انوری: رمان را متوسط‌ها به ایران آوردند

انوری: رمان را متوسط‌ها به ایران آوردند

خبرگزاری تسنیم: نگارنده رمان طولانی «جاده جنگ» گفت: از عمر رمان در ایران خیلی نمی‌گذرد؛ آنهایی که رمان را به کشور وارد کردند و نمونه سازی کردند، خیلی قوی نبودند و رمان به‌‌ همین شکل به نسل‌های بعدی سرایت کرد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، منصور انوری‌ 25 شهریور سال 93 گفته بود که رمان «جاده جنگ» در 10 جلد به پایان رسیده و ادامه آن در اثری به نام «گذرگاه» منتشر می‌شود(لینک) او مرداد همان سال به خبرگزاری مهر گفت که این اثر در یک مجموعه 20 جلدی منتشر می‌شود (لینک). 17 اردیبهشت 91 هم بر تصمیم نهایی خود تأکید کرد و گفت که بنا بر این است که این اثر 20 جلدی بشود.(لینک) انوری در آخرین جمع‌بندی از سرنوشت پایانی این رمان در 31 تیر 94 به ایکنا گفته که احتمالاً اثرش در 14 جلد پایان یافته و جمع‌بندی می‌شود. (لینک) این‌ خبرها فارغ از اینکه متهم به تناقض‌گویی بشود از در جریان بودن یک نوشتار و فعالیت نویسنده او حکایت دارد. از اینکه اقدام واقعی و املا نوشتن مشخص می‌کند که سرنوشت نهایی یک محصول فرهنگی در چه شرایطی بهترین وضعیت را خواهد داشت. از فکر لحظه‌ به لحظه درباره عنوان گرفته تا انتخاب سبک و فرم مجموعه‌ای که بناست در قالب آن حرف‌ها زده شود. فضایی که تعداد زیادی از نویسنده‌ها از آن دور شده‌اند. اما منصور انوری به خوبی درگیر آن شده است.

تاکنون 7 جلد از رمان 14 جلدی «جاده جنگ» به قلم منصور انوری از طرف انتشارات سوره‌مهر منتشر شده و در اختیار مخاطبان قرار گرفته است. این اثر در جایزه‌هایی مانند دوره چهاردهم جایزه «کتاب فصل»، هشتمین دوره جایزه «قلم زرین» و در چهارمین دوره جایزه جلال آل احمد برگزیده شده است.

در یک نگاه کلی، داستان این اثر، از روز سوم شهریور 1320 و ماجرای هجوم روس‌ها از شمال شرقی خراسان به ایران و اشغال ایران توسط متفقین آغاز می‌شود و با پایان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به پایان می‌‌رسد. البته در جلدهای میانی این مجموعه واقعه 15 خرداد 1342، فعالیت‌ مبارزاتی گروه‌های اسلامی، تظاهرات مردمی، پیروزی انقلاب اسلامی، خرابکاری های گروهک های ضد انقلاب در کردستان هم به تصویر ‌کشیده می شود.

نویسنده درباره تقسیم حوادث داستانی در جلدهای 14 گانه اثر خود به نکته اشاره کرده که 7 جلد نخست این اثر به جریان حضور روس‌ها در ایران اختصاص دارد و در جلدهای بعدی حادثه 15 خرداد 1342، مبارزات و پیروزی انقلاب اسلامی و چگونگی آغاز و پایان جنگ تحمیلی مد نظر قرار می‌گیرد. 4 جلد آخر این رمان به حوادث جنگ تحمیلی می‌پردازد.

