مجاهد شهید بهجت افندی؛ طلایه‌دار وحدت اسلامی در قفقاز

خبرگزاری تسنیم: مرحوم بهلول بهجت افندی از علمای شافعی‌مذهب قفقاز است که با ایجاد اتحاد میان شیعیان و اهل سنت علیه کمونیست‌ها قیام کرد. او در ایران شناخته شده نیست؛ هرچند مرحوم آیت‌الله مرعشی نجفی با وی دیدار داشته و مقدمه‌ای بر کتاب او نگاشته است.

مجاهد شهید بهجت افندی؛ طلایه‌دار وحدت اسلامی در قفقاز

خبرگزاری تسنیم- مسعود صدرمحمدی:

جدایی سرزمین قفقاز از خاک ایران در دو سوی ارس تاثیرات فراوانی ایجاد کرد. از سویی ملتی شاهد جدایی بخش قابل توجهی از خاک خود با تمام سابقه وابستگی تاریخی – مدنی آن بودند  و از سویی آن بخش جدا مانده تحت ظالمانه‌ترین و پیچیده‌ترین تدابیر حکومتی قرار می‌گرفت. مردم مسلمان این اراضی از منابع اصلی تغذیه فکری خود دور انداخته می‌شدند و حاکمان جدیدالورود سعی در انکار هستی آنان داشتند. در این گیرو دار طبیعی است که علمای اسلام فارغ از هر مذهب و طریقتی در پی پاسدارای از مرزهای کیان هویتی و وجودی ملت ابراهیمی بر آمدند و بدین ترتیب در طول تاریخ قفقاز تا پیش از سرکوب های آهنین کمونیستی در قفقاز شاهد نا آرامی ها و قیام های اسلامی در میان مسلمانان قفقاز بودیم.

اگرچه جهان اسلام با توجه به جدایی 70 ساله اراضی مسلمان‌نشین تحت اشغال حکومت روسی  از بدنه عمومی امت اسلامی اطلاع دقیقی از این قیام‌ها و عصیان‌های مقدس که در دو برهه اساسی استیلای روس در دوره قاجاری و نیز استیلای روس ها در دوره پس از انقلاب بلشویکی به وقوع پیوست ندارد، اما با دقت در وضعیت اجتماعی و فکری این اراضی – خصوصا منطقه قفقاز جنوبی – می توان به این نتیجه رسید که این ملت ها به زودی خود را به عنوان جزئی از کل امت اسلامی تعریف کرده است و در دوره متاخر چند سال اخیر که  موج بیداری اسلامی غیرت های فرو خفته مسلمانان را به حرکت آورده است ، عنقای قاف نشین قفقاز نیز در پی پَرگشایی در آسمان موجودیت اسلامی است.

اما آن چه شایان ذکر است وجود موانعی برای شناخت حقیقی تاریخ بیداری اسلامی در منطقه قفقاز است.  چرا در تاریخ نگاری معاصر جمهوری آذربایجان به تبع سنت سیئه دوره کمونیستی هم چنان سعی در انکار و یا کم رنگ نشان دادن نقش عنصر دین و نیز علمای دینی برای کسب هویت و استقلال در مقابل عناصر خارجی است. برای نمونه می توان به کتابهای تاریخ مدارس این کشور اشاره نمود. در کتاب سال دهم تحصیلی این کشور که به برهه تاریخی مورد بحث این نوشتار نیز اختصاص دار ویژگی سعی تمام تاریخ نگاران برای انکار نقش و عاملیت عنصر دین و دینداری در حوادث تاریخی این سرزمین نمود یافته است. اگرچه فصل دوم کتاب به قیام های ضد روسی مردمان مسلمان قفقاز اختصاص دارد و در طول 24 صفحه از این قیام ها سخن رفته است، اما آن چه که جالب توجه است عدم وجود هیچ اشاره ای به صبغه مذهبی این قیام هاست.

در طی این صفحات اگرچه از نهضت مریدان و شخصیت هایی هم چون شیخ شعبان، حمزت بیگ، میرحسن خان و شیخ شامل داغستانی نام برده می‌شود، اما هیچ اشاره‌ای به ریشه‌های اصلی این قیام ها که همگی نشات گرفته از روحیه ضد ظلم و ضد کفر این افراد که ریشه در شخصیت های دینی آنان داشت نمی شود و علل اصلی قیام ها را صرفا در مسائلی مانند اجرا یا لغو قانون های جزیی اجرایی خلاصه می کنند.  و البته باید خدا را سپاس گفت که این نویسندگان به حذف عنصر دین و دیانت در این قیام ها رضایت داده اند و بر نهج سلف خود که شیخ شامل و مبارزان همراه او را وطن فروشانی بیش معرفی نمی کردند، پای ننهاده اند. بر اساس این تاریخ نگاری که در مورد شیخ شامل و نهضت اسلامی او با لجن پراکنی ها باقراف در روزنامه " کمونیست" شروع شد و با نوشتجات علمی! افرادی هم چون رسول حمزت‌اف و حیدر حسین‌اف صورتی غیر قابل انکار به خود گرفت، شیخ شامل و هم فکران و هم رزمانش متهم به برهم زدن و از بین بردن دوستی خلق‌ها، تشبث برای تجزیه داغستان و سایر اراضی مسلمان‌نشین از روسیه و الحاقش به عثمانی و جاسوسی برای انگلیس هستند.

