بی‌حجابی را حتی با اصول حقوق لیبرالی هم می‌توان جرم‌انگاری کرد/ حجاب، تکلیف یا حق؟

کارشناس حقوق جزا معتقد است سوای از الزامات قانونی، بزرگترین معضلی که درباره پدیده بی‌حجابی وجود دارد، ضعف بنیان‌های اعتقادی است، اگر این مسئله حل شود، مابقی موارد ناخودآگاه اصلاح می‌شود.

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، مسئله پوشش و حجاب زن حقیقتی به‌بلندای تاریخ دارد که هر زمان رنگ و آهنگی یافته و هرکس با دیدگاه خود آن را نقد و بررسی کرده است. یکی از جنبه‌های نقد و بررسی حجاب این است: آیا می‌توان در یک جامعه پدیده بدحجابی و بی‌حجابی را جرم تلقی و برای آن مجازات تعیین کرد؟ جرم‌انگاری این پدیده به‌دلیل ارتباطی که با مقوله محدود شدن آزادی انسان‌ها دارد اقدامی بس مخاطره‌آمیز و حساسیت‌برانگیز است. اگر بپذیریم که اصل بر آزادی انسان است، اما در این بین، اِعمال محدودیت از طریق جرم‌انگاری حجاب، استثنا محسوب می‌شود و تعارضی با آزادی انسان‌ها ندارد، بار اثبات ضرورت وجود محدودیت به‌عهده کسانی است که قصد محدود کردن آزادی‌های افراد را از طریق جرم‌انگاری دارند.

مسئله دیگری که سوای از جرم انگاشتن مسئله بدحجابی وجود دارد، ضرورت ایجاد بسترهای فرهنگی و اعتقادی در جامعه است؛ در این باره سؤالی که باید از متولیان امور فرهنگی و دینی پرسید آن است: چه‌مقدار توانسته‌اند بسترهای تربیتی و فرهنگی را جهت نهادینه‌سازی امر حجاب از طریق نهادهای اثربخش مثل مدارس و رسانه ملی فراهم کنند تا انتظار رعایت آن از سوی عموم جامعه را داشته باشند و کار به رفتارهای سلبی و قانونی کشیده نشود؟ بنابراین سؤال اینجاست: آیا اولین و آخرین پله نهادینه‌سازی حجاب وضع قانون است؟

این موضوعات ما را بر آن داشت تا با امین الهیان،‌ کارشناس حقوق جزا و جرم‌شناسی به گفت‌وگو بپردازیم. وی که در زمینه «مبانی لزوم جرم‌انگاری پدیده بدحجابی و بی‌حجابی» پژوهش کرده، معتقد است سوای از الزامات قانونی، بزرگترین معضلی که درباره پدیده بی‌حجابی وجود دارد، ضعف بنیان‌های اعتقادی است. اگر این مسئله حل شود، مابقی موارد ناخودآگاه اصلاح می‌شوند. به‌میزانی که فرد دارای اعتقاد قوی باشد، به همان میزان به مسائل شرعی تقید خواهد داشت، اما اگر عقیده‌ای در کار نباشد، هر قانونی هم که اِعمال شود، بالاخره قانون‌شکنی‌هایی نیز صورت خواهد گرفت.

وی همچنین در بخش‌هایی از این گفت‌وگو می‌گوید جرم انگاشتن و تکلیف‌مداریِ پدیده بدحجابی یا بی‌حجابی را می‌توان بر اساس آیات و روایات مربوط به حجاب به اثبات رساند.

مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:

* شما به‌عنوان محققی که درباره حجاب اقدام به پژوهش کردید، بزرگترین چالش حجاب را چه می‌دانید؟

سوای الزامات قانونی، بزرگترین معضلی که درباره پدیده بی‌حجابی وجود دارد، ضعف بنیان‌های اعتقادی است. اگر این مسئله حل شود، مابقی موارد ناخودآگاه اصلاح می‌شود. به‌میزانی که فرد دارای اعتقاد قوی باشد، به همان میزان به مسائل شرعی تقید خواهد داشت، اما اگر عقیده‌ای در کار نباشد، هر قانونی هم که اِعمال شود، بالاخره قانون‌شکنی‌هایی هم صورت خواهد گرفت. این مسئله باید در بسترهای آموزشی یعنی در مدارس، دانشگاه‌ها و تلویزیون ایجاد شود.