تلاش شده است که در گفت‌و‌گو با او به برخی از شبهه‌های مطرح شده درباره «جاده جنگ» پرداخته شود. متن این گفت‌و‌گو را در ادامه می‌خوانید:

تسنیم: آقای انوری به عنوان سوال اول شما در جایی گفته‌ بودید که ادامه رمان «جاده جنگ» تا 20 جلد خواهد رفت در حالی که حرف از آن ابتدا این بود که این رمان، 10 جلدی خواهد بود و بعد از آن از 14 جلدی شدن رمان خبر داده‌اید. یکی از این آخرین اخبار هم این بود که ادامه رمان «جاده جنگ» در اثری به نام «گذرگاه» خواهد آمد. بالاخره کدام خبر نشان دهنده سرنوشت نهایی این اثر خواهد بود است؟

اثر «جاده جنگ» رو به پایان است و باید گفت که حجم این اثر به شکلی بود که نوشتن بیشتر از این حجم برای آن مناسب نبود. این رمان در برهه‌های زمانی مختلف شکل می‌گیرد. در حقیقت ادامه رمان «جاده جنگ» به فضای جدیدی در شروع انقلاب وارد شده و قصه از 15 خرداد (شروع انقلاب) شروع می‌شود. حال و هوای ادامه رمان در 4 جلد پایانی با 10 جلد اول که بیشتر در سال‌های 1320 تا 1326 و چند برهه تاریخی از سالهای 40 و 41 می‌گذرد، متفاوت است.

فضا در بخش ابتدایی رمان تقریبا خاص بود و فضای جدیدی که ما در آن قرار می‌گیریم، فضای انقلابی است. 15 خرداد نقطه عطفی در انقلاب اسلامی به شمار می‌رود و در واقع ظاهر شدن علنی و مستقیم حضرت امام در صحنه سیاست است. البته ایشان از سال‌های پیش از آن هم فعال بودند اما بعد از جریان انجمن‌های ایالتی و عکس العمل شدید ایشان به کاپیتولاسیون و حادثه 15 خرداد فضای داستان کلا عوض می‌شود. با تبعید حضرت امام و شروع مبارزه گروه‌های مبارز اسلامی و گروه‌های دیگری که بعد‌ها برای انقلاب سنگ انداز شدند، فضای انقلابی به وجود می‌آید. این رمان تا پایان جنگ تحمیلی، ارتحال حضرت امام و آغاز رهبری حضرت آقا را در بر می‌گیرد.

تسنیم: بسیاری معتقدند که هنوز برخی از آثاری که درباره دفاع‌مقدس تولید می‌شود چندان قوی نیستند. البته نباید چشم برروی آثار بسیار شاخص سینمایی و ادبیاتی بست که در بین جامعه ماندگار شده‌اند و هنوز هم خوانده یا دیده‌ می‌شوند. منظور آن است که برخی از آثار فقط تولید می‌شوند و مخاطب و خوانشی را در پی ندارند. بسیاری می‌گویند که آثار تهییجی این خصوصیت‌ها را دارند. اصلا چه ضرورتی داشت که اگر ما می‌دانستیم نمی‌توانیم اثر شایسته‌ای درباره انقلاب و دفاع‌مقدس بنویسیم به سمت قالب داستان و رمان برویم؟

کلا همه انقلاب‌ها این روند را طی کرده‌اند؛ به ویژه انقلاب ما که از کامل‌ترین انقلاب‌ها است. به اعتقاد من همانطور که دین ما کامل‌ترین دین و خاتم ادیان هست، انقلاب ما هم چنین جایگاهی دارد و شاید عنوان انقلاب برای شرح واقعه‌ای که در کشور ما اتفاق افتاد، کافی نباشد. این اتفاق خیلی عظیم‌تر از یک انقلاب بود و به اصطلاح تغییر و تحول دینی و مذهبی به شمار می‌رفت. می‌توان گفت ظهور و بروز اسلام به طور رسمی در مسند حکومتی این‌چنینی اتفاق افتاد. همچنان که امام (ره) فرمودند: «انقلاب ما انفجار نور بود» و واقعا چنین بود. ما دیگر انقلاب‌ها را هم دیدیم و خواندیم، همه آن‌ها سیاسی و اجتماعی است. انقلاب ما یک انقلاب مذهبی بود که برای نخستین بار در سطح جهان اتفاق می‌افتاد و نگرش‌هایی هم که ما خودمان داشتیم و دیگران داشتند مانند خود انقلاب متفاوت بود.

