ظهور بازیگران جدید؛ افول بازیگران قدیمی

خبرگزاری تسنیم: موضوع بیدار اسلامی گرچه نسبتا طولانی به عنوان ثمره این اندیشه به نتیجه رسیده است. به عبارتی آثار انقلاب اسلامی ایران به عنوان اولین انقلاب علیه استعمار و استکبار بعد از سی و چند سال در بیداری اسلامی متجلی شده است.

به گزارش خبرنگار دفاعی خبرگزاری تسنیم، ناوسالار یکم نقی پوررضایی پژوهشگر مسائل راهبردی و معاون پژوهش نیروی دریایی سپاه در یادداشتی به تحلیل شرایط امروز جهان و قدرت گرفتن روزافزون انقلاب اسلامی ایران پرداخته است. متن این یادداشت که در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار گرفته است به شرح زیر است:

رهبر فرزانه انقلاب در دیدار اساتید دانشگاه‌ها و محققان کشور اعلام کردند: جهان در حال گذر از تحول به سمت یک ساختار و هندسه جدید سیاسی و اقتصادی و اجتماعی است.

دلایل معظم‌له برای بیان این ادبیات جدید با توجه به فرمایشات ایشان را می‌توان اینگونه برشمرد:

1) احساس هویت و بیداری متکی بر اسلام در میان ملت‌های مختلف اسلامی، نشان از عمق تحول در هندسه جدید قدرت در جهان است.

2) شکست غرب به رهبری آمریکا در تسلط بر منابع مختلف در منطقه غرب آسیا.

3) حوادث جاری در اروپا و آینده همه کشورهای قدرتمند این قاره.

4) افول وجهه آمریکا در جهان نشان دهنده جهان در حال گذر به یک هندسه قدرت جدید است.

معظم‌له در خصوص نقش جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی در این هندسه جدید را قابل توجه توصیف کرده و اشاره داشتند: نقش آفرینی ملت ایران در این برهه از زمان در درجه اول برعهده دانشمندان و فرهنگیان کشور است.

بررسی سیر تحول در هندسه قدرت جهانی:

قدرت از واژه لاتین power به معنی قادر بودن نشات می‌گیرد در واقع قدرت یعنی توانایی به کنترل درآوردن دیگران است. از این واژه تعاریف زیادی شده است، عده‌ای این واژه را شبیه پول در اقتصاد و عده‌ای دیگر این واژه را مثل خورشید در منظومه شمسی می‌دانند.

لذا از مفعوم قدرت تعابیر زیادی شده است. مفهوم قدرت از مقوله‌های بنیادین در فلسفه سیاسی است که نمی‌خواهیم خیلی بدان بپردازیم. اما می‌خواهیم انواع قدرت را بشناسیم و تقسیم بندی‌های مختلف آنرا که خیلی متنوع و حتی پیچیده است بدانیم.

مفهوم قدرت هم کاربرد انسانی و هم کاربرد غیرانسانی دارد. در کاربرد غیرانسانی هم در زمینه طبعییات بکار می‌رود و هم در محدوده الهیات که به‌عنوان یکی از اوصاف خداوند است. بنابراین قدرت در 3 محدوده زیر تقسیم می‌شود:

1) قدرت در محدوده علم فیزیک

2) قدرت در محدوده علم کلام

3) قدرت انسان

قدرت انسان بسیار متنوع و پیچیده است و تقسیم‌بندی بسیار متنوعی هم دارد که مهم‌ترین آنها عبارتند از:

1) قدرت بدنی

2) قدرت هنری

3) قدرت علمی

4) قدرت اقتصادی

5) قدرت نظامی

6) قدرت سیاسی

7) قدرت فرهنگی

8) و ...

همانطور که ملاحظه می‌شود وجه تمایز قدرت‌ها در اهداف آنهاست. مع‌هذا قدرت‌ها کاملاً از یکدیگر متمایزند. اهداف، نگرش‌ها و روش‌ها و آثار آنها نیز با یکدیگر فرق می‌کند. البته این یک مدل تقسیم‌بندی قدرت است. زیرا تقسیم بندی‌های دیگری نیز صورت گرفته که از آنها صرف نظر می‌کنیم.

سیر تحول در هندسه قدرت جهانی از قبل جنگ جهانی اول، دوم و در دوران جنگ سرد و بعد از فروپاشی شوروی در سال 1991 و بعد از حادثه 11 سپتامبر فراز و نشیب‌هایی داشته است. به‌طوری که هندسه قدرت در قبل از جنگ جهانی اول بیشتر حول قدرت و تشکیل دولت بوده و تولید تسلیحات صنعتی و نظامی بعنوان هندسه قدرت محسوب می‌شد.

