نیاز جامعه به حل مشکل ۶ میلیون نفر
خبرگزاری تسنیم: ۶میلیون نـــیازمند ازکارافتادهای که قابلیت توانمندسازی را ندارند با حداقلهای دریافتی از نهادهای حمایتی زندگی خود را به سختی میگذرانند.
به گزارش گروه "رسانهها" خبرگزاری تسنیم، 6میلیون نـــیازمند ازکارافتادهای که قابلیت توانمندسازی را ندارند با حداقلهای دریافتی از نهادهای حمایتی زندگی خود را به سختی میگذرانند.
این فقر ناخواسته بهدنبال خود آسیبها و مشکلات متعددی را برای این افراد و خانوادههایشان و درنهایت جامعه درپی خواهد داشت و همین مسئله لزوم رسیدگی هرچه سریعتر به این افراد را نمایان میکند. همشهری در ادامه سلسله گزارشهای رسیدگی به وضعیت این 6میلیون نفر با تعدادی از جامعهشناسان و آسیبشناسان اجتماعی گفتوگو کرده که در ادامه میخوانید.
پروفسور حسین باهر، جامعهشناس با تأکید بر اینکه وجود افراد خیلی ثروتمند و خیلی فقیر برای جامعه مضر است به همشهری میگوید:« افراد نیازمند با حداقلهایی که دریافت میکنند نمیتوانند کاری از پیش ببرند و بهاصطلاح ناچارند برای زنده ماندن دست به کارهای غیرمعمول بزنند یعنی یا از گرسنگی بمیرند یا دست به اقدام غیرمعقول بزنند که با کرامت انسانی در تضاد است. این اقدام طیف وسیعی از تکدیگری و زبالهگردی تا سرقت و... را در بر میگیرد. به گفته وی یک راه برای رفع نیاز این است که یارانه طبقات مرفه را بهطور مستقیم به نیازمندانی بدهند که نمیتوانند منبع درآمدی داشته باشند. راه دوم این است که ساختار ا قتصادی را درمان کرد چراکه بر اثر اقتصاد بیمار جامعه، برخی افراد بسیار برخوردار و برخی دیگر بسیار محروم هستند اقتصادباید بهگونهای تنظیم شود که فاصله طبقاتی به کمترین حد خود برسد و به جای داشتن 10دهک اقتصادی به حداقل 4 تا 5 دهک برسیم.» باهر تأکید میکند وجود نظارت دقیق بر نهادهای حمایتی و کم کردن از خرجهای بیمورد در این نهادها میتواند کمک مهمی باشد برای سر و سامان دادن به کمکهای مردمی به این نهادها و رسیدن کمکها بهدست نیازمندان واقعی.
عائله دولتها
دکتر مصطفی اقلیما، رئیس انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران در اینباره به همشهری میگوید: وجود 6 میلیون نیازمند از کار افتاده نهتنها زیبنده نظام اسلامی ما نیست بلکه کمکهای ناچیزی که به این افراد میشود هم عملا دردی را از دردهای آنها دوا نمیکند. به گفته وی باید به این نکته توجه کنیم که آسیبهای اجتماعی هر روز افزایش پیدا میکند و افرادی هم که نتوانند حداقلهای هزینه زندگی را با حداقل درآمد داشته باشند خود باعث آسیب بیشتر به جامعه میشوند، چرا که فقر باعث میشود امنیت فکری و احساسی این افراد دچار خدشههای جبران ناپذیر شود. او با تأکید بر اینکه نهادهای حمایتی همچون کمیته امدادو بهزیستی نیز با حداقل کمکهایی که به این افراد میکنند عملا نمیتوانند کاری از پیش ببرند، توضیح میدهد: در تمام دنیا به افرادی که قابلیت توانمندسازی ندارند بهاندازه زندگی معمولی کمک میشود چراکه اینها جزو عائله دولتها بهحساب میآیند و اگر به این افراد رسیدگی درخور شأن آنها شود، خودبهخود از بسیاری آسیبها پیشگیری میشود.
تغییر تعریفها از فقرا
دکتر پـــرویز اجــلالی، عضو انجمن جامعهشناسی ایران نیز در گفتوگو با همشهری و در بررسی وضعیت پرونده 6 میلیون نفر به همشهری میگوید: «نخستین اقدامی که درباره این افراد باید انجام داد این است که در ابتدا تعریفمان را از خانوادههای فقیر عوض کنیم. باید رسیدگی به افرادی را که هم نیازمند هستند و هم از کار افتاده در اولویت قرار داد. امروز در جامعه ما دیدگاه طبقه بالا به پایین حاکم است یعنی افراد تصور میکنند یک گروه دارا و یک گروه فقیر در جامعه داریم که باید به این دسته کمک کرد و بقیه مشکلی ندارند. بهدلیل همین دیدگاه است که دولتمردان ابتدا بهجای اینکه مثلا سوبسید بنزین را قطع کنند اول سراغ کم کردن سوبسید نان میروند، یا زمانیکه بحث حقوق کارگران و عائله تأمین اجتماعی مطرح میشود حقوق این افراد بهصورت قطره چکانی اضافه میشود.» به گفته این استاد دانشگاه بخشی از فقرا بهدلیل سیاستگذاریهای اشتباه اقتصادی در دام فقر افتادهاند و بخشی دیگر بهدلیل استثمار در مقابل زحماتی که کشیدهاند پاسخ درخوری دریافت نکردهاند و به این روز افتادهاند. پس اگر فردی فقیر میشود این مسئله تقصیر جامعه است. علاوه بر این توجه به افراد ازکارافتاده نیازمند هم تکلیفی است که بر عهده دولتهاست، چراکه نمیشود از آنها توقع داشت با کار کردن زندگیشان را تأمین کنند. اجلالی با تأکید بر اینکه ما سیاست جدی فقر زدایی در جامعه نداریم، میگوید:«در چنین شرایطی گاهی این افراد فراموش میشوند. درحالیکه باید از هزینهها کم کرده و به سمت فقرزدایی برویم اما اکنون بخش زیادی از درآمد دولت خرج خودش میشود و انضباط مالی در نهادها و گروههای قدرتمند دیده نمیشود. برای رسیدن به فقر زدایی باید از بالاترین سطوح این کار را شروع کرد تا اقتصاد بیمار کشور کمی بتواند سرپا شود. از این طریق میتوان نیازمندان را بهصورت صحیح تحت پوشش قرار داد و با مستمری ماهانهای که به آنها داده میشود حداقل شرایط یک زندگی معمولی را برایشان فراهم کرد.»