به طور کلی باید گفت انقلاب ما اسمش انقلاب است، اما چیزی فرا‌تر از انقلاب است. درواقع می‌توان گفت انقلاب ما حرکتی که از سقیفه بنی ساعده منحرف شد را به مسیر اصلی باز گرداند و اصلاح کرد. این بسیار مهم‌تر از انقلاب است و دیدیم که مخالفان هم بسیار شدید مخالفت خود را ابراز می‌کردند. مخالفان در داخل و خارج تمام تلاش خود را کردند تا این انقلاب را بر اندازند، اما الحمدالله چون این انقلاب از بالا پشتیبانی می‌شد، همه این دسیسه‌ها خنثی شدند و بعضا این خنثی شدن به شیوه‌ای بود که همه مجبور شدند اعتراف کنند که دست‌هایی فرا‌تر از دست‌های عادی در کار است.

چنین انقلابی می‌طلبید و هنوز هم این طلب را ایجاب می‌کند که تمام لحظاتش ثبت و ضبط و تجزیه و تحلیل شود. اینکه اوایل کار چرا ضعیف بود هم جای بحث دارد، اغلب بچه‌ها جوان بودند، در جبهه‌ها بودند و آنهایی هم که قدیمی و پیش‌کسوت بودند و دستی در نوشتن داشتند، خیلی همراه نشدند. حالا یا به قهر یا هر اتفاق دیگری آستین بالا نزدند. بچه‌ها جوان بودند. کسانی بودند که در جریان 15 خرداد حضرت امام آن‌ها را گهواره نشین خطاب کرد. در واقع بیشتر آن‌ها به سن نوجوانی رسیدند و جبهه‌ها را پر کردند و فرصت هم برای نوشتن نبود. منتهی کار خوبی که انجام گرفت این بود که این خاطره‌ها با‌‌ همان حالت ساده و گزارشی خود روی کاغذ آمد. ما الحمدالله انبوهی از مستندات و خاطره‌ها را داریم. هر چند این مستندات هنوز به طور کامل پیاده نشده‌اند و خیلی‌ها هنوز سینه‌هاشان مملو از خاطرات آن زمان است. چه انقلاب و چه دفاع مقدس. به هر حال این حرکت (نگارش مستندات) چندسالی است که شروع شده و متاسفانه کار خیلی هم خوب پیش نمی‌رود. خیلی کار‌ها قدرتمند نیستند. بعضا آثار خیلی خوب یا نسبتا خوب ظاهر شدند، مثلا کتاب «دا» که مدتی پیش شنیدم بعد از چند سال ترجمه شده و ظاهرا اسم نویسنده را هم از آن حذف کرده‌اند. همین که یک اثر ما که گوشه‌ای از هزاران اتفاق است به یمن و مدد چند نفر که احساس مسئولیت می‌کردند و در وقایع نگاری توانمند شده بودند، خوب درخشید جای شکر دارد. چند اثر دیگر هم به نسبت خوب درخشیدند. از این به بعد هم باید گروه‌های دیگری به میدان بیایند و این لحظات را خیلی حرفه‌ای و حساب شده، در قالب رمان، داستان و خاطره ثبت و ضبط کنند.

