چه کسی قربانی پترودلارهای سعودی میشود؟
خبرگزاری تسنیم: نبض رسانههای اصلی عربی منطقه در دست سعودیها است و به همین دلیل صدایی از مردم به گوش جهان نمیرسد با این حال، دولتهای عربی که از دومینوی بیداری اسلامی در امان ماندند، از شعله ور شدن آتش انقلاب مردم وحشت دارند.
به گزارش گروه رسانههای خبرگزاری تسنیم، پترودلارهای سعودی، ابزار خاندان سلطنتی برای بازیگری در معادلات خاورمیانه است. آل سعود با استفاده دلارهای نفتی خود سعی میکنند جایی برای خود باز کنند. عربستان برای استفاده از ابزار مالی راههای متفاوتی دارد. برخی اوقات برای قطع رابطه با جمهوری اسلامی ایران چند میلیارد دلار به سودان میفرستند؛ بعضی مواقع نیز اسکناسهای سبز آمریکایی سر از خزانه تکفیریها در میآورد. هدف از تمام این کارها، پیدا کردن جایی در آینده معادلات منطقه است؛ راهبردی که تا کنون شکست را برای آنها به ارمغان آورده است.
از آن جهت که اکثر دولتهای عربی منطقه و گروههای سیاسی وابسته به آل سعود با دریافت کمکهای مالی از عربستان، خود را در اختیار دربار سعودی قرار دادند؛ اما از ملت خود دور شدند و تخم نفرت از این رژیم را در دل آنها کاشتند. کشورهای عربی نیاز دارند که زیر چتر حمایتی کشوری بزرگتر قرار بگیرند! زیرا در صورتی که از سایه عربستان خارج شوند، سرنوشتی مشابه یمن خواهند داشت.
سرسپردگی امیران و سلاطین به ریاض
مقبولیت آل سعود در دنیای عرب را باید به دو بخش کشورهای کوچک حاشیه خلیج فارس و سایر کشورهای عربی و دو محور مجزای دولت و ملت تقسیم کرد.
کشورهای حاشیه خلیج فارس به اندازه سایر کشورهای عربی نیاز کمکهای مالی عربستان ندارد. اما کوچک بودن سرزمین، کم بودن جمعیت و وامدار بودن سلطنت به بقای سعودی، آنها را در کنار ریاض قرار میدهد. میزان سرسپردگی کشورهای حاشیه خلیج فارس را میتوان در جریان مرگ ملک عبدالله دید. پس از اعلام خبر فوت پادشاه پیر ریاض، امیران کویت، قطر و امارات در سریعترین زمان ممکن خود را به عربستان را رساندند و در کشورهای خود عزای عمومی اعلام کردند.
وابستگی ادامه سلطنت امیران حاشیه خلیج فارس به حکومت عربستان نیز یکی دیگر از دلایل سرسپردگی به عربستان است. نمونه بارز این امر، انقلاب بحرین و ورود نیروهای عربستانی برای سرکوب مردم است. رژیم آل خلیفه پس از ناتوانی در مقابله با انقلاب مسالمتآمیز شیعیان، از عربستان درخواست کمک کرد. کماندوهای سعودی نیز تحت پوشش نیروهای «سپر جزیره» از راه موسوم به «پل ملک فهد» یا دوستی عربستان و بحرین برای سرکوب انقلاب و تحکیم پایههای متزلزل آل خلیفه وارد این کشور شدند. زیرا دربار منامه میدانست که بدون ورود نیروهای عربستانی قادر به مهار موج بیداری اسلامی نیست.
کشورهای حاشیه خلیج فارس زیر چتر شورای همکاری به دنبال اتصال خود به کشور بزرگتر هستند تا از تهدیدهای احتمالی و به زعم خود، تهدید تهران در امان باشند و از سوی دیگر، سیاست یگانهای برای جهان عرب تدوین کنند. با اینکه مسائل و مناقشاتی نیز میان قطر و عربستان در چارچوب شورای همکاری به وجود آمد؛ اما امیر قطر جرات کنار رفتن از صف عربستان را ندارد. به همین دلیل شاهد کم شدن حمایت دوحه از اخوانالمسلیمن در برابر دولت مصر بودیم. مسالهای که روابط دوحه – ریاض را به حالت نسبتا عادی برگرداند.
