سبک زندگی ارائه شده توسط پیامبر (ص) در تشکیل مدینه فاضله

خبرگزاری تسنیم : حجت الاسلام طائب گفت: با وجود تمام دشمنی هایی که در طول تاریخ با پیامبر (ص) انجام شده است ندیده ایم که مورخی یا دشمنی درباره مدینه فاضله رسول خدا (ص) نقطه ضعفی را نقل کند و این به معنای این است که جامعه تحت مدیریت حضرت محمد (ص) جامعه مطلوبی بوده است.

طائب

به گزارش خبرنگار آیین و مذهب خبرگزاری تسنیم، حجت الاسلام والمسلمین مهدی طائب در دهه اول ماه محرم در حسینه جواد الائمه واقع در خیابان دیالمه موضوع سبک زندگی را مورد بررسی قرار داده است. متن سحنرانی و منبر شب اول محرم حجت الاسلام طائب به شرح زیر است:

یکی از موضوعاتی که هرگز در تاریخ مورد تردید قرار نگرفته، این است که جامعه تحت مدیریت پیامبر (ص) جامعه مطلوبی بوده است.

با تمام دشمنی های که در طول تاریخ با پیامبر (ص) انجام شده است ندیده ایم که مورخی در باره مدینه فاضله رسول خدا (ص) نقطه ضعفی را نقل کند و این به معنای این است که جامعه تحت مدیریت حضرت محمد (ص) جامعه مطلوبی بوده است. به طور مثال جایی نداریم که مثلا یهودی ها بنویسند پیامبر (ص)در امور شهروندی به یهودی ها ظلم کرده است یا اینکه وضعیت اقتصادی، بهداستی و امنیتی آن دوران را زیر سوال ببرند. این عدم انتقاد در حالی است که رسول خدا (ص) و مدینه در معرض دید و نقد آنها بوده و آنها تمام تلاش خود را برای سیاه نمایی انجام می دادند اما هرگز نتوانستند نقطه ضعفی را پیدا کنند.

با توجه به مقدمه گفته شده مدینه ایجاد شده توسط پیامبر (ص) همان مدینه خواستنی و مطلوب ما است اما این سوال مطرح است که پیامبر(ص) چگونه توانستند طی 10 سال چنین مدینه ای را به وجود بیاورند؟ در این باب باید گفت محال است که یک جامعه ای با یکسری خصوصیاتی شکل بگیرد اما مردمش بر اساس آن خصوصیات تربیت نشده باشند. به طور مثال نمی توان گفت کارکنان فلان کارخانه صنعتی نسبت به فعالیت هایشان هیچ تربیتی ندیده اند ولی می توانند محصولی را تولید کنند.

هر مجموعه ای که می خواهد محصولی تولید کند باید در همان زمینه تعلیم دیده باشد. لزومی به سر کلاس رفتن نیست ولی حتما تعلیمش را باید دیده باشد. پیامبر اکرم (ص) جامعه ای درست کردند که مدینه فاضله شد. مدینه ای که بر اساس رفتارها شکل گرفت. نقطه مقابل مدینه فاضله، شهر خراب است. اگر در جامعه ای دزدی و ناسزا گفتن جود داشته باشد، چشم ها آزاد باشد، حق و ناحق رعایت نشود و ... می گویند این شهر بهم ریخته است زیرا رفتارها بهم ریخته است.

مردم زمان پیامبر (ص) اگر تربیت نشده بودند، چنین شهری به وجود نمی آمد اما کی و کجا این رفتارها را فرا گرفتند؟ ممکن است عده ای بگوید پیامبر 10 سال فرصت داشت و در این 10 سال این تربیت را انجام داده است. یا اینکه بگویند از سال اول بعثت تا اول هجرت 13 سال طول کشیده است. پیامبر 13 سال فرصت داشت که این کار را انجام دهد اما نکته اینجاست که پیامبر در این 13 سال در مکه بودند و نه درمدینه. از طرفی ممکن است گفته شود افرادی در مکه توسط پیامبر تربیت شدند و به مدینه رفتند.

