اشعار خوانده شده توسط میثم مطیعی در شب اول محرم هیئت میثاق با شهدا

خبرگزاری تسنیم: شب گذشته اولین مراسم ماه محرم امسال هیئت میثاق با شهدا دانشگاه امام صادق(ع) برگزار شد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، شب گذشته اولین مراسم ماه محرم امسال هیئت میثاق با شهدا دانشگاه امام صادق(ع) برگزار شد.

برخی از شعرهای اصلی که در مداحی‌های این هیئت خوانده شد به شرح ذیل است:

دم پایانی هیئت میثاق با شهدا در سال 93

در جان ما هر دم غوغاى عاشوراست
بیدارى عالم از یا حسین ماست
با روضه ها هر لحظه می‌سوزیم و می‌مانیم
هر مرحله یا لیتنا کنا معک داریم
تا آن دمى که سر به پاى یار بگذاریم
نذرتو این جان و تن مولا اباعبدالله
ذکر نفس هاى من لبیک یا ثارالله
لبیک یا ثارالله
میثاق این دل با خون شهیدان است
جانروشن از یاد پیر جماران است
از سر گذشتن، سرگذشت و سرنوشت ماست
دلداده ایم و بهر ما هر روز عاشوراست
ما راهمان از کربلا تا مسجدالاقصى است
ما انقلابى هستیم مهر ولایت با ماست
هیهات من الذله شوق شهادت با ماست
لبیک یا ثارالله
دلخسته از هجران، دلتنگ دیداریم
چشم انتظاران دیدار آن یاریم

بر ندبه‌هاى جمعه هاى ما نگاهى کن

بر گریه هاى روضه ها آقا نگاهى کن
بر لاله هاى سرخ این صحرا نگاهى کن

نذر قدمهایت شد خون شهیدان ما
آماده پیکاریم یا ابن الحسن یا مولا

واحد

خبر کن اى دل همین امشب تمام غم‌هاى عالم را
که غرق خون در افق دیدم، هلال ماه محرم را

سلام اى هلال مه نو رسیده که غرق غبارى و رنگت پریده
مگر تو عزادار ماه تمامى که در خون نشستى و قدت خمیده

آمد، ماه آه و اشک و ماتم/ دل را میسپارم دست این غم
باران میبارد از دیده هر دم

مظلوم جانم حسین یا ثارالله

محرم آمد بیا اى دل دوباره تا خیمه آقا / صداى هل من معین او دوباره پیچیده در صحرا
ببند اى دل احرام خون در محرم / که شاید شوى محرم راز این غم

پى تشنگى باشو سعى صفا کن/ که جرشد دمادم ز هر دیده زمزم
گرد این خیمه ها میگردم باز / آقا دلم گشته با داغت دمساز

گاهى نگاهى هم بر ما انداز

مولا جانم حسین یابن الزهرا

دوباره اى دل حکایت کن / ز داغ بى دردى کوفه
حکایت غربت مردى / اسیر نامردى کوفه

میآید صدایش ز دارالعماره / لبش هشک و خونى دلش پاره پاره
میا کوفه کوفه وفایى ندارد / شده فصل نا مردمى ها دوباره

اینان حرمت مهمان ندارند / ترسم چون من تنهایت بگذارند

تشنه به تیغ و دشنه سپارند

مولا جانم حسین یابن الزهرا

از زبان مسلم ابن عقیل

پسر عمو دلشورهام بى انتهاست / تو کوفه هم اما دلم پیش شماست
بیعت اون دستهاى سنگین یادمه / دلشورهام بیشتر براى بچه هاس
آقا نیا خزون میشه بهار / اگه میاى رقیه رو نیار
نقشه دارن مردم نابکار / حتى براى شیره خوار

لالالالا یکم دیگه دووم بیار

یکم دیگه دندون روى جیگر بذار / مشک و یکى برده که بر میگرده زود
وقتى میرفت فقط به فکر خیمه بود / نده با اشک زندگیمو به باد
با آب بیا، اگه خدا بخواد عمو رسید کنار علقمه صداى تکبیرش میاد

لالایى عموت رفته آب بیاره

اى محرم یه ساله چشم به راهتم / چشم به راه بیرق هاى سیاه تم
هلال تو تداعى سه تا غمه / که خون براش گریه کنم بازم کمه
قد حسین، کنار علقمه، بالاى تل، دختر فاطمه، یه مادرى که قامتش خمید

آقاجون محرمت

انتهای پیام/