تسنیم: بسیاری هستند که خاطرات خود را ننوشته یا حتی بیان نمی‌کنند. خاطرات و اتفاقاتی که می‌تواند مبنای تولیدات ارزشمندی در آینده باشد. چرا آنها برخلاف توصیه بزرگان نظام، به این مسئله اعتقادی ندارند؟

با این مسئله به دو گونه می‌توان برخورد کرد اول آنکه می‌گویند نمی‌خواهند ریا بوجود آید. یعنی گروهی از سر تواضع درباره خاطرات خود حرف نمی‌زنند. اکنون در برهه‌ای هستیم که به اعتقاد من چنین ملاحظات اخلاقی و مذهبی ضمن اینکه بسیار هم خوب است، نیاز نیست. چون در واقع انقلاب ما هم یک انقلاب اخلاقی بود. رعایت موازین اخلاقی در آن بسیار مهم بود. اما باید اهم و مهم کرد. اگر با این ملاحظات است که خاطرات گفته نمی‌شود؛ برادران باید بدانند که روایت این خاطرات مهم‌تر است. چون در سالهای بعد که خیلی هم دور نیست؛ به جبر زمان، نسل اول و دوم انقلاب دیگر نخواهند بود. این اطلاعات باید باشد تا نسل بعدی ما دچار اشکال نشود و دشمنان انقلاب ما که کم نیستند و بیشتر هم خواهند شد نتوانند تاریخ ما را شبه‌دار بدانند.

برای یک نویسنده کاغذ و قلم کافیست؛ تهمیدات پیش‌کش

تسنیم: برخی می‌گویند به ما اجازه نوشتن نمی‌دهند؛ نظر شما در مورد این مسئله چیست؟

من خیلی این گفته را قبول ندارم و به اعتقاد من اینها یکی از صحبت‌هایی است که بی‌مورد طرح می‌شود. برای یک نویسنده یک کاغذ و قلم کافی است. فیلمسازی نیست که بگوییم امکانات و تمهیداتی نیست. گیریم این‌ها باید می‌نوشتند، اما تا امروز از آنها چیزی ندیدیم. همانطور که بسیاری هستند که هرآنچه می‌خواهند را نوشته و منتشر می‌کنند. به اعتقاد من این‌ها بیشتر بهانه است. چه کسی کتابی نوشته که منتشر نشده؟ بر فرض هم که ما به این مسئله قائل باشیم که نیستیم و تا به حال هم نبوده، اصلا امکان عملی اینکه قلم و کاغذ را از نویسنده‌ای بگیرند، وجود ندارد. بسیاری حرف‌ها و توهین‌های خود را گفتند، آن طرف آب هم فعالیت کردند، اما ما نوشته‌ای بزرگ و سترگی از آن‌ها ندیدم که نشان بدهد این‌ها هنرمند بودند و هنرشان سانسور شد. به عنوان نمونه‌‌ همان آقایانی که از ایران مهاجرت کردند، کدام یک اثر جهانی ارزشمند را تولید کردند؟ کدام یک درخشیدند؟

خط قرمزها در همه جا وجود دارد و از کسانی که بداخلاقی می‌کنند یک اثر مخالف خوب ندیدم

آنجا که می‌گویند فضا آزاد است. بیایید منصفانه نگاه کنیم، خط قرمز‌ها را همه دارند. در یک خانواده همه مسائلی که مطرح می‌شود لازم است به بیرون درز کند؟ واقعا اینچنین نیست. این به خاطر خفقان هم نیست، خود غربی‌ها هم از این قاعده پیروی می‌کنند. غربی‌هایی که برای حقوق بشر یقه پاره می‌کنند، وقتی پای منافعشان در میان باشد، در روز روشن فرقه داوودیه را می‌سوزانند. همان‌هایی که آزادی بیان و مذهب دارند. عرض من این است که خط قرمز‌ها همه جا وجود دارد اما در اساس و جنس خط قرمز ما با آن‌ها هم تفاوت است.

