هجر حبیب |روایت حاج قاسم از عملیات کربلای۴

در خاطرات شفاهی شهید قاسم سلیمانی آمده: به رغم اینکه بعضی ها تصور می کنند کربلای۴ عملیات ناموفقی بود فکر می کنم این عملیات جزء موفق ترین عملیاتها بود.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، یکی از رویدادهای مهم تاریخ 8 سال دفاع مقدس عملیات کربلای چهار است، عملیاتی که بعد از چندین ماه توسط فرماندهان ایرانی طراحی و در سال ششم جنگ اجرا شد. اطلاعات عملیات کربلای چهار توسط کشور آمریکا و منافقین در اختیار عراق قرار گرفت و به همین علت به هدف نهایی خود که تهدید شهر بصره بود نرسید اما جزایر تصرف شده در این عملیات باعث شد کربلای پنج به موفقیت برسد.

سپهبد شهید قاسم سلیمانی در روایت این عملیات، سخنان فراوانی داشته است که بخشی از آن در برش‌هایی از خاطرات شفاهی‌اش در قالب کتاب «ذوالفقار» به رشته تحریر درآمده است. قسمتی از خاطرات شفاهی حاج قاسم درباره کربلای 4 در ادامه می‌آید:

در عملیات کربلای چهار یکی از فرمانده گردان های ما داخل یکی از چولان های منطقه عملیاتی کربلای چهار نشسته بود و با بچه های غواص داشتند این کفش های غواصی را پای خودشان می کردند. خب، عملیات کربلای چهار همان لحظه قبل از شروع عملیات لو رفت و دشمن روی ساحل خودمان آتش باز کرد.

ساحل هم ساحل کم عرضی بود. همین رودخانه اروندرود بود. در اینجا در نقطه بین نهر خین و نهر عرایض در یک نقطه کوتاه و کوچکی، تعداد زیادی از لشکرها داشتند وارد ساحل می شدند. عرض رودخانه هم در این نقطه کلا 400 متر بود. بچه ها لای این چولان ها، این نی های کوتاه نشسته بودند و داشتند فین پای خودشان می کردند؛ این کفش های غواصی را.

یک مرتبه مثل اینکه یک انفجار عظیم شد. دشمن همه آتشش را باز کرد توی این نقطه، توی این ساحل که شاید این ساحل از نقطه تقاطع کارون و اروند تا نقطه نهر عرایض 10 یا 15 کیلومتر بود. حالا شاید من چند کیلومتر اشتباه بکنم. دشمن در یک نقطه محدودی همه آتشش را باز کرد. آنجا هواپیماها آمدند، منور ریختند و مثل روز کل منطقه روشن شد.

من لب خاکریز نشسته بودم. نگاه کردم، دیدم این فرمانده گردان از پایین به من نگاه کرد و چشمش را به چشم من دوخت. با نگاه خودش می خواست از من کسب تکلیف کند که چه کار بکنم؟ این در حالی بود که جوی خون از توی این چولانها به سمت رودخانه جاری شده بود. در همین نقطه حداقل 10 یا 15 تا از بچه ها شهید شدند.

در پل دریاچه ماهی وقتی گردان می خواست از اول بیاید آخر پل، اول پل اگر گردان 300 نفر بود، آخر پل به 200 نفر می رسید. یا مجروح می شدند و یا شهید. اطراف این پل مجروح و جنازه می‌ریخت. اما فرمانده گردان ایستاده می‌آمد. وقتی به او گفتم برو، سوال نکرد. دیگر وقت غافلگیری هم نبود. با «یا زهرا(س)» و «یا حسین(ع)» با همین حال رفتند.

عراقی ها مثل این صیادهایی که مرغابی صید می کنند، لب ساحل ایستاده بودند. بچه ها رفتند ساحل را شکستند. من به رغم اینکه بعضی ها تصور می کنند کربلای چهار عملیات ناموفقی بود فکر می کنم این عملیات جزء موفق ترین عملیات ها بود به این دلیل.

***

آنچه باعث موفقیت در کربلای 5 شد

ناموفق بودن عملیات کربلای چهار(در اهداف از پیش تعیین شده عملیات) منشأ تبلیغات وسیعی برای دشمن شد و همه شکست های خود را در فاو و کربلای یک در پشت این عملیات پنهان کرد. به صورت آمارهای کاذب تلفات ما را اعلام کرد. همچنین این عدم موفقیت تاثیرات روانی بسیاری در جبهه ما داشت. ما برای یک عملیات قطعا توجیهات گسترده‌ای انجام می‌دادیم. وقتی ناکامی به وجود می‌آمد، در روحیه ها تاثیر زیادی داشت.

روزهای دوم و سوم پس از بازگشت از کربلای چهار وقتی وارد اردوگاه ها میشدی، کمتر لبی را خندان می دیدی. یک نگرانی عمومی جبهه را فرا گرفته بود. نکته مهم دیگری که وجود دارد این بود که در بحث جابجایی و آماده سازی نیروها ما دچار مشکل بودیم. حداقل برای یک عملیات شش ماه باید زمین را آماده می کردیم. جلسات زیادی گذاشتیم و آقای هاشمی رفسنجانی هم همیشه شرکت می کردند. یکی از بحث‌ها این بود که ما باید برای یک عملیات آماده شویم و این عدم موفقیت را جبران کنیم.

انتهای پیام/

واژه های کاربردی مرتبط
واژه های کاربردی مرتبط