کشورهای فقیر و چشم به دست بخشنده آل سعود
کمکهای مالی ریاض به کشورهای عربی که بخش عمده آنها از مشکلات مالی و اقتصادی رنج میبرند؛ حاکمان را به طرف ریاض جذب میکند. عربستان این کمکهای مالی یا به تعبیری صحیحتر، رشوههای میلیارد دلاری را رایگان در اختیار کشورهای همنژاد خود قرار نمیدهد. دریافت کنندگان بستههای حمایتی، مجبور به اطاعت از اوامر ریاض هستند که در اغلب موارد، نارضایتی مردم این کشورها را به دنبال دارد.
سودان و رشوه چند میلیارد دلاری عربستان و کشورهای شورای همکاری یکی از همین نمونهها بشمار میآید. از دسامبر سال گذشته میلادی تا کنون 9 میلیارد دلار از طرف عربستان، امارات و کویت به «عمر البشیر» پرداخت شده است. خواسته این کشورها در برابر این رشوه هنگفت، کاهش و در نهایت قطع روابط خارطوم – تهران بود. تا حدودی نیز در این مسیر موفق شدند، زیرا نام سودان در میان شرکت کنندگان در تهاجم خیالی زمینی به یمن آورده شد.
اردن نیز یکی دیگر از کشورهای فقیر و نیازمند به خزانه سعودی است. این کشور کوچک، اقتصادی محدود داشته و از کمبود منابع رنج میبرد. امان برای رفع مشکلات و چرخاندن چرخ ممکلت به کمکهای عربستان، کانادا و ایالات متحده نیاز دارد. همین کشور فقیر در ازای دریافت کمک یک میلیارد دلاری عربستان در دو جبهه حمایت از تکفیریها و امروز در عملیات نظامی علیه مردم یمن مشارکت میکند.
همانطور که پیشتر گفته شد، دولتها و گروههای سیاسی وابسته با دریافت کمکهای مالی در خطی مشی ریاض قرار میگیرند. لبنان کشوری است که در این گروه قرار میگیرد. جریان 8 مارس به رهبری «سعد حریری» با دریافت پول و امکانات از ریاض، خطی برابر حزب الله و محور مقاومت تشکیل داده است و تمام تلاش خود را برای به حاشیه راندن جریان مقابل میکند. زیرا پیروزی المستقبل به عنوان حزب اصلی طیف 8 مارس، تسلط عربستان بر این کشور کوچک اما استراتژیک است.
مردم عرب؛ قربانی رشوههای سعودی
در تمام معادلات جاری میان عربستان، شیخ نشینان منطقه و کشورهای عربی؛ جای مردم این کشورها خالی است. در حال حاضر، دو جبهه میان متحدان و وابستگان عربستان گشوده شده است. اول، جبهه حمایت از جریان تکفیر و دوم، جنگ یمن است. کشورهای مذبور مانند مصر و اردن کمکهایی را دریافت کرده و از طرف دیگر مجبور به حضور در این دو جبهه هستند. در حالی که مبالغ دریافت شده تحت عنوان کمکهای بینالمللی باید صرف بهبود شرایط زندگی مردم این کشورها شود.
نبض رسانههای اصلی عربی منطقه در دست سعودیها است؛ به همین دلیل صدایی از مردم این کشورها به گوش جهان نمیرسد. در حالی که دولتهای عربی که از دومینوی بیداری اسلامی در امان ماندند، از شعله ور شدن آتش انقلاب مردم وحشت دارند. بنابراین تلاش میکنند با قرار گرفتن در جبهه سعودی – غربی، تا جایی که امکان دارد از این خطر دور شوند.
منبع:نسیم
انتهای پیام/
خبرگزاری تسنیم: انتشار مطالب خبری و تحلیلی رسانههای داخلی و خارجی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانهای بازنشر میشود.