رمان توسط افراد متوسطی به ایران آمده است

تسنیم: جنگ‌ها بعد از مدتی به یک واقعه تاریخی انسانی در اذهان مردم تبدیل می‌شود و انسان‌ها آرام آرام به شکل یک پدیده اجتماعی به آن نظر می‌کنند. این در آثار سینمایی دفاع مقدس ما هم متبلور شده است، ادبیات و رمان ما تا چه حد تلاش کرده خود را به این مسئله نزدیک کند؟

واقعیت این است که ما در حوزه هنر و ادبیات مشکل داریم، عرض کردم شکل جدید هنر و رمان و داستان که حالا غولی شده، در کشور ما خیلی خوب رشد نکرده و یا حالت جنینی دارد و یا به شکل بچه معلولی متولد شده است. حضرت آقا فرمایش خیلی خوبی دارند، می‌فرمایند: «روشنفکری در ایران بیمار متولد شده و باقی مانده است»؛ من این حقیقت را با تمام وجودم می‌پذیرم. از عمر رمان در ایران خیلی نمی‌گذرد؛ عمر آن 70 یا 80 سال و خاستگاه آن هم غرب است.  آنهایی که این کالا را به کشور وارد کردند و نمونه سازی کردند، به اعتقاد من خیلی قوی نبودند و متاسفانه این عدم قدرت و قوت باعث شد که این اتفاق به‌‌ همان شکل به نسل‌های بعدی سرایت کند. ما نویسنده‌ای به توانایی تولستوی و ارنست همینگوی نداشتیم. این نقل و انتقال توسط افراد متوسطی صورت گرفت.

چه پیش از انقلاب و چه پس از انقلاب که متاثر از قبل از انقلاب است، به تازگی تحرکاتی شروع شده که به نظر من خیلی کم جان و کم توان است. ما در این زمینه ضعف داریم و متاسفانه هیچ امیدی هم نیست، هیچ نویدی پیش بینی نمی‌شود که به این زودی‌ها بتوانیم این ضعف را برطرف کنیم. حالا انشاالله عده‌ای از جوان‌ها این ضرورت را احساس کنند و بتوانند این ضعف را که واقعا به ما صدمه هم وارد می‌کند، بر طرف کنند. من به ندرت دیدم که کسی توجه خاصی به این مسئله بکند و شاید بخشی از مشکلات ما ناشی از همین بی‌توجهی است. شاید این مسئله خیلی مهم بوده که ما کسانی را که با قوت و توان کافی به این مسئله بپردازند نداشتیم و کما اینکه اکنون هم نداریم. روز به روز افت هم می‌کنیم. 

هالیوود استعداد‌ها را از نقاط مختلف دنیا جذب می‌کند. لازمه تغییر وضعیت کنونی این است که یک جور چرخه اقتصادی وجود داشته باشد که هنرمند بتواند زندگی خود را تامین کند و مجبور نباشد بخشی از کار خود را به کاری جز کار نوشتن بدهد. چون 24 ساعت هم برای کار نوشتن کافی نیست، حرفه نویسندگی بسیار وقت گیر است و مستلزم این است که کار دیگری نداشته باشد. خوب وقتی شرایط چنین است و عرصه خالی است و از نظر اقتصادی و مالی مشکل داریم و هنرمند نمی‌تواند کار در خوری تولید کند، فروش خوبی هم نخواهد داشت.

رمان‌های ما بیشتر انشاء شعارزدگی دارند و در آن نرمی، روانی و فخیم‌بودن نمی‌بینیم

تسنیم: انقلاب ما درون مایه دینی داشت، چرا با گذشت 35 سال از انقلاب هنوز نتوانستیم به سمت رمان دینی برویم؟ موانع چه بوده؟

به اعتقاد من مانعی نبوده، اگر دقت کنید همه نوشته‌های ما به نوعی مذهبی هستند، آنقدر که به شعارزدگی متهم می‌شوند. اما عرض کردم ما ضعف هنری و نوشتاری داریم، این از قبل وجود داشته و هنوز هم هست. تا این ضعف برطرف نشود ما اگر رویکردی هم داشته باشیم، اقبالی نخواهیم داشت. به ویژه درباره مسائلی دینی که هم اطلاعات خاصی می‌خواهند و هم به قدرت تجزیه و تحلیل و توان بالای نویسنده نیاز دارند.