همین حالت را در مورد قیام های سلطان‌اف‌ها که در سال های آغازین قرن بیستم به وقوع پیوست نیز شاهدیم.  سلطان اف ها با تشکیل گروه های نظامی از اهالی محلی به مقابله با زیاده خواهی های روس ها و ارامنه تازه آمده در منطقه قفقاز که به قتل و غارت اهالی مسلمان اقدام می کردند پرداختند. این اقدامات بدون هم یاری علما دینی و بسیج متدینان از سوی آنان هیچ گاه امکان پذیر نبود. علمایی هم چون حاج قاسم چلبی، شیخ عالی چلبی ، میر سعدی آغا و شهید بهلول بهجت افندی در این قیام ها نقش مستقیم داشتند ، که باز هم هیچ اشاره ای به این مساله نمی‌شود.

باری، داستان قفقاز داستانی "سراپا حماسه ولی سخت غم فزاست" ، قفقاز و مسلمانان ساکن آن از روزی که تحت استیلای کفار قرار گرفتند علمای اسلام بنا بر اقتضای تعهد دینی خود اقدامات مقاومتی و دفاعی را سازماندهی و فرماندهی کرده اند. اما هم چنان که گذشت ، مساله ای که وجود دارد حذف و سانسور بیش از 70 ساله تمام منابع در مورد آنان و اقداماتشان و عدم وجود رغبت برای بازشناسی خدمات و قهرمانی های آنان در دوره معاصر در جمهوری آذربایجان به عنوان موطن اصلی آنان است. از جمله این شخصیت ها که در ردیف " فراموش شدگان" تاریخ حماسه های قفقاز قرار دارد مرحوم بهلول بهجت افندی است.

جامعه علمی ایران شناخت شهید بهلول بهجت افندی را مرهون کتاب "تشریح و محاکمه تاریخ" اوست. این کتاب که برای نخستین بار توسط خود مولف در تبریز منتشر شد پس از انتشارش به زبان ترکی به فارسی و عربی نیز ترجمه شد که برگردان فارسی آن بارها توسط انتشاراتی‌های مختلف نشر یافته است. دلیل شهرت این اثر را نیز علاوه بر علمیت و اهمیت موضوعی آن باید در تقریظ مرحوم آیه الله مرعشی نجفی بر کتاب و گزارش ایشان از دیدارهایش با مولف دانست. با توجه به این مساله مرحوم افندی، در جامعه علمی تشیع هم چون عالمی  اهل تسنن که نگرشی نوین نسبت به تاریخ مذاهب ارائه داده شناخته می شود.

همچنین بهلول افندی در جامعه علمی جمهوری آذربایجان نیز پس از سکوتی هفتاد ساله  فرد تقریبا شناخته شده ای به حساب می آید. اما این بار به دلیل نوشتجات و تحقیقات ادبیات شناسانه و فلکلورشناختی او.  جامعه علمی آذربایجان او را بیش از آنکه عالمی دینی بداند دانشمندی محقق در ادبیات و تاریخ می شناسد. آنچه که در زیر می آید علاوه بر سیری در زندگی آن مرحوم ، جنبه های جدیدی از حیات و فعالیت های علمی او را برای نخستین بار در فضای علمی کشور مطرح می سازد.

زندگی

بهلول افندی مشهور با تخلص بهجت، اسلام شناس، مورخ، ادبیات شناس، و صاحب تالیفات مختلف در زمینه های مختلف دینی و فلکلور شناسی در سال 1885 در روستای دوندارلی ناحیه قوبادلی منطقه زنگزور به دنیا آمد. پدر او مصطفی افندی از عالمان شناخته شده منطقه بود. بهلول به عنوان تنها فرزند ذکور خانواده تحصیلات خود را در نزد پدر آغاز کرده و در خدمت حاج قاسم چلبی که بعد ها پدر زن او نیز شد ادامه داد. پس از آن برای تداوم تحصیلات دینی خود عازم نوخا و پس از آن ترکیه شد. او در طی دوران تحصیل توانست در علوم عقلی و نقلی مهارت لازم را کسب نماید، در فقه علاوه بر اساتید پیش گفته اش از شیخ نجیب الدین زنگزوری و در علوم عقلی از شیخ محمد شیخ الاسلام و شیخ محمد قاضی زاده استفاده کرد، در زمینه حدیث نیز هم از پدرش و هم از جانب سید ابوالهدی صیادی رفاعی شیخ الاسلام اسلامبول اجازه نقل حدیث از صحاح سته و سایر کتب حدیثی را به دست آورد.

