وقتی ندای "یا رب پناهم ده" در کوچه پس‌کوچه‌های نصف جهان می‌آید‌

خبرگزاری تسنیم:ندای یا رب پناهم ده در کوچه پس‌کوچه‌های شهر می‌آید و دل را به سوی بنده‌هایی می‌کشاند که به درگاه او رفته و با اشک و آه از او طلب بخشش می‌کنند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از اصفهان، شب‌های قدر حال و هوای دیگری دارد، رمضان که می‌آید با خود روزهای خاصی را به ارمغان می‌آورد که نسبت به روزهای دیگر سال تمایز دارد، روزهای ملکوتی با شب‌های ملکوتی معنویت را همه جوره به رخ ماه‌های دیگری از سال می‌کشاند که آن‌ها این خصلت را ندارند.

شب‌های قدر هم از این قائده مستثنی نیست، شب‌زنده‌داری‌هایی که هر بار با ندای یا رب پناهم ده، الغوث الغوث از کوچه پس‌کوچه‌های شهر ‌شنیده می‌شود و تیرگی شب را از پس نا آرامی‌ها می‌کشاند و آرامش می‌بخشد.

پنجره اتاق را که باز کنی، طنین این ندای روحانی فضای خانه را می‌گیرد و دلت را به مکانی می‌کشاند که این کلمات ملکوتی از آنجا می‌آید.

ندای یا رب پناهم ده دل را به سوی بنده‌هایی می‌کشاند که به درگاه او رفته و با اشک و آه از او طلب بخشش می‌کنند؛ "سُبْحانَکَ یا لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ، خَلِّصْنا مِنَ النَّارِ یا رَبِّ"......

شب‌های قدر حرف‌های ناگفتنی را به خدا می‌توان زد، حرف‌ها و خواسته‌هایی که منتظر هستی روز موعود درخواستش فرا برسد و با دستانی که بالا می‌آوری، خواسته‌ات را به خدا بگویی؛ شب‌هایی که تنها یک‌بار در سال تکرار می‌شود.

صدای دعا و مناجات در شب‌های قدر سکوت را در هم‌ می‌شکند و تضرع و ناله‌ها را به آسمان می‌برد، از مولای‌مان امیرالمومنین دلجویی می‌کنیم و نبودش را در عالم مادی با دردمندی به عزا می‌گیریم.

یا مولایم تسبیح نگاهمان دانه دانه به‌دنبالت است، جای جای شهر کوفه‌های ماتم زده‌ای است که ناله سر می‌دهند و از پرودگار ندای یا غَفَّارَ الذُّنُوبِ سر می‌دهند.

به‌راستی کوفه با علی معنا می‌یابد، بزرگ مردی که نامش در سرتاسر جهان حک شده مرد شب‌های خلوت گزیده با نیایش‌‏های عارفانه، مرد منش‏‌های عادلانه، مرد کوچه‌های تنگ و تاریک است.

اما شب‌های قدر، شب‌های عجیبی است، با همه درگیری‌هایی که در زندگی روزانه‌مان وجود دارد، این شب‌ها از آن‌ها پرده بر می‌داریم و به‌دنبال معنا می‌رویم، این روزها در دل‌مشغولی‌های روزمره از حال دلمان غافل شده‌ایم، ساعت‌ها می‌گذرند اما ما تنها به گفتن خدایا شکرت بسنده می‌کنیم؛ روحمان در دنیا گیر کرده است خداوندا دوباره اشک‌هایمان را باز گردان همان خلوت‌ها شبانه را ما را ببخش که از حال دلمان که روح تو در آن است غافل شده‌ایم، در این شب‌های قدر به مهمانی دل ما بیا این‌بار جور دیگری ما را دریاب...

شب‌های قدر شب‌های عجیبی است، بنده در مقابل عظمت پروردگار همانند قطره در برابر دریا، دست‌های خالی‌مان را به مولا علی و پرودگار دخیل می‌بندیم، شب‌هایی که می‌دانیم در این دنیا مسافر بوده و رفتنی هستیم، اما چمدان خود را با چه چیزی پر می‌کنیم؟

باز این ندا در آسمان می‌پیچد "سُبْحانَکَ یا لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ، خَلِّصْنا مِنَ النَّارِ یا رَبِّ" و دل را به سوی کوفه می‌برد.

اما این‌بار قرآن بر سر می‌گیریم و با اعمال شب‌های نورانی قدر، شب‌های نزول کتاب آسمانی با تو عهد می‌بندیم، عهدی که روزهای دیگر ممکن است، با نفسانیت درگیر شده و آن را فراموش کنیم و باز تو ما را ببخشی.

بارلاها، ای بزرگ من، ای معبود من، استجابت کن از این گنهکار شرمسار، الهی نردبان دلمان را به هر شخصی بنا نهادیم شکست اما باکی نیست، برای رسیدن به تو تنها نگاهی به آسمان کافی است...... سُبْحانَکَ یا لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ، خَلِّصْنا مِنَ النَّارِ یا رَبِّ

انتهای پیام/ آ