دانایی‌فر: جنگ ۱۲روزه مهر باطل بر" توافق ابراهیم" زد/ بُرد سلاح‌های مقاومت به کل سرزمین‌ اشغالی رسید

سفیر سابق ایران در عراق معتقد است جنگ ۱۲روزه غزه تئوری صلح اعراب و رژیم صهیونیستی بدون فلسطینیان را باطل کرد و نشان داد فلسطین موضوع اول جهان عرب و اسلام است.

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، سرانجام پس از 12 روز درگیری اوایل روز جمعه (31 خرداد ماه) آتش بین نیروهای اسرائیلی و گروه‌های مقاومت فلسطینی برقرار شد. درباره عواقب و پیامدهای این جنگ با آقای حسن دانایی‌فر سفیر سابق کشورمان در عراق گفت‌وگو کردیم. وی معتقد است این جنگ دارای آثار مهمی در سطح فلسطین و منطقه غرب آسیا دارد که مهمترین آنها عبارتند از ایجاد تعادل در میدان و عمل، ابطال توافق ابراهیم، غافلگیری رژیم صهیونیستی از عملکرد مقاومت فلسطین و این‌که جنگ 12روزه به نماد وحدت فلسطینی‌ها تبدیل شد.

وی جنگ اخیر غزه را  نقطه عطفی میان تمام حوادثی که از سال 1945 تاکنون در سرزمین اشغالی رخ داد دانست و گفت: این جنگ اول، در عمل و در میدان نوعی تعادل راهبردی و توازن قدرت را به وجود آورد، یعنی «بزنی می‌زنم» شعار هم همین بود و تفاوتش با حرکت‌های قبلی این بود.

دانایی‌فر یکی دیگر از دستاوردهای این حادثه 12روزه را باطل کردن تئوری صلح اعراب و رژیم صهیونیستی بدون فلسطینیان دانست و افزود: آقای کوشنر داماد ترامپ (رئیس‌جمهور وقت آمریکا) به‌طور جدی گفت "ما چه‌کار به فلسطینی‌ها داریم، دوست داشته باشند می‌آیند، دوست هم نداشته باشند ما کار خودمان را می‌کنیم".

این کارشناش ارشد غرب آسیا  با اشاره به وحدت و هماهنگی راهبردی بین کل فلسطینی‌ها در جنگ اخیر غزه گفت: این جنگ به نماد و تابلوی وحدت و هماهنگی راهبردی فلسطین‌ها تبدیل شد، یعنی فقط غزه نبود، فقط قدس نبود، بلکه در حیفا، در تل‌آویو و در جای جای سرزمین‌های اشغالی این وحدت شکل گرفت.

دانایی‌فر به عنصر غافلگیری رژیم صهیونیستی در رویارویی با مقاومت اشاره و تأکید کرد: اینها در نبردها و جنگ‌های قبلی گفتند "ما زیربنای نیروهای مقاومت را در غزه نابود کردیم"، اما شما می‌بینید غزه‌ای با مساحت جغرافیایی کم  که از هوا، دریا و زمین کاملاً کنترل می‌شود بیاید آن‌قدر امکانات و تجهیزات نظامی درست کند که باعث غافلگیری شود و تا آخرین لحظه آتش‌بس هم شلیک موشک‌های مقاومت را نتوانستند متوقف کنند. برد سلاح‌های مقاومت به کل سرزمین‌های اشغالی رسید. برای اولین بار است که فرودگاه‌های اسرائیل برای ورود هواپیماهای خارجی ناامن می‌شود.