او پس از تکمیل معلومات در ترکیه به وطن بازگشت و در سال 1915 از سوی شیخ الاسلام قفقاز به عنوان قاضی شرع منطقه زنگزور منصوب شد. فعالیت بهلول افندی به عنوان  قاضی شرع سنی مذهب در منطقه از همان آغاز توجه ها را به سوی خود جلب کرد. چراکه او پس از تصدی پست خود با جمع کردن علما و واعظان اهل تسنن منطقه آنان را امر به لعن معاویه در منابر نمود و جالب آن که سرپیچان از این حکم را ملعون نامید. او با اظهار این نکته که همگی باید  در جهت رفع اختلاف موجود در میان شیعیان و سنیان منطقه اقدام کنیم با وجود سنی مذهب بودن خود حضرت علی علیه السلام را وارث پیامبر و اصلح افراد پس از او معرفی کرد. ریشه این اقدام را باید در تعالیم اساتید اولیه او و شرایط مذهبی – سیاسی موجود در آن منطقه جستجو کرد.

حکومت تزار از همان اوایل دوره تسلط بر قفقاز با برجسته کردن اختلافات موجود در بین دو مذهب اسلامی و پاشیدن بذر کینه های مذهبی در میان مسلمانان از افراد هر دو مذهب علیه یکدیگر و به نفع حکومت مسیحی کمال استفاده را می برد. تا جایی که با برپا کردن مدارس مسلمانان در تفلیس برای پا برجا ماندن اختلافات میان مذاهب و دوام یافتن آن در نسل های جدید مسلمانان مدرسه فرزندان شیعه و سنی را از همدیگر متمایز کرد.  این اقدام که نمی توانست از چشم هر مسلمان تیزبینی  پنهان بماند موجب اعتراض قاضی قوبا شد. او خواستار برهم چیدن این تبعیض ها و یکی کردن مدرسه مسلمانان بود. اگرچه این اعتراض با هشدار شدید اللحن  جانشین قفقاز و اعلام این نکته که تلفیق مدارس در تضاد با منافع حکومت تزار است روبرو شد، اما موجبات بیداری مسلمانان و افشا شدن نقشه حکومت را فراهم آورد.

در منطقه زنگزور نیز که با توجه به نقشه های جدید حکومت مبنی بر افزایش سکنه ارمنی و صاحب اقتدار شدن آنان جزو نقاط اصلی اجرای نقشه تفرقه انگیزی بود، عالمان اسلامی با اقدامات پیشگیرانه و اعلام تمسک شیعیان و سنیان به قرآن به عنوان اساسی ترین نقطه وحدت از هرگونه اختلاف جلوگیری کردند. از جمله این عالمان باید به شیخ عالی چلبی ، شیخ حاج قاسم چلبی، میر سعدی آغا و نیز بهلول افندی اشاره کرد. از دیگر اقدامات افندی می توان به رسمیت بخشیدن  به عزاداری حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام در میان اهالی اهل تسنن و اعتمادسازی نسبت به شیعیان با قرار دادن فرمانده اصلی گروه جهادی خود از میان آنان اشاره کرد، که در ادامه مورد اشاره قرار خواهد گرفت.

البته اقدامات جدی برای متحد ساختن شیعیان و سنیان منطقه پیش از بهلول افندی توسط استاد و پدر زن او شیخ حاج قاسم چلبی که از بزرگان طریقت نقشبندیه در منطقه بود آغاز گردیده بود. شیخ قاسم متولد 1858 بوده و در اوایل قرن بیستم به عنوان رهبر طریقت نقشبندیه در منطقه زنگزور توانست طریقت خود را در منطقه وسیعی از مناطق قوبادلی، جبرائیل، زنگیلان، و لاچین گسترش دهد. او با مطرح ساختن اتحاد شیعیان و سنیان در زیر سایه «لعن بر معاویه» توانست پایگاه اجتماعی بالایی را در میان پیروان هر دو مذهب برای خود کسب کرده ، و با استفاده از این نفوذ اجتماعی توانست مدت قابل توجهی را در برابر کمونیستها مقاومت نماید. حاج قاسم و فرزند او عالی چلبی پس از سیطره کامل کمونیست‌ها بر منطقه هر دو تحت تعقیب قرار گرفتند.حاج قاسم در سال 1928 در اثر تعقیب و گریزهای متمادی جان داد و فرزند او نیز که پس از پدر رهبری پیروان را عهده‌دار شده بود نهایتا در 8 آگوست 1937 دستگیر و به جرم رهبری گروه های ضد انقلابی در 5 سپتامبر همان سال گلوله باران شده در محل نامعلومی دفن شد.