 واقعاً در موضوع حجاب تنها فضاسازی فرهنگی و اعتقادی و بسترهای ایمانی مناسبی شکل نگرفته است بلکه گاهی ضد آن را شاهدیم، در چنین شرایطی واقعاً داشتن انتظار از جامعه در حفظ حجاب بسیار دشوار است. اوضاع فرهنگی مدارس، دانشگاه‌ها و حتی سینما و تلویزیون انسان‌ها را به‌سوی ارزش‌های اخلاقی و دینی سوق نمی‌دهد و باید بسترهای لازم را برای ترویج حجاب فراهم کنند. مردم جامعه نیاز به بسترهای مناسب فرهنگی و اعتقادی دارند؛ در مناسبت‌های آیینی و مذهبی مشاهده می‌کنیم که به‌دنبال ایجاد فضای مناسب معنوی، همان مردمی که با زور قانون می‌خواهیم مقیدشان به عفاف و حجاب کنیم، در مراسم‌ها شرکت می‌کنند و از خداوند طلب آمرزش می‌کنند؛ چرا که فضا به‌گونه‌ای است که انسان‌ها ناخودآگاه سعی می‌کنند خود را با آن فضا تطبیق بدهند؛ مثل ایام ماه مبارک رمضان، ایام محرم، ایام فاطمیه(ع) و... .

درباره موضوع حجاب تنها فضاسازی فرهنگی و اعتقادی و بسترهای ایمانی مناسبی شکل نگرفته بلکه گاهی ضد آن را شاهدیم، در چنین شرایطی واقعاً انتظار داشتن از جامعه در حفظ حجاب بسیار دشوار است. اوضاع فرهنگی مدارس، دانشگاه‌ها و حتی سینما و تلویزیون انسان‌ها را به‌سوی ارزش‌های اخلاقی و دینی سوق نمی‌دهد.

 

 

* خارج از مسائل قانونی درباره موضوع حجاب، راهکارهای سلبی سازنده‌تر است یا راهکارهای فرهنگی؟

از نظر من در حال حاضر صرف پیشگیری یا مجازات کافی نیست؛ هر دوی اینها باید کنار یکدیگر اِعمال شوند تا بتوانیم به نتیجه مطلوب دست یابیم. کار فرهنگی درباره موضوع بدحجابی باید ملازم برخورد سلبی باشد، اما باید درصد بیشتری را به خود اختصاص دهد، اتفاقاً در پژوهشی که کردم، به مسئله تکلیف‌ بودن و لزوم جرم انگاشتن مسئله بدحجابی از منظر قرآن و حتی قوانین لیبرالیستی پرداختم.

* درباره جرم‌انگاری مسئله بدحجابی به چه استدلال‌هایی دست یافتید؟

ابتدا درباره خود مفهوم جرم‌انگاری توضیحی بدهم؛ جرم‌انگاری فرایندی است که به‌موجب آن، قانونگذار با در نظر گرفتن هنجارها و ارزش‌های اساسی جامعه و با تکیه بر مبانی نظری مورد قبول خود، برای فعل یا ترک فعلی ضمانت اجرای کیفری وضع می‌کند، این فرایندی سه مرحله‌ای است؛ در اولین مرحله، از آنجایی که اصل بر آزادی انسان است و جرم‌انگاری، این آزادی را محدود می‌کند، برای جرم‌انگاریِ فعل یا ترک فعلی، باید قبل از هر چیز ضرورت آن به اثبات برسد.

با توجه به این دو گزاره، فعل یا ترک فعلی را جرم‌انگاری می‌کنیم. اگر اصل بر آزادی انسان است و جرم‌انگاری محدودیت در آزادی انسان است، باید اثبات کنیم این اِعمال محدودیت ضرورت دارد. "جاناتان شُنشک" Jonathan Schonsheck با تأسیس روش پالایش در فرایند تصمیم‌گیری راجع به جرم‌انگاری، ورود هر رفتاری را به سیاهه قوانین کیفری، مستلزم عبور از سه مرحله یا فیلتر می‌داند؛

الف) فیلتر اصول؛ بر اساس این فیلتر، در وهله اول باید ثابت شود که رفتار بر اساس یک‌سری اصول نظری راجع به جرم‌انگاری (مثلاً اصل صدمه) وارد حوزه جرایم می‌شود.

