چند نکته در حاشیه دادگاه احمد توکلی


خبرگزاری تسنیم: فضای کلی جامعه در انتقادپذیری فضای مناسبی نیست. شاید بارها در کوچه و خیابان و اداره و ... دیده باشیم که بر سر کوچک‌ترین انتقاد یا کوچک‌ترین لحن توهین آمیز مشاجره ای به راه افتاده که نگو و نپرس...

به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، یادداشت هادی شریفی با عنوان «چند نکته در حاشیه دادگاه احمد توکلی» که در سایت الف منتشر شده است در ادامه می خوانیم:

1-سال 82 بود که با یکی از مسئولان اسبق کشور در یکی از مجلات همکاری می‌کردم. شخصی خوشنام و پاک دست بود و مؤمن و متدین و معقتد به آرمانهای جمهوری اسلامی ایران. چند ماهی بود پس از فعالیت در سمت‌های معاون وزیر، استاندار و... بازنشسته شده بود و حال دنبال این بود که تجربیات خود را از طریق کتب تألیفی و یا مجلات تخصصی و علمی منتقل کند و یا از آن در جایی استفاده کند. زمزمه انتخابات مجلس شد و تصمیم گرفت در انتخابات ثبت نام کند. در همین زمینه به دنبال تشکیل ستاد انتخاباتی بود که ناگهان شنید توسط شورای نگهبان رد صلاحیت شده است. دلایل را که جویا شد لیست بلند بالایی به وی از سوی شورای نگهبان که مسلماً او را می‌شناختند به وی داده شد: عدم التزام عملی به اسلام، عدم التزام به ولایت فقیه، عدم حسن شهرت و...!
مانده بود که چه کند؛ فردی که آباء و اجدادش همه از آیات عظام بودند و همه به خوشنامی از او و خانواده‌اش یاد می‌کردند و التزام عملی به اسلام که به کنار، منبرهای پرشوری نیز هم داشت حال باید از دینداری خود و التزام خود به ولایت فقیه و خوشنامی اش دفاع می‌کرد!

خلاصه وی که این اتهامات نچسب را بیشتر به دلیل توجه شورای نگهبان به گرایشات سیاسی خود می‌دید، دفاع را اصلاً رها کرد و حتی اعتراضی هم نکرد و گوشه گزینی را اختیار کرد و در سنین کهن سالی پس از یک عمر تلاش صادقانه برای نظام دل شکسته و افسرده گوشه نشین شد و متاسفانه کارش به روانپزشک و قرص اعصاب کشید.

این رفتارها نه تنها با وی بود بلکه وزیر فعلی اطلاعات نیز یک دوره در انتخابات مجلس رد صلاحیت شد و البته رد صلاحیت‌های اینچنینی در انتخابات ریاست جمهوری مورد نکوهش رهبر معظم انقلاب نیز قرار گرفت آنجا که فرمودند: «این را من اعلام می‌کنم، همه‌ی افراد بدانند؛ اینهائی که رد صلاحیت می‌شوند، لزوماً آدم‌های بی‌صلاحیتی نیستند. اینجور خیال نشود که حالا چون فلانی در انتخابات رد صلاحیت شد، پس دیگر بکلی از صلاحیت ساقط است؛ نه طبق قانون، در انتخابات نمی‌تواند به عنوان نامزد شرکت کند، اما ممکن است مقامی که او را رد صلاحیت کرده، اشتباه کرده باشد.»(بیانات در 14/11/90)

2- روز انتخابات مجلس نهم یعنی 12 اسفند نود، در پاسخ به مطلبی که سایت بی بی سی فارسی برای کم شور کردن انتخابات با عنوان "چرا حامیان احمدی نژاد باید انتخابات را تحریم کنند؟" منتشر کرده بود، نویسنده همین مطلب یادداشتی را در پاسخ به آن در یکی از سایت‌ها نوشت که "چرا حامیان احمدی‌نژاد در انتخابات شرکت می‌کنند؟" و درآن مطلب از فساد جریان انحرافی انتقاد شدید شده بود که گرد سمت‌های دولتی آمده‌اند. این مطلب داد روزنامه دولتی ایران را در آورد و پس از آن دادستان محترم تهران بعنوان مدعی العموم از سایت منتشر کننده شکایت کرد و نهایتاً مدیرمسئول سایت به چند ماه زندان محکوم شد! مطلبی که اسم شخص خاصی را نیاورده بود و جریانی را هدف می‌گرفت که پس از افشای پرونده بیمه، فساد 3 هزار میلیاردی و... حال دیگر کسی شک به فساد آن ندارد و اگر کسی در سایتی این جریان را از فساد تبرئه کند شاید دادستان بعنوان مدعی العموم وارد عمل شده و شکایت کند!