پس از اعدام او تمام فرزندان ، مریدان و پیروان چلبی ها بدون هیچ محاکمه ای توسط کمونیست ها گلوله باران شده و حتی اهالی روستای چلبی ها همگی یا فرار کرده و بی خانمان شدند و یا اگر از اعدام جان به در برده باشند به سیبری تبعید گشتند، بنا بر مشهور در اثر این قتل و غارت ها تا سال 1960 هیچ کدام از اهالی روستا جرات بازگشت به آنجا را به خود نداد. بهلول افندی نیز تحت تاثیر پدر زن خود و با استفاده از نفوذ علمی و اجتماعی خود دست به اقداماتی وحدت ساز می زد و بعدها بر اثر همین وجه دینی توانست با ایجاد دسته های جهادی و اعلام حکم جهاد در برابر کفار روس و ارمنی به مقاومت در برابر استیلای آنان بپردازد.

از دیگر اقدامات افندی در دوره قاضی شرع بودنش در منطقه جمع آوری اعانه از سرمایه داران و اغنیای باکو برای مردم قحطی زده منطقه زنگه زور در میان سال های 1917 تا 1920 بود. در سال های ابتدایی دهه دوم قرن بیستم با توجه به حمایت های دولت مسیحی روس از ارامنه بومی و نیز مهاجرت تعداد قابل توجهی از آنان به منطقه، شاهد درگیری های بسیاری میان ارامنه ماجراجو و مسلمانان بودیم. این مناقشات اگرچه امروز از سوی تاریخ نگاران جمهوری آذربایجان بیشتر به عنوان جنگ های ترک و ارمنی مطرح می شود اما در واقع تجاوز ارامنه و روس ها بر علیه مسلمانان بود. در این دوره ارامنه با تشکیل گروه های شبه نظامی اقدام به قتل و غارت روستاهای مسلمان نشین می کردند و این در حالی بود که دولت مرکزی روس در برابر این تهاجمات سکوت کامل اختیار کرده بود و مسئولین محلی نیز از هر اقدام قابل توجهی دریغ می ورزیدند.

در منطقه زنگزور نیز گروهی 30 هزار نفری به سرکردگی " آندرونیک" ارمنی اقدام به قتل و غارت و تجاوز به مسلمانان می کردند که از جمله جنایات آنان جنایت مشهور روستای تات می باشد. در این جنایت هیچ فرد مسلمانی از کوچک و بزرگ و زن و مرد نتوانست جان سالم به در ببرد. گروه تحت امر آندرونیک با داغ نهادن بر ران چند مرد و زن مسلمان و فرستادن آنان به روستاهای اطراف به ساکنان منطقه اعلام هشدار داد بودند.  این کشتارها در حالی بود که نیروهای دول مسیحی – اروپایی انگلیس و فرانسه با توجه به وضعیت جنگ جهانی اول در منطقه حضور داشته و از این کشتارها مطلع بودند. این شرایط افراد ذی نفوذ محلی را به تشکیل گروه های مقاومت در برابر تعدیات ارامنه واداشت.

این گروه ها تحت رهبری سلطان بیگ سلطان اف قرار گرفتند. سلطان بیگ و خسرو بیگ برادر کوچک او برای مبارزه در مقابل کفار و متجاوزان به هر راه و وسیله ای متشبث شدند. آنان با درخواست کمک از تمامی بیگ ها و حتی خانات دشمن خود و صرف تمام ثروتشان برای تهیه سلاح از ایران و عثمانی و حمایت های افندی تنوانستند سپاهی از مسلمین را متشکل کرده، به جنگ با صلیبیان بپردازند  که اساسی ترین رویارویی دو سپاه در منطقه "قارا گؤل" با پیروزی مسلمانان به پایان رسید. در این نبرد بهلول افندی با هم پیمانان خود در سپاه مسلمین شرکت داشته و بنا بر مشهور نسخه دست نویس قرآن مترجَم خود به زبان آذری را که در صورت صحت نخستین ترجمه کامل قرآن به زبان آذری معاصر بوده به نشانه احترام و قدردانی از سلطان بیگ به او تقدیم می کند.

