آرزوهای زنجیرهای !
خبرگزاری تسنیم: یادداشت روز کیهان چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ماه با عنوان «برادر محسن از شما بعید بود» که به انتقاد از اظهارات آقای محسن رضایی در مصاحبه با شبکه «المیادین» اختصاص داشت ضمن آنکه با استقبال گستردهای روبرو شده بود...
به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، اخبار ویژه روزنامه کیهان را در ادامه می خوانیم:
دلارهای شیوخ عرب را بالا بکش و چشم به جنایتهای آنها ببند!
«رئیس جمهور فرانسه از دلارهای انبوه نفتی شیوخ عرب بهره میگیرد و چشم خود را بر هرگونه نقض حقوق بشر بسته است».
این مطلب را نشریه فرانسوی لوبس (نوول ابزرواتور سابق) منتشر کرد و به روابط تنگاتنگی که طی ماههای اخیر بین فرانسوا اولاند رئیس جمهوری فرانسه و شیوخ کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس ایجاد شده، پرداخته، لوبس به زبان طنز، رئیس جمهوری فرانسه را «اولاند عربی» نامید.
این هفته نامه میپرسد اولاند چگونه توانست مبدل به بهترین دوست امیرهای عرب خلیج فارس گردد؟ و مینویسد که «دیپلماسی تجاری» اولاند بسیار خوب کار میکند. اولاند با فروش سلاح و دیگر سرویسهای فرانسوی از ذخایر انبوه دلارهای نفتی این شیوخ برای فرانسه بهره میگیرد و چشم خود را بر هر گونه تجاوز آشکار به حقوق بشر در کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس میبندد.
این هفته نامه به روابط بسیار نزدیک اولاند با «شیخ حمد بن خلیفه آل ثانی» امیر قطر اشاره میکند که اخیراً 24 فروند جنگنده رافال به ارزش 6/3 میلیارد یورو از فرانسه خریده است. «لوبس» ملک سلمان پادشاه عربستان سعودی را «پدر خوانده» شیوخ عرب خلیج فارس میداند و مینویسد از هنگامی که ملک سلمان از رویکرد سیاسی باراک اوباما که در حال عادی ساختن روابط فیمابین آمریکا و ایران است، مأیوس گردیده، فرانسوا اولاند را که تاکنون موضعی بسیار سخت در مذاکرات هستهای با ایران نشان داده، برگزیده است. حضور اولاند در اجلاس کشورهای عربی شورای همکاری خلیج فارس و حمایت ملکسلمان از فروش اخیر تسلیحات فرانسوی به مصر و لبنان این روابط نزدیک را آشکار میسازد.
در همین حال، شیخ محمد بن زاید آل نهیان ولیعهد ابوظبی که اخیراً دو ماهواره فرانسوی خریداری کرده در حال گفتوگوهای محرمانه با وزیر دفاع فرانسه برای خرید هواپیماهای جنگنده رافال میباشد. شیخ صباح خالد الصباح وزیر امور خارجه کویت و لوران فابیوس وزیر امور خارجه فرانسه نیز از ماه ژانویه گذشته در حال آماده ساختن زمینههای توسعه همکاری بین فرانسه و کویت هستند. کویت که از هنگام نخستین جنگ خلیج در سال 1991 یکی از متحدان تاریخی آمریکا محسوب میگردد، به سرعت در حال نزدیک شدن به فرانسه است. هفته نامه «لوبس» به روابط نزدیک فرانسه با شیخ حمد بن عیسی آل خلیفه پادشاه بحرین اشاره میکند و مینویسد: فرانسه آموزش نیروهای ضد شورش بحرین را بر عهده گرفته است. و به رغم اینکه سازمان عفو بینالملل بارها تجاوز آشکار به حقوق بشر و شهروندی را در این کشور محکوم کرده، فرانسوا اولاند چشم خود را بسته و در صدد گسترش روابط با بحرین میباشد.
آرزوهای زنجیرهای !