پیامبر وقتی که از مکه به مدینه هجرت کردند تعداد محدودی از یاران با ایشان همراه شدند. اکثر این افراد در حدی نبودند که بتواند در لایه های مختلف حکومت فعالیت کنند. از سوی دیگر اصلا سیستم شهری مدینه به واسطه تعصبات بالای قبیله ای اجازه چنین کاری را به پیامبر (ص) نمی داد. چگونه می توان قبول کرد که افراد تربیت شده توسط پیامبر (ص) بتوانند در مدینه اثرگذار باشند. مدینه ای که در اوج عصبیت های قبیله ای قرار داشت.

در نتیجه پیامبر (ص) در راستای ایجاد مدینه فاضله، اصل اول را تربیت مردم مدینه قرار داد. این تربیت همراه شده بود با اینکه رسول خدا (ص) نه پیش زمینه ای از مسلمانان داشت و نه فرصت کافی برای انجام چنین تربیتی. تفاوت اساسی پیامبر(ص) با حضرت عیسی و موسی این بود که جمعیت تحت تربیت حضرت عیسی و حضرت موسی یک پارچه و فامیل بودند. اما افرادی که به پیامبر (ص) گرایش پیدا کردند فامیل نبودند. یکباره هم در اختیار پیامبر قرا نگرفتند بلکه در فواصل زمانی مختلف به اسلام گرایش پیدا کردند. سلمان در سال اول هجری، ابوذر در سال سوم. حمزه سیدالشهدا در سال هفتم. بسیاری از مسلمان ها سال نهم هجری مسلمان شد. پس یک دانشگاهی که در یک زمان مشخص موضوعات مختلف توسط پیامبر (ص) ارائه شود وجود نداشته است. پس موفقیت حضرت در چه بوده است؟

ما اگر بخواهیم بدنبال آن مدینه باشیم باید از رمز و رموز آن اطلاع پیدا کنیم و بر اساس راهی که پیامبر (ص) تدوین کردند حرکت کنیم. متاسفانه مشکلی در تربیت ما ایجاد شده به نام التقاط که خود ما نیز متوجه آن نیستیم. اصولی که برای دیگران است وارد مسائل تربیتی ما شده و همین عامل مانع استقرار مدینه فاضله شده است.

در جامعه تحت مدیریت پیامبر(ص) هیچ نقلی نداریم که بیماری های مسری آمده باشد. هرگز مدینه با وبا رو به رو نشده بود. چرا؟  بعضی ها می گویند به علت  وجود پیامبر(ص) بوده است. مگر الان امام زمان (عج) نیست. مگر بعد از پیامبر علی بن ابیطالب (س)نبود.اگر به خاطر وجود مقدس این حضرات بود نباید تکرار می شد. پاسخ این است که به واسطه مدل رفتاری ایجاد شده، جامعه دچار اینگونه بلاها نمی شد.

در باب مدل رفتاری مدینه فاضله پیامبر(ص) باید بگویم که یکسری قواعد کلی همراه با ریز رفتارهایی در جامعه پیامبر حاکم بوده است. برخلاف دیدگاه مادی، قران کریم به پیامبر (ص) فرمود که به مردم بگو اصل من هستم و فرع امور زندگی. یعنی قبول کنند که رب من هستم. متاسفانه ما خیلی ساده از کنار این کلمه رد شده ایم. همش هم در نماز اقرا می کنیم الحمد الله رب العالمین اما تا حالا به کلمه رب العالمین دقت کرده ایم. آیا خدای متعال رب ما است یا ربی است که با ما فاصله دارد. شما یک کودک را به پرورش گاه تحویل می دهی. مربی تحویلش می گیرد. سر زده می روی به پرورشگاه می بینی بچه ات یک جا و مربی هم جای دیگری است. با عتاب به مربی می گویی مگر من به تو پول ندادم که از بچه من مراقبت کنی.