با گذشت زمان و تقویت قوای ارامنه از سوی روس ها ، انگلیس ها و فرانسوی ها  نهایتا در سال 1918 بهلول افندی به عنوان حاکم شرع منطقه زنگزور اعلام حکم جهاد در برابر کمونیست ها و داشناک‌های ارمنی می کند و خود با تشکیل گروهی از جوانان رزمنده روستاها و مناطق اطراف تحت فرماندهی جوانی از شیعیان روستای " گؤدک" منطقه قوبادلی با نام "طهماسب" به مبارزه علنی با نیروهای متجاوز به کیان مسلمانان می پردازد. اساسی ترین مبارزه این گروه در اکتبر 1922 بوده که با نقشه های از پیش طراحی شده توانستند روستاها و شهرهای مهم منطقه را از تسلط بلشویک ها خارج ساخته و زیر نفوذ بگیرند.

این اقدام قابل توجه سبب می گرد تا تمام مخالفان افندی در دو جبهه کمونیست های آذری و ارامنه داشناک که مسئولیت کمیته اجرایی منطقه زنگزور را بر عهده داشتند به تشکیل قوای واحد برای سرکوب همیشگی او اقدام کنند. بنا بر آنچه نظر حیدروف از مسئولان آذری کمونیست منطقه در کتاب خاطرات " در کوه های زنگزور" خود آورده ارامنه و کمونیست های آذریِ مسئول در منطقه با گزارش وضعیت بحرانی منطقه به باکو در خواست کمک نظامی می کنند ، در نهایت علاوه بر بسیج تمام نیروی نظامی اطراف ، سپاهی نیز از باکو عازم منطقه می شود و در درگیری های شدیدی که میان مجاهدان مسلمان و لشکریان کمونیست و ارمنی به وجود می آید جز گروه بسیار کوچکی از مجاهدان تمامی آنان به شهادت می رسند.  افندی و یاران کم شمارش با تلاش بسیار می توانند با شکستن حلقه محاصره نیروهای دشمن خود را به مرز ایران رسانده و با ورود به خاک ایران خود را از قتل عام کامل برهانند.

بنا بر نوشته مصطفی افندی تنها فرزند بهلول، او به هنگام هجرت به ایران 5 کتاب از نوشتجات خود را همراه داشته که 3 عنوان از آنان را در تبریز به چاپ رسانده است.
او پس از یک سال اقامت در ایران در سال 1924 به وطن باز می گردد.  و توسط عاملان دولت دستگیر شده و به جرم "ورود غیر قانونی از مرز"! به ده سال حبس در زندان معروف "باییل" که بعدها بسیاری از علما، نویسندگان و روشنفکران مسلمان را در خود جای داد محکوم می‌شود.

گفتنی است اگرچه موج اصلی سرکوب ها در آن دوره از سال 1937 آغاز شد اما ایجاد خفقان علیه علما اسلام از سال ها پیش با عناوین "دشمنی با خلق" و " اقدامات ضد سووئت" آغاز شده بود. اساسی‌ترین سبب نیز احساس خطر حکومت از اقدامات مقاومتی علما بود، دوره سخت  دستگیری علما بسیار پیشتر از سال 1937 در سال 1929 شروع می شود که این نیز با اعتراضات آنان نسبت به مساله کولخوز و تصرف اراضی مسلمانان توسط کفار روس و ارمنی بود. پس از دستگیری و حبس بهلول افندی، نویسندگان کمونیست افرادی همچون علی ولی یف ، اوروج قدرت اوف، و نظر حیدراف اقدام به لجن پراکنی و تهمت زنی  نسبت به او و پدرزنش حاج قاسم چلبی در مطبوعات محلی زنگزور می کنند تا از شان  و منزلت آنان در میان عموم مردم بکاهند.

بهلول افندی در مدت 10 سال حبس بارها  پیشنهاد باقراف مبنی بر قبول همکاری با حاکمیت روس را رد می کند، اما با این همه به دستور باقراف امکانات لازم برای مطالعه و ترجمه آثار از زبان های عربی ، فارسی و روسی در زندان برای او فراهم می شود. افندی پس رهایی از حبس 10 ساله از سال 1934 تا 1937 ابتدا در شعبه ترجمه انتشارات دولتی آذربایجان (آذرنشر)  و پس از ان در بخش ادبیات انتشارات AZ.RAI   مشغول به فعالیت می شود.  او به سبب تحقیقات و نوشتجاتش در این سال ها در محیط ادبی و علمی آذربایجان اعتبار والایی برای خود کسب می کند. افندی در طی این مدت محدود به انجام تحقیقات در زمینه تاریخ و ادبیات آذربایجان و فولکلور مناطق مختلف می پردازد و با قشر فرهیخته ادیبان معاصر خود روابط صمیمی و گرمی را ایجاد می کند. از جمله کسانی که همکاز او بودند می توان به حسین جاوید، سلمان ممتاز، علی نظمی، امین عابد، احمد جواد و علی آقا واحد اشاره کرد.