نوشتن از ائمه بسیار دشوار است، به عنوان مثال خود من برای نگارش رمان امام حسین (ع) احساس نیاز می‌کنم که همه مطالب و مستندات موجود از نویسندگان مسلمان و غیر مسلمان را مطالعه کنم. علاوه بر همه تحقیقات نوع نوشتن هم بسیار مهم است. ما در نوع نگارش بسیار ضعیف هستیم.رمان‌های ما بیشتر انشاء شعارزدگی دارند و ما در آن نرمی، روانی و فخیم بودن را نمی‌بینیم. وقتی هم روان و رئال می‌نویسیم بیشتر ساده و مبتذل می‌شود. اگر هم بخواهیم خیلی خوب بنویسیم، می‌شود انشا و قطعه ادبی. اینکه به اثری برسیم که هم روان باشد و هم در آن جملات فاخر آمده باشد سهل ممتنعی است که بسیار مشکل است. تا امروز هم من ندیدم کار شده باشد اما انشاالله انجام بشود.

متاسفانه کار دوم یا سوم برخی نویسندگی است

تسنیم: اگر بخواهید راهکار بدهید تا اینکه بتوانیم حداقل در آینده شاهد آثار شگرفی باشیم، چه پیشنهاداتی می‌دهید؟

لازم است که چند کار مهم انجام بدهیم، نخست اصلاح شیوه نگارشی است. من خودم مبنای کارم را ادبیات کلاسیک انتخاب کردم، دیدم این‌ها بهترین و فاخر‌ترین نوع نگارش را دارند. بعد مسائل بعدی مثل شخصیت‌شناسی و شخصیت‌پردازی اهمیت پیدا می‌کنند، در اغلب موارد شخصیت‌های قصه ما یک بعدی و دو بعدی هستند. عمق ندارند و قابل انعطاف نیستند. بیشتر شبیه یک عکس هستند و ما تصویر خوب و گویایی از اعماق قهرمان‌هایمان نمی‌بینیم.

نویسندگی کار دوم یا سوم بعضی نوسنده‌هاست

باید تلاش کنیم تا کارمان قابل عرضه باشد. یکی از مشکلات مهم ما در حوزه ادبیات این است که ما وارد کننده هستیم و ادبیاتمان خروجی ندارد. آنهایی هم که دارد بعضا به دلیل مسائل سیاسی است.  قوت کار ما جهانی نیست اما باید بیش از آنچه هست، تلاش کنیم. متاسفانه امروز آنهایی هم که به این کار می‌پردازند نویسندگی کار دوم یا سوم آنهاست و این اتفاق به ادبیات ضربه می‌زند. در حالی که من از ساعت 5 تا 11 شب پشت میز تحریر می‌نشینم و باز وقت کم می‌آورم و دستم به جایی بند نیست. واقعا احساس ضعف شدید می‌کنم. حالا آنهایی که از سر تفنن می‌نویسند کار به درد بخوری نمی‌توانند ارائه کنند. با پاره وقت کار کردن محصول خوبی بیرون نمی‌آید.

ما  تقریبا اثری برای عرضه جهانی نداریم. در حالی که منابع و معادن بسیار غنی در حوزه ادبیات داستانی و سینمایی داریم که بکر و دست نخوره باقی مانده است. امروز هم هالیوود به نظر من قوی است که آن‌ها هم کفگیرشان به ته دیگ خورده و شروع به بافتن و ساختن منتهی با استفاده از جلوه‌های ویژه کرده‌اند. یعنی اگر جلوه‌های ویژه را از آنها بگیرید، چیزی برایشان باقی نمی‌ماند و همه مسائل در باب جادوگری و... در نازل‌ترین شکل ممکن است. آن‌ها هم افت کردند، به نظر من آثار خوب و فاخر دهه‌های 30 به بعد که ابتذال در آن کمتر بود، دیگر خلق نشدند. الان به سمت هیجانات کاذب و شیرینی‌های زود گذر و فرومایه و جنایت رفته‌اند. ما در کشورمان منابع قوی داریم که نمی‌توانیم از آن‌ها استفاده کنیم. اگر هم استفاده کنیم آن را با بیل ناقص می‌کنیم.