در بعد از جنگ جهانی دوم و دوره جنگ سرد تولید سلاح اتمی و بلوک بندیهای سیاسی هندسه قدرت را شکل می‌داد. اما بعد از جنگ جهانی دوم نشانه‌هایی از هویت‌یابی عامل تاثیرگذاری بر هندسه قدرت جهانی می‌شود و قدرت جهان غرب به صورت تدریجی کارکرد خود را از دست می‌دهد. دقیقا بعد از سال‌های 1991 نشانه‌هایی از بیداری اسلامی هویدا می‌شود و قدرت‌هایی که اصلاً به حساب نمی‌آمدند بازیگر عرصه‌های جهانی می‌شوند.

این همان پیچ تاریخی در هندسه قدرت جهانی است. خود غرب در مقابل برخی از بازیگران قدرت در عرصه‌های جهانی احساس عجز و ناتوانی می‌کند. در سال‌های اخیر یعنی از این پیچ تاریخی و تحول در هندسه قدرت جهانی جبهه مقاومت در مقابل استکبار و صهیونیزم طیف گسترده‌ای را تشکیل می‌دهد که این جبهه در مقابل هژمونی آمریکا قرار می‌گیرد. اگر نگاهی به اسناد ملی کشور آمریکا داشته باشیم، نگرانی تئوری‌پردازان آمریکایی همیشه از شکل‌گیری هژمون یا هژمونی جدید در مناطق مختلف جهان بوده است.

اما امروزه شاهد افول هژمونی آمریکا در اکثر نقاط دنیا خصوصا منطقه غرب آسیا هستیم.

اگر بخواهیم سیر تکوینی هندسه قدرت را از زمان آفرینش انسان بررسی اجمالی داشته باشیم می‌توان اینگونه نوشت:

سیر مراحل هندسه قدرت از پیدایش بشر تاکنون:

1) قدرت فیزیکی – فردی

2) قدرت فیزیکی جمعی – قبیله‌ای

3) قدرت تمدنی- شهری- فرمانروایی محدود

4) قدرت دانایی و ابزارسازی اولیه

5) قدرت تولید کشاورزی فلاحت دامپروری

6) قدرت تولید ابزار نظامی سرد

7) قدرت نظامی کشور داری

8) قدرت فرمانروایی منطقه‌ای و جهان‌گشایی

9) قدرت تولید صنعتی انبوه

10) قدرت تولید تسلیحات گرم

11) قدرت استبداد نو (دوره کشورگشایی مدرن جنگ‌های اول و دوم)

12) شکست قدرت مدرن و تشکیل دولت، ملت‌های جدید

13) افول قدرت مدرن و جهش قدرت سیاسی

14) تولید بمب اتم بلوک بندی سیاسی و دوره جنگ سرد.

15) انقلاب علمی جدید گسترش علوم دیجیتال و تولید محصولات هوشمند.

16) قدرت فوق مدرن

17) جهش قدرت اقتصادی افول قدرت سیاسی محض و خالص و فروپاشی بلوک‌های سیاسی

18) شکست قدرت دنیای دو قطبی و تشکیل دنیای چند قطبی

19) شکست قدرت نظامی محض و جهش قدرت اقتصادی فوق مدرن و شکل‌گیری قدرت‌های منطقه‌ای و بلوک‌های اقتصادی

20) عصر حاکمیت قدرت سیاسی مدرن متکی به قدرت اقتصادی مدرن

21) عصر ملت‌ها

22) عصر پایان تک‌گویی قدرت‌های نظامی و عصر ائتلاف و حاکمیت سازمانهای بین المللی

این مدل هم یک نمونه دیگر از سیر تکوین در هندسه جهانی قدرت از ابتدای شکل‌گیری تمدن بشری تاکنون بوده است.

در سال‌های اخیر خصوصاً در ابتدای ورود به قرن بیست و یک مفهوم قدرت کاملاً متحول و دگرگون شده است. عده بسیار زیادی از جمله جوزف‌نای قدرت وابسته به فضای سایبری را یکی از مهم‌ترین زمینه‌های جدید در سیاست جهانی می‌داند.

یا گروهی دیگر قدرت هوشمند را به‌عنوان مهم‌ترین عامل قدرت در فضای کنونی جهان طرح می‌کنند.  افرادی از قبیل خانم ناسل، جوزف نای، هیلاری و ... به این مدل از قدرت توجه دارند.

