باشگاه خبرنگاران تسنیم «پویا» - احسان زیورعالم
آبتین گلکار، مترجم شناخته شده متون روسی روز گذشته در فضای مجازی پس از تماشای نمایش «در اعماق» که در قالب بخش بینالملل جشنواره تئاتر فجر در وحدت روی صحنه رفته است، چنین نوشته است: «یکی از نمونههای اعلای ترجمه مایه انبساط خاطر را امشب در نمایش «در اعماق» گورکی در تالار رودکی دیدم. نمایش به زبان گرجی اجرا میشد و دیالوگها به فارسی و انگلیسی روی صفحه نمایش ترجمه میشد. صد رحمت به ترجمههای آبنکشیده و آماتوری زیرنویسهای فیلمهای قاچاق. دو نمونه از شاهکارها که یادم مانده اینهاست: شاه لیر را شیرشاه ترجمه کرده بودند و gay fellow را آدم منحرف (به جای شاد و سرخوش) و تازه این در شرایطی است که «در اعماق» به فارسی ترجمه شده و متنش در اینترنت هم پیدا میشود. مسئولان جشنواره واقعاً نمیتوانستند مترجم قابلتری پیدا کنند؟»
انتقاد آبتین گلکار زمانی حادتر میشود که حاضران دو روز گذشته در مواجهه با شاهکار شاعرانه گورکی در دست هنرمندان گرجستانی، خروج از سالن پرطمطراق وحدت را برگزیدند. برای کسانی که در سالن وحدت شاهد طولانیترین نمایش جشنواره فجر بودند، شنیدن صدای قیژ قیژ درهای طرفین سالن و تلق تلق پس از اصابت در به چارچوب عادی شده بود. اینکه کسی در طول نمایش پای شما را له کند یا آنکه در میانه راه پشیمان شود و بازگردد، امری معمول در دو شب گذشته بوده است.
وضعیت در شب گذشته بسیار جذابتر هم شده بود. زمانی که آنتراکت نمایش در بزنگاه پایان پرده دوم نمایش گورکی نواخته شد و مخاطبان فرصتی یافته در لابی تالار وحدت در انگشتان له شده را التیام بخشند، دیدن داوران بخش بینالملل در لابی کنجکاوی یک انسان کنجکاو را تحریک میکرد؛ چرا که در فضای لابی جمیعت به دو دسته رفتگان به بیرون وحدت و ماندگان در وحدت تقسیم میشد. داوران که به سرو قهوهای مشغول بودند در موقعیتی دوگانه قرار داشتند. تئودور استریتو، ناتاشا ونت استند، گئو سئوک، فرهاد مهندسپور و مسعود دلخواه، پنج چهره تأثیرگذار جشنواره 35 در انتخاب برندگان بیتوجه به نواخته شدن زنگ پایان آنتراکت، کماکان پشت پیشخوان بوفه وحدت ماندند و قهوه نوشیدند.
باز در کسوت انسانی کنجکاو ده دقیقهای را در لابی وحدت چرخیدم و داوران کماکان با طیب خاطر لابی را سرپناهی برای یکی از سردترین شبهای تهران برگزیدند. به شخصه ملول از این صبوری تالار را ترک کردم و برای ترک کردم نیز دلیلی داشتم. یعنی تمام کسانی که در تالار وحدت برای تماشای «در اعماق» آمده بودند با دلیل مشابه با من تالار را ترک کردند. نمایش به زبان گرجی و به شدت وابسته به زبان، راه چاره استفاده از بالانویس بوده. بالانویس به دو زبان انگلیسی و فارسی ترتیب داده شده است با همان اشتباهات فاحشی که آبتین گلکار مثال زده بود. اما وضعیت زمانی بغرنجتر میشود که بالانویس در موقعیتی قرار گرفته که برای خواندش دیگر مخاطب صحنه را نمیبیند. اختلاف ارتفاع فاجعه بار است و این در حالی است که فضای خالی فرای نمایش بسیار زیاد است و به نوعی میشد با تابلوهای مخصوص پایینتر از آن سطح ترجمه را خواند.
وضعیت زمانی بدتر میشود که بازیگران نمایش با قرار گرفتن در وضعیت بد سالن، اجرایی متوسط از خود ارائه میدهند. بیانشان نزول میکند و برای افراد انتهای سالن شنیدن صدایشان غیرممکن است؛ یعنی با فرض آنکه شما زبان گرجی را هم بلد میبودید، توانایی شنیدن دیالوگها را نداشتید. بازی نفرت و تنفر میان مخاطب و اثر در فازی متقابل ادامه پیدا کرد.
به هر روی چنین نشد و مخاطب خواندن را به تماشا ترجیح نداد و نمایش نیز از بُعد هنری بدون درک زبان الکن و گنگ باقی میماند. پس مخاطب میرود تا شاید بتواند کار دیگری ببیند؛ اما داوران چرا خود را از دیدن محروم کردند؟ نمایش در بخش مسابقه بینالملل جشنواره حضور داشته است و به امید بردن جایزه. چرا باید داوران یک بخش متفق القول تماشای یک نمایش را رها کنند یا حتی بخشی از آن را نبینند؟ آیا داوری یک نمایش براساس بخشی از تماشای آن است؟ آیا اثر گرجستانی نمونه بدی است که داوران آن را رها کردند؟ اگر چنین است برای چه چنین کار عظیمی توسط رایانی مخصوص به جشنواره دعوت شده است؟ آیا کار خوب چرا داوران تحمل دیدن یک اثر سه ساعته را ندارند؟ اگر کار طاقت هر کسی را طاق میکند، چرا طاقت رایانی را طاق نکرده است؟
با توجه به تجربه جشنوارههای مختلف جای تعجبی هم نیست «در اعماق» جوایزی دریافت کند. اثری عظیم در وحدت میتواند هر کسی را مرعوب کند و مجاب به جایزه دادن. این تنها یک حدس است برآمده از تجربیات سالهای گذشته.
انتهای پیام/