 

در ادامه متن کامل مصاحبه آمده است:‌

تسنیم: نظرتان در مورد تحولات اخیری که در فلسطین اتفاق افتاده است به‌طور کلی چیست؟ و این رخدادهایی که در این 10ـ12 روز مشاهده شده است چه تفاوتهایی با حوادث و مسائل دیگر فلسطین در سالهای گذشته دارد؟

به‌نظر می‌رسد که در طول این دو دهه گذشته حوادث قابل‌توجهی بین رژیم اشغالگر قدس و فلسطینی‌ها و همچنین حزب‌الله لبنان اتفاق افتاده که هر کدام از آنها پیام‌های خاص خودش را داشته است شاید به‌قول عرب‌ها تاج المعارک یا تاج این نبردها از بابت مفاهیم و دستاوردهای میدانی و سیاسی، جنگ 33روزه بود که متعاقب آن جنگ‌های 22روزه، 11روزه، 7روزه، 3روزه و امثال اینها در منطقه غزه با رژیم اشغالگر قدس رخ دادند.

جنگ اخیر 12روزه پیام‌ها و دستاوردهای بسیار بزرگی را داشت که به‌نوبه خود می‌توانیم از آن به‌عنوان یک نقطه عطفی میان تمام حوادثی که از سال 1945 تاکنون در سرزمین اشغالی رخ داده یادکنیم، ما نمی‌خواهیم در این خصوص زیاده‌گویی کنیم و حجم کار را بالا ببریم اما به‌طور خلاصه می‌توان به چندین پیامد آن اشاره کرد؛ اول، در عمل و در میدان نوعی تعادل راهبردی و توازن قدرت را به‌وجود آورد، یعنی «بزنی می‌زنم»، شعار هم همین بود و تفاوتش با حرکت‌های قبلی این بود، در قصه الشیخ جراح به‌نوعی  بازدارندگی برای مقاومت به‌وجود آورد،‌ که در میدان و در عمل تعادل راهبردی را در میدان به‌وجود آورد.

تسنیم: فقط در همین میدان یا به‌طور کلی این تعادل راهبردی را به‌وجود آورد؟

تعادل راهبردی بین قدرت رژیم اشغالگر قدس با محور مقاومت فلسطین.

تسنیم: یعنی تعادل ادامه خواهد داشت؟

بله، وقتی نزاع به نقطه تعادل و توازن رسید به همین راحتی به هم نمی‌خورد. امروز وقتی نخست وزیر رژیم صهیونیستی می‌گوید "بیش از چهار هزار موشک به‌سمت ما شلیک شده است"، این یعنی خودش گنبد آهنین را زیر سؤال برد، در واقع این گنبد آهنین را نصب کرده‌اند تا کارایی مقاومت را از بین ببرد، حداقل با این ادبیات اعلام کرد که گنبد آهنین در مواجهه با موشک‌ها صد در صد موفق عمل نمی‌کنند، اول می‌گفتند "90 درصد موفقیت دارد"، بعد گفتند "70 درصد موفقیت دارد" و حالا می‌گویند "تنها 25 درصد موشک‌های مقاومت نمی‌توانند از گنبد به‌اصطلاح آهنین عبور کنند".

مهم این است که تعادل یا تئوری رعب و وحشتی که در دل فلسطینی‌ها می‌انداختند به‌نوعی در دل اشغالگران افتاد و اینجاست که تعادل برقرار می‌شود: زدی می‌زنم، اذیت کردی اذیت می‌کنم.

تسنیم: یکی از سؤالها روی توازن قوا بود، فکر می‌کنید از این به بعد تجاوزات رژیم صهیونیستی علیه فلسطینی‌ها چه شکلی و ابعادی به خود می‌گیرد؟

با توجه به خوی تجاوزگری این رژیم، تجاوزات ادامه پیدا می‌کند منتها می‌داند هزینه بالا رفته است، وقتی هزینه بالا می‌رود مجبور می‌شوند تجاوز را کاهش دهند، برای مثال، اولین بار بود که از نبرد زمینی پرهیز کردند چرا که نگران هزینه‌اش بودند، حالا این‌که هواپیماها با آن برتری مطلق هوایی یک ساختمان را منفجر می‌کنند، خیلی ارزش تکنیکی و راهبردی و یا قدرت‌نمایی ندارد.