یا گروهی دیگر قدرت نرم را در عرصه¬های کنونی جهان به‌عنوان عامل مهم قدرت معرفی می‌کنند.

صرف نظر از همه دیدگاه‌ها و ایده‌های مطرح شده می‌خواهیم بگوییم هم قدرت در جهان امروز کاملاً دگرگون شده است و بازیگران نوظهور در شکل‌بندی نظام جهان طرح شده‌اند که زمینه افول بازیگران گذشته را فراهم آورده‌اند و قدرت‌های بزرگ مطرح با یک چالش اساسی مواجه‌اند.

نقش انقلاب اسلامی در هندسه جدید قدرت:

پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) در واقع پیروزی یک اندیشه و یک تفکر بود. این اندیشه در دنیا، طرفداران زیادی در بین مسلمانان حتی غیر مسلمانان پیدا کرد. از طرفی دشمنانی نیز سخت با این اندیشه درگیر شدند. پیدایش این اندیشه و این مدل در واقع اولین میخ بر تابوت قدرت¬های جهانی شرق و غرب بود. غرب از این تفکر به عنوان بنیادگرایی اسلامی یاد می‌کند و معتقد است این تفکر چه در بعد شیعی و چه در بعد سنی برای امپراطوری غرب خطرناک است. بنابراین تلاش می‌کند از این هژمونی جدید جلوگیری نموده و تمام تلاش او این است راههای توسعه و رشد این هژمونی را بگیرد.

اولین آثار این هژمونی جدید موضوع بیداری اسلامی است موضوع بیداری اسلامی گرچه نسبتا طولانی به عنوان ثمره این اندیشه به نتیجه رسیده است. به عبارتی آثار انقلاب اسلامی ایران به عنوان اولین انقلاب علیه استعمار و استکبار بعد از سی و چند سال در بیداری اسلامی متجلی شده است.

ولی همگان معتقدند این پدیده حاصل و نتیجه انقلاب اسلامی است. غرب ریشه بیداری اسلامی را انقلاب اسلامی ملت ایران می‌داند و این انقلاب را نقطه عطف همه قیام‌های چند سال اخیر تصور می‌کند. مع‌هذا این انقلاب توانست هندسه قدرت در منطقه غرب آسیا را تغییر دهد و نشانه‌های تغییر هندسه قدرت را دنیا نیز شاهد خواهید بود.

پیش‌بینی غروب دولت‌های غرب بر مبنای دلایل منطقی و روشن نزدیک بودن افول دولت‌های استکباری غرب خصوصاً آمریکا را اثبات می‌کند. شاید نتوان زمان دقیق این غروب دیدنی را معلوم کرد و یا شاید آمریکایی‌ها بتواند این پیامد جدید را مدیریت نمایند که البته بعید به نظر می‌رسد.

اما وقوع آن حتمی است. تمدن غرب در حال فروپاشی است و شواهد و قرائن موجود نشان از مرگ آمریکا دارد. (نگارنده آغاز یک پایان. نشریه خلیج فارس و امنیت).

در توضیح باید گفت که شکل‌گیری و پیروزی انقلاب اسلامی ملت ایران بر مبنای اندیشه‌های حضرت امام خمینی(ره) خود عامل مهمی در تغییر هندسه قدرت جهانی از بدو شکل‌گیری تاکنون بوده است.

انقلاب اسلامی در شرایطی به پیروزی رسیده که تصور حاکم بر دنیا این بود که دین و معنویت مربوط به امور فردی است. مع‌هذا پیروزی انقلاب اسلامی نشان داد که می‌توان هم دین داشت و هم در حاکمیت تحول سیاسی و اجتماعی ایجاد کرد.

پیروزی انقلاب اسلامی روح تازه‌ای در همه جنبش‌های اسلامی حتی غیر اسلامی بوجود آورد. به طوری که بسیاری از تئوری‌پردازان دنیا از آن به عنوان مهم‌ترین حادثه قرن بیستم نام می‌برند و معتقدند: این حرکت باعث بوجود آوردن حوادث مهم دیگری در دنیا شد.

زیرا به نوبه خود نقطه عطفی در تاریخ ملت‌ها بود. ب طوری که آلوین تافلر یکی از بزرگترین نظریه‌پردازان آمریکایی که تئوری موج سوم، جنگ و ضد جنگ را مطرح می‌کند معتقد است؛ قرن 21 باید قرن روح الله نامید. انقلاب اسلامی ایران تنها حرکت تاریخی ملتی بزرگ بود که نه وابستگی به شرق داشت و نه به غرب و این موضوع در طول تاریخ بی‌سابقه بوده است. زیرا در گذشته امکان نداشت حرکتی در کشوری صورت گیرد و وابسته به یکی از دو بلوک شرق و یا غرب نباشد.