یعنی مربی نمی تواند یک لحظه از بچه جدا باشد مگر اینکه بچه خواب باشد. خدای متعال فرمود من رب العالمین هستم. پرورش همه انسان ها دست او است. یک لحظه از ما جدا نیست. این رب بودن اگر در زندگی هایمان حاکم شود مسیر رفتاری به طور کلی عوض می شود. نکته بعدی اینجا است که ابزار ربوبیت خدا چیست؟این عالم یک غیب دارد و یک شهادت. شهادت چیزی است که دیده می شود و یک غیبی داریم که از رویت انسان ها خارج است.غیب آنی است که اگر تمام ابزارهای مادی عالم جمع شوند نمی توان آن را درک کرد.چه کسی می تواند با ابزارهای این عالم ملائک را ببنید.

تاثیر غیب این عالم بر شهادت این عالم چقدر است. چه رابطه ای بین این دو وجود دارد. خدا جز غیب این عالم است. پس اصل تربیت این عالم در غیب این عالم است. حیطه شهادت این عالم در این عالم اثر بسیار اندکی دارد. اما دیدگاه مادی به غیب این عالم اعتقادی ندارد و تمام اثر را به شهادت این عالم می دهد. پس مبنای تربیتی غرب توجه به ابزار مشهود این عالم است در حالیکه خدا تمام توجه بشر را می خواهد از عالم شهود به عالم غیب ببرد. زیرا اصل اثر در اختیار عالم غیب است. اولین اصل در نظام تربیتی پیامبر حاکم ساختن غیب عالم بر تفکرات انسان ها است.

اثر رفع تشنگی که آب ایجاد می کند، برندگی که در آهن وجود دارد و ... همه شهادت این عالم است اما همه این ها هیچ اثری از خود ندارند.لا موثر فی الوجوده الی الله. در این عالم موثری غیر از خدا وجود نیست. یعنی آهنی که می برد اثر آهن نیست. این آهنی غیبی دارد و اگر خدای متعال ارداه کند می بُرد، اگر اراد نکرد نمی بُرد. سفتی زمین برای زمین نیست وابسته به غیب است و بستگی به اراده خدا دارد. موسی به قارون گفت این پول ها رو برای آخرتت خرج کن. قارون گفت خودم زحمت کشیدم و از زمین سفت طلا بیرون آوردم و تمامش برای خودم است. در حقیقت غیب این عالم رو انکار کرد. عده ای می گویند زمین دهن باز کرد و موسی را بلعید. نه اینگونه نبوده است بلکه به یکبار زمین زیر پای قارون شل شد. چون فاصله  بین موسی و قارون فاصله دو نفری بوده که داشتند با هم حرف می زدن. قارون همین که داشت فرو می رفت مشاهده کرد که زمین زیر پای موسی سفت است و زیر پای خود شل.

زبان بنده که دارد حرف می زند به ارداه رب العالمین است که سخن می گوید اگر نباشد که نمی توانم سخن بگویم. وقتی رب العالمین در تربیت حاکم شد همه اصول بهم می ریزد و انسان به دنبال اعمالی می رود که با این اصول تناسب داشته باشد. پیغمبر (ص) این اصل را به اهل مدینه یاد داد. اگر اعتقادی به غیب عالم پیدا کردی یکسری امور از این فهم حاصل و حاکم بر رفتار می شود. الا ان اولیا الله لا خوف و لا یحزنون. اولیا خدا راحت بودند. چون غیب این عالم را رویت می کردند.

در مدینه پلیس مطرح نبوده است. مامورین بهداشت وجود نداشت.شاید گفته شود پیامبر به این چیزها اهمیتی نمی داده است. اگر ایشان برایش موارد گفته شده اهمیتی نداشته پس چرا بدنبال مدینه فاضله اش هستیم. مردم جامعه پیامبر(ص) به دلیلی که به عالم غیب اعتقاد پیدا کرده بودند مدل رفتاریشان متناسب با نظام تکوینی عالم شده بود.

ادامه منابر حجت الاسلام طائب در روزهای آینده از خبرگزاری تسنیم منتشر می شود.

انتهای پیام/

پربیننده‌ترین اخبار فرهنگی
مهمترین اخبار فرهنگی
مهمترین اخبار تسنیم
پرواز خارجی
همراه اول
ایران مال
بلیط هواپیما
قاصدک۲۴