یادداشت روز کیهان چهارشنبه 23 اردیبهشت ماه با عنوان «برادر محسن از شما بعید بود» که به انتقاد از اظهارات آقای محسن رضایی در مصاحبه با شبکه «المیادین» اختصاص داشت ضمن آنکه با استقبال گستردهای روبرو شده بود، واکنش تند محسن رضایی را نیز به دنبال داشت. ابتدا سایت دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام طی نوشتهای اعلام کرد که متن منتشر شده از مصاحبه وی با شبکه المیادین، ناقص بوده است و ایشان در مصاحبه خود به دفاع از مردم یمن و اعتراض به حمله عربستان نیز پرداخته بود که به این بخش از مصاحبه وی در پیش خبر المیادین اشاره نشده است. در همان حال آقای محسن رضایی با انتشار یک نامه سرگشاده خطاب به مدیر مسئول کیهان ادعا کرد که روزنامه کیهان طی 15 سال گذشته به توهین و افتراء علیه وی مشغول بوده است! که پاسخ کوتاه شریعتمداری را به دنبال داشت که از وی خواسته بود برای ادعای خویش نمونهای ارائه کند. اما،همزمان با این روند، یک سایت اینترنتی نزدیک به آقای رضایی، یادداشت مفصلی حاوی تهمت و ناسزا- که شیوه همیشگی این سایت است- علیه مدیر مسئول کیهان منتشر کرد که بلافاصله با استقبال جریانات ضدانقلاب خارجنشین و سایتهای داخلی وابسته به فتنه آمریکایی، اسرائیلی 88 روبرو شد و برخی از روزنامههای زنجیرهای نیز در شماره روز پنجشنبه خود، بیآنکه به اصل ماجرا اشاره کنند به عقدهگشایی علیه کیهان پرداختند.
و در این میان سه نکته درخور توجه وجود دارد که تحریریه مشترک زنجیرهایها از پرداختن به آن طفره رفتهاند.
1- آن بخش از یادداشت کیهان در اعتراض به مصاحبه آقای محسن رضایی که در آن از بیتوجهی وی به مظلومیت ملت یمن انتقاد شده بود میتواند «ناوارد» تلقی شود. چرا که در متن کامل مصاحبه ایشان که از سوی سایت دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام منتشر شده است، دفاع آقای رضایی از مردم یمن دیده میشود.
2- و اما، آقای رضایی در بخش دیگری از مصاحبه خود اظهار داشته بود «من اطمینان دارم اگر کسی به مرزهای عربستان تعرض کند، ما از ملت این کشور دفاع میکنیم»! و تسلیحات جمهوری اسلامی ایران را برای دفاع از «عربستان و قطر و امارات» دانسته بود! که انتقاد کیهان به این بخش از اظهارات آقای رضایی کماکان به قوت خود باقی است و امید است ایشان از تکرار اینگونه اظهارات نسنجیده و خسارتآفرین خودداری ورزد.
3- برخی روزنامههای زنجیرهای و سایتهای وابسته به اصحاب فتنه ضمن ناسزاگویی، آرزو کردهاند کیهان از انتقادهای خود دست بکشد که درباره فحاشی آنها باید گفت؛ تاکنون فقط عِرض خود بردهاند و حتی زحمت کیهان هم نداشتهاند و اما، آرزوی دست کشیدن کیهان از برملا کردن هویت واقعی برخی از آنها، مثل همیشه یک آرزوی برزمین مانده خواهد بود.
عربستان فرافکنی میکند تا بحران داخلی را بپوشاند
غرب نمیتواند ردپایی از ایران در تحولات یمن پیدا کند. چرا که این ماجرا داخلی و مربوط به نارضایتی مردم است.
نشریه نشنال اینترست در گزارشی نوشت: بیثباتیهای سالهای اخیر در بحرین و یمن منشأ داخلی دارد و با تحریک ایران و یا هیچ طرف خارجی دیگری نیست.
نشنال اینترست با تأیید اظهارات اخیر رئیس جمهور آمریکا که تأکید کرده بود مشکلات داخلی کشورهای عربی بزرگترین تهدید آنهاست، افزود: باراک اوباما در مصاحبه با روزنامه نیویورک تایمز بزرگترین تهدید کشورهای عربی از سمت ایران نیست بلکه نارضایتیهای داخلی، بیکاری جوانان و نبود مجرای مشروع سیاسی برای بروز نارضایتیها این کشورها را تهدید میکند. البته طبیعی است که حاکمان این کشورها دوست ندارند چنین تحلیلی را بشنوند و اوباما هم تأیید کرد که صحبت کردن درباره این موضوعات با این رژیمها «گفتگوی سختی» است.