 ما خودمان حسین کرد را داشتیم، سمک عیار را داشتیم، اما خوب در حد وسیع نبوده است. جمال‌زاده از کسانی بود که رمان را به ما منتقل کرد، زمان خیلی زیادی از رمان نمی‌گذرد. باید به این استاندارد‌ها برسیم و درک کنیم که چه چیزی رمان را خواندنی و خواستنی می‌کند.‌گاه دیده شده که یک رمان خارجی مانند هری‌پاتر با اقبال عمومی مردم مواجه شد، در حالی که کاری بی‌مایه و بی‌ارزش است. در این رمان جادوگری خیلی مبتذل شکل گرفته است، اما بسیاری از مخاطبان را درگیر کرد. شب‌ها مردم پشت کتاب فروشی می‌خوابیدند تا این کتاب را بخرند. این رمان هری‌پاتر چرت و پرت و دروغ بود. اما یک نکته مهم داشت و آن اینکه جذاب بود! یعنی بشدت برروی مخاطب تاثیر می‌گذاشت. نویسنده آن تخیل بسیار نیرومندی داشت و تمام قسمت‌های آن هم به فیلم تبدیل شد.

عنصر تعلیق و جذابیت در همه حوزه‌ها مشترک است. فرض کنید من روزی سوار تاکسی می‌شوم می‌روم مدرسه، دانشگاه، خرید می‌کنم و بر می‌گردم، خوب این کاری حلال و مشروع است، حالا من اگر این اتفاق را برای شما دو سه بار تعریف کنم، تحمل می‌کنید، اما بیش از آن از حوصله شما خارج است. چون چیزی ندارد که شما را جذب کند و تکرارش شما را خسته می‌کند. قصه رمان هم همین است. ممکن است همه اجزایش درست باشد اما جذابیت نداشته باشد، پس کسی آن را قبول نمی‌کند.

تسنیم: شما از رمان هری‌پاتر گفتید؛ خودتان گفتید که عنصر جذابیت این رمان بشدت بالاست. آیا اثر شما هم این قابلیت و جذابیت را دارد؟

من خودم رمان چند جلدی را با اشتیاق خواندم و رمان‌های تک جلدی را تا 10 سال هم بوده که مطالعه نکردم. این حرف، صحبت و سوال قبلا هم وجود داشته و برای خودم هم مطرح بود. اما بعد از انتشار همان رمانی انگلیسی هری‌پاتر که چه بسا اگر در 50 جلد هم نوشته می‌شد، باز هم مخاطب داشت، به این یقین رسیدم که اگر رمان جذاب نوشته بشود، همه می‌خوانند هر چند 10ها جلد باشد.

دوستانی که این رمان را خواندند و حتی کسانی که آن را تایپ می‌کنند، می‌گویند ما خسته نمی‌شویم. فرض کنید 11 جلد رمان، هر کدام 600 صفحه، خیلی طولانی است و هر کسی که خوانده نسخه‌های بعدی را گرفتند و تا نسخه 11 کتاب را خوانده‌اند. البته انتشار این کتاب به اعتقاد من چندان خوب نبوده و برای من هنوز جلد 6 نیامده است. مثلا در مشهد به طور رسمی نیامده و رونمایی نشده است. این مسائل هم وجود دارد و من سررشته‌ای هم ندارم که نشر خوب چیست، فقط بلد هستم بنویسم.

انتهای پیام/

پربیننده‌ترین اخبار فرهنگی
اخبار روز فرهنگی
آخرین خبرهای روز
تبلیغات
رازی
مادیران
شهر خبر
fownix
غار علیصدر
پاکسان
بانک صادرات
طبیعت
میهن
گوشتیران
triboon
مدیران
تبلیغات