کیمونوی ایوبی،داداش جکی چان و تولید مشترک «راه شائولین»
خبرگزاری تسنیم:«راه شائولین» اولین پروژه سینمایی تولید مشترک ایران و چین خواهد بود. هنوز جزئیات این پروژه سینمایی منتشر نشده ولی احتمالاً یک نفر از همین بچههای باشگاه،جکیچان، جتلی و ... بازیگر نقش اول خواهد بود.
خبرگزاری تسنیم:- احمد معینی
«معبد شائولین»: یک معبد بودایی است که در استان هِنان در جمهوری خلق چین قرار گرفتهاست. معبدی که بروسلی، جت لی، جکیچان، پاندای کنگفوکار و ... بارها برای پی بردن به اسرار آن تلاش کردند.
***
در 2 هفته گذشته حجتالله ایوبى رییس سازمان سینمایى براى بازدیدى رسمى، 3 روز به چین سفر کرد و بامداد یکشنبه به تهران بازگشت. در این سفر ایوبی و تیم همراهش با تعدادی از مدیران چینی دیدار کردند. از آن جلسه از قول ایوبی که در آن چیزی شبیه کیمونوی مردانه بر تن داشته، نقل شده که به چینیها گفته «شما که اینهمه جنسهای فاخر! به ایران وارد میکنید، بیایید و کمی فیلم فاخر باهم بسازیم.» چینیها هم استقبال میکنند و همان جا تصمیم میگیرند برای اولین کار سازمان سینمایى مشترک چین و ایران از کمپانى shine work برای تولید فیلم «راه شائولین» حمایت کنند. بنیاد سینمایى فارابى هم قول متقابلی میدهد.
بنابراین «راه شائولین» اولین پروژه سینمایی تولید مشترک ایران و چین خواهد بود. البته رئیس سازمان سینمایی در این سفر دیداری هم با «شی یونگ شین» رئیس معبد شائولین داشته است. عکسش را هم در زیر میبینید که تا اون لحظه 23 تا هم لایک داشته.

هنوز جزئیات این پروژه سینمایی منتشر نشده است ولی احتمالاً یک نفر از همین بچههای باشگاه رزمی جکیچان، جتلی یا بروسلی و ... بازیگر نقش اول خواهد بود. در کنار این بازیگران چینی هم احتمال دارد «پ.پ» و «ج.ه» به عنوان بازیگر نقش مکمل حضور پیدا کنند. البته در حال حاضر هم «پ.پ» و هم «ج.ه» از بازیگرانی هستند که دستشان شکسته و امکان حضور در کلاسهای کنگفوتوآ را در چند هفته اخیر نداشتند. احتمالاً کارگردان چینی فیلمنامه را تغییر داده و حول انتقام از کسی که دست آنها را شکسته بنویسد که مثلاً در راه انتقامجوییاش به معبد شائولین میرسد.
درباره پروژههای بعدی هم صحبتهایی شده و قرار است مجموعه کامل رفتارهای اژدها هم ساخته بشود : «اژدها وارد میشود»، «خشم اژدها»، «اژدها رفت»، «بازگشت اژدها»، «اژدها غذا را خورد»، «اژدها آمد»، «اژدها با آن مرد آمد»، «اژدها با آن مرد در باران آمد» و...
***
سابقه ساخت تولید مشترک با چینیها فقط مربوط به سینما و عصر حاضر نیست. میگویند در روزگاران خیلی قدیم، که هنوز برادران لومیر بدنیا نیامده بودند و صنعت سینما نبود، مردم با اینکه به گالریهای نقاشی نمیرفتند، تا نقاشی ببینند ولی توجه خاصی به نقاشی داشتند و اگر هم اعتراض و بدبختی داشتند، جلوی سازمان نقاشی تجمع میکردند. در همان روزگاران، «ایوب نقاش» که رئیس سازمان نقاشی بوده، میخواسته کشتی متلاطم «خانه نقاشی» را به ساحل امن و آرامش برساند.
البته گفته شده که ایوب نقاش اعتقاد زیادی به تعدد جشنوارهها داشته و هر سال به تعداد موهای قلم موی نقاشان آن روزگار جشنواره و مسابقه برگزار میکرده. در سال 40 تا نقاشی در مملکتشان کشیده میشده اما 60 تا جشنواره نقاشی برپا میشده. مهمترین جشنواره شون، مسابقه نقاشی فجرشون بوده و اتفاقا همان سال به خاطر دیده شدن بخش بین الملل جشنواره نقاشی، آدم خارجیها را از آدم ایرانیها جدا کردند.
از آنچه که نقل شده است در این جشنواره نقاشی بین المللی کلا سه کشور حضور داشتند که یکی ایران بود و آن دو تای دیگر چین و یکی دیگه. البته نه به خاطر این که ایران در آن زمان تحریم باشد! یا مسئولین بد برگزار کرده باشند. نه! چینیها به این دلیل که سریع بتونن همون اول نمونه فِیکشو (تقلبیشو) بزنن. اون یکی کشور هم بوده که بشن 3 تا، به هر حال دو نفری ضایع است جشنواره بگیرن دیگه. مثلاً کشور سومیه، روم باستان بوده.
در دور پایانی مسابقه نقاشی اهل چین در خدمتِ ایوب نقاش فخر فروختند و گفتند که ما در صناعت نقاشی زبردستتریم. داوری این دعوا بر ایوب دشوار بود. چون پیش از ریاستش بر سازمان نقاشی، چند سالی در ولایات روم رایزن فرهنگی بود و چینیها بر علاقه او بر غرب می ترسیدند. از طرف دیگر رومیان هم گمان خوشی به ایوب نداشتند چون رئیسسازمان نقاشی به تازگی از دیار چین و ماچین آمده بود و از این چینیها بعید نبود، که زد و بندی کرده باشند.

