نه سینماگران و نه ادبیاتیها اشراف کاملی به شیوههای اقتباس ندارند
خبرگزاری تسنیم: حسین مهکام معتقد است، هر دو طرف مقوله اقتباس، چه اقتباس کننده و چه صاحب متن اقتباس شونده اشرافیت کامل به مقوله ادبیات و شیوههای اقتباس یا معنی درستی از اقتباس در سینما ندارند.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، کمبود اقتباس در سینما امروزه مسئله ایست که اگرچه دستاندرکاران سینما و ادبیات به آن اذعان دارند، اما گویی نوعی بیخیالی و بیتوجهی نیز نسبت به آن وجود دارد که موجب شده تا همه موانع پیش روی این کار همچنان پابرجا بماند. از طرفی نویسندگان معتقد هستند که سینماگران نسبت به کتابهایشان بیتفاوت بوده و ترجیح میدهند، خود فیلمنامه را بنویسند. در موارد محدود انجام اقتباس نیز ضربههایی به اثرشان وارد شده است که دیگر انگیزهای برای همکاری با فیلمسازان بعدی برایشان نمیگذارد.
از سویی دیگر کارگردانان نیز معتقد هستند که کتاب در جامعه ما اندک خوانده میشود و در نتیجه نمیتوان چندان از بازخورد کتاب و استقبال در جامعه مخاطب آگاهی یافت که ریسک سرمایهگذاری برای تهیه فیلم را پذیرفت.به نظر میرسد که هر دو سوی این ماجرا در ورای همه این مشکلاتی که بیان میکنند، انگیزهای برای همکاری با یکدیگر ندارند.
حسین مهکام داستاننویس، فیلمنامهنویس و کارگردان یکی از این افراد است، او میگوید قصد ندارد که به سراغ اقتباس ادبی برود، زیرا خودش آنقدر سوژه دارد که بنویسد.
این فیلمنامهنویس معتقد است که در دهه 60 شاید فیلمنامه خوب و قوی وجود نداشت که البته منتقدان آن دوره هم این موضوع را باب کردهاندو امروز هر کسی به مشکل سینما برمیخورد، تنها به نبود فیلمنامه خوب اشاره دارد، در حالی که این حرف اصلا درست نیست و گفتن اینکه فیلمنامه خوب وجود ندارد، برای من جای تعجب است.
متن این گفتوگو به شرح ذیل است:
* تسنیم: تعداد آثار سینمایی که بر شالوده ادبیات داستانی شکل گرفته باشد بسیار اندک است، در حالیکه اگر بخواهیم به اقتباس سینمایی در جهان نگاهی بیاندازیم نزدیک به 80 درصد فیلمهای برنده جایزه اسکار اقتباسی هستند و 45درصد فیلمهای تلویزیونی آنها اقتباس از ادبیاتشان است اما نمونههای اقتباسی سینمای ما تنها به 100 فیلم میرسد و این آمار بسیار کمی است. به عقیده شما بهعنوان فیلمنامهنویس، این ضعف ناشی از چه مسئلهای است؟
نمیتوانیم به صراحت عنوان کنیم که اقتباس ادبی در سینما وجود ندارد، اما اقتباسهای موجود در سینما فقط کم است که این کم بودن هم به دو دلیل برمیگردد، اینکه هر دو طرف مقوله اقتباس، چه اقتباس کننده و چه صاحب متن اقتباس شونده اشرافیت کامل به مقوله ادبیات و شیوههای اقتباس یا معنی درستی از اقتباس در سینما ندارند.
طیف عمدهای از افراد در سینما که به سمت اقتباس ادبی میروند، ضمن احترام به اصغر فرهادی، بهروز افخمی، مانی حقیقی، بهنام بهزادی و مجید برزگر اساساً احساسشان از اقتباس این است که متنی را بردارند و آن را تبدیل به فیلم کنند که این عملاً کاری اشتباه است.
اقتباس یعنی اینکه روح آن داستان حفظ شود و تنها از فیلتر کارگردان یا فیلمنامهنویس عبور کند، به این اقتباس میگویند در حالیکه اکثر صاحبان آثار داستانی بر این باورند که اگر امتیاز اثری را فروختند، باید آن متن فیلمنامه تماماً شبیه همان چیزی باشد که در کتاب آورده است و این معضل بسیار وجود دارد و سینمای اقتباسی ما را دچار خدشه کرده است.
* تسنیم: با توجه به اینکه بیشتر منتقدان در رسانهها میگویند یکی از مشکلات ثابت سینمای ما نبود فیلمنامه است، چرا با وجود ضعف فیلمنامه ما نباید به سمت تبدیل شدن داستانهای موجود به فیلمنامه پیش رویم و این ضعف را جبران کنیم؟
اینکه میگویند فیلمنامه خوب وجود ندارد را اصلا صحیح نمیدانم و بر روی آن صحه نمیگذارم. وقتی گفته میشود که فیلمنامه خوب وجود ندارد، اینهمه فیلمنامهنویس خوب در کشور فعالیت میکند پس چیست؟ البته نمیدانم که چه کسی از سال 60 گفت که مهمترین معضل در سینمای ایران کمبود فیلمنامه است و هیچوقت هم حل نمیشود، چرا که سخن اشتباهی بود، اما چرا این روزها بر این جمله تاکید میکنند جای تعجب دارد!