رهبر فرزانه انقلاب اسلامی ایران اعتقاد دارند؛ پایه ارزشی و فکری و پایه عملی دو پایه اساسی هندسه حاکم بر نظام جهانی هستند. آن پایه اخلاقی و فکری عبارت بود از ادعای برتری فکر و ارزشی غرب و در بخش دوم یعنی بخش عملی که قدرت غرب و تسلط بر مدیریت جهان بود.

امروزه هر دوی این پایه‌ها دچار چالش شده‌اند و انقلاب اسلامی در ایجاد چالش در این پایه‌های نظم جهانی بسیار موثر بوده‌اند. وقوع انقلاب اسلامی ملت ایران آنقدر تاثیر گذار بود که موشه دایان فرمانده وقت ستادکل ارتش رژیم صهیونیستی از آن به عنوان زلزله‌ای که ارکان هستی غرب و اسرائیل را به لرزه درآورده است یاد می‌کند.

یا اینکه دکتر فتحی شقاقی رهبر سازمان جهاد اسلامی فلسطین می‌گوید: برماست که در مبارزه برای رهایی از تسلط و اشغالگری صهیونیست‌ها از تمام راه‌حل‌ها پرهیز کرده و با توجه به اصولی که امام خمینی(ره) در مبارزه با اسرائیل ارائه کرده است با دشمنان اسلام و مسلمانان مبارزه کنیم.

نقش جمهوری اسلامی ایران در هندسه جدید قدرت جهانی:

مقام معظم رهبری در بیاناتی اظهار داشتند کشور و ملت ایران در این دوران گذر، از جایگاه مهم و حساس برخوردارند که درک آن وظایف سنگینی را متوجه ملت، نخبگان و مسئولان می‌کند.

دلایل اهیت جایگاه ایران در هندسه جدید قدرت با توجه به بیانات رهبر فرزانه انقلاب بشرح ذیل است:

1) بیداری اسلامی نشات گرفته ازانقلاب اسلامی و استحکام بی‌نظیر شالوده نظام بر مبناء اعتقاد، ایمان، عقل و عاطفه از جمله دلایل جایگاه ویژه ایران در تحولات کنونی جهان است.

2) ثروت عظیم منابع خدادای ایران از جمله منابع انرژی و نیروی انسانی برخوردار از استعداد بالا به ایران موقعیت قابل توجهی بخشیده است.

3) جمهوری اسلامی بر خلاف غرب عقیم، در ابعاد مختلف سیاسی، حکومتی، اخلاقی، فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی برای جوامع بشری حرف‌های نوین و موج آفرینی دارد.

مردم سالاری دینی ابتنای تمدن به معنویت و آمیختگی دین و زندگی در عرصه¬های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی از جمله حرف¬های نو ملت ایران است.
4) پایداری و سرسختی ملت ایران و نظام اسلامی در مقابل شیوه¬های سلطه غرب و ایستادگی این ملت به این کشور بزرگی و ویژگی خاصی بخشیده است.

نقش دانش در هندسه جدید قدرت:

دانش می‌تواند در قدرت شریک باشد و هم علیه بشریت عمل کند. علم و دانش در قرن‌های اخیر در قدرت سلطه¬گری و استعمار ملت‌ها تولید سلاح و کشتار انسانها و جنگ افروزی قرار گرفته بود. حال همین دانش می‌تواند در قدرت به انسانها و ایجاد حکومت‌های عدالت محور باشد. مقام معظم رهبری در دیدار با اساتید دانشگاه اعلام داشتند:

باید فرهنگ تلاش و مجاهدت برای جبهه حق در دانشگاهها گسترش یابد که البته نقش اساتید در این زمینه بسیار برجسته است.

ایشان فرمودند: دانشگاه‌ها می‌توانند با عمل به مسئولیت‌های خود بگونه‌ای عمل کنند که کشور، ملت و تاریخ ایران در این تحولات برنده باشند و این سه نشان دهنده نقش بسیار حساس نخبگان و دانشگاهیان در این مقطع تعیین کننده است.

پرواضع است در تمدن امروزی، در عصر کنونی زبان علم، زبان غالب در دنیاست. اگر قرار است در این پیچ تاریخی ایران اسلامی بتواند نقش آفرینی کند، این مهم فقط به واسطه دانش و ادبیات دانش ایجاد خواهد شد. مع‌هذا می‌طلبد در این مهم قدم‌ها را استوارتر برداریم.

انتهای پیام/