فرصت وجود فردوسی را از دست داده‌ایم


فرصت وجود فردوسی را از دست داده‌ایم

خبرگزاری تسنیم: ۲۵ اردیبهشت فرا می‌رسد و بازار نشستها و بازدیدها از آرامگاه سخن سرای نامی ایرانی حکیم فردوسی توسی رونق می‌گیرد و آنچه می‌ماند، فراموشی از رفاه و توسعه منطقه همجوار اوست.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، این در حالی است که بیش از 17 سال از برگزاری چهارصد و چهل و هشتمین جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی می‌گذرد. نشستی که قرار بود، به دلیل تأکیدات مقام معظم رهبری به مشکلات منطقه تاریخی توس پایان بخشد، اما پس از 15 سال تعویق و برگزاری نشستی دیگر، گویا هنوز هم هفت خان توسعه این منطقه به این سادگی‌ها گشوده نخواهد شد و رستم خصالی را می‌طلبد. براستی چرا ظرفیتهای فرهنگی ما نتوانسته تأثیری در توسعه توس ایفا کند؟

جای خالی مطالعات زیربنایی

هر ساله بیش از 12 میلیون نفر از موزه لوور بازدید می‌کنند و متولیان آن قصد دارند، این رقم را افزایش دهند، اما تعداد بازدید کنندگان از آرامگاه فردوسی و شهر توس چقدر است؟ گرچه آمار روشنی وجود ندارد، اما می‌توان تخمین زد که این رقم به بیش از دومیلیون نفر نخواهد رسید. چرا؟ آیا ظرفیتهای فرهنگی ما توان جذب گردشگران بیشتر را ندارند؟

دکتر ابراهیم حاجیانی، مدیر گروه پژوهشهای فرهنگی مرکز تحقیقات استراتژیک می‌گوید: همان گونه که پروژه‌های صنعتی و عمرانی در کشور ما بدون توجه به مسایل اجتماعی، فرهنگی و سیاسی اجرا می‌شود مقوله فعالیتهای فرهنگی نیز ارتباط ساختاری میان پروژه‌ها و امکانات و ظرفیتهای محلی وجود ندارد. در حالی که امروزه ما با مقوله ای به عنون ارزیابی تأثیرات اجتماعی و فرهنگی مواجهیم که بر اساس آن تعیین می‌شود که برنامه‌ها و طرحهای فرهنگی با شرایط محیطی ارتباط داشته و به اثرگذاری پایدار می‌انجامد. این در حالی است که برنامه‌های اجرا شده در منطقه شهر توس چنین دستاوردهایی نداشته است. دکتر علی اصغر جهانگیری، فعال اقتصادی نیز اظهار می‌دارد: یکی از منابع ارزشمند ما میراث متنوع فرهنگی ماست که می‌تواند بستر ساز توسعه، اشتغال و ثروت در جامعه شود. در شرایطی که جامعه نوین جهانی با بهره گیری از فناوری‌های نوین به رشد و توسعه افزون‌تر می‌اندیشد، جامعه ایرانی با تکیه بر منافع نفت از قطار جامانده است.

درواقع بسیاری از فرصتهای فرهنگی ما نیز مورد غفلت قرارگرفته و نادیده گرفته شده است. در حالی که ما نتوانستیم از فرصت وجود فردوسی به ثروت برسیم، در کشورهای دیگر با برنامه ریزی توانسته اند از وجود دختری چوپان که فلان پنیر را تولید می‌کند، 300 میلیون دلار از یک کلبه روستایی کسب کنند و یا در قالب راه اندازی پارک کاکتوس به نمایش 500 نوع کاکتوس جهان پرداخته و گردشگر جذب کنند. این در شرایطی است که با وجود ارزشمندی مقام فردوسی، میزان درآمد این آرامگاه به اندازه تأمین هزینه خدماتی آن هم نیست.

حرکتهای جزیره ای

گرچه همه بر توانمندی جذب سرمایه و رشد توسعه در بستر فرصتهای فرهنگی کشور تأکید دارند، چرا تاکنون دراین زمینه موفق نبوده‌ایم ؟