خلاصه آن محکومیت نیز پس از چندین ماه رایزنی و تلاش بی وقفه، به دستور رئیس محترم قوه قضائیه مورد عفو قرار گرفت اما نگارنده را در این تناقض قرار داد که بالاخره از نظر مسئولین محترم قوه قضائیه باید جلوی رسانه ای مثل بی بی سی فارسی و یا جریان انحرافی ایستاد یا نه و اگر بر فرض مطلب انتقادی قدری تند به مساله فساد جریان انحرافی پرداخته نباید به خاطر اصل مطلب که یک سرباز نظام در یکی از سایت‌های همیشه مدافع نظام در دفاع از نظام در برابر بنگاه سخن پراکنی روباه پیر نوشته مورد رأفت بیشتر قرار گیرد؟! (اگرچه رویکرد صبورانه و تحمل گرایانه مسئولین محترم قوه قضائیه در مقابل قشر مدافع نظام و حتی معاندین نظام در بسیاری از موارد مثال زدنی است و جای قدردانی دارد).

3- ذکر این نکته ضروری است که امروز فضای کلی رسانه‌ها و سایت‌های خبری که در چند سال اخیر رشد فزاینده ای در تعداد داشته‌اند به لحاظ رعایت اخلاق اسلامی رسانه، مناسب نیست و چه بسا افرادی با داعیه دفاع از نظام اسلامی پشت شلیک سایت‌ها نشسته‌اند که امهات و مبانی اسلام و اخلاق اسلامی و اخلاق اسلامی رسانه را آگاه نیستند و چه بسا گاه مطالبی منتشر می‌شود که ناقض قواعد اسلامی است نظیر اشاعه فحشا، توهین، اتهام زنی، دامن زنی به اختلافات و جنجال‌ها و تفرقه افکنی و... و اصحاب رسانه باید در نظر داشته باشند اگر حتی این از چشم دستگاه قضا نیز پنهان بماند در پیشگاه خداوند اگر مثقال ذره ای تضییع حقی باشد محفوظ و مستحق عذاب است و خدا نکند که غیبت و تهمتی در کارنامه اعمال بنویسند که دیگر امانی از دستگاه قضایی خداوند نیست.

4- فضای کلی جامعه در انتقادپذیری فضای مناسبی نیست. شاید بارها در کوچه و خیابان و اداره و ... دیده باشیم که بر سر کوچک‌ترین انتقاد یا کوچک‌ترین لحن توهین آمیز مشاجره ای به راه افتاده که نگو و نپرس؛ و روحیه عذرخواهی، انتقاد پذیری و یا گذشت در برابر توهین روحیه مهجوری در کل جامعه است نه قشری خاص و چه بسا خود اصحاب رسانه که توقع انتقاد پذیری از مسئولین را دارند در محل امتحان بهتر عمل ننمایند و این نیازمند فرهنگسازی عمومی است.

5-رسانه‌های سایبری و یا به اصطلاح تعاملی که با لایک و کامنت توسط مخاطبان به صورت هدفمند جریان سازی می‌کنند و در چند سال اخیر بروز کرده‌اند و نماد اصلی آن‌ها شبکه‌های اجتماعی است که امروزه به صورت آنلاین پیام دهنده و پیام گیرنده در تعامل‌اند (اگرچه فضای شبکه‌های اجتماعی به علت عدم امکان کنترل نظرات قبل از انتشار کمی هدایت فضا را سخت کرده) اما باید در نظر داشت در مصاف با رسانه‌های غربی در جنگ فرهنگی ضرورتی اجتناب ناپذیر و مصداق آیه شریف «واعدوا لهم مااستطعتم من قوه» و یا «فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثله» است که رهبر معظم انقلاب نیز تاکیدات فراوانی به آن داشته‌اند و اگر این فضا در رسانه‌های داخلی و مدافع نظام خالی بماند لاجرم به دست مخالفان و معاندان خواهد افتاد که البته مسئولین محترم قوه قضائیه و دادستان محترم نیز مسلماً به این مساله واقف‌اند اما بروز برخی خطاها در این زمینه نیز اجتناب ناپذیر است به جهت مواجهه با مخاطب عام که در بیان نظرات خود خیلی دقیق و مدلل نیستند و با کلی گویی ابراز نظر می‌کنند و همینطور غرض ورزی برخی مخاطبان. روزانه هزاران کامنت ورودی یک همچون سایت‌هایی است و برای منتشر کننده بسیار سخت است که بدون خطا همه آن‌ها رامنتشر کند و بسیار است کامنتهایی که مغرضانه تنظیم می‌شود و با شروعی محترمانه و مطول پایانی ناخوش و غیر مؤدبانه دارد و چه بسا مسئولین محترم نیز قرار باشد پای انتشار این هجم از کامنت ها بنشینند درصد بالاتری از خطا داشته باشند و درصدی از خطا در این گونه مسائل اجتناب ناپذیر است اگرچه بارها نیز مورد تذکر و عتاب قرار گیرد دلیل نمی‌شود که دیگر تکرار نشود چون از ضعف و خطای سهوی منتشر کننده نشأت می‌گیرد نه تعمداً!