گویا رأیِ ایوب چنان شد که هر دو جماعت نقش چهرهی ایوب را بر دو دیوار روبروی هم بکشند، یک جانب اهل چین و یک جانب اهل روم مشغول به کار شدند و پرده ای میان آنها آویختند که «تقلب» نکنند. چون اساساً «تغلب» و ادعای آن هزینههای زیادی دارد. رومیها رنگهای زیادی جمع کردند و پشت سر هم بودجه از سازمان نقاشی میگرفتند تا طرح نویی بکشند. انصافا هم بودجهها را خرج عطینا نمیکردند. اما اهل چین هر چه پول میگرفتند رنگ نمیخریدند و به کنایه دست بر نقش میکردند. این دو تا زن تو نقاشی بالا هم الکیه. چینیان در این چند ماهی که کنگر خورده بودند، صبح میآمدند دیوار را صاف میکردند و میرفتند در بازارهای تهران جنس فیک (تقلبی) میفروختند. بعد از آنکه اهل روم از نقاشی فارغ شدند، چینیها هم دستهایشان را بالا گرفتند که ما هم نقاشیمان تمام شد. ایوب تعجب کرد که چطور اهل چین بی رنگ و صرف هزینه، نقاشی کردند.
اصلاً از همان اول این چینیها کپی کار بودند. تقلب کرده بودند. حالا دقیقش را نمیدانیم اما حتماً تقلب شده بود. گویا انقدر دیوار را برق انداخته بودند که تصویر نقاشی رومیها روی دیوار این طرفی افتاده بود. از قضا رئیس سازمان نقاشی از زیرکی چینیها خوشش آمد و «ایکیو سان»شان که از ژاپن به چین پناهنده شده بود را به عنوان مشاور برگزید و بعد از آن صنعت نقاشی در ایران متحول شد و چند تا نقاشی تولید مشترک زدند. البته ایوب برای اینکه رومیان ناراحت نشوند هم چند تا سیمرغ الکی به نقاشانشان داد. چند میلیاردی هم به چینیها داد.
مولانا با پیشنهاد ایوب نقاش که هم عصر هم بودند، شعری برای این حکایت و کل کل چین و روم سرود و قرار شد ایوب هم از مولانا، حمایت معنوی کند. مولانا گفته بود من خود مثنوی معنوی دارم تو به من پول بده. حمایت معنوی تو را میخواهم چکار؟ ایوب گفته بود: از صالحی (معاون فرهنگی ارشادشون) برات پول میگیرم. مولانا هم با دخل و تصرف یک شعر مثنوی گفت و جای چین و روم را عوض کرد. همین شد که نه از نقاشی رومیان چیزی باقی ماند و نه از آینه چینیان. آنچه در تاریخ باقی مانده است حکایت دل مولانا است به نام «قصهٔ مری کردن رومیان و چینیان در علم نقاشی و صورتگری» که با وعده ایوب هم به جایی نرسید و مولانای بی پول، رفت ترکیه پناهنده شد.
حالا قصه «راه شائولین» هم همینطوری «نشده» است و اصلاً این دو تا ماجرا به هم هیچ ربطی، «داره»؟! ولی انگار ایوبی میخواد با ترکیه هم تولید سینمایی مشترک بکنه درباره زندگی مولانا.

صحنههایی از فیلم هیجان برانگیز «گودزیلا علیه ناخوناسور»
در ادامه جلسه ایوبی با چینیها گفته شده که طی یک توافقنامه دیگر قرار است کمپانی «دیرین دیرین» از کمپانیهای قدر قدرت ایران با همکاری یک کمپانی چینی دیگر به ریاست چی اونگ فین، داداش ناتنی شی یونگ شین، رئیس معبد شائولین «گودزیلا علیه ناخوناسور» را بسازند. (ناخوناسور شخصیت برجسته و بسیار ترسناک انیمیشنهای دیرین دیرین و عامل «انقراض» است. حتی ترسناکتر از گیدورا و گودزیلا...فیلم مرتبط را اینجا ببینید).
ای خدا! یعنی میشه؟ یعنی داریم؟ فیلمهای ما در سینماهای با مخاطب میلیاردی چین نمایش داده بشه. فکر کن مردم چین مثل ملت ما سینمارو باشند. میلیارد میلیارد بلیط بفروشیم.
انتهایپیام/























