اگر ایران هدف آسانی بود!

خبرگزاری تسنیم : آمریکا و اسرائیل اگرمی‌دانست که ایران هدف آسانی برای آنها به شمار می‌آید، لحظه‌ای در تبدیل ایران به سوریه دوم به خود تردید راه نمی‌دادند.

آمریکا اسرائیل

به گزارش خبرگزاری تسنیم، پایگاه خبری "البدیع" در مقاله‌ای به قلم «سمیر کرم» به ماهیت تهدیدات آمریکا و رژیم صهیونیستی در حمله نظامی به ایران می‌پردازد و تلاش می‌کند جدی بودن این تهدیدات و در عین حال عملی بودن آنها را مورد بررسی قرار دهد.

نگاهی به واقعیت‌ها نشان می‌دهد که اسرائیل از سال 2006 و تجاوز نظامی‌اش به جنوب لبنان در عمل وارد جنگی نشده که معنا و مفهوم واقعی کلمه جنگ را دربر داشته باشد.

در طول این سال‌های یعنی از سال 2006 تا 2012 و صرف نظر از تجاوز اخیر این رژیم به نوار غزه نهایت اقدامات نظامی رژیم صهیونیستی تجاوز به کشتی‌هایی بوده که حامل کمک‌های بشر دوستانه برای نوار غزه بوده اند. البته بمباران های نوار غزه را هم باید به این تحرکات افزود.

کارشناسان تاکید می‌کنند که اسرائیل در جنگ 2006 شکست تلخی را از مقاومت لبنان متحمل شد و به همین دلیل تلاش می‌کند، از تکرار آن تجربه پرهیز کند. به همین دلیل آنان براین باورند، هرآنچه تل‌‌آویو درباره تهدید ایران به حمله نظامی اظهار می‌کند، یاوه گویی بیش نیست.

اما در عین حال آنها این سوال را مطرح می‌کنند که اگر تهدیدات اسرائیل یاوه‌سرایی باشد، تهدیدات آمریکا چه؟ آیا باید آن را هم در قالب همان یاوه‌سرایی‌ها ملاحظه کرد. به خصوص اینکه مدت زمان این تهدیدات نیز بسیار به درازا کشیده و هرآنچه به درازا بکشد، ارزش و اعتبار خود را از دست می‌دهد، به همین دلیل هم اکنون نه تنها ایران که بسیاری از کشورهای جهان به این تهدیدات به دید جدی نگاه نمی‌کنند و آشکار است که این تهدیدات نخواهد توانست حتی در بعد روانی نیز موجبات ترس و وحشت ایرانیان را فراهم کند.

آمریکا روند مستمری در این تهدیدات نیز نداشته و در حالی‌که زمانی با جدیت از حمله نظامی به ایران و تعیین اهداف خود در این حمله سخن می‌گوید، روز دیگر از سخن خود بازگشته و گزینه حمله نظامی به ایران را به عنوان آخرین گزینه مورد انتخاب آمریکا دانسته و تنها به محاصره و تحریم اقتصادی ایران اکتفا می‌کند و در این راه اتحادیه اروپا را هم با خود همراه می‌سازد تا از میزان سومندی این تحریم‌ها اطمینان حاصل کند، گزینه‌ای که در ابتدا بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران در سودمندی آن شک و تردید داشتند و با به اجرا گذاشته شدن آن در عمل ناموفق بودن این اقدام برای ایشان به اثبات رسید.

با این حال ناظران بر این باورند، اگرچه ایران از کنه و واقعیت این تهدیدات با خبر است و به خوبی می‌داند که آمریکا و اسرائیل و حتی هردوی آنها توان حمله نظامی به ایران را ندارند، چون به خوبی می‌دانند که بازنده اصلی و اولیه این جنگ خود آنها خواهند بود، با این حال به آسانی و به راحتی از آنها نمی‌گذرد.

آنان تاکید می‌کنند که ایران از ابتدای انقلاب اسلامی همواره نشان داده است،‌ با خطرهایی که موجودیت و ماهیت این انقلاب را تهدید می‌کنند، با جدیت برخورد کرده است. اگرچه در واکنش به این تهدیدات مبالغه نمی‌کند و موضوع تحریم و محاصره اقتصادی نیز در همین قالب قابل ملاحظه است.

در این شرایط سخت و دشوار، آمریکا و به طور مشخص طی دوره ریاست جمهوری «باراک اوباما» تلاش کرد تا موضع همراهی با اسرائیل در قبال ایران را داشته باشد و به نظر نمی‌رسد که این موضع در دوره دوم ریاست جمهوری اوباما شاهد تغییر و تحولاتی در این خصوص باشیم. این موضوعی است که بسیاری از کارشناسان امور سیاسی بر آن تاکید و اظهار می‌کنند، حتی اگر «میت رامنی»‌ هم به ریاست جمهوری آمریکا می‌رسید، باز اقدام به حمله نظامی علیه ایران نمی‌کرد و هرآنچه وی در زمان تبلیغات انتخاباتی‌اش درباره حمله به ایران گفت، تنها برای جلب آرا بود.