تسنیم: همان‌طور که می‌دانید دولت قبلی آمریکا تبلیغات زیادی درباره صلح و اعراب و اسرائیل انجام می‌داد و هنوز «توافق ابراهیم» را به‌عنوان یکی از موفقیت‌های خود معرفی می‌کند، تحولاتی که در چند روز گذشته رخ داد تا چه‌حدی روی این توافق اثر می‌گذارد؟

یکی دیگر از دستاوردهای این حادثه 12روزه را بخواهم بگویم این بود که تئوری صلح اعراب و اسرائیل بدون فلسطینیان را باطل کرد. آقای کوشنر داماد ترامپ (رئیس‌جمهور وقت آمریکا) به‌طور جدی گفت "ما چه‌کار به فلسطینی‌ها داریم، دوست داشته باشند می‌آیند، دوست هم نداشته باشند ما کار خودمان را می‌کنیم".

چرا که از سال 1979 نشست‌های مختلف از جمله کمپ دیوید یا اسلو به نتیجه نرسیدند و مقامات آمریکایی در آستانه سال 2020 به این نتیجه رسیدند که فلسطینی‌ها را رها کنند، می‌گفتند "دولت فلسطین به‌رهبری محمود عباس هست اما اثرگذاری ندارد و اگر خواست بیاید و اگر نخواست هم نیاید."، جالب است که عباس هم نیامد که خودش اهمیت زیادی دارد.

اینها می‌گفتند؛ "صلح اعراب و اسرائیل منهای فلسطین"، در حالی که اصل و اساس ماجرا درباره فلسطین است. این حوادث 12 روز گذشته تقریباً این تئوری را از بین برد.

نکته دیگر این ماجرای 12روزه این بود که نشان داد هنوز فلسطین به‌عنوان مشکل اول جهان عرب است و کشورهای عربی ناچار بودند واکنش نشان دهند و اتحادیه عرب نشست اضطراری بگذارند. سعودی که بعد از امارات موتور محرکه طرح ابراهیم بود، مجبور شد شدیدترین لحن را علیه اقدامات اسرائیل به‌کار ببرد که بی‌سابقه است، لذا جنگ اخیر نشان داد که همچنان موضوع فلسطین از ملاحظات اساسی کوچه و خیابان‌های جهان عرب و همچنین جهان اسلام است.

جناب آقای دانایی‌فر، عملکرد درونی گروه‌ها و مردم فلسطینی را در این نبرد چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا آنها توانستند به‌صورت متحد  و هماهنگ عمل کنند و موضع واحدی بگیرند؟

نکته دیگری که این حادثه به‌وجود آورد این بود که وحدت و هماهنگی راهبردی بین کل فلسطینی‌ها در تمام سرزمین‌های اشغالی به نمایش گذاشته شد، در واقع این جنگ به نماد و تابلوی وحدت و هماهنگی راهبردی فلسطین‌ها تبدیل شد، یعنی فقط غزه نبود، فقط قدس نبود، بلکه در حیفا، در تل‌آویو و در جای جای سرزمین‌های اشغالی این وحدت شکل گرفت. فریاد فلسطینی امروز یک فریاد واحد بود که سابقه نداشت و به‌ندرت این‌گونه وحدت را میان فلسطینی‌ها سراغ داشته‌ایم،
حتی در درگیری‌های قبلی بعضاً صداهایی از داخل سرزمین‌های اشغالگر توسط اعراب و فلسطینی‌ها بلند شده است که "چرا درگیر می‌شوید و به خونریزی‌های بیهوده دامن می‌زنید؟".

