یاسر هاشمی: اصلاح طلبان می گویند هاشمی کاندیدا شود


خبرگزاری تسنیم : یاسر هاشمی رفسنجانی می‌گوید اجرای طرح دولت وحدت ملی در شرایط فعلی کار سختی است او اما با عملی شدن این ایده پدرش را غیرممکن نمی‌داند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم به نقل از نشریه مثلث ،یاسر هاشمی رفسنجانی می‌گوید اجرای طرح دولت وحدت ملی در شرایط فعلی کار سختی است او اما با عملی شدن این ایده پدرش را غیرممکن نمی‌داند. با او در مورد چرایی تصمیم پدرش برای عدم کاندیداتوری در انتخابات، ماجرای دولت وحدت ملی و شرایط سیاس فعلی به گفت وگو پرداخته‌ایم.
آقای هاشمی رفسنجانی در آخرین مصاحبه خود اعلام کردند که نامزد انتخابات ریاست جمهوری نمی‌شوند، چطور شد که ایشان به این تصمیم رسیدند؟ آیا این تصمیم نهایی است یا امکان دارد شرایطی در فضای سیاسی کشور به وجود آید که تصمیم ایشان عوض شود؟
- بحث آمدن یا نیامدن آقای هاشمی به عرصه انتخابات را خبرنگاران و سیاسیون و خصوصا مردم دائم از ما و شخص اقای هاشمی می‌پرسند. خیلی گروه‌های سیاسی پیش ایشان می‌آیند و مشورت برای آمدن می‌دهند، البته خیلی‌ها هم می‌آیند برای حضور ایشان شرط تعیین می‌کنند یا کسانی هم توصیه به نیامدن می‌کنند. من قبل از ورود به این بحث می‌گویمف شرایط کشور یک اولویت مهمتری دارد و آن هم خود مساله انتخابات است. آقای هاشمی انقلاب را فرزند خود می‌داند و تلاش دارد، کمک کند تا انتخابات در یک شرایط بسیار مطلوب انجام شود، به طوری که نتیجه یک رقابت بسیار سالم، مشارکت حداکثری و نشاط سیاسی مردم در پای صندوق‌های رای باشد، هیچ دغدغه ظاهری کنار این موضوع مشاهده نشود و همه از کاندیدای منتخب احساس رضایت کنند. قطعا در ذهن آقای هاشمی  کنار کشیدن از عرصه سیاسی، تحریم، دوری یا بی تاثیری در انتخابات جایی ندارد و تلاش می‌کند شرایط را طوری فراهم کند که یک انتخابات،‌مطلوب برگزار شود؛‌بنابراین بیشتر این موضوع حائز اهمیت است تا اینکه هاشمی می‌آید در یک شرایط بسیار مطلوب انجام شود به طوری که نتیجه یک رقابت بسیار سالم، مشارکت حداکثری و نشاط سیاسی مردم در پای صندوق‌های رای باشد. هیچ دغدغه ظاهری کنار این موضوع مشاهده نشود و همه از کاندیای منتخب احساس رضایت کنند. قطعا در ذهن آقای هاشمی کنار کشیدن از عرصه سیاسی ، تحریم، دوری یا بی تاثیری  در انتخابات جایی ندارد و تلاش می کند شرایط را طوری فراهم کند که یک انتخابات مطلوب برگزار شود؛‌بنابراین بیشتر این موضوع حائز اهمیت است تا اینکه هاشمی میآید یا خیر، چون این مساله دوم است. معتقدم امروز سیاسیون تاثیر گذار کشور می‌توانند کمک کنند که به سمت یک انتخابات مطلوب و در شان نظام جمهوری اسلامی برویم. خوب طبیعتاً گام بعدی قبل از تعیین مصداق،‌جنگ ایده‌ها،‌تفکرات، نظرات و فکرهاست تا مردم در این فضا بدانند که بحث شخص اینجا مطرح نیست، بلکه بیشتر نبرد تفکر، ایده و افکار است. سپس گام سوم، تعیین پرچمدار تفکر و نظر خواهد بود، یعنی اول باید دید مطلوب جامعه چیست،‌بعد کاندیداها را سنجید تا براساس مطلوب، نیاز و اولویت جامعه پرچمدار موضوع مشخص شود. در مجموع مهمتر از اینکه بگوییم آقای هاشمی باید کاندیدا شود یا نباید پابه این عرصه بگذارد، اکار سنجی مردم و تعینی اولویت و نیاز کشور اهیمت دارد، سپس در بحث‌ها و مناظرات دیدگاه‌ها  تفکیک می‌شوندف در مرحله بعدی پرچمدار این قضایا جلو می آید و خود را معرفی می‌کند.طبیعتاً همین الان آقای هاشمی ذهنیت و تصمیمی برای برگزاری یک انتخابات مطلوب است .گام دوم تشریح افکار خود و اطرافیانش برای جامعه است تا بعد تشخیص داده شود  پرچمدار این افکار چه کسی خواهد بود. ضمن آنکه مقام معظم رهبری هم تاکید کردند که الان برای ورود به انتخابات زود است و من هم فکر می‌کنم باید صبر کرد تا صف‌بندی‌ها و تفکیک جریانات یک مقدار بیشتر خود را در بعد فکر و اندیشه نشان دهد.
