکومیت صرفا دیپلماتیک ونمادین دمشق وتهران درتجاوز ارتش ترکیه به شمال سوریه و سکوت محض مسکو، ریشه در یک بازی بزرگ تر و چیدمان احتمالی ژئوپلتیک خواهد داشت؟ بر فرض صحت ادعای روزنامه السفیر مبنی بر توافق پشت پرده آنکارا-دمشق، سعی خواهیم کرد به این سوالات ودر واقع این که تحولات شمال سوریه چه تاثیری بر جریان مقاومت خواهد گذاشت، پاسخ دهیم:
پیروزی در حلب، نقطه پایان نبرد های اسد
درگیری های حلب بر اساس منطق نظامی هر دو طرف درگیری، قصه مرگ و زندگی است، اهمیت آزاد سازی شهرحلب آنقدر زیاد است که روزنامه الحیات جنگ بر سر حلب را جنگ مرگ و زندگی خوانده است ودرمقابل خطر تصرف کامل حلب به دست تروریست ها تاحدی است که طبق توصیف سفیر سوریه در سازمان ملل به معنای کشیده شدن درگیری به دیگر کشورهاست.حلب در طول سال های حکومت خاندان اسد به عنوان قلب تجاری سوریه و بزرگترین شهر این کشور تلقی می شد. نفوذ اسد در مناطق ساحلی لاذقیه و طرطوس سبب خواهد شد که با آزاد سازی حلب، عملا مناطق کلیدی سوریه در دست نیرو های دولتی قرار گیرد.علاوه بر اهمیت اقتصادی، تجاری و امنیتی شهر حلب، نزدیکی آن به ترکیه فضا را برای حمایت دوچندان دولت حاکم بر ترکیه از تروریست ها فراهم ساخته که بیرون راندن تروریست ها از این شهر عملا به منزله کاهش نفوذ آنکارا محسوب می شود.افزون بر این، ورود به حلب به منزله دروازه آزاد سازی ادلب به عنوان آخرین پایگاه مهم تروریست ها در غرب سوریه خواهد بود.اگر ادعای السفیر مبنی بر معامله اردوغان با اسد بر سر عقب نشینی تروریست هااز حلب وگسیل آن ها به شمال شرق سوریه صحت داشته باشد، علاوه بر تحکیم هرچه بیشتر قدرت بشار اسد وافزایش امنیت دمشق، آن گاه راه حل سیاسی که برای حل بحران سوریه پیشنهاد می شود نیزبسیار متفاوت خواهد بود
تجزیه سوریه، پروژه ای درحال فراموشی
بشاراسد آن قدردر طول 5سال جنگ داخلی کشورش بحران داشته است که هیچ گاه تقابل با کرد های تجزیه طلب سوری در اولویتش نبوده است وبه آن ها حتی اختیارات گسترده ای در مناطق کردستان سوریه داده بود؛ اما در مقابل تداخل منافع کرد های سوریه و کرد های جنوب شرق ترکیه خطری جدی برای ترکیه مخصوصا پس از کودتای نافرجام 15 جولای وتعمیق بحران سیاسی وامنیتی در داخل ترکیه محسوب می شود. کرد ها همزمان با مبارزه علیه داعش، مناطق تحت کنترل خود را در شمال سوریه به وسعت 250 مایل در امتداد مرز ترکیه گسترش داده و عملا با انتشار نقشه سرزمین کردی خود که با اتصال 3 کانتون «جزیره»، «کوبانی» و «عفرین» محقق می شود آنکارا را به وحشت مضاعف واداشته اند. بنابراین در اینجا بین اهداف ترکیه و محور مقاومت می تواند یک انطباق منافع حول شکست پلان بی آمریکا (تجزیه سوریه)شکل بگیرد.اشغال جرابلس توسط ارتش ترکیه، می تواند پایانی بر اتصال سه کانتون «جزیره، کوبانی و عفرین» و تا حدود زیادی مانع از تجزیه یا حتی خودمختاری اساسی از نوع نمونه «اقلیم کردستان عراق» باشد.بنابراین آن گونه که السفیر مدعی شده است؛ بشار اسد بازی دو سر بردی را با اردوغان انجام داده است.از یک سوشهر استراتژیک حلب را می تواند بازپس بگیرد واز سوی دیگربا حمله ارتش ترکیه به کرد های سوری دیگرنگران خطر تجزیه سوریه نخواهدبود.هرچند که تحلیلگران معتقدندمداخله ارتش ترکیه درشمال سوریه می تواند خشونت های جاری در ترکیه را به سمت یک جنگ تمام عیار داخلی سوق دهد و به نقض غرض دولتمردان ترکیه بینجامد.
