لما؛ بگذار که سرم را پایین‌تر از سایه دردهایت‌ بگذارم

لما؛ بگذار که سرم را پایین‌تر از سایه دردهایت‌ بگذارم

خبرگزاری تسنیم: این روزها بازار شعرهای ضد اسرائیلی در سراسر جهان داغ است؛ به داغی روزهای غزه، به داغی دل مادرانی که چشم انتظار ساعتی برای آتش‌بس هستند تا شاید اجساد کودکانشان را از پس خروارها آوار بیابند.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، اولین‌‌بار نیست که فلسطین دردهای جدید به خود می‌بیند و می‌پیچد. زخم‌های تن فلسطین سال‌هاست که نو به نو می‌شوند، سر باز می‌کنند و باز این مردمانش هستند که دردهای خود را التیام می‌دهند. در سال اخیر غزه دوباره شاهد زخم‌های جدیدی است که باز هم مقابل چشم‌های بیدار و آگاه جامعه بین‌المللی و شیوخ بر نفت نشسته عربی، خود بر زخم‌هایش مرهم می‌گذارد، هرچند با برچسب «تروریستی» که بر پیشانی‌اش چسبانده‌اند.

در این میان فعالیت برخی از وبلاگ‌ها در کشورهای اروپایی و آمریکایی تحت عنوان «شعرهایی برای غزه»، یکی از کارهای جالب از نوع اقدامات فرهنگی خودجوش است؛ این‌بار صدای مردم فلسطین نه از کشورهای اسلامی و مسلمانان که از گلوی ناظران برمی‌آید. ناهیدا اکسایلد یکی از این شاعران است.

وی چندی پیش شعر را برای یک از کودکان فلسطینی به نام «لما» سروده است. لما همراه با خواهر کوچک خود مورد هدف موشک اسرائیلی‌ها قرار می‌گیرند. فیلم زیر مربوط به دعای لما در زمان بستری شدن وی در بیمارستان و روایت نحوه شهادت خواهر کوچک‌تر خود است. در این ویدئو لما کوچک بارها خدا از شکر می‌کند و می‌گوید کودکان غزه به این مقاومت اعتقاد دارند.

بدون هیچ توضیح اضافی، ترجمه شعر ناهیدا اکسایلد را برای «لما» می‌خوانیم:

اسم من لما است. هشت سال دارم

اسم خواهرم نور است و پنج سال دارد

او را بیرون بردم که قدری شیرینی بخریم

آنها ما را با موشک هدف قرار دادند؛ الحمدلله

خواهرم شهید شد؛ الحمدلله

خواهرم پرنده‌ای در بهشت است؛ الحمدلله

ما می‌خواهیم با وقار زندگی کنیم؛ مانند همه مردم؛ الحمدلله

ما از یهودیان نمی‌ترسیم؛ الحمدلله

ما صبور هستیم؛ الحمدلله

من از غزه هستم؛ الحمدلله

من از مقاومت دفاع می‌کنم؛ من عاشق مقاومتم؛ الحمدلله

* * *

لما، کلمات محدود تو وجود مرا بست

سیل سکوت تو مرا از جا کند

آرامش فریاد تو، قلبم را شکنجه داد

برق نگاه تو، با وجود زخم‌هایت، مرا برد

* * *

لما؛ آوازخوانی یک قناری ... نرم و گرم

لما سرود داوود... با قلبی پاک و صاف

* * *

ستاره‌هایی که در بالا قرار گرفته‌اند در سردرگمی گم‌شده‌اند

به طنین آسمان پر از درد خود که زانو زده است گوش کن

هق‌هق می‌زند و می‌لرزد در مقابل هیبت شکیبایی تو

کلمات کم‌شده‌ و معنای کمی دارند؛‌ در مقابل اشعار بلند تو

* * *

لما؛ عزیزم

لما؛ صورت یک فرشته از بهشت

لما؛ یک گل رز دلپسند؛ شایسته هیبت و  قدردانی

بگذار که سرم را پایین‌تر از سایه دردهایت‌ بگذارم

زمین را ببوسد، مبارک بخواند و قدر بداند

* * *

لما؛ عزیزم، نگران نباش

آنکه دوست داشتی اکنون آزاد است

او نور بود و نور مانده است

اکنون در قلب پرنده سبز می‌درخشد

آشیانه‌اش فانوسی از نور است

* * *

نور اکنون در وجد بسیاری است و شناور است

در پادشاهی و ملک رحمان و دوست‌داشتنی

مناجات‌خوان، تمجید خدای بزرگ را می‌گوید

نمازگزارانی پراکنده، گلهای پرپر

نقاشی لبخند عشق و مشتاقی را بر درهای  بهشت می‌کشند

برای آنها که عشق می‌ورزند و دوستشان دارند

انتهای پیام/

پربیننده‌ترین اخبار فرهنگی
اخبار روز فرهنگی
آخرین خبرهای روز
تبلیغات
رازی
مادیران
شهر خبر
fownix
غار علیصدر
پاکسان
بانک صادرات
طبیعت
میهن
گوشتیران
triboon
مدیران
تبلیغات