نشنال اینترست میافزاید: در واقع مهمترین بیثباتی طی چند سال اخیر که در همسایگی بلافصل کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، بحرین و یمن، اتفاق افتاده، با منشأ و ریشه داخلی آغاز شد و توسط هیچ قدرت خارجی، چه ایران و یا هر کشور دیگری تحریک نشد.
نیویورکتایمز: توافق هستهای برای تقویت یک جناح در ایران است
یک روزنامه آمریکایی خطاب به شیوخعرب نوشت توافق هستهای جناح متمایل به تجدید روابط با غرب را تقویت میکند و در این میان اعراب باید توجه کنند که مایلند کدام جناح پیروز شوند.
نیویورکتایمز در یادداشتی با اشاره به نشست کمپدیوید نوشت: آمریکا به گفته جانکری وزیر امور خارجه آمریکا، میتواند «دو کار را همزمان انجام دهد؛» یعنی توافق هستهای با ایران شیعه را به نتیجه برساند، و اتحاد خود با امیرنشینهای سنی را محترم بشمارد؛ هر چند نفت عربها برای آمریکایی که در میان شکوفایی نفتی قرار گرفته، از اهمیت استراتژیک کمتری برخوردار است. اما استدلال آمریکاییها مبنی بر این که میتوان هم آدامس جوید و هم راه رفت خریدار چندانی در میان کشورهای عرب ندارد، این روزنامه مینویسد: نخست؛ ایران نفوذ خود در خاورمیانه را در نبود یک توافق هستهای به دست آورده است، نه با آن. این شرایط بدون تحمیل هیچ توافقی با قدرتهای بزرگ جهانی برای نزدیک کردن ایران به جهان قانون و مقررات پدید آمده است. در این وضعیت ایران به شکلی گسترده برنامه هستهای خود را توسعه داده است. کدام یک برای جهان عرب خطرناکتر است؟ ایران مسلح به جنگافزار هستهای، یا ایرانی با یک برنامه هستهای کنترل شده و تحت نظارت سنگین؟
نیویورکتایمز اضافه کرد: حس تحقیری که عربها به آن اشاره میکنند، به همان اندازه منشاء داخلی دارد که ریشه خارجی دارد. سرنوشت عربها همچون هر قدرت دیگری، در دست خودشان است. میلیونها جوان عرب چند سال پیش با خواست توانمندی و برخورداری از فرصتها قیام کردند. این امیدها، دست کم صرفنظر از تونس و دوبی، راه به جایی نبرده است. بمباران یمن، لعن و نفرین ایران، هیچکدام این یأس و نومیدی را چاره نخواهد کرد.
نیویورک تایمز آنگاه استدلال میکند: از یک سو ایران تندرو توسعهطلب قاسم سلیمانی در سپاه پاسداران وجود دارد، و از سوی دیگر ایران اصلاحطلب متمایل به تجدید روابط با غرب حسن روحانی رئیسجمهوری آن کشور. آنها هر دو در حال حاضر تقریبا در تعادل قرار گرفتهاند. کشورهای شورای همکاری خلیجفارس باید تمرکز کنند که کدام جناح در نتیجه یک توافق هستهای طی زمان تقویت خواهد شد.
راجر کوهن نوشت: ایران یک قدرت بزرگ خاورمیانه است. منافع استراتژیک کوتاه مدت کشورهای عرب ممکن است حفظ وضعیت ناخوشایند فعلی باشد که به ادامه سرکشیهای ایران و عدم تغییر وفاداری آمریکا میانجامد. در واقع، منافع واقعی کشورهای عرب باید ایرانی باشد که آزادانه دست به هر کاری نمیزند، در پی توافق با قدرتهای بزرگ تحت فشار است، از همکاریهای اقتصادی منطقهای بهرهمند میشود، و زیر فشار جوانهایش به سوی آزادی سوق داده میشود. مفهوم دیوانگی مورد نظر انیشتین- تکرار مکرر و دوباره یک چیز و انتظار دریافت نتایجی متفاوت- نیاز به یک ضمیمه دارد. جنون، انجام یک کار به دفعات مکرر در خاورمیانه و انتظار گرفتن نتیجه متفاوت است.
اوباما از آن شخصیتهایی است که به راه رفتن و آدامس جویدن همزمان اعتقاد دارد. یک توافق هستهای با ایران خطراتی به همراه دارد، اما خطرات نبود یک توافق هستهای، بسیار بزرگتر است.