او در این سال ها با همکاری امین عابد برای اولین بار شاهنامه فردوسی را به آذری ترجمه می کد. این کتاب در همان سال ها جایزه "قلم سرخ" را از طرف حکومت دریافت می دارد.
همچنین افندی به مطالعه در آثار و تاریخ نظامی گنجوی ، نباتی ، ساری آشیق ، و قاچاق نبی و نوشتن تحقیقات در این زمینه می پردازد.

از جمله آثاری که او در این زمینه ها نوشته می توان به آثار زیر اشاره کرد:
1- تاریخ قراباغ
2- نظامی و فولکلور قفقاز
3- نباتی: این اثر شامل آثار تازه یابی از نباتی است که توسط افندی گردآوری شده و در سال 1935 منتشر شده است.
4- تاریخ قاچاق نبی: این اثر پس از ممنوعیت 80 ساله سال پیش میلادی در جمهوری آذربایجان منتشر شد. اثر مذکور به عنوان تحقیقی جامع در مورد زندگی و مبارزات قاچاق نبی و شورش های محلی آن دوره تاریخی جزء منابع درجه اول در این زمینه محسوب می شود.
5- ساری آشیق
6- بهلول داننده

در سال های پس از زندان اگرچه افندی در ظاهر مجبور به همکاری با حکومت بود اما هیچ گاه از این وضعیت رضایت خاطر نداشته است. به طوری که در این سال ها  از اصلاح محاسن و موهای سر خود خودداری کرده و در جواب کسانی که از علت این کار از او سوال می کردند ، می گفته: " مادامی که این سر به دشمن خدمت می کند، من نیز او را خدمت نخواهم کرد."

بدین ترتیب او تحت نظارت دائمی مامورین دولتی و امنیتی بوده و در نهایت با توجه به گزارش هایی که از عدم رضایت او از شرایط موجود حکایت  داشته با دستور شخص باقراف در 23 آگوست 1937 در محل کار خود دستگیر می شود. او پس از 7 ماه حبس در 15 مارس 1938 با حکم کمیساریای امور داخلی در 69 سالگی گلوله باران شده و پیکرش در حالی که سنگ بزرگی بر پایش بسته شده بود در دریای خزر رها می شود. با دستگیری و حبس او همسر و مادرش را نیز که هنوز در قید حیات بوده دستگیر کرده به منطقه "آرپخانلئسک" تبعید می کنند، این دو زن نیز در همان جا چشم از جهان می بندند.

گفتنی است با دستگیری بهلول افندی تمامی آثارش مصادره شده در لیست آثار ممنوعه قرار می گیرد و به همین علت نیز از بسیاری از آنها تنها نامی باقی مانده است. مصطفی افندی فرزند بهلول افندی در خاطرات خود می گوید:" در آگوست 1937 پدرم را در همان محل کارش دستگیر کردند. من به محض اطلاع از مساله به سرع به خانه آمدم و تمام  دستنوشته ها و کتب او را در داخل نیمکت جاسازی کردم و رختخوابم را بر روی آن پهن کردم. می دانستم که به زودی برای تفتیش خانه خواهند آمد. پس از چند ساعت دو نفر به خانه مراجعه کرده، محل دستنوشته ها را پرسیدند من نیز در جواب گفتم همگی در محل کار اوست. آنان شروع به جستجو در خانه کردند و بالاخره آنها را پیدا کرده با خود بردند."
بدین ترتیب بسیاری از آثار نام برده شده او مفقود می شوند.

افندی دارای 2 فرزند، یک دختر و یک پسر بوده که دختر او در کودکی فوت شده و تنها فرزند او مصطفی نسل او را دوام می دهد. مصطفی نیز صاحب سه فرزند ، دو پسر(حمدالله و بهلول) و یک دختر (محبوب) بوده است. در سال های اخیر حمدالله افندی یف که خود نیز فارغ التحصیل علوم دینی از دانشگاه باکو است اقدامات قابل توجهی برای بازشناسی شخصیت و آثار پدربزرگ خود انجام داده است. او با نوشتن مقالات در نشریات مختلف جمهوری آذربایجان و نیز انتشار کتابی با عنوان " بهلول افندی بهجت " توجه جامعه علمی آذربایجان را به پدر بزرگ خود معطوف کرد  و از همین رو کتاب " تاریخ آل محمد" او در سال 2010 و کتاب "تاریخ قاچاق نبی" در سال 2012 در باکو منتشر شدند.

افندی 20 سال پس از شهادتش بر اساس رای دادگاه عالی جمهوری سوسیالیستی آذربایجان به تاریخ 5 نوامبر 1958 مبرای از اتهامات و بی‌گناه شناخته شد!

