زبان، قدرت و کتک‌کاری در اولئانا

خبرگزاری تسنیم: علیزاد در متن دستمایه‌های آماده‌ای برای به تصویر کشیدن تفوق و برتری یک شخصیت بر دیگری را نداشته جز دیالوگ‌ها. متن ممت دست کارگردان را باز نگه می‌دارد تا هر آن گونه که دوست می‌دارد، صحنه را به کنترل خود درآورد.

خبرگزاری تسنیم - احسان زیورعالم

علی‌اکبر علیزاد پس از چند تجربه با متون بکت و اجرایی از خانه برناردا آلبای لورکا، باز به سراغ متن «اولئانا» رفته است. نگارنده اجرای 10 سال پیش علیزاد از این شاهکار دیوید ممت را ندیده است و خوشبختانه این متن به سمت مقایسه دو اجرا نخواهد رفت. با حذف این مورد آنچه از تماشای «اولئانا» در ذهنم متبادر می‌شد تعاریف بارت از گفتمان بود.

رولان بارت، نقاد بزرگ فرانسوی در سخنرانی آغاز به کارش در کلژ دو فرانس به تاریخ 7 ژانویه 1977، بخشی از سخنانش را به رابطه قدرت و گفتمان و زبان اختصاص می‌دهد. بارت سعی می‌کند به زبان ساده و مختصر به مخاطباناش شمایی کلی از چگونگی کارکرد زبان در کسب قدرت عرضه کند. به زعم وی قدرت از قِبل زبان و مهمترین قابلیتش - توانایی گویایی - گفتمان خود را پایه‌ریزی می‌کند و بسط آن تبدیل به گفتمان حاکم می‌گردد. این مهمترین قابلیت، توانایی گویایی است که به کمک آن قدرت گفتمان‌های رقیب خود را از سر راه برمی‌دارد یا آنها را تضعیف می‌کند. بارت بر این باور است تنها چیزی که می‌تواند در برابر قدرت قرار گیرد، موردی است که از ابزار قدرت در بحث گفتمان بهره برد. بارت «ادبیات» را آن مورد می‌داند. 

***

«اولئانا» از آثار شاخص دیوید ممت، نمایشنامه‌نویس، فیلمنامه‌نویس و کارگردان شهیر آمریکایی است که به دلایل بسیاری از جمله کتک‌‌کاری نهایی‌اش، تصویر انتقادی از فضای آموزشی در آمریکا، تفسیرهای تند گروه‌های فمنیستی و ... همواره مورد توجه بوده و خواهد بود و تبدیل به بحث‌برانگیزترین اثر ممت شده است. اما اهمیت اصلی این نمایش در به تصویر کشیدن رابطه زبان و قدرت است.

جان، استاد پاره‌وقت دانشگاه، در آستانه پذیرش به عنوان عضو تازه هیئت علمی دانشگاه در حال خرید خانه‌ای جدید است؛ اما با حضور کارول، یکی از دانشجویانش در دفتر کار همه چیز تغییر می‌کند. در طی سه پرده نمایش، جان که در جایگاه قدرتمند یک استاد قرار دارد در نهایت خود را در جایی می‌بیند که دانشجوی خجالتی و بی‌سر و زبانش به او امر و نهی می‌کند و در نهایت با دخالت کارول در امور خانوادگی‌اش او را به باد کتک می‌گیرد.

ساختار نمایشنامه به گونه‌ای است که تسلط جان بر کارول در ابتدا و تضعیف آن در انتها و تسلط کارول بر فضای دراماتیک اثر مشهود و ملموس است. در حالی که در ابتدای نمایش کارول سهم اندکی از دیالوگ‌ها را به خود اختصاص می‌دهد و اصولاً بریده بریده حرف می‌زند و جان هیچگاه به وی اجازه نمی‌دهد کلامش منعقد گردد، در انتها اوست که نمی‌‌گذارد جان لب تر کند و موجب دستپاچگی کلامی او را فراهم می‌کند.

کلیت نمایشنامه «اولئانا» به یک بازی زبانی می‌ماند که در آن مساله گفتمان و قدرت در مثالی ساده و ملموس بیان می‌شود. ممت برای خلق فضای گفتمانی دو قطب مخالف و متضاد ایجاد می‌کند. در یک سو با جان مواجهیم. او در هیبت یک استاد دانشگاه و مولف کتابی که در دانشگاه تدریس می‌شود، از زبانی بهره می‌برد که او را قدرتمند کرده است. بخش عمده‌ای از این قدرت در واژگانی است که جان بدان مسلح است همانند پارادایم، رجحان و ... که کارول از درکشان گویا عاجز است و مدام در طلب تعریف ساده‌تری از آنهاست.

