گزارش تسنیم|«رمضان عبدالله»؛ دکتری که ۵ میلیون دلار جایزه ترورش بود

اسحاق رابین ۱۰ روز بعد از ترور «فتحی شقاقی» توسط یک جوان یهودی به قتل رسید و نماند تا آشی که اقتصاددان جوان فلسطینی برای «دولت یهود» پخت را بچشد.

گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم- روز دوم بهمن ماه 1373 شمسی، 2 جوان شهادت طلب فلسطینی، در منطقه «بیت لید» خود را به محل تجمع نظامیان ارتش صهیونیستی رسانده و با 2 انفجار، 22 اشغالگر صهیونیست را به قتل رساندند.

تصویری از عملیات بیت لید و مجریان شهاد طلب آن، شهیدان: انور سکر و صلاح شاکر از جنبش جهاد اسلامی فلسطین

این عملیات ضربه‌ای هولناک برای دولتی بود که ریاست آن را «اسحاق رابین» بر عهده داشت. رابین در میان افکار عمومی اتباع اسراییل، علاوه بر این که به عنوان «فاتح اورشلیم» شناخته می شد، حدود 18 ماه قبل، نخستین معاهده به اصطلاح صلح را با «سازمان آزادی بخش فلسطین» به امضا رسانده بود گه البته به خاطر آن، هم جایزه صلح نوبل را به خود اختصاص داد و هم خشم صهیونیست های تندرو را به جان خرید.

«عملیات بیت لید» چنان اسحاق رابین را آشفته کرد که آشکارا طی مصاحبه‌ای، خسارات این اتفاق را معادل با حمله ده‌ها فروند هواپیمای جنگنده دانست اما آنچه بیشتر بر کینه مسئولان «دولت عبری» دامن می‌زد، قبول مسئولیت این عملیات از سوی رهبر «سازمان جهاد اسلامی فلسطین» یعنی دکتر فتحی شقاقی بود؛ پزشکی فلسطینی که در بایگانی امنیتی رژیم صهیونیستی، سابقه 3 سال زندان و سپس تبعید به لبنان را داشت. جرمش این بود که در نوار غزه، علاوه بر طبابت، اقدام به سازمان دهی یک تشکیلات مسلحانه کرده بود.

شهید فتحی شقاقی (ابو ابراهیم) اولین دبیرکل جنبش جهاد اسلامی فلسطین

آن روزها هیچکدام از صهیونیست‌ها، دکتر جوان فلسطینی و رفقایش را که گروهی تحت عنوان «جهاد اسلامی فلسطین» تاسیس کرده بودند، جدی نمی‌گرفت ولی حالا، حدود 10 سال بعد از تبعید «فتحی شقاقی»، او با چنین اقدام پرتلفاتی، مانند صاعقه بر فرق ژنرال افسانه‌ای اسرائیل فرود آمده بود.

رابین، بلافاصله موساد را مامور به ترور فتحی شقاقی کرد. صدر تا ذیل موساد برای اجرای این دستور بسیج شد و در نهایت، 9 ماه بعد، نخستین دبیرکل جنبش جهاد اسلامی فلسطین، در جزیره مالت (ایتالیا) هدف گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید.

این یک قتل هدفمند بر اساس استراتژی حساب شده نبود بلکه واکنش آنی اسرائیل به ضربه‌ای دردناک بود. عملیات بیت لید و پذیرش شجاعانه مسئولیت آن از طرف دکتر شقاقی، جهاد اسلامی را به شهرتی توام با خوشنامی رسانده بود که نتیجه طبیعی آن، افزایش داوطلبان پیوستن به سازمان جهادی اسلامی و بالا رفتن ضریب نفوذ آن در میان جامعه فلسطینی بود و حالا با شهادت رهبر سازمان، این آوازه و خوش نامی دوچندان می‌شد.

جانشین دکتر شقاقی، یک استاد دانشگاه رشته اقتصاد بود که آن روزها در اروپا به سر می برد. اعضای سازمان، با پنهان کاری کامل، ابتدا ترتیب سفر وی به سوریه را دادند و پس از اطمینان از سلامتش، او را به عنوان دبیرکل جدید جنبش جهاد اسلامی فلسطین معرفی کردند: دکتر رمضان عبدالله شلح.