آیا آنکارا قابل اعتماد است؟
به نظر می رسد پس از کودتای نافرجام اخیر علیه اردوغان وبی اعتمادی ترک ها به ناتو و آمریکاو همچنین پیشروی کرد های سوریه به سوی مرز های ترکیه نوعی چرخش در سیاست دولت ترکیه نسبت به سوریه در حال شکل گیری است. هفته گذشته «بینالی ایلدیریم» نخست وزیر ترکیه گفته بود: «در شش ماه آینده اتفاقات مهمی در خصوص سوریه خواهد افتاد. اگر در طول این مدت شاهد تحولات اساسی در روابط با این کشور بودید، تعجب نکنید». وی اخیراً ضمن ارائه راه حلی سه مرحله ای جهت پایان دادن به بحران سوریه، بیان داشته: «بعد از برداشتن گام هایی برای نزدیکی به اسرائیل و روسیه، اکنون زمان آن فرا رسیده تا روابط را با سوریه بهبود دهیم و با همکاری بازیگران منطقه ای می توان به مشکل سوریه پایان داد». در طرح آنکارا، ضمن حفظ تمامیت ارضی سوریه، ساختار دولتی در دوره جدید حکومت در سوریه به گونه ای پیشنهاد شده که در آن فرقه های قومی و ملی سوریه بر دیگری برتری نخواهند داشت.سخنان ایلدیریم آشکارا مبین این واقعیت هستند که اولویت آنکارا، از رفتن «اسد» به حفظ تمامیت ارضی سوریه (در واقع جلوگیری از تشکیل یک دولت کردی در کنار مرز های ترکیه) تقلیل یافته است. از همین روست که ادعای السفیر مبنی بر توافق پشت پرده آنکارا-دمشق بیشتر از گذشته رنگ واقعیت به خود می گیرد.توافقی که در صورت تحقق آن می تواند به باز سازی روابط جبهه مقاومت با آنکارای پشیمان از کار های خود، کمک کند.در این میان البته یک نگرانی جدی نسبت به رویکرد آتی آنکارا درباره تحولات سوریه وجود دارد. ترکیه همواره به دنبال ایجاد یک منطقه حائل در نزدیکی مرز خود در خاک سوریه بوده است این نگرانی وجود دارد که ترکیه با قدرت بخشیدن به ارتش آزاد که اکنون در حال پیشروی در منطقه طرابلس و عقب راندن کردهاست به نوعی ضمن ایجاد این منطقه حائل عملا به نحوی تجزیه سوریه را البته با قدرت دادن به ارتش آزاد رقم بزند. سیاست سینوسی اردوغان طی سال های اخیر این شائبه را جدی تر می کند، بنابراین توافق احتمالی آنکارا و دمشق با سوالاتی از قبیل این که ترکیه تاکجا با جریان مقاومت همراهی می کند، روبه رو خواهد بود، اما به طور مشخص در حال حاضر مشکلات داخلی ترکیه، این کشور را نسبت به قبل ضعیف نموده و اجازه ماجراجویی های تازه به اردوغان نخواهد داد، البته آنچه به عنوان یک شاخص برای ارزیابی میزان تغییر راهبرد ترکیه در سوریه در نظر گرفته خواهد شد دست کشیدن عملی از حمایت تروریست ها در حلب است. آنکارا اکنون با این آزمون تاریخی مواجه شده است.

انتهای پیام/