شما می‌گویید هم اکنون وقت تعیین مصداق نیست. این بدان معنی است که احتمال دارد آقای هاشمی در شرایطی برای کاندیداتوری تصمیم بگیرند؟ یا آنکه ایشان تصمیم گرفته‌اند بدون نامزد شدن، از بیرون برای برگزاری انتخابات کمک کنند؟
-من آقای هاشمی را از صاحبان این انقلاب می‌دانم، اگر روزی به یک جمع‌بندی برسد که بخواهد بیاید، قطعا این تصمیم می‌گیرد و می‌آید. هیچ ترسی و هیچ نگرانی ندارد، ولی من خیلی صریح بگویم امروز ایشان نظری بر کاندیداتوری ندارد و این مساله را نمی‌بیند که خود به صحنه انتخابات بیاید. آقای هاشمی به کمک برای  برگزاری انتخابات مطلوب فکر می‌کند، فکری که ته‌مایه‌اش پررنگ کردن بحث سازندگی و اعتدال در ذهن مردم است تا زمینه برای انتخابت کاندیدای نزدیک به این ایده فراهم شود.
جسته و گریخته خبرهایی می‌آید که خانواده آقای هاشمی با کاندیداتوری ایشان مخالفند، ماجرای این مخالفت‌ها چیست؟
-به شخصه امروز خودم خیلی موافق حضور پدر در انتخابات نیستم.
آقای هاشمی اخیراً در مورد رابطه و نگاهی به مقام معظم رهبری مطالبی گفته است. می‌خواهم از شما به عنوان فرد نزدیک به آقای هاشمی بپرسم نوع رابطه‌ای که ایشان با حضرت آقا دارند چگونه است؟
-بهترین چیزی که می‌توان گفت این است که ایشان خود را مشاور امین رهبری می‌داند،‌مشورت و امین بودن دو واژه مهم هستند. ممکن است آقای هاشمی نقدهایی به روند جاری کشور و بعضی مسائل داشته باشد، حتی ممکن است در بعضی از مسائل مورد مشورت قرار نگیرد- که البته خود ایشان گفت من مثل گذشته مورد مشورت قرار نمی‌گیرم- اما اگر قرار باشد که نقشی را در این باره ایفا کند، مشاور امین بودن بهترین نقش است. کسی به اعتقاد من می تواند همیشه مشاور امین محسوب شود که درک واقعی خود از جامعه را به رهبر معظم انقلاب بگوید. من فکر میکنم به جز سمت‌های رسمی که آقای هاشمی در مجمع تشخیص مصلحت نظام و مدتی در خبرگان داشتند، آنچه بین ایشان و مقام معظم رهبری بود همان مشاور صادق و امین بود که آقای هاشمی همیشه این نقش را بازی کرده است. البته این به آن معنا نیست که حتما این نظرات مورد تایید قرار گیرد یا پذیرفته شود، ولی همین احساس که این مشورتی که از ایشان گرفته می‌شود از روی صداقت و علاقه به نظام، مردم و دین است، اهمیت دارد چون بعضی‌ها ممکن است مشورت‌هایی بدهند که هیچ صداقتی در آنها احساس نشود یا به نیت رسیدن به منافع یا کسب قدرت این کار را انجام دهند و دغدغه دین، نظام و مردم را ندشته باشند، اما آقای هاشمی سعی کرده امانت‌داری در رابطه با رهبری را همیشه حفظ کند، به همین علت شاید بعضی‌ها از این موضوع خوششان نمی‌آید و در مقابلش جبهه می‌گیرند.
آقای هاشمی در مصاحبه اخیر خود گفته اند که برخی می خواهند بین من و رهبری را بهم بزنند و به آخرین صحبت‌های امام (ره) اشاره کردند که سفارش با هم بودن حضرت آیت الله خامنه‌ای و آقای هاشمی داشتند...