در مقابل ابهت زبانی جان، گفتمانی دیگر در وجود یک دانشجو عاصی و نسبتاً انقلابی حلول می‌کند. کارول قطب متضادی است که در برابر قدرت زبانی استادش می‌ایستد. او قدرت استادش را کشف کرده و از همین رو دیالوگش را با این جمله شروع می‌کند: «اصطلاح تخصصی چیه؟» و از همین جا همه چیز شروع می‌شود. دختر جوان به جای تمام اصطلاحات تخصصی استادش جایگزین‌های ساده‌ای قرار می‌دهد که از همان سلاح زبان برآمده است. آنچنان که پارادایم را الگو می‌نامد.

با چنین تعاریفی آنچه در اجرای چنین نمایشی اهمیت می‌یابد ویژگی‌هایی است که تسلط کارول بر جان در طی سه پرده حس شود. علیزاد در متن دستمایه‌های آماده‌ای برای به تصویر کشیدن تفوق و برتری یک شخصیت بر دیگری را نداشته جز دیالوگ‌ها. متن ممت دست کارگردان را باز نگه می‌دارد تا هر آن گونه که دوست می‌دارد صحنه را به کنترل خود درآورد. در همین راستا علیزاد یک روش ساده اما قابل برای اجرای خود انتخاب کرده است.

او در گام نخست از ظرفیت دو سویه شدن سالن نمایش بهره برده است. یک فضای طولی خلق کرده که در آن بازیگران تنها در یک محور - محور طولی - حرکت می‌کنند. این محور به نظر مندرج می‌آید. مرکز صحنه نقطه (0, 0) دکارتی است. حرکت بازیگران روی این محور شبیه بردارهای y=n است. میزان n (یک عدد ثابت) در هر جهت می‌تواند کیمیت قدرت شخصیت باشد. در پرده نخست، کارول در کل پرده روی مبل می‌نشیند و این جان است که روی محور طولی حرکت می‌کند. جان در دو موقعیت صاحب قدرت است: 1- زمانی که پشت تخته سیاه می‌رود، 2- زمانی که نزد کارول روی مبل می‌رود. نتیجه موقعیت دوم کاملاً مشخص است. جان در اوج قدرت خود - قدرت مردانگیش - فرو می‌ریزد.

در صحنه دوم کنش دو بازیگر به میانه صحنه می‌آید. جایی که هنوز جان فرصت نجات دارد و کارول به سبب گزگی که از استادش گرفته، فرصت برتری دارد. آنان مدام در این نقطه صفر زورآزمایی زبانی دارند. دیالوگ‌ها نیز به نظر برابر میانشان تقسیم شده است.

اما در صحنه نهایی این کارول است که آزادانه روی محور حرکت می‌کند و جان از پشت میزش تکان نمی‌خورد. کارول به تمامی حریم‌های استادش تجاوز می‌کند: میز، اتاق، کتاب، تفکر و در نهایت زندگی شخصیش. این همان کاری است که جان در صحنه نخست به ظاهر نسبت به کارول انجام داده است. در صحنه نهایی که جان کارول را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهد، تجاوز به زندگی شخصی او انگیزه‌ای برای این عمل می‌شود. صحبت درباره همسرش وجوه مردانه‌اش را تحریک می‌کند. خشمش به او قدرت می‌دهد که دیگر در دایره زبان نمی‌گنجد و از طبیعت است. صحنه کتک زدن در نقطه (0،0) رخ می‌دهد و گویی دیگر کسی بر دیگری برتری ندارد. قدرت‌ها در هم شکسته می‌شود و این کارول است که در پایان می‌گوید: «آره... درسته.»

علیزاد از المان‌های دیگری برای نشان دادن مفهوم قدرت در اثر خود بهره می‌گیرد. برای مثال لباس یکی از ارکان مهم نمایش است. لباس کارول از وجوه زنانه و مردانه‌پسندش آرام آرام به لباس نظامی مردانه‌ای تبدیل می‌شود که وحشت را برای جان به ارمغان می‌آورد. در مقابل کت و شلوار خوش دوخت جان رنگ می‌بازد و در صحنه نهایی جان دیگر کتی به تن ندارد و گویی مردانگیش اخته شده است. کیف، ارتفاع مکان نشستن و حتی آن جعبه برای حمل کتاب - که در نمایشنامه نیست - موتیف‌های هستند در بصری کردن وضعیت قدرت.

«اولئانا» نمایشی است که می‌تواند از چند منظر بررسی شود: از شیوه آموزش گرفته تا رابطه مردسالارانه. حضور کارگردان در فضای آکادمیک می‌تواند ذهن مخاطب را به مابه‌ازاهایی در تجربه کارگردان سوق دهد؛ اما به نظر چنین تصوراتی ارزش کار علیزاد را مخدوش می‌کنند. کاری که می‌توانست با دو بازیگر نامی روی صحنه رود؛ ولی علیزاد با گروه جوان خود تجربه‌ورزی کرده است. همین رفتار می‌تواند نقد شخص علیزاد در مقام استاد دانشگاه به جان باشد.

انتهای پیام/