اصلاح نظام مالیاتی
اردشیر گراوند، جامعه شناس نیز موضوع 6 میلیون نفر را در ارتباط با عواقب اجتماعی وجود چنین قشری در جامعه بررسی میکند و میگوید: «نیازمندان بهطور معمول در تمام جوامع وجود دارند اما این افراد بهشدت نیازمند مواظبت هستند تا برخی آسیبهای اجتماعی توسعه پیدا نکند. نکتهای که نباید از آن غفلت کرد اینکه این افراد بهدلیل اینکه در این کشور زندگی میکنند حق و حقوقی دارند که باید به آنها برسند. این 6 میلیون نفر نیز که ممکن است حتی تعداد آنها خیلی بیشتر از این رقم باشد باید مورد توجه جدی مسئولان قرار بگیرند. در سالهای اخیر تنها کمکهای محدودی به آنها شده که عملا دردی از آنها را دوا نکرده است.» این جامعه شناس با تأکید بر اینکه باید یکبار برای همیشه به فکر اصلاح امور این افراد باشیم، میگوید: «اینQ افراد که قابلیت توانمندسازی ندارند باید در سیستمهای امور شهری و خدمات روستایی و بهداشتی و درمان مورد توجه بیشتر قرار بگیرند و نظام مالیاتی کشور بهگونهای سر و سامان پیدا کند که مالیاتی که از افراد دارا گرفته میشود به این افراد داده شود.»
لزوم تصویب قانون حمایت از نیازمندان
امانالله قرایی مقدم، آسیب شناس اجتماعی نیز با اشاره به این نکته که همه مسائل و مشکلات بر پایه اقتصاد است، به همشهری میگوید: «انواع آسیبهای اجتماعی که در جوامع به وقوع میپیوندد ناشی از بیماری اقتصادی است. وجود 6میلیون نیازمند ازکارافتاده در هر جامعهای میتواند از لحاظ اجتماعی بحرانهایی بهوجود بیاورد. به همین دلیل رسیدگی به معیشت انسانها در دین اسلام هم مورد تأکید قرار دارد.»
این کارشناس اجتماعی با تاکید بر ضرورت حمایت واقعی از این قشر توضیح میدهد: «براساس اصل عمل و عکس العمل زمانی که حمایتی از افراد نیازمند نشود دود این کار به چشم افراد ثروتمند نیز میرود و همه جامعه از این بیتوجهی متضرر میشوند. درخصوص توزیع یارانهها نیز باید به این نکته توجه کرد که یارانه که به اشتباه به همه افراد داده میشود باید صرف نیازمندان شود تا این افراد از حداقل زندگی برخوردار باشند. باید قانونی تحت عنوان حمایت از فقرا به تصویب برسد که براساس آن افراد فقیر براساس توانمند بودن یا نبودن طبقه بندی و ساماندهی شوند. بر این اساس خدمات درمانی رایگان و بیمه در اختیار این افراد قرار بگیرد و حتی خورد و خوراک و محل زندگی رایگان نیز به این افراد نیازمند که قابلیت توانمندسازی ندارند، ارائه شود.»
رسیدگی به وضعیت اقتصادی 6میلیون نیازمند از کارافتاده در حالی این روزها در رسانهها مطرح شده و از سوی نمایندگان مجلس دنبال میشود که حالا جامعهشناسان هم بر ضرورت توجه به این موضوع تأکید میکنند.خلاصه حرف همه آنها این است که عواقب وجود چنین معضلی، تنها بهخود این افراد محدود نمیشود و دامنگیر همه مردم خواهد شد.با همه این تأکیدها حل این معضل نیاز به اراده قوی تری از سوی مجلس و دولت دارد.آیا پرده آخر مجلسی که چندماه بیشتر تا آخرین روزهایش نمانده، گرهگشایی از کسانی خواهد بود که جانی برای کار کردن و پولی برای زندگی کردن ندارند؟
خط فقر، خط قرمز جرم است
جعفر بای، جامعه شناس با اشاره به این نکته که وجود 6میلیون نیازمند درشان کشور ما نیست، میگوید: «فاصله بین خواستن و نتوانستن و نرسیدن به نیازهای اولیه زندگی خصوصا برای افرادی که زیر خط فقر زندگی میکنند خط قرمز جرم است و پهنای این فاصله متأسفانه اینقدر در جامعه ما زیاد است که این قشر در آستانه آسیب هستند اما خیلی از این افراد به لحاظ مناعت طبعی که دارند خود را از آسیبها حفظ میکنند. نهادهای حمایتی باید برای افرادی که قابلیت توانمندسازی ندارند و نیازمند کمک هستند اقدامات سریع و مؤثری را انجام دهد و سطح کمکها به این افراد به حدی برسد که دچار لغزش نشده و بتوانند از پس حداقلهای زندگی خود برآیند.»
منبع: همشهری
انتهای پیام/