-همانطور که امام (ره) فرمودند حفظ نظام از اوجب واجبات است. به هر حال فکر می‌کنم که ارتباط و رابطه مقام معظم رهبری با هاشمی رفسنجانی یکی از موضوعات اصلی برای حفظ، بقا، ارتقا و توسعه نظام است. فکر می‌کنم بالاخره آقای هاشمی سعی کرده این موضوع را رعایت کند و با همه بداخلاقی‌هایی که خیلی‌ها کردند تا در این ارتباط خللی ایجاد کنند و این ارتباط را کمرنگ جلوه دهند، ولی امروز می‌بینیم که آقای هاشمی در مصاحبه اخیر خود میگوید:« من این ارتباط را دارم و از همه بهتر خود ایشان می‌داند که نبود ایشان برای من سخت‌ترین حالت است»
هم آقای هاشمی گفتند می‌خواهند به انتخابات کمک کنند هم فرزندان و هم نزدیکان از قول ایشان گفتند که ایشان می‌خواهند تاثیر گذار باشند. شما هم در ابتدای مصاحبه به همین مساله اشاره کردید، مشخصا تاثیر گذاری ایشان در انتخابات با چه فاکتورهایی بروز و ظهور پیدا خواهد کرد؟ در واقع می‌خواهم بپرسم استراتژی ایشان برای انتخابات 92 چیست؟
-ایشان در مواضع، ملاقات‌ها و ارتباطاتی که با احزاب و مسئولان می‌گیرند و تشریح نقشی که کشور باید در مقابله با هجمه‌های خارجی بازی کند، دنبال برگزاری یک انتخابات مطلوب است. در کل منش اصلی اقای هاشمی، منش اعتدال است و اگر بخواهیم به رمز موفقیت ایشان پی ببریم، این رمز منش اعتدال است که در تمام رفتارهای عملی خود آن را نشان داده‌اند. آقای هاشمی خود را وابسته به هیچ جریان افراطی، تند یا خاصی نمی‌داند چون خود را دلبسته مکتب انقلاب می‌داند. شاید در آینده شیوه رفتاری آقای هاشمی، در ابعاد اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی وضوح قابل مشاهده باشد که منش اصلی همه این رفتارها منش اعتدالی است. احساس می‌شود اعتدال خواست عمومی جامعه است. مردم امروز از رفتارهای افراطی در حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی خسته شدند.
برهمین اساس آقای هاشمی طرح تشکیل دولت وحدت ملی را مطرح کرد؟
- به نکته خوبی اشاره کردید. یکی از راهکارهای ایشان برای اینکه به شرایط مطلوب برسیم، همین تشکیل دولت وحدت ملی است که از دیدمن، معنایش این است که مقداری دایره تحمل،‌رفاقت و تفکرمان را بازتر کنیم و اجازه دهیم که همه طیف‌ها بیایند، کمک کنند تا پیشرفت و آبادانی کشور محقق شود.
آیا تشکیل دولت وحدت ملی در شرایط فعلی سیاسی امکان پذیر است؟ بالاخره اصلاح طلب‌ها  یک حرف دارند، اصولگرایان حرف دیگری می‌زنند، حامیان دولت را هم نمی‌توان نادیده گرفت، آیا با همه این اوصاف می‌شود تمام گروه‌های سیاسی را دور میز هیات دولت گردهم آورد و یک نفر در مقام رئیس جمهور آنها را مدیریت کند؟
-ما سابقه این حرکت را در کابینه خود آقای هاشمی داشتیم، اگر به ترکیب اعضای دولت آن دوره نگاه شود. یک کابینه فراجناحی بود، حتی کابینه آقای خاتمی هم تا حدودی چنین شرایطی داشت. البته ریزش‌های آن زیاد بود ولی همان را در دولت فعلی نمی‌بینیم. به وضوح این تعویض‌های مکرر در وزارتخانه‌ها،سازمان‌ها و ادارات روشن است که این دولت هیچ فکر خارج از مجموعه خود را به درون خود راه نمی‌دهد و رئیس کابینه از تمام توان‌ها و افکار استفاده نکرده است.
آیا وضعیت سیاسی کشور قابل قیاس با فضای سیاسی دوره آقای هاشمی است؟‌ برخی می‌گویند چون شرایط سیاسی امروز با آن دوره قابل مقایسه نیست تشکیل دولت وحدت ملی امکان پذیر نیست