ب) فیلتر دوم، پیش‌فرض‌ها است. در این مرحله اثبات می‌شود که جز مجازات، راه‌حل دیگری برای رفتار ضدارزش جامعه وجود ندارد. این فیلتر بیان می‌دارد که روش‌هایی که واجد کمترین مزاحمت برای فرد است و کمتر جنبه آمرانه دارد، نسبت به روش‌هایی که مزاحمت بیشتری را برای او فراهم می‌کنند، برترند؛ از این رو حکومت باید تنها هنگامی به جرم‌انگاری رفتاری متوسل شود که بتواند با دلایل قطعی و یقینی ثابت کند که جز مجازات راه‌‌حل دیگری برای جلوگیری از آن وجود ندارد.

ج) فیلتر سوم، فیلتر کارکردها است. در این مرحله مصلحت یا مفسده جرم‌انگاری مورد بررسی قرار می‌گیرد. اگر مصلحت آن نسبت به مفسده بیشتر باشد، آن وقت می‌توان برای این رفتار مجازات تعیین کرد و آن را جرم‌انگاری کرد.

از این جهت در فیلتر اول باید اثبات کنیم که جرم‌انگاریِ بی‌حجابی یا بدحجابی ضرورت دارد؛ در این باره از دو رویکرد استفاده کردم؛ منظر اول این است که باید دانست حجاب، تکلیف‌مدار است یا حق‌مدار؟ اگر اثبات کنیم حجاب امری تکلیف‌مدار است نه حق‌مدار، آن وقت می‌توان بدحجابی یا بی‌حجابی را جرم‌انگاری کرد.

* منظور از حق‌مداری؟
یعنی؛ آیا خود فرد حق دارد حجاب داشته باشد یا خیر؟ اگر تکلیف‌مدار باشد، فرد نمی‌تواند ادعا کند که نباید حجاب داشته باشم؛ بنابراین باید حجاب را رعایت کند.

دستورات قرآنی خداوند در حفظ حجاب

* چگونه می‌توان اثبات کرد که حجاب امری تکلیفی است نه حقی که به‌عهده افراد است؟

برای اثباتِ تکلیف‌مدار بودن حجاب، به آیاتی از قرآن اشاره کردم. آیات حجاب در 5 مرحله نازل شده است؛

مرحله اول، آیات 32 و 33 سوره احزاب. خداوند به زنان پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم امر کرد که از حجره‌های خود جز موارد ضروری بیرون نیایند و همچنین با ناز و کرشمه با مردان سخن نگویند و مانند دوران جاهلیت، خود را زینت ندهند؛ "یا نِساءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلاتَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذی فی‏ قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً»، «وَ قَرْنَ فی‏ بُیُوتِکُنَّ وَ لاتَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولی...»؛ اى همسران پیامبر، شما اگر تقوا پیشه کنید، مانند هیچ یک از زنان نیستید؛ پس در گفتار خود، نرمى و طنّازى [چنان‌که عادت بیشتر زنان است] نداشته باشید تا کسى که بیماردل است طمع کند، و سخن پسندیده گویید؛ و در خانه‏‌هایتان قرار و آرام گیرید و [میان نامحرمان و کوچه و بازار] مانند زنان دوران جاهلیت پیشین ظاهر نشوید...».

مرحله دوم، آیه 53 سوره احزاب است؛ در این آیه خداوند به تمام مردان دستور می‌دهد از پشت‌پرده با زنان پیامبر سخن گویند. "وَ إِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَ‌اءِ حِجَابٍ؛و چون از زنان پیامبر چیزی خواستید از پشت‌پرده از آنان بخواهید؛ این برای دل‌های شما و دل‌های آنان پاکیزه‌تر است."، سپس دلیل این دستور را چنین بیان می فرماید: "ذَلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ؛ حجاب برای آنکه دل‌های شما و آنان پاکیزه بماند، بهتر است."

