«عبور از مه» مناسب افتتاحیه نبود
خبرگزاری تسنیم: «عبور از مه» نمایشی فاقد کشش است. ما را با خود همراه نمیکند. اتفاقات و بخصوص خاطره عبور از مه شخصیت الیاس به شدت الصاقی است که در ادامه در یک بخش نهایی همه چیز روی دایره ریخته میشود.
خبرگزاری تسنیم - احسان زیورعالم
مرد جوانی با ادعای دروغین دفن امامزاده دوقلو در زمینهایش، آنها را به قیمت گزاف میفروشد. زمانی که شهرداری متوجه این دورغ میشود با وجود استقبال مردم، بساط امامزاده برچیده میشود و مرد جوان در پی جوسازی است. در حین تهیه فیلمی درباره خرافهپرستی مردم منطقه با مردی روستایی برمیخورد که از امامزاده ساختگی شفا گرفته است.
***
این خلاصه داستان نمایش «عبور از مه» است، نمایشی که در افتتاحیه رپرتوار ماه تئاتر استانها روی صحنه رفت تا باب جدیدی در فضای تئاتر آماتوری کشور گشوده شود. لفظ آماتوری بر این رویداد ناشی از تجربه تماشای آثاری است که در این مدت در جشنوارههای مختلفی از این دست روی صحنه رفتهاند. آماتوربودگی این آثار از متن تا اجرا هویداست. البته آماتور بودن دال بر ضعف نیست. بخش عمدهای از این آثار محصول نیروی جوان تئاتر است. لیکن دو نکته اساسی در کلیت این آثار دیده میشود: 1- ضعف در آموزش دیدن و 2- اصرار به اجرای نوعی تئاتر که اتیکت داورپسند بدان الصاق شده است.
در «عبور از مه» داستان از نوعی انحراف دینی سخن میگوید. شخصیت اصلی از هر جهت منفی است. کلاهبردار است، زنباره است، دروغگو است، دیگران را مسخره میکند، یک روستایی را استثمار میکند و حتی فیلمبردار بودنش به سبب رفتار گناهآلودش است. برای مثال تمایل به فیلمبرداری مجالس مختلط دارد. در آن سو شخصیت قدرت، روستایی پاکدل آن قدر سفید است که حتی مرگ جنینش هم او را از ایمانش جدا نکرده است. نمازش را سروقت میخواند و همواره مهرش را با خود حمل میکند.
تصویر این دو شخصیت اگرچه در قالبی امروزی درآمده است؛ اما همان شخصیتهای سی و اندی سال پیش هستند که یکی زمانی، طاغوت بود و دیگری زحمتکش. انگار قرار نیست وجوه دیگری از شخصیتپردازی عیان شود. در یک نمایشنامه قابل قبول امروزی این همه بد بودن برای تبدیل شدن به بدمن داستان نیاز نیست. اثر با این همه نشانههای تاکیدی بدون پرداخت درست و البته مابهازای رفتاری، سعی بر باورپذیر بودن دارد و نتیجه اسفناک است. در مواجهه با شخصیت الیاس مخاطب حس میکند این پسر جوان کمی شیطنت دارد؛ چون رفتارش در چارچوب امروز سنجیده میشود.
نمایش در حالی که 30دقیقه از زمانش میگذرد - با توجه به زمان نمایشی 50 دقیقهاش - کماکان کشمکش میان دو شخصیj را دنبال میکند و جالب آنکه این تنازع قرار نیست به تغییر یکی از طرفین تبدیل شود تا اینکه به طرفه العینی همه چیز عوض میشود. نمایش با تحول یک باره شخصیت منفی مواجه میشود.
نویسنده به سبب فقدان مصالح لازم داستانگویی به روش قطرهچکانی اطلاعات را در پیش گرفته است؛ لیکن هیچ اطلاعاتی وجود ندارد و مدام چند چیز تکرار میشود. از همین رو است که تحول نه براساس یک مسیر که در یک نقطه رخ میدهد و جالب آنکه در یک نقطه تحول دوم رخ میدهد و تحول نهایی نیز در یک نقطه باز اتفاق میافتد.
ضعف دیگر نمایش فاصله بسیار زیاد و تصنعی میان دو شخصیت است. برای الیاس، قدرت موجودی ماورایی است. بخصوص که از لفظ «باور میکنی نماز میخونه» حرف میزند. این تنها یک دیالوگ بیمعنا است بر چیزی که اگر هم وجود داشته باشد مصادیقش در این اثر ارائه نمیشود. وجود دوربین قدیمی و تلویزیون کاتدی ما را به گذشتهای میبرد که صد در صد به زعم سازنده اثر تعداد نمازخوانان جامعه بیشتر بوده است.
باید گفت «عبور از مه» نمایشی فاقد کشش است. ما را با خود همراه نمیکند. اتفاقات و بخصوص خاطره عبور از مه شخصیت الیاس به شدت الصاقی است که در ادامه در یک بخش نهایی همه چیز روی دایره ریخته میشود و الیاس اعترافاتی میکند که از ابتدا تا انتها چیزی از آن گفته نشده بود. مشخص نمیشود آن همه اطلاعات ناقض به چه کاری میآمده است.
«عبور از مه» نمایشی مناسب برای یک افتتاحیه نیست.
انتهای پیام/