- می‌پذیرم؛ ایجاد فضای مناسب برای تشکیل دولت وحدت ملی سخت است، ولی قبول نمی‌کنم که این کارشدنی نیست.

آقای هاشمی می‌گوید:« وقتی بحث طرح دولت وحدت ملی را مطرح کردم برخی فکر می‌کردند منظور خودم هستم، در صورتی که این طور نبود و من خودم نمی خواستم بیایم» هم اکنون چهره کسانی که برای ورود به عرصه انتخابات آماده می‌شوند مشخص شده، به نظر شما چند نفر از این افراد می‌توانند در جایگاه ریاست دولت وحدت ملی قرار گیرند؟

- شاید سخت شود کسی را پیدا کرد که بر راس این دولت بیایستد. برای همین می‌گویم باید صبر کرد تا فرد مطلوب پیدا شود. تقریبا به سختی می‌توان کسی را از میان کاندیداهای موجود برای  قرار گرفتن در این جایگاه نام برد، ولی بزرگان باید کمک کنند. یعنی این نیست که ما فقط بخواهیم یک رئیس جمهور بیاید و این کار را انجام دهد، انیکه خود حاج آقا ماپا به میدان گذاشته،‌برای آن است که کمک کند تا این ایده دولت وحدت ملی اجرا شود. آقای هاشمی به خاطر مشی اعتدالی خود می‌تواند از جریان چپ و از جریان راست دعوت کند و همه را دور یک میز بنشاند. در این میان من کاری به افراطیون ندارم و اعتقاد دارم باید کمک کرد که افراطیون از صحنه کنار بروند.

