سرمقاله/حمایت

درباره یک قطعنامه تاریخی

شناسه خبر: 433037 سرویس: رسانه ها
روزنامه حمایت

خبرگزاری تسنیم: کاربرد سلاح شیمیایی از دیگر جنایاتی بود که عراق مرتکب شد. ولی با همه این موارد، رژیم بعث در برابر ملت غیور و مبارز ایران زانو زد و نتوانست خواسته های خود و اربابان غربی اش را عملیاتی کند.

باتوجه به در پیش بودن سالگرد قطعنامه تاریخی 598، این یادداشت می کوشد ابعادی از پیامدهای این قطعنامه  را مورد واکاوی قرار دهد.آیت‌الله خامنه‌ای، رییس‌جمهوری وقت در نامه‌ای که در روز 27 تیر 1367 برای خاویر پرز دکوئیار، دبیرکل وقت سازمان ملل متحد ارسال کرد، رسماً اعلام کرد که «جمهوری اسلامی ایران به خاطر اهمیت حفظ جان انسان‌ها و برقراری عدالت و صلح و امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی‌، قطعنامه 598 شورای امنیت را می‌پذیرد». به دنبال پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل از سوی ایران، جنگ هشت ساله میان ایران و عراق رسماً به پایان رسید. این قطعنامه که در اول مرداد 1366 از سوی سازمان ملل صادر شده بود پس از پذیرش از سوی ایران، در 29 تیر 1367 به اتفاق آرا به تصویب نهایی رسید. قبل از هرگونه تحلیل در خصوص این قطعنامه، بد نیست اشاره شود که بعد از جنگ چالدران، جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، بیست و چهارمین جنگی بود که از جانب همسایه غربی ایران اعم از دولت عثمانی و دولت عراق به ما تحمیل شد.

رژیم بعثی عراق با حمله به ایران درصدد بود تا طیف جدیدی از مطامع خود را پیگیری کند. تحمیل جنگ به ایران نه تنها با هدف حرکت در مسیر فزون خواهی های دولت بعثی، بلکه برای مقابله با صدور انقلاب طراحی شد. با این وجود در آن زمان در داخل کشور شاهد بودیم که ملی گرایان که ادعای ملیت داشتند به بهانه اینکه علت حمله عراق به ایران ایده صدور انقلاب است، از مقابله با حمله عراق شانه خالی کردند.اما در خصوص پایان یافتن جنگ و پذیرش قطعنامه باید این حقیقت را دانست که امریکایی ها و غرب در طول جنگ، کلیه حمایت های خود را نسبت به صدام ابراز داشتند و کمک های گسترده تسلیحاتی خود را به سوی او گسیل می داشتند.

در این میان غالب دولت های عربی، امکانات و منابع  گسترده و مختلف مالی، تسلیحاتی و حتی نیروی انسانی خود را برای کمک به عراق به خدمت گرفتند. در این سوی، ایران به دلیل وقوع انقلاب اسلامی و ضدیت با دنیای استکبار از حمایت های بین المللی برخوردار نبود.لذا از نظر نظام دیکتاتوری بین المللی، ایران می بایست به شکست کشیده می شد. لذا در زمان پذیرش قطعنامه توازن نیرو در داخل و خارج وجود نداشت. در این میان دخالت آمریکا در جریان جنگ، سرنگون کردن هواپیمای ایرباس و تشدید تحریم ها هم کار را برای این دولت جمهوری اسلامی سخت تر کرده بود. در عین حال ایران در جریان جنگ با وجود همه این محدودیت ها، توانست به این توفیق بزرگ دست یابد که دشمن متجاوز را با شکست ذلت بار از سرزمین مان بیرون کند.در چنین شرایطی برخی از اهدافی که ایران با پذیرش قطعنامه به دنبال تحقق آنها بود به قرار ذیل طراحی گردید:

-  بیرون راندن ارتش متجاوز عراق از تمام سرزمین های اشغالی و حفظ تمامیت ارضی ایران
-  وادار کردن عراق به پذیرش مجدد معاهده 1975 به عنوان معاهده مرزی معتبر
-  اعلام رسمی عراق به عنوان متجاوز در جنگ با ایران و در نهایت دریافت غرامت جنگ تحمیلی.