در مرحله سوم، در آیه 55 سوره احزاب، خویشاوندان نَسَبی همسران پیامبر از دایره این حکم خارج شدند و اجازه یافتند با همسران پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بدون نیاز به حائل سخن گویند: "لا جُناحَ عَلَیْهِنَّ فی‏ آبائِهِنَّ وَ لا أَبْنائِهِنَّ وَ لا إِخْوانِهِنَّ وَ لا أَبْناءِ إِخْوانِهِنَّ وَ لا أَبْناءِ أَخَواتِهِنَّ وَ لا نِسائِهِنَّ وَ لا ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُنَّ وَ اتَّقینَ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلی‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ شَهیداً."

مرحله چهارم، آیه 59 احزاب است. در این آیه جلباب، به‌عنوان حقی برای همسران و دختران پیامبر و زنان مؤمن قرار داده شد: "یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنی‏ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلایُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیماً؛ اى پیامبر، به همسرانت و دخترانت و همسران کسانى که مؤمنند بگو: چادرهایشان را بر خود فرو پوشند؛ این [پوشش] به اینکه [به عفت و پاکدامنى] شناخته شوند، نزدیک‏تر است و در نتیجه [از سوى مردم بی‌تقوا] مورد آزار قرار نخواهند گرفت؛ و خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.‏"

در مرحله پنجم، آیات 30 و 31 سوره نور است که احکام حجاب بانوان را روشن کرد: "قلْ لِلْمُؤْمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکی‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما یَصْنَعُونَ(30)وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لایُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلی‏ جُیُوبِهِنَّ...؛ به مردان مؤمن بگو چشمان خود را فرو بندند و خود را حفظ کنند؛ این براى آنان پاکیزه‏‌تر است؛ قطعاً خدا به کارهایى که می‌کنند، آگاه است؛ و به زنان باایمان بگو چشمان خود را از آنچه حرام است فرو بندند و خود را حفظ کنند و زینت خود را مگر مقدارى که پیداست آشکار نکنند و [براى پوشاندن گردن و سینه] مقنعه‌‏هاى خود را به‌روى گریبان‏‌هایشان بیندازند...».

همچنین در احادیث متعددی نیز اشاره به ضرورت حجاب شده است. در زمینه حجاب روایات فراوانی وارد شده که برخی توصیفی و برخی دیگر دستوری است؛ مثلاً جابربن عبدالله انصاری می‌گوید رسول‌الله صلّی اللّه علیه و آله به‌قصد دیدار حضرت فاطمه علیها السّلام الله خارج شد، در حالی که من همراه ایشان بودم. هنگامی که به در خانه رسیدیم، دستش را به‌روی در گذاشت و آن را فشار داد؛ سپس فرمود "السلام علیک". حضرت فاطمه جواب داد "علیکم السلام یا رسول‌الله!". پیامبر فرمود: "آیا من به‌همراه کسی که با من است داخل شویم؟"، حضرت فاطمه عرض کرد: "یا رسول‌الله پوششی بر سر ندارم". پیامبر فرمود: "اضافه روپوشت را بگیر و با آن سرت را بپوشان"؛ حضرت فاطمه این کار را کرد. جابر ادامه می‌دهد که من و رسول خدا(ص) داخل شدیم.

امام صادق علیه السّلام نیز با لسان دستوری در این خصوص می‌فرمایند: "نَهَى أَنْ تَتَزَیَّنَ‏ الْمَرْأَةُ لِغَیْرِ زَوْجِهَا فَإِنْ فَعَلَتْ کَانَ حَقّاً عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ یُحْرِقَهَا بِالنَّار؛ پیامبر نهی فرمود که زن برای مرد اجنبی زینت کند. اگر چنین کرد، حق است که خدا او را به‌آتش بسوزاند. (الأمالی صدوق، النص، ص423)