صریح ‌تر می‌پرسم شما می‌گویید تشکیل دولت وحدت ملی در این فضا سخت است و مصداق ریاست آن هم سخت یافت می‌شود براساس همین صحبت‌ها نمی‌توان نتیجه گرفت که فکر تحقق چنین طرحی غیر واقعی است؟

- من قبول دارم تشکیل دولت وحدت ملی سخت است، ولی آدم های بزرگ کار بزرگ می‌کنند، اگر فردی همانند آقای هاشمی بحث وحدت ملی را مطرح می‌کند، راهکار و ابزارش را هم دارد و مطمئن است که آن را می‌تواند به سرانجام برساند. آقای هاشمی یک آدم عملگرا است و به حرفی که می‌زند عمل می‌کند. اقای هاشمی همیشه سعی کرده حرفی را در محیط اجرایی و سیاسی بزند که بتواند عمل کند. به هر حال وقتی آدم به ین طرح نگاه می‌کند سخت است ولی ایشان اعتقاد دارد و روی تحقق این موضوع تلاش می‌کند. البته در خیلی موارد هم بوده که اینشان تلاش کرده ولی نتوانسته به نتیجه مطلوب برسد ولی این نیست که فرضش بر این باشد که نشدنی است. کار را شدنی می‌داند به علاوه اینکه تحقق هر کار سخت تلاش،‌زمان و کمک می‌طلبد، بنابراین اینطور نیست که ایشان بخواهد به تنهایی این کار را انجام دهد. اگر قبول کنیم که تشکیل دولت وحدت ملی امروز برای جامعه ما یک نیاز کلیدی است پس چرا همه کمک نکنیم که بشود؟ خوشبینانه اگر بخواهم بگویم، این است که بعضی ها که با یا نطرح مخالفت می‌کنند یا اصل موضوع را قبول ندارند یا از وحدت ملی تعریف اشتباه دارند، در مقابل موافقین نیز احتمالا تعریف‌شان با تعریف آقای هاشمی یکی است. در حالت بدبینانه، کسی که منافع خود را در تشکیل دولت وحدت ملی نمی‌بیند طبیعتاً با آن مخالفت می‌کند.

گویا آقای هاشمی تمایل داشتند که آقای ناطق نوری این گفتمان را نمایندگی کند، اما آقای ناطق نوری گفتند که نامزد نمی‌شوند درست است؟

-اقای هاشمی همیشه از آقای ناطق به عنوان یک انسان با سابقه انقلابی و آگاه به مسائل روز سیاسی یاد می‌کنند و هیچ وقت ندیدم آقای هاشمی، نقد جدی به آقای ناطق داشته باشد. بنابراین به نظرم ایشان هم جزو یکی از کاندیداهای مطلوب است.

آقای ناطق نوری اعلام کردند نامزد ریاست جمهوری نمی‌شوند، ولی نام آقای ولایتی هنوز مطرح است و شخصیت‌های سیاسی وی را فردی نزدیک به آقای هاشمی می‌دانند.آیا می‌توان به گزینه آقای ولایتی هم فکر کرد؟

- آقای ولایتی از مدیران خوب آقای هاشمی است، ولی گویا ایشان با موضوع وحدت ملی موافق نیست

رابطه آقای ولایتی با آقای هاشمی چگونه است؟

-خوب است.

نفر سومی هم وجود دارد که نزدیک به آقای هاشمی است و اخیرا آقای حسن روحانی خیلی صریح مصاحبه کرده و از طرح تشکیل دولت فراجناحی دفاع نمود و گفت همیشه از آقای هاشمی مشورت می‌گیرد و نباید ایشان از جمع یاران انقلاب حذف شود و باید در این جمع بماند، آیا کاندیداتوری آقای روحانی به معنای کلید خوردن بحث دولت وحدت ملی است؟

- قطعا آقای روحانی  هم جزو کاندیداهای مورد علاقه آقای هاشمی است. او از مدیران و یاران نزدیک آقای هاشمی است,ولی ما هنوز در فاز تعیین مصداق وارد نشدیم. من اعتقاد دارم الان در همان فضای کمک به برگزاری یک انتخابات مطلوب و فضای ایجاد تفکیک فکرها و ایده ها هستیم. بعد پرچمدار هر تفکر مشخص می‌شود. آقای روحانی به اعتقاد من مشی اعتدال دارد و کاملا نزدیک به آقای هاشمی است و می‌تواند یکی از کادیداهای جدی برای انتخابات باشد.