بازی با معلمان مشکلات صنفی آنها را حل نمیکند
به رسمیت شناختن حق اعتراض چه دردی از معلمان دوا میکند؟ خبرگزاری دانشجو با طرح این سوال نوشت: متاسفانه برخی اظهارات نشان میدهد که ظاهرا رئیس دولت همچنان در فضای انتخابات دو سال پیش و بیان شعارها و وعدههای انتخاباتی گرفتار است و پس از گذشت دو سال از پایان انتخابات هنوز موفق به خروج از آن فضا و ورود به مرحله جدید که عمل به وعدههای انتخاباتی است نشده.
این رسانه میافزاید: 17 خردادماه امسال روزی بود که بیشتر شهرهای کشور شاهد تجمع سکوت معلمان در مقابل ادارات آموزش و پرورش بودند. معلمان استانهای تهران و البرز نیز ترجیح دادند تا به جای رفتن به مقابل وزارت آموزش و پرورش، راه بهارستان را در پیش بگیرند و تجمع خود را در مقابل مجلس شورای اسلامی برگزار کنند به این امید که شاید پس از ناامیدی از دولتمردان؛ گوش شنوایی برای شنیدن مطالبات و حل مشکلاتشان اینبار در میان نمایندگان شان در پارلمان بیابند.
در این میان حسن روحانی رئیسجمهور در مراسم گرامیداشت مقام معلم که روز دوشنبه چهاردهم اردیبهشتماه در سالن شهید بهشتی نهاد ریاستجمهوری برگزار شد، از «به رسمیت شناختن حق اعتراض برای معلمان» سخن گفت، رئیسدولت پس از آنکه در مقدمهای ستایشگونه، الفاظ زیبایی را نثار معلمان حاضر در جلسه کرد با اشاره به مشکلات معیشتی آنان، حق اعتراض را برای معلمان به رسمیت شناخت. همزمان با سخنان روحانی، هاشمیرفسنجانی که از او به عنوان برادر بزرگتر دولت یاد میشود نیز چند کیلومتر آن سوتر و در میان اعتراضات دانشجویان در دانشگاه امیرکبیر حضور یافته و در جمع برخی از اساتید این دانشگاه سخن گفت. فصل مشترک سخنان او با شاگرد دیروزش حسن روحانی، تاکید بر به رسمیت شناختن حق اعتراض معلمان بود. وی در بخشی از سخنانش چنین اظهارنظر کرد: «این روزها معلمان اعتراضاتی را انجام میدهند که به حق هم هست و کلاسهای درس را تعطیل میکنند و اظهار حق میکنند».
خبرگزاری دانشجو نوشت: شکی نیست که اینگونه اظهارنظرها در دوران انتخابات و برای دستیابی به آراء معلمان بسیار مفید و موثر خواهند بود و کاندیدای انتخابات با به رسمیت شناختن حق اعتراض اصناف عملا این امید را به آنان میدهد که پس از دستیابی به قدرت برای پاسخگویی به مطالبات آن صنف تلاش خواهد کرد. اما بیان این اظهارات از سوی رئیس دولتی که دو سال از عمر آن میگذرد چه توجیهی میتواند داشته باشد؟ به دیگر سخن؛ به رسمیت شناختن اعتراضات معلمان چه باری از مشکلات این صنف را از دوش آنان برمیدارد؟
به نظر میرسد رئیس دولت و برخی افراد در سایه که تاثیر فراوانی بر دولت دارند، خواسته یا ناخواسته دچار خطای برداشت شده و توجهی به این نکته بسیار واضح ندارند که اعتراضات نمود بیرونی مطالباتی است که وظیفه برآوردن آن اتفاقا با رئیس دولت و همکاران اوست. متاسفانه برخی اظهارات نشان میدهد که ظاهرا رئیس دولت همچنان در فضای انتخابات دو سال پیش و بیان شعارها و وعدههای انتخاباتی گرفتار است و پس از گذشت دو سال از پایان انتخابات هنوز موفق به خروج از آن فضا و ورود به مرحله جدید که عمل به وعدههای انتخاباتی است نشده. احتمالا در آستانه ورود دولت به سال سوم مدیریتش، زمان بیان اظهارات زیبا و نشستن در جایگاه روشنفکری گذشته باشد و احتمالا دیگر 100 روز وعده داده شده از سوی رئیس دولت در انتخابات که قرار بود طی آن مشکلات اقتصادی حل شود، به پایان رسیده است.