در کتب اهل‌سنت نیز به این مضامین روایاتی از پیامبر اکرم درج شده است؛ از جمله روایت است که اسماء دختر ابی‌بکر با لباس‌های نازک بر پیامبر وارد شد. آن حضرت به‌نشانه اعتراض از او روی گرداند و فرمود: "یا اسماء انّ المرأة اذا بلغت المحیض لم‌تصلح ان یری منها الّا هذا و هذا؛ ای اسما زن وقتی به حد بلوغ رسید، نباید جایی از بدن و اندامش دیده شود، مگر صورت و دستها" (الصابونی، 1421ه، ص385)

* با توجه به اینکه جرم‌انگاری صورت گرفته است، اما در عین حال مشاهده می‌کنیم در برخی ادارات دولتی ما حجاب اسلامی رعایت نمی‌شود، این چالش از کجا ناشی می‌شود؟

در مسئله حجاب ضعف قانونی داریم. بدحجابی و بی‌حجابی تاکنون جرم‌انگاری نشده است. مفهوم عام در قانون مجازات به‌نام «اَعمال منافی عفت» داریم. شاید بتوان بی‌حجابی را ذیل این عنوان تعریف کرد، اما صراحتاً درباره بی‌حجابی متنی قانونی نداریم.

حجاب باید از سطح آیین‌نامه‌ای تبدیل به قانون شود

 * اما هر کدام از ادارات آیین‌نامه‌هایی در زمینه رعایت حجاب دارند؛ تکلیف این آیین‌نامه‌ها چیست؟

آیین‌نامه، ارزش و اعتبار قانون را ندارد؛ حتی محکمه قضائی هم می‌تواند آن را مورد قبول قرار نداده و به آن اعتبار ندهد. آنچه در اجرا، کارایی دارد، قانون است، بنابراین در درجه اول مجلس شورای اسلامی باید بازبینی در قوانین جزایی ما داشته باشد. در تفاوت قانون با آیین‌نامه آمده است: «قانون حاکم بر تمام مردم و سازمان‏‌های دولتی است و اگر طبق تشریفاتِ مقرر در قانون اساسی تصویب و امضا شود، هیچ مرجعی حق الغای آن را ندارد و فقط قوه مقننه می‌تواند با وضع قانون دیگری، به‌طور صریح یا ضمنی، آن ‏را نسخ کند، اما اعتبارِ تصمیم‏‌های قوه مجریه محدود به مفاد قوانین است و در صورتی اعتبار دارد که مخالف مصوبات مجلس نباشد، در این صورت، نه‌تنها دادگاه‌ها بر اساس اصل 170 قانون اساسی باید از اجرای این گونه تصمیم‌ها خودداری کنند؛ هر ذی‌نفع نیز حق دارد از دیوان عدالت اداری ابطال آنها را بخواهد، به‌اضافه تصویب‌نامه‌ها و آیین‌نامه‌‏های اداری، قوه مجریه را پایبند نمی‌کند، زیرا مقامِ تصویب‌کننده یا مقام بالاتر می‏‌تواند با گرفتن تصمیم تازه‌‏ای آن را نسخ کند.»

بدحجابی آسیب‌های عمومی را در پی دارد

* شما در بخشی از پژوهش‌ خود بر اساس اصول لیبرالی درباره اثبات اینکه الزام حجاب، تضادی با آزادی فردی ندارد و به‌عنوان تکلیف قانونی محسوب می‌شود سخن گفتید، منظور شما از طرح این مسئله چه بود؟

نظام لیبرال مبتنی بر آزادی مطلق است و معتقدند این اصل آزادی را به‌هیچ‌وجه نمی‌توان محدود کرد، مگر در برخی موارد استثنایی؛‌ مثل اصل ضرر، اصل مزاحمت، اصل حمایتگری قانونی و نیز اصل اخلاق‌گرایی قانونی. با توجه به این موارد، به‌صورت خیلی جزئی آزادیِ مدنظر خود را مقید به این اصول می‌کنند. ما جهت اثبات ضرورت جرم‌انگاریِ پدیده بدحجابی از همین اصول محدودکننده نظام لیبرال استفاده کردیم؛ همان‌گونه که آنها معتقدند اصل ضرر محدودکننده آزادی است، ما نیز از همین اصل استفاده کردیم و ضرورت جرم‌انگاریِ بدحجابی را اثبات کردیم؛ به این معنا که وقتی بی‌حجابی در جامعه‌ای شیوع می‌یابد، ممکن است افراد خانواده‌ای تحت تأثیر منفی این امر قرار گیرند و به این ترتیب موجبات تزلزل خانواده را فراهم کند. وقتی بنیان خانواده متزلزل شود، به‌طور طبیعی اعضای آن خانواده ضررهای جبران‌ناپذیری می‌بینند؛ از این جهت به‌دلیل ضرر به غیر، بی‌حجابی یا بدحجابی باید جرم‌انگاری شود.