5- احمد توکلی چهره ای شناخته شده است که در این نظام در سمت‌های مختلفی همچون رئیس شهربانی، دادستان و دادیار، مدیرمسئول مطبوعات مختلف، وزارت و چندین دوره نمایندگی مجلس، سربازی نظام را کرده و در این راه موی و محاسن سپید کرده است. اگرچه او نیز همچون سایر افراد ممکن است گذرش به دادگاه بیفتد چراکه در نظام اسلامی همه در مقابل قانون برابرند (همچون که حضرت علی علیه السلام نیز در دوره حکومت خویش به دادگاه رفت و حق در ابتدا به ایشان تعلق نگرفت).
البته هرکسی ادله ای دارد که حقی از وی در سایت وابسته به احمد توکلی ضایع شده می‌تواند از وی شکایت کند و دفاعیات را بشنود و هر دو منتظر حکم قاضی محترم دادگاه باشند اما باید توجه داشت که آیا اتهام "فعالیت تبلیغی علیه نظام " آن هم برای انتشار کامنت یا مطلب در سایت وابسته به فردی که عمر و جوانی‌اش را در راه دفاع از نظام هزینه کرده است آیا رواست و باعث دل شکستگی این سرباز قدیمی نظام نخواهد شد؟!

6- رویکرد نهادهایی از نظام نظیر قوه قضائیه و شورای نگهبان که در فلسفه تشکیل خود شامل برخورد سلبی با افراد می‌شوند با فرزندان نظام که صادقانه عمر خود را در راه دفاع از نظام صرف کرده‌اند و یا بهار و تابستان جوانی‌شان را در این راه می‌گذرانند بخصوص اصحاب رسانه که به نوعی بازوی اصلی قوه قضائیه در برخورد با مجرمین، فضا سازی علیه آن‌ها، دفاع از اقدامات قوه قضائیه و یا کشف جرم هستند، نیازمند تأمل و نگرشی است که مبادا همانگونه که در موارد مذکور عنوان شد موجب ایجاد روحیه یاس و ناامیدی برای آن‌ها شود که اگر چنین شود صدمه ای جبران ناپذیر به نظام وارد شده است که البته خود مسئولین یاد شده در قوه قضائیه و شورای نگهبان ویا دستگاه‌های مشابه نیز جزو همین سربازان محسوب می‌شوند.

7- رویکر نهادهای قضایی و امنیتی نظام در مقابل معاندین که وزنی به لحاظ هویت شخصیتی خود ندارند نیز چه بهتر است مسامحه گرایانه و با رأفت باشد. چه بسا افرادی که در سنین جوانی و در جو احساسی و خارج از منطق واقعی، مطالبی را در سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی بنویسند که به لحاظ مخاطبان چندان مورد توجه نباشد اما انتشار خبر احضار و یا بازداشت آن‌ها هویتی کاذب به آن‌ها بدهد و بدتر موجب قهرمان پروری بی جا از سوی رسانه‌های معاند و همفکرانشان شود که شاید گفت عدم توجه به آن‌ها از قاعده دفع افسد به فاسد پیروی کند. چه بسا پسر بچه‌ها و دختر بچه‌هایی (به لحاظ شأنیت تفکر) که اگرچه در سن جوانی خود به سر می‌برند اما به لحاظ عدم درک و فهم شرایط واقعی اجتماع و جهل، وارد مقوله‌های سیاسی و امنیتی شوند و اظهار نظرهایی کنند که رسیدگی به آن‌ها توسط نهادهای مختلف نظام فقط موجب اشاعه آن نظرات و برجسته سازی آن‌ها و نظراتشان باشد و مشمول هزینه‌های هنگفتی برای نظام شود و کمپین‌های مختلف حمایتی به راه افتد و برای رسانه‌های معاند ایجاد خوراک شود و های و هوی به راه اندازند که نظیر آن‌ها کم نبوده است.

انتهای پیام/