خاطره ای از تواضع و فروتنی استاد مرحوم پرورش

خبرگزاری تسنیم: همه کسانی که مرحوم استاد پرورش را دیده یا حتی فقط یک بار ملاقات کرده باشند، آثار تواضع و فروتنی را در ایشان به وضوح یافته اند. او براساس آموزه های قرآن و اهل بیت(ع) هیچگاه خود را برتر از دیگران نمی‌دید .

مرتضی نجفی قدسی از شاگردان مرحوم استاد علی اکبر پرورش طی یادداشتی که در اختیار تسنیم قرار داد، به نقل خاطره ای از آن استاد پرداخته است:

"تلک الدار الاخره نجعلها للذین لایریدون علوا فی الارض و لا فسادا والعاقبه للمتقین" (قصص – 83)
همه کسانی که مرحوم استاد پرورش را دیده یا حتی فقط یک بار ملاقات کرده باشند، آثار تواضع و فروتنی را در ایشان به وضوح یافته اند. او براساس آموزه های قرآن و اهل بیت(ع) هیچگاه خود را برتر از دیگران نمی‌دید و به همه افراد حتی آنانی که نمی شناخت و یا بچه بودند، احترامی ویژه می گذاشت و افراد گمان می کردند که ایشان آنها را می شناسد.
ایشان می گفتند باید با افراد طوری برخورد و معاشرت کنید که اگر بعد از ملاقات به شما گفتند این شخصی را که الان دیدی از اولیاء خدا بود! شما از عملکردتان و نوع دیداری که داشته اید پشیمان نشوید و خدا را شکر کنید که به وظیفه تان عمل کرده اید و وجود او را محترم شمرده اید.
مناسب می دانم خاطره ای را در اینجا نقل کنم که با خود حضرت استاد نیز در میان گذاشته و وجه خاصی داشته و موید عملکرد ایشان بوده است.
شبی خواب دیدم بنده و حاج آقا سید مرتضی نبوی در طرفین استاد پرورش در صف نماز نشسته ایم و بعد از اتمام نماز، هنگامی که افراد به یکدیگر تقبل الله می گویند و دست می دهند، استاد پرورش به حاج آقا سید مرتضی نبوی دست دادند و تقبل الله گفتند و خم شدندو دست ایشان را هم بوسیدند! من تعجب کردم که چرا استاد پرورش این‌کار را کردند و حاج آقا مرتضی خودشان را شاگرد معنوی استاد پرورش می دانند و چطور اجازه دادند تا استاد پرورش دست ایشان را ببوسند و فکرم را مشغول کرد تا اینکه خواستیم از اتاق خارج شویم، استاد به بنده تعارف کردند شما بفرمائید، بنده عرض کردم خیر، حضرتعالی بفرمائید و ایشان هنگامی که با مقاومت بنده روبه‌رو شدند به سمت درب دیگر اتاق رفتند و من هم از همان در خارج شدم، به ناگاه دیدم استاد برگشتند و از دری که بنده خارج شدم، پشت سر بنده خارج شدند! شرمنده شدم و عرض کردم حاج آقا چرا این‌کارها را می کنید؟! آن بوسیدن دست حاج آقا سید مرتضی نبوی و الان هم پشت سربنده خارج شدید، آخر چرا این‌کارها را می کنید؟!
ایشان در جواب جمله بسیار زیبایی فرمودند که در خاطره‌ام نقش بسته و ماندگار است، ایشان با صدایی آهسته فرمودند: "انسان تا افتادگی نکند، نمی‌تواند پرواز کند" این جمله بسیار عالی و حکیمانه است و خواب هم در اینجا تمام شد تا اینکه روزی بر ای استاد پرورش این خواب را نقل کردم، ایشان خوشحال شدند و تاریخ آن را جویا شدند و عرض کردم، سپس فرمودند این خواب یک ماجرایی دارد و آن این است که یک روز در جلسه ای که حاج آقای سید مرتضی نبوی هم تشریف داشتند، یکی از عزیزان حاضر در جلسه شروع به تعریف و تمجید از حاج آقا سید مرتضی نبوی کرد و من احساس کردم که غرض او از این تعریف ها بیشتر تحقیر بنده است که در این جلسه حضور دارم و ایشان از حاج آقا مرتضی تعریف می کند، تا این فکر به ذهنم خطور کرد با خود گفتم پرورش! مگر تو حاج آقا سید مرتضی را از خودت بهتر نمی دانی؟!‌ گفتم چرا، به خود نهیب زدم که توچکار داری او با چه نیتی از حاج آقا مرتضی تعریف می کند، اصلا چرا تو خود از ایشان تعریف نمی کنی، که در اینجا من ورود کردم و عرض کردم آقا این حرف ها که شما برای حاج آقا مرتضی می زنید که چیزی نیست، ما خیلی بالاتر از اینها را قائل هستیم و شروع کردم به تعریف از ایشان و حقیقتا آن تعریف هایی که در آن روز در آن جلسه من از ایشان کردم در حکم بوسیدن دست ایشان بود و من برداشتم از خواب شما این است که آن عملم در آن روز در تعریف از حاج آقا سید مرتضی نبوی بسیار خوب بوده است.
آری، انسان تا افتادگی نکند نمی تواند پرواز کند، و شرط پرواز روحی و معنوی انسان، افتادگی و تواضع و فروتنی است و مسلما انسان متکبر هیچ‌گاه اهل پرواز نخواهد بود چرا که زمینگیر نفس خویش است.
مرتضی نجفی قدسی
25/10/1392

انتهای پیام/