داستانِ سختِ «پچیدهنمایی» و داستانِ ساده «دردسرهای عظیم»
خبرگزاری تسنیم: «دردسرهای عظیم» سریال ماندگاری برای تلویزیون نیست، اما به خاطر تابوی کلیشه شدن، به ورطه پیچیده گویی نغلطیده است واین برگ برنده سریال پرببینده این شبهای شبکه سوم بود.
خبرگزاری تسنیم: - معین احمدیان
برنامه هایی که حرص دیده شدن دارند و مخاطبی که شبهای خانوادگیاش را فدای تماشای تلویزیون کرده است قاعده عجیب آپارتمان نشینهای قرن بیست و یک شده است. سریالهای شبانه، روز به روز بیشتر میشوند و همین است که قصهها را تکراری کرده است. دنیای مدرن ابزارهای ساخت تصویر را سهل الوصول کرده است.
و به همین ترتیب قصه ها و فیلمنامهی خوب، که سرچشمه اش جان و روح آدمی است همچنان بزرگترین برندگان دنیای رسانهها هستند.فیلمسازان دنبال قصههای کمتر شنیده شده می روند و روایتهایشان را پیچ و تاب میدهند تا از دام کلیشه شدن فرار کند و در این رقابت آن کسی برنده است که فرمول جدید جذابیت را آموخته باشد.
شبهای تلویزیون در ماه رمضان، چسبیده به افطار، سریال دردسرهای عظیم از رسانه ملی پخش میشد. قصه ای که قهرمانش « لطیف» بود. لطیفی که قرار بود دردسر بکشد تا مردم صبر قهرمان قصه را ببینند.
لطیف اطرافیانش را آزار نمی دهد و همیشه ترس این دارد که از او ناراحت نشوند.مخاطب همراه قصه لطیف میشود چون دوست دارد قصه هایی بشنود که پیچیده گویی نمیکنند و با اینکه آخر سریال قابل حدس میزند ولی قصه آدمهایش را ترک نمیکند. «درسرهای عظیم» قصههایش را تک به تک، هرچند کوتاه تعریف میکند. گاهی چفت و بست خرده روایتها با قصه اصلی، جور در نمیآید. گاهی هم چرخش یکباره قصه و آدمهایش عجیب و دور از واقعیت می شود و حتی مخاطب راه حل دردسرهای «عظیم نشان داده شده» را در ذهنش قابل حل میداند. اما چه میشود که مخاطب آدمهای «دردسرهای عظیم» را دوست دارد.
«دردسرهای عظیم» به خاطر تابوی کلیشه شدن، به ورطه پیچیده گویی نغلطیده است. اگر قصهی سریال را مرور کنیم چیز عجیبی ندارد و ترکیبی از قصه فیلمهای هندی یا سریالهای قدیمی ایرانی باشد. آدمهایی «دردسرهای عظیم» از جنس آپارتمان نشینهای این شهر نیستند اما رفتارهای دور از این روزهای جامعه شان هم، برای تماشاگرش بیگانه نیست. اینها همه از محاسن «پیچیده نگویی» است.
جالب اینکه کارگردان هم در دکوپاژ قصد پیچیده کردن و به رخ کشیدن ندارد. دوربین تکانهای عجیب ندارد، قابهای ثابتی که آدمها ورود و خروج به اندازهای در قاب دارند و اینکه لوکیشنهای متعدد خرج روایت قصه نمی شود. جدال خیر و شر، اندازه لوکیشنهای اصلی را مشخص کرده است و بقیه لوکیشن هم به الزام روایت قصه انتخاب می شوند.
شاید «دردسرهای عظیم» را نتوان از آن دست سریالهایی دانست که اثری ماندگارتلویزیونی باشد و حتی عده ای فصل دوم آن را بی قصه تر از فصل اولش میدانند اما آنقدری در ذهن مخاطبش جای گرفت که نام لطیف را با «دردسرهایی که برایش عظیم شده بود» به خاطر بسپارد.میگذریم از کنایه «درسردهای عظیم» به مسائل روز اجتماعی مثل مساله ناباوری، و نگاه عدالتطلبانه فیلم به مساله اختلاف طبقاتی، از ستایشبرانگیزترین نکات دردسرهای عظیم بود.
انتهایپیام/