آیا آقای هاشمی با آقای روحانی صحبت کرده و در این باره توافقی حاصل شده است؟

-آقای هاشمی با خیلی ها صحبت انتخاباتی کرده یکی از آن افراد هم آقای روحانی بوده است.

با توجه به حرفی که زدید و طرحی که اقای هاشمی برای گردهم آوردن معتدلین چپ و راست دارد، آیا اصلاح طلبان حاضرند با آقای حسن روحانی کار کنند؟

-این را باید از خود اصلاح طلبان سوال کرد، اما آقای حسن روحانی هشت سال با اصلاح طلبان به طور مستقیم کار کرده دبیر شورایعالی امنیت ملی بود، یکی از مهمترین ارکان اصلاح طلبان را داشت. خیلی از نیروهایی که می‌بینیم با آقای روحانی کار می‌کنند و با وی نزدیک هستند، اصلاح طلبند. آقای روحانی  در میان معتدلین اصلاح طلبان و معتدلین اصولگرایان پوشش دارد  اما اینکه اصلاح طلبان حاضرند با وی کار کنند یا خیر، مساله ای که باید خود اصلاح طلبان پاسخگوی آن باشند.

دو سه هفته پیش وقتی روحانی اظهار تمایل برای نامزدی کرد، خیلی از اصلاح طلبان از این حضور استقبال نکردند؛ چرا؟ آیا این به علت تشتت در داخل اصلاح طلبان است یا آنکه آنها هنوز تصمیمی برای انتخابات ریاست جمهوری نگرفتند؟

- علت این را باید از خود اصلاح طلبان جویا شد، ولی فکر میکنم هنوز اصلاح طلبان به جمع بندی نهایی نرسیده‌اند و در مرحله جمع بندی هستند شاید تلقی یاد شده از این بابت باشد.

آقای هاشمی الان کجای فضای سیاسی کشور ایستاده است؟ اصلاح طلب است یا اصولگرا یا فراجناحی؟ این تحلیل که آقای هاشمی برای ایجاد تعادل در فضای سیاسی ا لان بیش از اندازه به اصلاح طلبان نزدیک شده را قبول دارید؟ نسبت آقای هاشمی با اصلاح طلبان چیست؟ پدر معنوی است، رهبر بخشی از آنهاست یا سعی می‌کند در نقش یک برادر بزرگتر اصلاح طلبان از فضای کنونی بیرون آورد؟

- من اعتقاد دارم اصلا آقای هاشمی صاحب یک منش و تفکر خاص هستند، یعنی اگر جناح اصلاح طلب و اصولگرا در کشور داریم. آقای هاشمی هم خود ایده‌ای دارند و در ابعاد اجتماعی،  اقتصادی، سیاسی و مدیریتی دیدگاه دارد و واقعا متفاوت با همه اینهاست. آقای هاشمی هم بعد اصولگرایی و هم بعد اصلاح‌طلبی دارد و حتی می‌توان گفت نه اصلاح طلب و نه اصولگراست. آقای هاشمی در بحث مدیریتی، از مدیران می‌خواست کار کنند و سیاست را به عهده خود ایشان بگذارند. ایشان در بحث اقتصاد اسلامی و توسعه اقتصادی دیدگاه‌های روشنی دارد. درحوزه مسائل سیاسی، مشی ایشان اعتدال است و آن را ناز جدی جامعه می‌داند. آقای هاشمی فارغ از گفتمان‌های اصولگرایی و اصلاح طلبی روی اعتقادات، اصول و چارچوب خودش حرکت می‌کند. در همین حرکت هم دارای ثبات بوده و در این سی سال خودش را هم  اصلاح کرده و در مسائل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی آرام ارام خودش را به کمال رسنده است. یعنی شصت سال مبارزه سیاسی به ایشان  این توان را داده که برای خودش مکتبی داشته باشد که همان مکتب انقلاب است، این مکتب نه در قالب اصلاح طلبی می گنجد و نه در قالب اصولگرایی.