دکتر حاجیانی، عضو هیأت علمی دانشگاه می‌گوید: هرگونه فعالیت فرهنگی، اقتصادی و حتی صنعتی باید براساس مطالعات انجام شود و پروژه‌های ما باید مردم محور و مشارکت محور باشد و پیوستهای فرهنگی آن در نظر گرفته شود، در حالی که اغلب پروژه‌ها چنین نیست. برای نمونه برای اجرای پروژه ای در مشهد، آن را به شرکتی در نیاوران می‌دهیم و آن شرکت نیز تنها براساس مسایل معماری آن را انجام می‌دهد، بدون آنکه توجهی به پیوستهای فرهنگی و اجتماعی همانند وضعیت نیروی انسانی، سطح اشتغال و یا توانمندی‌های بومی و منطقه داشته باشد. در واقع ما در یک حرکت جزیره ای طرحی را انجام می‌دهیم و ارتباطات و مشارکت مردم را لحاظ نمی‌کنیم. درنتیجه اقتصاد فرهنگ رونق نمی‌گیرد و مردم سودی از ظرفیتهای فرهنگی همانند آرامگاه فردوسی نمی‌برند. وی تأکید می‌کند: چندی پیش از یک پروژه عمرانی بازدید داشتم که قرار بود طی سه سال به اجرا در بیاید و ظرفیت اشتغالزایی برای 300 نفر را فراهم کند. این در حالی بود که بنابر بررسی‌ها هیچ کدام از نیروهای شاغل در آن از مردم بومی نبوده و از منطقه دیگری آمده بودند، براستی اجرای چنین پروژه ای چه اثری در کاهش بیکاری منطقه و توسعه آن خواهد داشت؟ اقتصاد فرهنگ در منطقه‌ای همانند شهر توس در جنبه‌های مختلف گردشگری، کسب و کار و تجارت رونق نمی‌گیرد، به این دلیل که پروژه با نگاه مردم محور نبوده است. درحالی که ظرفیتهای فرهنگی درابتدا باید منافع اقتصادی برای مردم منطقه داشته باشد تا به دنبال آن منافع فرهنگی حاصل شود. دکترحاجیانی تصریح می‌کند: به اعتقاد من در تمام پروژه‌های فرهنگی باید نگاه اقتصای وجود داشته باشد، برای نمونه فیلمسازی که بدون تفکر به خلق اثر می‌پردازد، با تولید چند فیلم می‌تواند موفق شده و دوام بیاورد. گرچه حوزه فرهنگ حوزه ارزشمندی است، اما هر ارزش ولو مقدس چنانچه منافع اقتصادی نداشته باشد، اثرگذاری آن پایدار نمی‌ماند. بنابراین هیأت امنای شهر توس باید این منطقه را از فعالیت صرف فرهنگی به یک مرکز فرهنگی تبدیل کند. چنانکه مرکز ژرژ پمپیدو در فرانسه که سومین مرکز پر بازدید این کشور نیز محسوب می‌شود، روزی نیم میلیون نفر بازدیدکننده دارد. دکتر جهانگیری نیز می‌گوید: اگر فرهنگ را اقتصادی نکنیم، جلوه‌های فرهنگ ایرانی همانند معماری، زبانها، پوشش، آداب و رسوم در هجوم سایر فرهنگها منسوخ شده و به فراموشی سپرده می‌شود. برای اقتصادی کردن فرهنگ نیز می‌توان از صدها فرصت فرهنگی بهره برد. در حالی که ما دانش بهره گیری از این فرصتها را نداریم. برای نمونه وقتی به آرامگاه فردوسی که هر ساله نیز بزرگداشت وی برگزار می‌شود، سفر می‌کنیم، روح و نشاطی نمی‌بینیم و فقط یک عمارت ساده است و هر ساله همان تصاویر و برنامه‌های همیشگی و تکراری می‌بینیم که پس از دو یا سه نوبت مسافرت، لذتی از دیدن آن نمی‌بریم. درحالی که شاهنامه اثر سترگ این اندیشمند سرشار از شور و نشاط زندگی است.

  سرمایه گذاری‌های تکراری

وی می‌گوید: 80 سال است که آرامگاه فردوسی با این شکل و شمایل در منطقه شهر توس بنا شده است و سالهاست برای او بزرگداشت می‌گیرند، اما نتیجه آن برای مردم منطقه چیست؟ تمام نهادها از شهرداری و میراث فرهنگی و استانداری ادعای حفاظت از این منطقه را دارند، اما زمان اینجا متوقف شده؛ چون سرمایه گذاران رغبتی به سرمایه گذاری ندارند و همان تلاشهای سطحی نیز ثمری نداشته است، چرا؟   دکتر جهانگیری تأکید می‌کند وقتی سخن از سرمایه گذاری می‌شود، همه به ساخت هتل و مهمانسرا و رستوران فکر می‌کنند. درحالی که این مراکز دیگر جاذبه به شمار نمی‌آیند؛ زیرا گردشگری که از اروپا برای دیدن فردوسی آمده، هتلها و رستورانهای مجلل تری را در کشورهای خود دیده است. بنابراین گردشگر اروپایی درحالی رغبت به سفر و دیدار آرامگاه فردوسی خواهد داشت که ویژگی منحصر به فرد و خاصی در این منطقه ببیند. در حالی که با بهره گیری از بسترهای بومی و فرهنگی می‌توان این جذابیت را ایجاد کرد. به این ترتیب در کنار آرامگاه فردوسی می‌توان تابلوهای مینیاتور نفیس را عرضه کرد. می‌توان موسیقی ایرانی را که به موضوع شاهنامه پرداخته ارایه کرد. می‌توان عروسکهایی با لباسهای محلی ایرانیان به گردشگران هدیه داد. وی با نقد از فعالیت مدیران فرهنگی می‌افزاید: مدیریت این گونه فضاها راباید به جای مدیران دولتی در اختیار عاشقان و علاقه مندان فرهنگی سپرد. به این ترتیب مدیر با جان و دل فعالیت می‌کند و منتظر نیست زمان مدیریتش تمام شود و به پست دیگری برسد. برای بقای ارزشهای فرهنگی باید لجبازی‌ها از میان برود وهمه به حفظ و انتقال میراث فرهنگی بیندیشند.

انتهای پیام/

منبع: قدس‌آنلاین

پربیننده‌ترین اخبار رسانه ها
اخبار روز رسانه ها
آخرین خبرهای روز
تبلیغات
رازی
مادیران
شهر خبر
fownix
غارعلیصدر
پاکسان
طبیعت
میهن
گوشتیران
triboon
مدیران
تبلیغات