***
آنچه گذشت بر اساس اطلاعاتی بود که در منابع آذری مطبوع در جمعوری آذربایجان موجود می باشد. همچنان که در ابتدای نوشته نیز اشاره شده جامعه علمی ایران مرحوم افندی را تنها با کتاب تاریخ آل محمد و تقریظی که مرحوم آیه الله نجفی مرعشی بر آن نوشته است می شناسد. آیه الله مرعشی در نوشته خود به ستایش از مقام علمی افندی پرداخته ، او را در علوم نقلیه و عقلیه "بارع" می شناسد و به اساتید او اشاره می کند. بر اساس اطلاعات ارائه شده توسط ایشان که باید در دیدارهایی که با افندی در تبریز و همدان داشته به دست آمده باشد ، افندی ابتدا بر طریقت حنفی بوده اما " آخرالامر مذهب حنفی را ترک گفت و طریقت شافعی را پسندید و بقیه عمر را بر مذهب شافعی کار کرد." همچنین بر اساس نوشته آیه الله مرعشی افندی چندین بار به اسلامبول ، یکبار به مصر ، بغداد و بخارا و ایران سفر کرده و یک بار توفیق سفر حج یافته است.

در مورد نام پدر افندی و تعداد فرزندان او و نام آنان بین نوشته مرحوم آیه الله مرعشی و منابع آذری تفاوت هایی وجود دارد که با توجه به اشاره آن مرحوم مبنی بر اینکه " بنا بر نقل بعضی از ثقات" اطلاعات مربوط به فرزندان افندی را ارائه داده اند ، شاید بتوان گفت که اطلاعات منابع آذری از اعتبار بیشتری برخوردار باشد. بزرگترین امتیاز نوشته آیه الله مرعشی نام بردن از نوشتجات افندی در موضوعات اسلامی است که نوعا در منابع اذری هیچ اشاره ای به آنها نشده و در صورت عدم ذکر ان ها در این نوشته شاید برای همیشه از وجود چنین آثاری بی خبر می ماندیم.

علاوه بر کتاب تاریخ آل محمد که در زیر اشاره تفصیلی به آن خواهد شد مرحوم آیه الله مرعشی از آثار زیر نام می برد:
- شرح عقاید عمر نسفی
- ماه یوم یا یوز گون در وقایع صفین
- رساله در ارث
- رساله در ارشاد حمزوی
- رساله در حجر بن عدی ( مولف تاریخ زندگانی و کیفیت شهادت او را نظم نموده است.)
- حاسیه بر تفسیر بیضاوی
- الودود و النقود در مناظرات مذهبی
- رساله در نام هی کسانی که از علمای عامه قضیه سوزانیدن درب خانه صدیقه طاهره را متعرض شده اند ( مولف این رساله را به خواهش مرحوم آیه الله مرعشی تالیف نموده است.)
- رساله در شرایط طریقت نقشبندی
- رساله در لزوم مسح پا
- رساله در اعراب کلمه توحید
- کتابی در شرح مسلک دموکراسی و اعتدالی و سایر مسالک

مهم‌ترین و مشهورترین اثر مرحوم افندی کتاب "تاریخ آل محمد یا خود تشریح و محاکمه تاریخ" او است که با عنوان تاریخ آل محمد شهرت دارد.  مرحوم آیت‌‌الله مرعشی این کتاب را " الحق کتابی کم‌نظیر و بسیار منصفانه" می داند . این کتاب همچنین در اثر سترگ الذریعه ذیل رقم 787 نیز معرفی شده و مرحوم آقا بزرگ طهرانی مولف آن را "فاضل موفق" می‌داند. علامه امینی نیز نام او را با رقم 348 در بخش "طبقات الرواة من العلماء" که به بحث از عالمانی که به نقل حدیث غدیر پرداخته اند، ذکر می‌کند. ایشان پس از اشاره به تالیف کتاب تاریخ آل محمد به زبان ترکی و ترجمه آن به فارسی و عربی توسط میرزا مهدی تبریزی و شیخ میرزا علی قمشه‌ای، این کتاب را از "حسنات العصر" دانسته و آن را نشانگر جامعیت مولفش در حدیث و تاریخ و ید طولای او در مباحث دینی می داند.

مرحوم آیت‌الله طالقانی نیز در تقریظی که بر چاپ ترجمه فارسی ان نوشته اند ، چنین آورده اند: " این دانشمند بزرگ ترک برای خدمت به جامعه اسلامی و کندن ریشه نفاق و تفرق به جهان مسلمین بذل نموده و با روش محکم و متین خود در تاریخ ائمه شیعه-این گزیدگان الهی- محاکمه کرده و به این نتیجه رسیده که نقطه و ماده اختلاف و تشتت که در اثر آن بغض و کینه و در اثر آن ضعف و زبونی پیش آمده ، اغماض از مقام ائمه شیعه است و چنین رای داده که از همین جا باید چاره شود.