تسنیم: وضعیت جبهه مقابل غزه را پس از این جنگ چگونه می‌بینید و فکر می‌کنید تعادل جدیدی که در فلسطین شکل گرفته چگونه پیش خواهد رفت؟

ببینید تعادل در روابط بین‌الملل معنای خیلی گسترده و عمیق دارد یعنی طرفی که در موضع بالا و کنش بوده است به واکنش می‌افتد و دیگر تعیین‌کننده نیست، این یعنی ایجاد مجال برای رفتارها و گفتارهای جدید که قبلاً امکان مطرح شدن نداشتند. من روزهای سختی را فراروی رژیم اشغالگر قدس نه‌تنها از نظر نظامی بلکه از نظر مسائل سیاسی و فرهنگی در داخل سرزمین‌های اشغالی می‌بینم. آقای نتانیاهو خیلی دنبال این بود حداکثر استفاده را از این حادثه ببرد و مشکلات درونی خود را برای تشکیل دولت حل کند اما این حادثه دستاوردی برای آقای نتانیاهو نداشت. نتانیاهو حاضر بود حتی اعتبار بین‌المللی رژیم اشغالگر را زیر سؤال ببرد تا خودش به یک دستاوردی برسد ولی نتوانست، این معنایش این است که در آینده اسرائیلی‌ها در انفعال خواهند بود، الآن سؤال‌های جدی به‌وجود آمده است؛ گفتند "اگر غزه به‌تنهایی ما را این‌طور به چالش کشانده است، اگر غزه و لبنان و حزب‌الله با هم باشند، آن‌وقت چه اتفاقی می‌افتد؟"، در واقع وقتی اسطوره شکست‌ناپذیری خدشه‌دار شد شما باید احتمال خیلی از موضوعات دیگر را برای بعداً بدهید.

تسنیم: تعداد، دقت و قدرت‌های موشک‌های گرو‌ه‌های فلسطینی در این جنگ توجه زیادی را به خود جلب کرده است، این مسئله چه‌چیزی را به ما می‌گوید؟

من در لابه‌لای سؤال‌های شما به سه نکته اشاره کردم و نکته دیگر که باید به آن اضافه کنم، غافلگیری راهبردی اسرائیلی‌ها از عملکرد مقاومت بود. اینها در نبردها و جنگ‌های قبلی گفتند "ما زیربنای نیروهای مقاومت را در غزه نابود کردیم"، اما شما می‌بینید غزه‌ای با مساحت جغرافیایی کم  که از هوا، دریا و زمین کاملاً کنترل می‌شود بیاید آن‌قدر امکانات و تجهیزات نظامی درست کند که باعث غافلگیری شود و تا آخرین لحظه آتش‌بس هم شلیک موشک‌های مقاومت را نتوانستند متوقف کنند، شاهد بودید که برد سلاح‌های مقاومت به کل سرزمین‌های اشغالی رسید، برای اولین بار است که فرودگاه‌های اسرائیل برای ورود هواپیماهای خارجی ناامن می‌شود، این ادامه همان بحث غافلگیری است. چطور این رژیم که مدعی است دستگاه‌های امنیتی بسیار بسیار قوی و پیشرفته دارد ـ و حقیقتاً تجهیزات و امکانات بسیار فوق‌مدرنی از جمله هواپیماهای اف35 در اختیارش هست که از نظر جمع‌آوری داده‌ها و اطلاعات مدرنترین است‌ ـ باوجود همه این امکانات، نمی‌توانند جلوگیری کنند از اینکه فلسطینی‌ها در این سرزمین بسیار کوچک این امکانات را جمع‌آوری، درست و بعد سربزنگاه از آنها استفاده کنند؟!! همین الآن نمی‌توانند بگویند چند درصد توان مقاومت را از بین برده‌اند چون اطلاعات ندارند و یا به‌تعبیری ذکاوت راهبردی عناصر مقاومت باعث شده است آنها غافلگیر بشوند.