آیا می توان گفت که آقای هاشمی برای ایجاد تعادل گاهی به اصلاح طلبان خیلی نزدیک شده و گاهی اوقات به اصولگرایان؟

-برعکس ، فکر می‌کنم برای ایجاد تعددل آنها به آقای هاشمی نزدیک شدند و امروز اصلاح طلبان این کار را می‌کنند و اخیراً هم آنها آمدند و گفتند که آقای هاشمی باید کاندیدا شود. احساسم این است که آقای هاشمی در رفتار سیایس خود مشی معتدل سیایس دارد و برعکس آن چیزی که گفته می‌شود در برهه‌هایی اصلاح طلب یا اصولگرا شده ، اصولگرایان در مقطعی به آقای هاشمی نزدیک و بعد دور شدند و حالا اصلاح طلبان این کار را دارند انجام می‌دهند.

مکتب هاشمی چیست؟

- مکتب آقای هاشمی همان مکتب انقلاب است.

سال 76 وقتی آقای خاتمی رئیس جمهور می‌شود، اصلاح طلبان شروع به تخریب آقای هاشمی می‌کنند، برخی از همان اصلاح طلبان مثل آقای عبدی هنوز نقد به آقای هاشمی دارند، ریشه این نقدها کجاست؟ شخصی است یا اعتقادی؟

- مشی آقای هاشمی اعتدال است. اصلاح طلبان وقتی پیروز شدند تا مقطعی مشی آنها اعتدال بود، ولی به تدریج از مشی اعتدال خارج شدند و افراط گری در اصلاح طلبی نمود پیدا کرد. مصداقش شورای شهر اول بود، آن قدر بازی سیاسی در میان انها زیاد شد که نتوانستند یک شروای شهر را اداره کنند. البته در این میان یک سری هم حساد می‌کردند یا بحث شخصی با هاشمی داشتند، اما اینها نمی‌تواند تاثیر جدی داشته باشد،  ولی بی تاثیر هم نبود. معتقدم هر کس از مشی اعتدال فاصله گرفت از آقای هاشمی فاصله گرفت، امروز خود اصلاح طلبان به تندرو‌ی‌هایشان اعتراف می‌کنند. خود آقای خاتمی می‌گوید بعضی از اطرافیان من تندروی کردند و حرکت بعضی از آنها را قبول ندارم.