"بخش عمده کتاب تاریخ آل محمد(ص) به تشریح و محاکمه قضایای تاریخی بعد از وفات پیامبر اکرم (ص) و موضوع خلافت امیرمومنان (ع) اختصاص دارد و آنچه پس از این موضوع شرح داده شده زندگانی "جگر گوشه رسول خدا فاطمه زهرا" و سرگذشت فدک است. قاضی بهلول در این بخش با ادله تاریخی، به ویژه با استناد به منابع اهل سنت، حقانیت حضرت زهرا(س) را به اثبات رسانده است. صفحات 224 تا 262

کتاب قاضی بهلول سرگذشت امام حسن (ع) تا امام رضا (ع) را در بر می گیرد و شرح حال ائمه بعدی تا امام عصر (عج) نیز به اختصار در بخش پایانی کتاب بیان شده است."
این اثر علاوه بر ایران و جمهوری آذربایجان در ترکیه نیز انتشار یافته است. سخن از این کتاب نیاز به نوشته ای تفصیلی و مختص به آن را دارد و جهت رعایت اختصار به این میزان اکتفا می کنیم.

*** ***

منابع:

- امینی نجفی ، عبدالحسین ، موسوعه الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب ، ج 2 ، ط الخامسه ، 2009 ، قم المقدسه ، ( درچاپ های مشهور 11 جلدی اسلامیه ، ج اول ، ص 149)
- طهرانی ، آقا بزرگ، الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج 3، دار احیاء التراث العربی، ط الاولی، 2009 ، بیروت
- نیکبخت ، رحیم، وحدت بر سر علی(ع) و فاطمه(س) ، ماهنامه زمانه ، ش.17 ، مهر 1390 ، تهران
- قاضی زنگزوری، بهلول، تشریح و محاکمه در تاریخ آل محمد، ترجمه : میرزا مهدی ادیب، موسسه اهل البیت ،[بی تا] ، تهران
- طاهری خسروشاهی ، محمد ؛ فصل های تاریکی ( جنگ های روس با یاران در شعر فارسی) ، تمدن ایرانی ، تهران ، 1388
- قولی اف، ولایت؛ تاریخده ایز قویان آذربایجانلیلار؛ امیر عقیقی بخشایشی، نشر بخشایش، چ اول ، قم، 1381
- بنیکسن، مری و دیگران ؛ دو قرن مبارزه مسلمانان قفقاز ؛ سید غلام رضا تهامی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چ اول، تهران، 1377

-  Hüseynov, Ramazan, Qərbi Azərbaycan, şirvannəşr, 2006, Bakı
- Eloğlu, Səbahəddin, Zəngəzur hadisələri, Azərbaycan Dövlət nəşriyyat birliyi, 1992, Bakı
- Bəşiroğlu, Əşir, İşıqlı şəxsiyyətlər unudulmur, 2006, Bakı
- Nəbibəyli,Ziyadxan, Sultan bəy və Xosrov bəy qardaşları, Nurlan, 2011, Bakı
- Urud, Musa, Zəngəzur, Nurlan, 2005, Bakı
- Mükərrəmoğlu,M. , Yeni kitablar, Xalq qəzeti, 4 dekabr 2011, Bakı
- ----- , zaman qəzeti, Tariximizə güzgü tutan kitablar, 8 sep. 2011, Bakı
- Nərimanoğlu, Qaçaq Nəbi tarixinin arxiv ömrü sona çatdı,525-ci qəzet, 22.6.2011, Bakı

در کتاب ها زیر نیز اطلاعات دایره المعارفی در مورد افندی در دسترس است(تقریبا تمامی اطلاعات موجود در دو منبع مذکور از نوشته آیه الله مرعشی است.):
- روحانی، محمد حسین ، مدخل: تاریخ آل محمد،  دایره المعارف تشیع، ج4، بنیاد خیریه و فرهنگی شط ، چ اول ، 1373 ، تهران  ( در مورد سهو موجود در این مقاله رجوع کنید: نیکبخت ، رحیم، پیشین)
- الهامی، داود، مدخل: بهجت افندی، دانشنامه جهان اسلام، ج 4 ، چ دوم، 1386 ، تهران

*** ***

*‌ مقاله از: مسعود صدرمحمدی، محقق تاریخ و فرهنگ قفقاز؛ m.sadrmohammadi@gmail.com

انتهای پیام/

بیشتر بخوانید...
پربیننده‌ترین اخبار فرهنگی
مهمترین اخبار فرهنگی
مهمترین اخبار تسنیم
پرواز خارجی
همراه اول
ایران مال