تسنیم: شما فکر می‌کنید که این جنگ 12روزه به‌تعبیری چه تأثیری بر تحولات منطقه دارد؟ و چه پیامدهایی برای کشورهای چه حامی رژیم صهیونیستی و چه حامی مقاومت دارد؟

غرب آسیا پس از ترامپ خیلی متفاوت  شده است و خواهد بود.  ترامپ قاعده بازی را نمی‌دانست و به‌گونه‌ای وارد می‌شد که همه را دچار نوعی شتابزدگی می‌کرد و ذوق‌زدگی‌های کاذبی را درون کشورهای منطقه به‌وجود می‌آورد. برخی از کشورهای عربی منطقه آن‌قدر ذوق‌زده شدند که تصور کردند پرونده مقاومت به‌زودی بسته خواهد شد و این گستاخی به یک جایی رسید که آن شاهزاده ولیعهد عربستان بگوید "ما جنگ را به ایران می‌کشانیم".

قطعاً روندی که آقای ترامپ دنبال می‌کرد نمی‌توانست استمرار پیدا کند به همین دلیل ما می‌گفتیم که پس از ترامپ وضع منطقه تغییر خواهد کرد. در همین قصه جنگ 12روزه اسرائیلی‌ها هنوز در حال‌وهوای دوره ترامپ بودند.

تسنیم: می‌خواهیم وارد بحث عراق بشویم، یکی از سؤالات مطرح این است؛ تحولات جاری در عراق و چشم‌انداز سیاسی در این کشور چگونه رقم خواهد خورد؟

یک اصلی را باید درباره منطقه غرب آسیا بپذیریم که همان رابطه مشهور و معروف علمی یعنی ظروف مرتبطه است که معمولاً روابط بین‌الملل نیز از این قاعده برخوردار است، یعنی شما نمی‌توانید ماجرای برخی از کشورهای منطقه را بدون حوادث پیرامونی و یا حوادث بزرگتری که در کل منطقه هست نادیده بگیرید، به همین دلیل مسئولین عراقی در طول این 18 سال گذشته مدام اصرار دارند که کشورهای پیرامونی‌شان از روابط متشنجی برخوردار نباشند زیرا تشنج در پیرامون آنها، تأثیرش را بر داخل عراق خواهد داشت و بر همین اساس اصرار دارند روابط بین ایران با دیگر کشورهای منطقه و یا روابط ایران با کشورهای فرامنطقه‌ای حداقل تنش را داشته باشد و آرامش لازم در منطقه فراهم شود.

تسنیم: چرا؟

به‌درستی این تشخیص را می‌دهند که حوادث و آثار روابط ایران با کشورهای منطقه و با آمریکا پیامدهایی در صحنه عراق دارد چون آن‌قدر بین جامعه عراق و ایران به‌اسباب مختلف درهم‌تنیدگی به‌وجود آمده است که کاملاً اثرگذار است، در واقع امروز در صحنه عراق حادثه‌ای که اتفاق می‌افتد در رابطه ایران و عراق مؤثر است و بالعکس.

تسنیم: آمریکایی‌ها در عراق حضور دارند و سعی می‌کنند بر روندهایی از جمله انتخابات این کشور تأثیر بگذارند، شما فکر می‌کنید آمریکایی‌ها چه تأثیری می‌توانند داشته باشند؟

خوب، آمریکایی‌ها از آن طرف آمدند و صدام هم بهانه‌ای به دست آنها داد و یا به‌تعبیری تاریخ مصرف صدام برای آنها تمام شد در نتیجه به عراق لشکرکشی کردند و صدام را به‌اصطلاح خودشان سرنگون کردند اما معنایش این نبود که مردم از صدام رها شوند و زیر یوغ اشغال و اشغالگری بروند، به همین دلیل، جامعه عراق مقابل اشغالگر سریع موضع خودش را روشن کرد و در سال 2011 آمریکایی‌ها مجبور شدند عراق را ترک کنند اما بعداً با حمله داعش برگشتند، خوب، خود آمریکایی‌ها از جمله آقای ترامپ در مناظره‌های انتخاباتی ریاست‌جمهوری خطاب به خانم کلینتون و دیگران گفت که "شما داعش را درست کردید."، و تا الآن هم کسی این اظهارات ترامپ را رد نکرده است. با توجه به این اظهارات و سایر اسناد موجود می‌توانیم ارزیابی کنیم آمریکایی‌ها به این بهانه دوست داشتند برگردند و بخشی هم برگشتند اما باز دوباره مردم واکنش نشان دادند به‌خصوص بعد از اینکه فرماندهان مقاومت که رأس اینها سردار دلها حاج قاسم و ابومهدی مهندس و همراهانش را شهید کردند، واکنش مردم و پارلمان عراق مبنی بر این بود که آمریکایی‌ها خارج شوند.