دکتر رمضان عبدالله شلح با شهادت دکتر فتحی شقاقی دبیرکل جنبش جهاد اسلامی فلسطین شد

خیلی نبودند کسانی که می‌دانستند او در دوران دانشجویی خود در مصر (اواخر دهه 1970) با فتحی شقاقی آشنا شده و به حلقه دوستان نزدیک او پیوسته است اما درباره اینکه وی سال‌ها از فلسطین دور بوده و در غرب زندگی کرده است زمزمه‌ها بسیار بود.

رابین آن قدر متبختر و از همه مهمتر، درگیر مشکلات اطرافش بود که اهمیتی به این استاد دانشگاهِ از فرنگ برگشته ندهد. او ده روز بعد از ترور «فتحی شقاقی» توسط یک جوان یهودی به قتل رسید و نماند تا آشی که آن پرفسور اقتصاد برای «دولت یهود» پخت را بچشد.

***

رمضان عبدالله شلح متولد اول ژانویه 1958 در محله «الشجاعیة» نوار غزه، پس از گذراندن دوران تحصیلات متوسطه در محل تولد خود برای تحصیل در رشته اقتصاد به مصر رفت و مدرک کارشناسی خود در حوزه اقتصاد را در سال 1981 از دانشگاه «الزقازیق» این کشور دریافت کرد.

آشنایی او با شهید دکتر فتحی شقاقی-که تشکیلات جهادی نوپایی با نام «طلایه داران اسلامی» را سازماندهی کرده بود- به سال 1978 برمی‌گردد. این گروه بعدها مقدمه تشکیل جنبش جهاد اسلامی شد.

عبدالله مدتی پس از این آشنایی به غزه بازگشت و در دانشگاه اسلامی این شهر به عنوان استاد اقتصاد مشغول به تدریس شد. خطبه‌های جهادی شلح در این دوره خشم صهیونیست‌ها را در پی داشت تا جایی که او را تحت فشار قرار داده از تدریس در دانشگاه نیز محروم کردند.

شلح در سال 1986 به لندن رفت و 4 سال بعد، از دانشگاه «دورهام» انگلستان دکترای اقتصاد گرفت ولی همچنان به موازات تحصیل، از فعالیت‌های دینی و جهادی خود نیز غافل نماند.

دکتر عبدالله به مدت تقریبا 2 سال (از 1993 تا 1995) به آمریکا رفت و در آنجا ضمن تأسیس، مدیریت مرکز تحقیقات اسلامی و جهانی فلوریدا و نیز ریاست هیات تحریریه فصلنامه قراءات سیاسیة را برعهده گرفت.

در سال 1995 با هدف بازگشت به فلسطین به سوریه رفت و در آنجا طی 6 ماه با کمک فتحی شقاقی مشغول تدوین طرح‌های توسعه فعالیت‌های جهادی در فلسطین شد.

با ترور دکتر فتحی شقاقی به دست موساد، دکتر رمضان عبدالله شلح در نشست جنبش جهاد اسلامی به عنوان دبیرکل این جنبش انتخاب شد.

چند سال بعد، در جریان انتفاضه دوم، صهیونیست‌ها او را به عنوان یکی از عاملان عملیات‌های جهادی و یکی از خطرناکترین دشمنان خود معرفی کردند و در سال 2003 نیز دولت آمریکا رمضان شلح را به اتهام اقدامات تروریستی تحریم کرد و در لیست سیاه خود قرار داد و برای ترور یا دستگیری او جایزه 5 میلیون دلاری تعیین کرد.

***

روز 12 فروردین 1381 شمسی، واحدهایی از ارتش صهیونیستی، به اردوگاه فلسطینی «جنین» حمله برد. هدف از این عملیات نظامی، بازداشت یا قتل چریک‌های فلسطینی بود که  در این اردوگاه زندگی می‌کردند.

دستگاه‌های امنیتی اسراییل طی ماه‌های گذشته که تعداد عملیات شهادت طلبانه در سرزمین‌های اشغالی بالا رفته بود، در تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند که طراحی، هدایت و اجرای اکثر آنها در این اردوگاه انجام شده است.