دومین اصل لیبرال‌ها، مسئله مزاحمت است؛ یعنی آزادی زمانی مصداق دارد که مزاحمتی در کار نباشد. اصل مزاحمت بر ممنوعیت رفتارهایی که ماهیتاً برای دیگران آزاردهنده‌اند تأکید دارد، هرچند این رفتارها ضرری ملموس و محسوس به‌دنبال نداشته باشند؛ درواقع مزاحمت در مقایسه با ضرر موجب نقض حقوق یا سدّ منافع کسی نمی‌شود و آسیب جسمی یا مادی ایجاد نمی‌کند بلکه صرفاً اسباب اذیت و آزار دیگران را فراهم می‌کند، از مواردی که لیبرال‌ها به‌استناد اصل مزاحمت خواستار جرم‌انگاری آنها شده‌اند می‌توان به توهین علنی، افشای سِرّ، افترا، فحشای علنی، هرزه‌نگاری و... اشاره کرد، نهایتاً باید گفت که رفتار آزاررسان باید به‌لحاظ اخلاقی غلط (غیرقابل دفاع و غیرقابل توجیه) باشد. معیار غلط بودن رفتار نیز شهودها و باورهای اخلاقی مردم است، بنابراین در فرضی که رفتار آزاررسان اخلاقاً غلط و غیرقابل دفاع و غیر قابل توجیه نباشد، نمی‌توان آن را از رهگذر جرم‌انگاری ثبت کرد.

قانون اجازه نمی‌دهد افراد به خود آسیب برسانند

موضوعی به‌نام حمایتگری قانونی داریم؛ به این معنا که بی‌حجابی و بدحجابی علاوه بر اینکه برای سایر افراد جامعه آسیب‌هایی به‌همراه دارد، برای خود فرد هم آسیب‌رسان است؛ یعنی فردی که با بدحجابی در جامعه ظاهر می‌شود، نسبت به افراد باحجاب، بیشتر مورد تعرض قرار می‌گیرد، از این رو برای جلوگیری از آسیب احتمالی که ممکن است فرد دچار آن شود، قانون می‌گوید علاوه بر جلوگیری از آسیب دیگران به وی، باید از ضرر به خود فرد هم جلوگیری کنم، مثال ساده آن، استفاده از کلاه ایمنی است که قانون شما را ملزم به استفاده از آن می‌کند؛ چرا که قانون خود را موظف به حفظ جان افراد جامعه و حمایت از آنها می‌داند.

حجاب امری فردگرا نیست بلکه مسئله‌ای اجتماعی است

نکته آخر اینکه حجاب اگر محدودکننده هم باشد، به‌دلیل حفظ بنیان‌های اجتماعی است؛ از این منظر، فرد نباید خودنگر یا خودمحور باشد بلکه باید خود را در پازلی فرض کند که همگان در این پازل نقش‌های خود را ایفا می‌کنند؛ بنابراین باید نسبت به حقوق سایرین احترام گزارد. اگر آن فرد تقیدی در زندگی نداشته باشد و یا دچار بیماری شود، سایرین را هم مورد آسیب قرار می‌دهد، به‌ویژه موجب تزلزل پایه‌های خانواده خویش و بعد جامعه می‌شود، از این رو قوانین و احکام ادیان الهی صرفاً فردگرا نیست بلکه در بستر و پازل تمدنی قابل خوانش است.

انتهای پیام/+

واژه های کاربردی مرتبط
واژه های کاربردی مرتبط