آمریکایی‌ها با این کار ننگینی که کردند در موضع انفعال قرار گرفتند و دستاورد آن‌چنانی در عراق برایشان به دست نیامد و نتوانستند آن هدف‌گذاری‌هایی را که کرده بودند عملیاتی کنند. بلی، درست این دو تا بزرگ را از ما گرفتند و تأثیر خودش را هم داشت ولی عملاً روند را نتوانستند متوقف کنند و قطعاً روند مهمتر است.

همچنین آمریکایی‌ها با بعضی از ابزار عاریه‌ای نه واقعی جامعه عراق یک‌سری اقداماتی در جامعه عراق انجام دادند، البته جا دارد بگویم برخی از مطالبات بحق و اساسی وجود دارد که از گذشته‌های دور جمع شده است و بایستی به آن رسیدگی شود، مثل فساد که از ارمغان‌های ورود آمریکایی‌ها است، البته این از هدیه‌های نامیمونی بوده که در زمان صدام بوده است اما نه به این وضوح و وضع زشت و مشمئزکننده.

آمریکایی‌ها اصرار دارند عراق را مصادره کنند و تصمیم‌گیر نهایی آنها باشند، مشابه آن چیزی که در بعضی از کشورهای منطقه وجود دارد و از جانب آنها تصمیم می‌گیرند یا تصمیم‌سازی می‌کنند. شرایط کنونی عراق در سایه مقاومت و دخالت مردم در صحنه سیاسی به‌گونه‌ای شده است که آمریکایی‌ها آن اطمیمنان لازم را ندارند لذا سعی و تلاش می‌کنند انتخاباتی برگزار شود که مورد نظر آنها باشد اما من اعتقاد دارم نمی‌توانند به خواسته خود برسند چرا که مردم عراق آگاه‌تر و مسئولین عراق باتجربه‌تر شده‌اند.

تسنیم: همان‌طور که می‌دانید مذاکراتی بین ایران و عربستان با میانجیگری نخست وزیر عراق در حال انجام است، شما این گفت‌وگوها را چطور ارزیابی می‌کنید و چشم‌انداز آن چیست؟

قبل از پاسخ به این سؤال باید بگویم جمهوری اسلامی ایران علاقه‌مند است که رابطه بسیار خوبی با همه همسایگانش به‌خصوص کشورهای عربی و اسلامی از جمله با سعودی داشته باشد. در این چند سال ما همیشه استقبال کردیم از اینکه با سعودی ارتباط داشته باشیم اما در داخل سعودی دو دیدگاه در رابطه با جمهوری اسلامی ایران وجود دارد؛ یک دیدگاه معتقد است "ما در روابط با ایران چیزی به دست نمی‌آوریم بلکه ایران است که چیزی به دست می‌آورد."، طرفداران این دیدگاه معتقدند "ایران نباید در پرونده‌های منطقه دخالت کند و اگر با ایران رابطه برقرار کنیم علناً به این وضع اقرار داریم"، البته دلایل دیگری هم دارند که فعلاً نمی‌خواهم به آن اشاره کنم.

