اصل ماجرا فراموش شد و نام آقای مصطفوی مهم شد

خبرگزاری تسنیم : کیوان صائمی کارشناس مسائل سینما بوسیدن روی ماه را نمونه خوبی برای بررسی فضای نقد ژورنالیستی در سینمای ایران می داند.

بوسیدن روی ماه

خبرگزاری تسنیم / کیوان صائمی کارشناس سینما با ارسال یادداشتی به نقد فضای این روزهای منتقدان سینمایی پرداخته و برای نمونه مواجهه برخی منتقدان با فیلم بوسیدن روی ماه را مورد کنکاش قرار داده و نظراتی مخالف نگاه برخی از آنان بیان کرده است. تسنیم آمادگی انعکاس هرگونه نظر مخالف یا موافق با این یادداشت را دارد. متن نوشته صائمی به شرح زیر است:

 با پایان دوره اکران فیلم بوسیدن روی ماه و فروکش کردن جنجال ها و هیاهوی پیرامونی فیلم حالا فرصت خوبی برای بررسی فضایی است که پیرامون این فیلم در رسانه های ایرانی به راه افتاد. همه ماجرا از اولین اکران فیلم شروع شد. هنوز اشک های منوچهر محمدی تهیه کننده وطراح ایده "بوسیدن روی ماه" و تماشاگران فیلم در سالن همایش های برج میلاد خشک نشده بود که اولین واکنش بر روی یک شبکه اجتماعی پرطرفدار منتشر شد. شخصیت جوان رسانه ای مشهور این روزهای جریان متعهد، شروع به انتقادات تندی از فیلم کرده بود و این برای همه کسانی که فیلم را دیده بودند و در جریان این روزهای نقد سینما در ایران نبودند با توجه به محتوای ارزشی و سالم فیلم  به شدت تعجب برانگیز بود. خط اصلی جریان نقد اصولگرا به فیلم مشخص شده بود و مگر دیگر صدای مخالفی هم در این جریان می توانست شنیده شود؟

بوسیدن روی ماه درباره زندگی دو مادر شهید بود و نمایشی از فداکاری های بزرگ  این سالهای مادران شهید. از معدود فیلم هایی که درتمام  تاریخ سینمای ایران درباره این قشر فراموش شده ساخته شده بود و با رعایت اصول داستانپردازی و استانداردهای سینمایی  به خوبی نشان می داد که مادران شهید چگونه در همه این سالها علاوه بر اینکه از جان عزیزترین کسانشان گذشتند اساس زندگی شان را فداکارانه با والاترین ارزش های انسانی پایه گذاری کردند.

فیلم اکران دیرهنگامی داشت. اما به محض رفتن به روی پرده ها صف بندی موافقان و مخالفان محتوایی فیلم آغاز شد. بوسیدن روی ماه علاوه بر داستان محوری اش روایتی کاملا معاصر از اجتماع داشت و این باعث به وجود آمدن حرف ها و حدیث های فراوانی در مورد فیلم شد.

 منتقدان به بوسیدن روی ماه، همه منتقدانی که با  زاویه دید اصولگرایانه و متعهد به آرمان های انقلاب وارد نقد فیلم شدند به  یکجانبه نگری و محدود بودن آن به نمایش بخشی خاص از دین، اعتقادات و یا آرمانهای انقلاب معترض شدند. همان اتفاقی که در باره فیلم قبلی اسعدیان رخ داده بود اینجا در حال تکرار شدن بود. در طلا و مس  منتقدان فیلم ایراد وارد می کردند که شخصیت طلبه ماجرا یک طلبه انقلابی زیست کننده در جمهوری اسلامی نیست و فیلم فقط یک جنبه از زندگی دینی را در فیلم نمایش می دهد و هیچ اشاره مستقیم و غیر مستقیمی  به ساحت های دیگر دین مثل عدالت، مبارزه با ظلم و استکبار و ... در آن نمی شود. در ماجرای بوسیدن روی ماه هم همین نقد با همین رویکرد دوباره در حال تکرار شدن بود. منتقدان ادعا می کردند که در فیلمی که درباره شهدا وبازماندگان هشت سال دفاع مقدس ساخته شده است هیچ نشانه ای از انقلاب و نظام نمی توانیم پیدا کنیم.

واقعیت این است که ایرادهای این شکلی به محتوای بوسیدن روی ماه بیشتر از آنکه نقدی جدی و اساسی به فیلم باشد ناشی از یک کلیشه بدفهمانه بود. موافقان فیلم با این استدلال ساده عقلانی که قرار نیست در یک فیلم همه ابعاد مختلف اسلام و سبک زندگی مسلمانانه نمایش داده شود در برابر این صف کشی منتقدانه از فیلم ایستادند. آنها معتقد بودند که این انتظار گرافی است که از یک فیلم یا یک سریال انتظار تربیت دینی و انقلابی کامل و حداکثری بیننده اش را داشته باشیم. درباره وجه رحمانی دین در طلا و مس روایت معتبری صورت گرفته بود و همین جای تحسین داشت و نمایش زندگی اخلاقی و فداکاری و ایثار مادران شهید هم در بوسیدن روی ماه به همین ترتیب.