پذیرش قطعنامه برای ایران دستاوردهای بسیاری داشت. اول آنکه جلوی بسیاری از مخاطراتی که ممکن بود در آینده دامنگیر ملت ایران شود را گرفت. صرفنظر از جلوگیری از تداوم بمباران های گسترده ای که رژیم بعثی عراق علیه شهرها صورت می داد، ایران با پذیرش قطعنامه توانست مانع از ادامه حمله های شیمیایی این رژیم سفاک علیه مردم بی گناه ایران و حتی ملت عراق شود. از سوی دیگر، پذیرش قطعنامه از جانب ایران به معنای پیروزی ایران نیز بود. چراکه این ایران بود که در موضع قدرت قرار داشت و بخش هایی از خاک عراق را در تصرف داشت. لذا پیروزی در جنگ یکی دیگر از پیام های پذیرش قطعنامه بود.به علاوه، وجود حمایت همه جانبه کشورهای قدرتمند جهان و برخی دولت های مرتجع منطقه از رژیم بعث عراق این پیروزی را پررنگ تر می کرد. اما باید دید رژیم بعث از این جنگ چه به دست آورد و در این قطعنامه چه کسب کرد؟ با نگاهی به اوضاع طرف مقابل پیامدهای ناگوار این قطعنامه برای آن بیشتر مشخص خواهد شد

یکی از مهمترین پیامدهای این جنگ برای رژیم بعث عراق، اقتصاد ویران، هزاران کشته، و صرف میلیاردها دلار از درآمدهای نفتی این کشور و کشورهای منطقه در جنگی بی نتیجه بود. بعد از پذیرش قطعنامه این صدام بود که می بایست به اربابان غربی خود گزارش می داد که در قبال حمایت های تسلیحاتی، مالی، اطلاعاتی و سیاسی آنها چه دستاوردهایی داشته است. پذیرش قطعنامه همچنین باعث سرخورده شدن رژیمی دیکتاتور و فزون خواه شد. این دیکتاتوری واپس خورده که حالا نتوانسته به اروند و خوزستان دست یابد، برای بازسازی وجهه و روحیه خود نیاز به مستمسک جدید داشت. ادعای تاریخی عراق در خصوص مالکیت بر کویت این بهانه را در اختیار بغداد قرار داد که به کویت حمله کند. حمله عراق به کویت پاسخی به شکست جنگ طلبان بعثی بود. حمله به کویت در واقع حمله به عضوی ضعیف از حامیان سابق عراق بود که درصدد کسب غنایمی بود که از سال ها جنگ با ایران و پس از قبول قطعنامه از آنها  محروم شده بود. عراق درصدد بود تا با حمله به کویت این ناکامی را جبران کند. تصرف کویت توسط عراق بلایی بود که به جان حامیان سابق عراق افتاد.

آمریکایی ها که تا پیش از این از بعثی های عراق حمایت کرده بودند بعد از پایان جنگ با ایران، حالا مجبور بودند خود به جنگ با عراق بیایند و شرارت های آن را مهار کنند.به طور طبیعی نظام بین الملل همسو با منافع ایران نبود. ایران نیز امکانات و ابزارهای اقتصادی، نظامی و سیاسی کافی را در اختیار نداشت تا بتواند کشورهای مهاجم را در برابر خود خاضع نماید. البته چنین وضعیتی برای هیچ یک از کشورهای جهان نیز مقدور نبود. در خصوص قطعنامه 598 باید این نکته را گفت که تا قبل از این قطعنامه تمامی قطعنامه هایی که  صادر شده بود به زیان ایران بود. اما قطعنامه 598 زمانی تدوین شد که ایران در جنگ دست برتر را داشت. در این زمان دشمنان ایران در شورای امنیت مجبور شدند در ازای موضع برتر ایران، امتیازاتی به تهران بدهند. هر چند که این قطعنامه تمامی اهداف و منافع ایران را تأمین نمی کرد، اما از جمله خواسته های محوری که کشورمان موفق به کسب آنها شد، معرفی عراق به عنوان آغازگر جنگ و بیرون راندن ارتش متجاوز عراق از تمام سرزمین های اشغالی و حفظ تمامیت ارضی جمهوری اسلامی بود. البته در این میان این واقعیت را نیز باید پذیرفت که عراق در ابتدا با 12 لشکر وارد جنگ شد و در پایان جنگ با 50 لشکر قطعنامه را امضا کرد. حتی گفته می شود که نفرات را به جای گلوله های مرسوم با گلوله های تانک هدف قرار می دادند.کاربرد سلاح شیمیایی از دیگر جنایاتی بود که عراق مرتکب شد. ولی با همه این موارد، رژیم بعث در برابر ملت غیور و مبارز ایران زانو زد و نتوانست خواسته های خود و اربابان غربی اش را عملیاتی کند.

انتهای پیام/

    برای دریافت مهمترین اخبار عضو کانال تسنیم در تلگرام شوید.
    مهمترین عناوین اخبار
    مهمترین عناوین اخبار رسانه ها
    میهن هاستینگ