همه جستجوها به یک نام ختم می‌شد: «محمود طوالبه». معلوم شد که او فرمانده شاخه نظامی سازمان جهادی اسلامی فلسطین در اردوگاه جنین است. هدف اصلی حمله به اردوگاه، در حقیقت دستگیری یا کشتن این فرمانده بود.

شهید محمود طوالبه

نبرد در اردوگاه جنین 2 هفته طول کشید و در نهایت حتی نتوانستند جنازه محمود طوالبه را ببینند. محلی را که محمود و یارانش، پس از مدت‌ها جنگ و گریز در آن سنگر گرفته بودند شناسایی کردند و با هلی‌کوپترهای آپاچی، آنقدر مهمات کوبیدند تا یقین حاصل شود که کسی زنده نمانده است.

پس از آواربرداری، جز مقدار معدودی جسدهای پاره پاره غیرقابل شناسایی، چیزی به دست نیامد. از آن طرف، ارتش صهیونیستی نیز با حدود 20 سرباز ارتش اسراییل، درون کیسه‌های حمل جسد از جنین خارج شد.  

«محمود طوالبه» در زمان شهادت 22 ساله بود، یعنی هنگام تاسیس سازمان جهاد اسلامی توسط دکتر فتحی شقاقی، یکی-دو سال بیشتر نداشت و تنها یک نفر از نسلی بود که هنگام رهبری دکتر رمضان عبدالله بر سازمان جهاد اسلامی، به آن پبوسته و تربیت شدند.

استاد اقتصادی که غالبا پیش‌بینی می شد دوران مسئولیتش به افول سازمان جهاد اسلامی و اکتفای آن به فاز سیاسی ختم شود، طی کمتر از یک دهه موفق شد سطح عملیاتی را در شاخه نظامی تا جایی بالا ببرد که برای حذف یک فرمانده کم سن و سالش، نخبه گان ارتش صهیونیستی برای حذف اووارد عمل شدند و هزینه های سنگین آن را هم به گردن گرفتند.

3 سال بعد از شهادت «طوالبه»، صهیونیست‌ها نوار غزه را تخلیه کرده و از آنجا عقب نشینی کردند. عملیات های ضدصهیونیستی رزمندگان «گروهان های قدس» (شاخه نظامی جهاد اسلامی) در صدر عواملی قرار داشت که «آریل شارون» را وادار به اتخاذ چنین تصمیمی کرد.

در جنگ‌های چند گانه غزه نیز، رزمندگان جهاد اسلامی، دوشادوش مجاهدان حماس، نبرد زمینی سختی را با صهیونیست ها تجربه کردند اما از همه این موارد مهمتر، جنگ موشکی بود.

با پیگیری‌های رمضان عبدالله، سازمان جهاداسلامی فلسطین، موشک را به عنوان سلاحی استراتژیک وارد جنگ‌های خود علیه صهیونیست‌ها کردند و یگان‌های موشکی قدرتمندی در غزه تشکیل دادند.

حالا دیگر جهاد اسلامی، سازمانی کوچک نبود که کارنامه عملیات سالانه‌اش به چند عملیات استشهادی محدود شود. حالا جهاد اسلامی فلسطین، در وزن کشی های سیاسی و نظامی اسراییل، جایگاهی منحصربفرد داشت و همه اینها مرهون رهبری پخته، مومنانه و مدبرانه دکتر رمضان عبدالله بود؛ مردی که با الگوبرداری صحیح از نبردهای حزب الله لبنان با صهیونیست‌ها در دهه 90 میلادی، موفق به تکرار آن الگو در سرزمین های اشغالی شد و نتایج درخشانی برای مردم و سرزمین اش به دست آورد.

امید فراوان بود که او نیز در صفوف اقامه کنندگان نماز فتح در مسجدالاقصی باشد اما تقدیر الهی به گونه ای دیگر رقم خورد. خدایش بیامرزد که حق فرزندی را نسبت به سرزمین‌اش و حق برادری را نسبت به ما ادا کرد.

* محمدعلی صمدی

انتهای پیام/