گرجی‌زاده: ممتازترین ویژگی علی هاشمی گمنام‌بودنش بود


خبرگزاری تسنیم: مراسم یادواره شهید علی هاشمی با حضور همرزمانش برگزار شد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم یادواره شهید علی هاشمی با حضور سردار گرجی‌زاده، سردار بیگدلی، سردار شهبازی، رحیم صفوی، همرزمان و رزمندگان 8 سال دفاع مقدس عصر دیروز در حوزه هنری برگزار شد.

سردار گرجی‌زاده در این مراسم گفت: معمولا صحبت از شهید و شهدا سخت است. یعنی این موضوع انتساب امر خداوند و یک صفت خدایی است چرا که اولین نفری که از شهید تعریف کرده و به او جایی در نزد خدا داده است خود خداوند است. خصوصیت ممتاز شهید علی هاشمی گمنام بودن ایشان بود. امروزه مصادیق چنین افرادی کم پیدا می‌شود.

وی ادامه داد: 31 شهریور 59 تاریخ آغاز جنگ برای تاریخ و کتاب‌هاست و برای ما جنگ از یک سال قبل شروع شده بود و در مناطق جنگی شهید داده بودیم. ما در مرداد 59 در پاسگاه خیم در خرمشهر شهید داشته‌ایم.

گرجی‌زاده به بیان شخصیت شهید علی هاشمی پرداخت و گفت: کسی که گمنام است خیلی از فضائلش پنهان است. شاید آدم بی‌تفوایی پیدا شود و بگوید او چه کرده است و یا فردی پیدا شود که در مورد ایشان ابهاماتی را بیان کند اما به دلیل غفلت او می‌باشد. خاطرم است که تا سال 82 همه متفق‌القول بودند که اسمی از ایشان نیاورند چرا که ممکن بود ایشان در زندان‌های عراق باشد حتی خود من هم که اسیر شدم هیچ چیز نمی‌توانستم بگویم. خاطرم هست که عراقی‌ها به من دروغ گفتند و گفتند که علی هاشمی اسیر شده است و همه چیز را گفته است. من نیز در جواب آنها گفتم که بعید است او چیزی بگوید. او بیان داشت هیچ کس علی هاشمی را به این متهم نکرده که چه بوده و چه شده است اگر هم کسی این حرف را زده است به خاطر جهلش بوده است. او هیچ‌گاه در طول جنگ دنبال مصاحبه نبوده و خود را مهم جلوه نداد در حالیکه مهمترین نقش را داشت.

وی سپس بیان داشت: خاطرم است سال 69 که از اسارت آزاد شدم خانواده ایشان گفتند که از علی خبر داری؟ تنها جوابی که می‌شد داد این بود که نمی‌دانم. چرا که ممکن است او اسیر باشد و اگر هویت او در زندان‌های عراق فاش می‌شد عراقی‌ها او را به شدت شکنجه می‌دادند چرا که خسارت‌های جبران‌ناپذیری به عراقی‌ها زده بود. من در یک مصاحبه گفتم که او در 17 سالگی بچه انقلاب، 19 سالگی فرمانده، 25 سالگی فرمانده، 27 سالگی شهید و در 49 سالگی برگشت به وطن داشت. من 49 سالگی او را جشن تولد او نامگذاری می‌کنم چرا که ما توانستیم در مورد او حرف بزنیم و محسن رضایی توانست بگوید که او فرمانده قرارگاه سری نصرت بود. به همین دلیل در مورد شهادت او هم ابهام وجود دارد و نمی‌توان دقیق حرف زد. البته من این افتخار را داشتم که تا لحظه آخر کنار ایشان بودم و یک فرمانده را در خطرناک‌ترین لحظه عمرش دیدم. در حالیکه بوهای مختلفی از مواد شیمیایی و تیر خمپاره در منطقه بود او بسیار آرام بود و استرس نداشت.

گرجی‌زاده در پایان سخنانش به بیان خاطره‌ای از این شهید پرداخت و گفت: در دنیایی که خیلی‌ها نظامی‌ها را به عنوان خشن می‌شناسند همه بچه‌های جبهه وجنگ مظهر انسانیت بودند هیچ‌گاه ندیدم کسی از دیدن جنازه یک عراقی خوشحال شود و البته خاطرم است در یک جایی یک جوانی به یک جنازه عراقی پا زد اما همه به او واکنش نشان دادند که چرا به جنازه او بی‌احترامی می‌کنی. در همین راستا خاطرم هست که در قرارگاه بودیم و همه رفته بودند چند ماشین بعلاوه یک آمبولانس داشتیم. خاطرم است که 2 اسیر از گارد ریاست جمهوری عراق را به قرارگاه آورده بودند در حالیکه زخمی بودند. علی هاشمی دستور داد که آنها را عقب برده و مداوا کنند و آن دو که دشمن ما بودند با آمبولانس عقب رفته و ما حتی خودمان بدون ماشین امدادی باقی ماندیم. علی هاشمی اگر چه عرب بود اما از همه قبیله‌ای دوست داشت. از مشهد و نیشابور تا شیراز و فسا در کنار او بودند. بهترین دوستانش نیز خوزستانی‌های ایرانی بودند در حالیکه او عرب بود.

انتهای پیام/