در حالحاضر مشکل سینما فیلمنامه نیست
ممکن است دهه 60 چنین مشکلی وجود داشته، ولی در حالحاضر مشکل سینما فیلمنامه نیست، زیرا تا حدی ارتباط با دنیای بینالمللی، فضای آکادمیک و متون اورجینال و سخنرانیهای زبان اصلی از متخصصین آموزش فیلمنامهنویسی از جمله رابرت مکی برقرار است که به ابطال این جمله میانجامد و حتی خودمان بر روی فیلمنامهها کارهای علمی زیادی انجام میدهیم، پس شخصاً زیر بار این ماجرا نمیروم که ما فیلمنامه خوب نداریم.
اگر کارگردانی این حرف را میزند، قطعاً خودش فیلمنامهنویس نیست و بیشتر کارگردانهایی قدیمی این موضوع را مطرح میکنند. بین همکارانم و بین نسل خودم و حتی نسل بالاتر، ندیدم که دست روی چنین موضوعی بگذارند.اتفاقاً ما کارگردانانی را داریم که فیلمنامهنویسان درخشانی هستند، مانند اصغر فرهادی که قبل از اینکه کارگردان خوبی باشد فیلمنامهنویس متبحری است و اولین بار در تاریخ سینما نامزد جایزه اسکار برای فیلمنامه بوده است، پس نمیتوان همینطوری گفت که ما در کشور فیلمنامه خوب نداریم.
اما اینکه چرا ما سمت اقتباس نمیرویم، شاید به این خاطر است که کارگردان تمایل دارد، خودش داستان فیلم خود را بنویسد. من شخصاً بهعنوان فیلمساز ترجیح میدهم از داستانی اقتباس نکنم، زیرا به اندازهای سوژه دارم که بخواهم فیلمنامه، فیلم خودم را بنویسم. البته یک بُعد دیگری هم وجود دارد که اقتباس ادبی به داشتن علاقه هم برمیگردد و اعتقاد دارم کارگردانانی که علاقهمند هستند از اقتباس ادبی استفاده کنند، خودشان باید معنای درستی از اقتباس داشته باشند. البته بسیاری از فیلمنامهنویسان هم هستند که علاقه به اقتباس دارند، اما برای آثار خارجی مشکل کپی رایت وجود دارد.
چقدر خوب میشد که اگر داستاننویسان ما تا حدی دموکرات بودند
* تسنیم: ضرورت اقتباس سینمایی بین کارگردانان و فیلمنامهنویسان وجود دارد یا خیر؟
من چنین ضرورتی را احساس نمیکنم، ولی فکر میکنم که چقدر خوب میشد که اگر داستاننویسان ما تا حدی دموکرات بودند و فضای باز داستان را در اختیار کارگردانان و فیلمنامهنویسان قرار میدادند و توقعی نداشتند از اینکه نعل به نعل رمانشان در فیلمنامه آورده شود.
البته این کمبود اقتباس را در سینما احساس میکنم و شاید سالی یک بار اتفاق میافتد، آخرین اثر اقتباسی که دیدم «پله آخر» ساخته علی مصفا بود که به خوبی از فیلتر او رد شده است. که حتی به نظر من میتوانست در تیتراژ ننویسد این اثر نگاهی به «مرگ ایوان ایلیچ» نوشته تولستوی و نیمنگاهی هم به اثر جیمز جویس دارد. زیرا اثر تا حدی متعلق بهخودش و کاملا معلوم است از فیلتر علی مصفا رد شده است. اما بزرگواری کرده و اسم این منابع را نوشته، زیرا نیمنگاهی به آنان داشته است. من این را اقتباس درست میگویم.
* تسنیم: آقای مهکام، با اشاره به اینکه گفتید فیلم «پله آخر» به نوعی برداشت آزاد محسوب میشود، فکر نمیکنید همین نوع اقتباس هم کمک زیادی به آثار اقتباسی میکند، زیرا تنها برداشت آزاد و تاثیر گرفتن از داستان است و دیگر هیچ نویسندهای را دچار توقع نمیکند؟
ببینید! اینکه در اینجا اختراع شده است و میگویند برداشت آزاد یا نیمنگاه یا هر کلمه دیگر، در تمام دنیا اینگونه نیست. وقتی از روی کتابی اقتباس میشود چه کلمه به کلمه در فیلم آورده شود و چه نیمنگاهی باشد به آن میگویند اثر اقتباسی و در تیتراژ هم مینویسند براساس این داستان ساخته شده، متاسفانه برخی تنگنظریها در کشور ما از سمت داستاننویسها باعث ایجاد واژههای جدید شده است.
انتهای پیام/