آنان تاکید می‌کنند، از جمله دلایل واهی بودن این تهدیدات چه در نوع آمریکایی و چه در نوع اسرائیلی آن را باید در عملکرد ایران ملاحظه کرد که در طول تمام سال‌های گذشته موفق شده است، شکوه و قدرت و توانمندی سیاسی و نظامی خود را حفظ کند و در عرصه اقتصادی نیز با وجود تحریم‌ها و مجازات‌های سخت، باز اقتصاد خود را سرپا نگه دارد.

اینجاست که این کارشناسان در ادامه تاکیدات خود می‌گویند که ایران با این عملکرد موفق خویش توانسته هرآنچه بخواهد در روابط آمریکا و اسرائیل انجام دهد و آنها را چنان در قبال خویش سردر گم کند که در اتخاذ سیاست‌های قاطع و تاثیرگذار در برابر ایران ناتوان باشند و به همین دلیل است که تاکید شده اگر آمریکا و اسرائیل، ایران را هدف آسانی برای خود به شمار می‌آوردند، لحظه‌ای در حمله نظامی به این کشور و از بین بردن آن به خود تردید راه نمی‌دادند.

در واقع ایران نه تنها موفق شد، حمله کشورهای دشمن علیه خود را دفع کند، بلکه توانست به کشورهای دوست و متحد خود نیز اطمینان خاطر را بدهد که توان رویارویی و مقابله با تهدیدات دشمنان و دفع خطر آنها در چارچوب روابط بین المللی را دارد.

در کنار آن ایران موفق شد، به کشورهای غیر دوست مانند اتحادیه اروپا تاکید کند که هیچ‌گاه تسلیم فشارهای نظامی یا اقتصادی یا سیاسی آنها نخواهد شد و نتیجه امر آن شد که ایران و اتحادیه اروپا به روابط تجاری و سیاسی و دیپلماتیک خود با یکدیگر و با وجود فشارهای آمریکا و اسرائیل ادامه دادند.

اما درباره کشورهای دشمن ایران توانست در وجود آنها نوعی تردید ایجاد کند و به آنها بفهماند که در حمله نظامی به ایران باید تاملات دقیقی داشته باشند و در این ارتباط آمریکا بیش از اسرائیل مردد نشان می‌دهد، چون به خوبی می‌داند، در صورتی‌که تهدیدات خود را عملی کند و در حمله به ایران متحمل شکست و ناکامی شود، این یک ناکامی و شکست عادی برای این کشور نخواهد بود که بتواند به هر طریق ممکن آن را توجیه کند، بلکه این شکست پایان سلطه و هیمنه ایالات متحده در جهان به عنوان قدرتمندترین بازیگر عرصه بین المللی است و در مقابل قدرت یافتن ایران را به دنبال خواهد داشت و بی‌تردید آمریکا هیچ‌گاه درپی این نیست که عظمت و ابهت و اقتدار خود در عرصه بین المللی را زیر سوال ببرد.

اما باید اعتراف کرد که اسرائیل نیز به چنین وضعیت مشابهی دچار است،‌ اگرچه خود را بیش از آمریکا مصمم در حمله نظامی نشان می‌دهد، در واقع باید گفت، مراعات جانب احتیاط و ریسک نکردن در قبال ایران همواره مد نظر رهبران صهیونیستی بوده است و همین جانب احتیاط بوده که رژیم صهیونیستی را از حمله به ایران باز داشته است.

در اینجا بار دیگر تاکید می‌کنیم، اگر آمریکا و اسرائیل، ایران را هدف آسانی برای خود به شمار می‌آوردند، لحظه‌ای در حمله نظامی به این کشور و از بین بردن آن به خود تردید راه نمی‌دادند و اگر نخواهند آن را از بین ببرند، بی‌تردید این کشور را در چنان بحران‌های نظامی درگیر می‌کردند که توان اعمال نفوذ حتی در منطقه را هم نداشته باشد و تا این اندازه در قبال ایران صبر و شکیبایی پیشه نمی‌کردند.

آمریکا و اسرائیل به خوبی می‌دانند که در چنین شرایطی حمله به ایران تنها برای آنها مشکل‌ساز و چالش‌زا نخواهد بود، بلکه تمام کشورهای منطقه را درگیر این مشکلات و چالش‌ها خواهد کرد و این باری بسیار سنگین است که مسئولان و مقامات آمریکایی توان بر دوش کشیدن آن را ندارند.

اگرچه در این ارتباط تلاش می‌شود، آمریکا و اسرائیل عامل و ریشه تمام حوادث و ناآرامی‌های جاری در منطقه از جمله در بحرین و شرق عربستان را ایران معرفی کنند، و از این واهمه ندارند که اظهار کنند، در مشکلاتی که هم اکنون نظام‌هایی جدید مصر و تونس با آن مواجه هستند، ردپای ایران مشاهده می‌شود، اما دخالت ناتو در لیبی یا توطئه‌های آشکار و علنی خود در سوریه و حمایت‌های مالی و نظامی خود از تروریست‌های القاعده در این کشور را نادیده می‌گیرند.

بر این اساس ناظران تاکید می‌کنند، اگر آمریکا و اسرائیل می‌دانست که ایران هدف آسانی برای آنها به شمار می‌آید، لحظه‌ای در تبدیل ایران به سوریه دوم به خود تردید راه نمی‌دادند.

انتهای پیام/

پربیننده‌ترین اخبار بین الملل
مهمترین اخبار بین الملل
مهمترین اخبار تسنیم
پرواز خارجی
همراه اول