گروه دوم که معمولاً در ضعف هستند اعتقاد دارند "ایران یک واقعیتی است و توانایی اثرگذاری دارد ولو ساختار حاکمیت در ایران را قبول نداشته باشیم بنابرین ضرورت ایجاب می‌کند که ما با ایرانی‌ها رابطه داشته باشیم."، حالا با آن اتفاقی که افتاده است گروه دوم تقریباً غلبه پیدا کردند و مهمترین بحث‌شان هم موضوع ماجرای یمن است. اینها به‌عنوان کشوری که تجهیزات سنگین و پیشرفته نظامی نه‌فقط از آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها بلکه از روس‌ها خریداری کرده‌اند نتوانستند مقابل یمن پیروزی به دست بیاورند و به‌شدت از این بابت تحت فشار هستند.  سعودی‌ها به این نتیجه رسیدند  که اگر می‌خواهند بحث یمن را به یک جایی برسانند لازم است با ایرانی‌ها به یک تفاهمی برسند. البته یمنی‌ها خود صاحب نظر و تصمیم هستند و ایران نمی‌تواند چیزی را به آنها تحمیل نماید و ایران از کاهش تنش و جلوگیری از خونریزی بی‌گناهان در یمن و کل منطقه استقبال می‌کند و به‌دنبال بهترین روابط با همسایگان است.

به‌نظر شما چه چیز و عاملی باعث شده است مقامات سعودی حاضر به مذاکره شوند و با ایرانی‌ها دیدار کنند؟

این یکی از پیامدهای دوره پساترامپ است که قبلاً عرض کردم. یکی از مسئولین عالی‌رتبه عراق یک سال قبل در دوره ترامپ به من گفت که "ما در دیدار با سعودی‌ها ضرورت کار با ایران را مطرح کردیم" و محمد بن سلمان جواب داده است "حتی اگر ما هم بخواهیم این کار را بکنیم فشار آمریکایی‌ها و به‌خصوص پمپئو اجازه نمی‌دهد ما وارد این بحثها بشویم."، لذا این دو عامل یعنی بحث یمن و بحث پساترامپ باعث شده است سعودی‌ها به این مرحله برسند که بایستی با ایران همکاری کنند و تفاهم داشته باشند، عراقی‌ها هم علاقه‌مند هستند.

تسنیم: سؤال این است؛ به‌نظر شما این گفتگو به سرانجام می‌رسد و موفقیت و چشم‌اندازی دارد؟

به‌نظرم تمایل سعودی‌ها برای رابطه با ایران یک تصمیم راهبردی نیست بلکه تصمیمی مبتنی بر مصلحت‌ها و فشارهای وارده است، بنابرین من خیلی اعتقاد ندارم و امیدوار به این نیستم که روابط بین ایران و سعودی عمق پیدا کند اما می‌تواند به مرحله‌ای برسد تا از افزایش تنش جلوگیری گردد و این‌که دو طرف به‌سرعت به تفاهم برسند و سفارتخانه‌ها باز بشود، من لااقل در ماه‌های آینده چنین چیزی را تصور نمی‌کنم.

تسنیم: یکی از حرفهای سعودی‌ها این است که فشار را در جنگ یمن از طریق مذاکره با ایران کاهش بدهند یا به‌نوعی مدیریت کنند، فکر می‌کنید گفتگوها در این زمینه چه تأثیری دارد؟

ببینید، فاصله خواسته‌ها بین یمنی‌ها و سعودی‌ها زیاد است، ما هم به‌عنوان جمهوری اسلامی ایران نمی‌توانیم به‌جای یمنی‌ها تصمیم بگیریم، این خود مردم یمن هستند که تصمیم می‌گیرند و هزینه‌های سختی هم می‌دهند بنابرین عقلاً و شرعاً ما نمی‌توانیم به‌جای آنها تصمیم بگیریم ولی اگر سعودی‌ها بتوانند انتظارات خود را در یمن و در پرونده‌های دیگر کاهش دهند قطعاً جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان یک کسی که راضی به جنگ و درگیری در منطقه نیست از ابزار و نفوذش مبتنی بر اصول اخلاقی استفاده خواهد کرد تا کمک کند اما تصمیم نهایی و اصلی متوجه خود یمنی‌هاست.

انتهای پیام/+