این داستان جدیدی نبود. در همه این سالها فیلم های ارزشی و سالم با اصلی ترین انتقادی که مواجه می شدند همین محدود بودن افق دید دینی آنها بود

غافل از اینکه اینجا درباره سازمان عظیم و پردامنه ای به نام صداوسیما صحبت نمی شد. مجموعه عظیمی که به طور رسمی  وظیفه تربیت دینی و انقلابی مردم ایران به عهده اش گذاشته شده بود و با ده ها شبکه و صدها ساعت آنتن زنده و غیرزنده به طور مستقیم در زندگی مردم وارد شده بود. اگر خروجی عملکرد صداوسیما چیزی شبیه به  بوسیدن روی ماه فقط به جنبه ای خاص از مبانی انقلاب و دین مربوط می شد اعتراض جدی و اساسی به صداوسیما وارد بود. همین طور درباره  مجموعه کل عملکرد سینمای ایران در همه این سالها می شد این ایراد را  وارد کرد که  فیلم عدالتخواهانه ای نداریم و فیلمی که آدم انقلابی تربیت کند ساخته نشده است. اما اینکه یک فیلم نود دقیقه ای به نام فیلم بوسیدن  روی ماه قرار باشد شرح جامع و کاملی از همه جنبه های دین باشد عاقلانه انتظار گزافی بود و زیر سوال بردن آن با این استدلال؛ بیهودگی. بوسیدن روی ماه پروژه اش را، نمایش اینکه  زندگی اخلاقی و فداکاری در جامعه معاصر دهه هشتادی ایران همچنان میسر و ممکن است  به خوبی انجام داده بود. 

نقد مشهور دیگر به بوسیدن روی ماه به برخی حواشی فرعی محتوایی فیلم بر می گشت.نشانه شناسی اینکه انتخاب نام مصطفوی برای مدیر بازنشسته شده ای که حالا دارد در اوراق کردن ماشین های قدیمی فعالیت می کند انتخاب معنا داری است؛ یا  اینکه  مادر شهید قصه ما هر وقت به بیرون از خانه می رود در اجتماع حضور پیدا می کند با درگیری های خیابانی و بحران مواجه می شود؛ نمادی از بحران و سیاهی اجتماع و یا اینکه هیچ نماد تصویری از رهبران انقلاب و نمادهای نظام جمهوری اسلامی در صحنه های دکور خانه مادران شهید قصه دیده نمی شد. همه این موارد و موارد مشابه اگر چه خیلی از  مواقع اساسا به تخیلات و توهمات معمول  منتقدان ما مربوط می شد،و خیلی از موارد هم واقعا بیهوده نگری بود  اما نکته فراموش شده ماجرا در میان همه این هیاهوها این  بود که اساسا پرداختن به این نوع مسائل و قضاوت درباره بوسیدن روی ماه بر حسب این نوع نشانه شناسی ها نوعی بازی ناشیانه بود.  

ممکن بود که منوچهر محمدی و همایون اسعدیان شیطنت هم کرده باشند در مواقعی سیاسی بازی را هم داخل این جور حواشی قصه شان کرده باشند، یا اینکه اصلا حرفهای خاصی که تبلیغ علیه بخش های خاصی از  نظام تلقی شود هم در فیلمشان باشد اما همه این حرف ها حداکثر 10 درصد کل ماجرابود. باقی قضایا قصه اصلی بوسیدن روی ماه بود در پاسداشت و ستایش مادران شهید. و مادران شهید آن قدر حق ادا نشده بر گردن نظام داشتند که حتی به قیمت شنیدن این نیش و کنایه ها به نظام و دولت باید از آن استقبال می شد و این چیزی بود که در معامله با بوسیدن روی ماه به راحتی فراموش شده بود.

نشانه شناسی های خاص از نکات حاشیه ای فیلم ها و توهمات معمول این روزهای منتقدان بر نیت سنجی و دسته بندی فیلمسازان در دسته های انتزاعی بیهوده، سینمای ایران را به مسیری خواهد کشاند که سرانجامش مبهم و نامعلوم است.

انتهای پیام / 

پربیننده‌ترین اخبار فرهنگی
مهمترین اخبار فرهنگی
مهمترین اخبار تسنیم
پرواز خارجی
همراه اول
ایران مال