می‌خواهم یک سوال مصداقی از شما بپرسم؛‌مشکل آقای موسوی خوئینی‌ها با هاشمی چیست؟ شخصی یا اعتقادی است؟ واقعیت این است که آقای هاشمی یا نزدیکان ایشان تاکنون هیچ کدام به این مساله اشاره نکرده‌اند. می‌خواهیم برای اولین بار ریشه‌های این اختلاف را از یک فرد نزدیک به هاشمی بپرسیم تمایل دارید در این مورد صحبت کنیم؟
- این را باید از خود اقای موسوی خوئینی‌ها پرسید. من خودم با خانواده موسوی خوئینی‌ها ارتباط خوب و صمیمی دارم. من و امیر مهدی پسر آقای موسوی خوئینی‌ها از اول دبستان با هم بودیم. با هم یک سال و اندی جبهه رفتیم و حتی با وی در جبهه مجروح شدم، ولی تندروی‌های آقای موسوی خوئینی ها نسبت به آقای هاشمی را کاملا قبول دارم. این را از دید آقای موسوی خوئینی‌ها نمی‌گویم، ولی از دید آقای هاشمی مطرح می‌کنم. اقای هاشمی با این موضوع خیلی ساخت، آن موقع که جریان چپ یک فاصله‌ای از قدرت گرفت، آقای هاشمی آن موقع رئیس جمهور بود و برای حفظ جریان چپ، آقای موسوی خوئینی‌ها را به ریاست مرکز تحقیقات استراتژیک منصوب کرد که برای من خاطره جالبی است. خوب طبیعتا هم همین اصلاح طلبان تندرو مانند اقایان عبدی و حجاریان در این مرکز جمع شدند. خیلی‌ها معتقدند که تفکر دوم خرداد از همان جا شکل گرفت،‌اما همان روزی که آقای خاتمی رئیس جمهور شد چون مرکز تحقیقات به مجمع تشخیص متصل شد، تلاش برای تعطیلی مرکز تحقیقات کرد و یک مرکز دیگری را در مقابل مرکز تحقیقات درست کرد. این مشی اقای هاشمی بود که آمد کمک کرد که آقای موسوی خوئینی ها از عرصه قدرت خارج نشود، ولی خود اینها که به قدرت آمدند، تلاش کردند که این مرکز کوچک را از دست هاشمی بگیرند یا حذف کنند یا یک چیزی را در مقابلش طرحی کردند. از دید آقای موسوی خوئینی‌ها نگاه نمی‌کنم، من از دید آقای هاشمی می‌گویم که ایشان دیدگاه تندی ندارد و اقای موسوی خوئینی‌ها را مخالف افکار خود می‌داند شاید هم این مساله خوب و باعث ترقی و پیشرفت است، دلیلش قابل بحث است ولی جایش اینجا نیست.

ایام سی و چهارمین سالگرد انقلاب اسلامی است؛ احساس آقای هاشمی و خانواده ایشان درباره گذشته و آینده انقلاب چیست؟
-امسال فرصت شد با خود آقای هاشمی به راهپیمایی 22 بهمن رفتم، خوشبختانه خیلی شلوغ و خوب بود. رفتار مردم با آقای هاشمی خوب بود و شعارهای خوبی می‌دادند، به هر حال فکر می‌کردیم به خاطر فضای اقتصادی و فشارهایی که از همه جهت به مردم است شاید آنها یک واکنش دیگری نشان دهند، اما دیدیم که این مراسم پرشکوه برگزار شد، آدم واقعا به فکر فرو می‌رود که چقدر مردم خوبی هستند که با آن اتفاقاتی که چند روز قبلش رخ داد و موجب شد هر کسی ناراحت شود و دیدگاهش را نسبت به مسائلی تغییر دهد، اما مردم اصل نظام را می‌خواهند. شعارها ملی- اسلامی بود و در این میان خیلی به مسئولین کاری نداشتند،‌بیشتر بحث‌شان این بود که اصل نظام باشد. من احساس می‌کنم آقای هاشمی یک نگرانی‌هایی نسبت به خدشه خوردن به اصل نظام دارد و دغدغه ذهنی‌اش این است که در نهایت فردا مردم وقتی درباره مدیریت انقلابیون بر کشور صحبت می‌کنند خوب بگویند. از نظر آماری و تحلیلی به هر حال در عین اینکه امید همیشه وجود دارد ولی درست نیست که بگوییم آقای هاشمی نگران نیست. ایشان نگران بعضی از جریانات،‌بعضی از تفکرها و اتفاقات و بعضی از عملکردهاست که اینها می‌توانند ضربه‌هایی به انقلاب بزنند که بعدا جبرانش سخت باشد یا حتی شاید جبران پذیر نباشند.
به هر حال ایشان همیشه دنبال این است که کمک کند برای اینکه انقلاب و رهبری همیشه محفوظ بماند، چون تعارف که نداریم بالاخره رهبری محور ثبات نظام است، خدشه به ایشان خدشه به انقلاب است. آقای هاشمی نگران است و تمام تلاش و سعی خود را می‌کند که این نگرانی برطرف شود.

انتهای پیام/

خبرگزاری تسنیم : انتشار مطالب خبری و تحلیلی رسانه‌های داخلی و خارجی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای بازنشر می‌شود.