حسن عباسی: دشمن، «سکتاریسم» را اساس نابودی اسلام گرفته است

رئیس اندیشکده یقین درباره جایگاه راهپیمایی اربعین اظهار داشت: در بحث امت‌سازی، جایگاه راهپیمایی اربعین و قبل از آن، جایگاه مناسک عاشورا را باید در مبحث ملت‌سازی یا امت‌سازی ببینیم.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، حسن عباسی در نشست تخصصیِ «نظام اربعین در حرکت بسوی جامعه آرمانی» در مسجد مقدس جمکران جریان راهپیمایی اربعین را از دو بُعد استراتژیک و تاریخی مورد بررسی قرار داد و تصریح داشت:  اگر بخواهیم موضوع اربعین و ساز و کارهای مربوطه‌اش را از منظر مباحث استراتژیک ارزیابی کنیم، تعدادی پیش‌زمینه دارد که یکی از آنها محیط‌شناسی مسأله اربعین و راهپیمایی اربعین است، یعنی آن چیزی که از لحاظ شرایط محیطی شکل می‎گیرد قابل بررسی است.

وی در این باره گفت: سال گذشته اتفاق نامبارکی افتاد که در پی آن داعش به منطقه دیرالزور سرازیر شد و به سمت موصل و تا پشت دروازه‌های بغداد آمد و همان طور که حیدر العبادی نیز دو سه بار مطرح کرد، اگر جمهوری اسلامی 48 ساعت دیرتر واکنش نشان داده بود،‌ حتماً بغداد و سامرا و کاظمین سقوط می‌کرد.

عباسی افزود: یکی از آماج‌های اصلی رژیم صهیونیستی از منطقه حله تا پشت ناصریه و از نجف و محدودۀ کربلاست که این منطقه برای یهود جایگاه ویژه‌ای دارد. اگر ماشین تخریب اسرائیل یعنی داعش به بغداد می‌رسید و از آنجا به سمت حله می‌آمد، کار بسیار دشوار می‌شد که عنایت حضرت حجت (ع) شامل تشیع شد و خداوند توفیق داد تا نیروهای نظامی ایران بتوانند وضعیت را کنترل کنند.

وی با اشاره به اینکه یکی از اقدامات خنثی‌کننده داعش، راهپیمایی اربعین پارسال بود گفت: ماجرای اربعین بعد از آن پنج شش ماهی بود که روبروی داعشی‌ها مقاومت شده بود و از برخی شهرها آنها را بیرون کرده بودند. مسأله‌ای که اتفاق افتاد، این بود که راهپیمایی اربعین به عنوان عامل بازدارنده توانست این خطر دشمن را تا حدود زیادی خنثی کند.

رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال امنیت بدون مرز، درباره طرح توطئه اختلافات مذهبی دشمن و  جریان داعش اظهار داشت: این توطئه دشمن که همزمان در تیرماه آغاز شد، یک پایۀ نظری دارد که نظریۀ آقای ریچارد هاتس، رئیس شورای روابط خارجۀ آمریکا است. هاتس طی مقاله‌ای که تیرماه سال گذشته ارائه داد، طرحش این بود که یک جنگ جدید مذهبی 30 ساله در منطقۀ اسلامی شروع می‌شود. طرح توطئه‌ای که متوجه جهان اسلام است و توسط هاتس فاش شده، مسألۀ شکل‌گیری جنگ 30 ساله‌ای است که شعارشان «بگذار مسلمان با مسلمان بجنگد» است.

عباسی با اشاره به اینکه مسأله داعش نشأت گرفته از نظریه هاتس است تأکید داشت:  طرح دشمن این است که باید اسلام را از جهت سخت‌افزاری و نرم‌افزاری ویران کرد و سرزمین سوخته به وجود آورد، پس حرکت داعش بر این مبناست. این ائتلاف‌هایی که در سوریه و جاهای دیگر برای نابودی داعش صورت می‌گیرد، همگی شعار است و هیچ اتفاق خاصی رخ نمی‌دهد. حال ما با توجه به آن نقشه‌ سی‌ساله‌ای که دشمن به صورت آگاهانه و هشیارانه طراحی کرده، با تهدیداتی مواجه هستیم.

وی درباره قدرت تحلیل دشمن از نحله‌ها و تفکرات اسلامی اذعان داشت:  مطالعات کلامی که دشمنان در تاریخ اسلام انجام دادند، حیرت‌انگیز است. کاملاً نحله‌های مختلف کلامی را می‌شناسند، اختلافات‌شان را می‌دانند و در واقع با یک آگاهی و شناخت عمیقی از اختلافات بین مسلمانان پیشروی می‌کنند، بنابراین ما با دشمن آگاهی روبرو هستیم.

عباسی افزود: حال دشمنان با توجه به اختلافات فقهی و کلامی خواستند اختلاف بین مسلمانان را دامن بزنند که به آن سکتاریسم یا فرقه‌گرایی می‌گویند. آنها اساس نابودی اسلام را فرقه‌گرایی گرفتند که متأسفانه برخی در اهل سنت و شیعه به این جریان دامن می‌زنند، طوری که یک بخش آن در مظاهر تاسوعا و عاشورا و مراسم عزاداری و بخش دیگر آن در ماجرای راهپیمایی اربعین رقم می‌خورد.

رئیس اندیشکده یقین با توجه به اینکه جایگاه استراتژیک جریان اربعین، ظرفیتی جهت امت‌سازی است، توضیح داد: نکته اصلی مبحث، جامعه‌سازی است. در تفکر استراتژیک جامعه یک هرم است که چهارتا لایه دارد. لایه بالا دولت‌چینی، لایه دوم نظام‌سازی یا چینش ساختمان نظام و لایه سوم ملت‌سازی می‌شود که ما در نگاه امام (ره) و رهبر انقلاب از امت‌سازی استفاده می‌کنیم. اما لایه چهارم نیز مِلک است. هر زمین یا مُلکی، بر روی مِلکی قرار دارد. این چهارتا را در نسبت هم دیدن جامعه‌سازی نامیده می‌شود.

عباسی افزود: بنابراین وقتی می‌خواهیم جامعه‌ای ایجاد کنیم، این چهار رکن را باید با همدیگر مدنظر داشته باشیم. هر کدام از ارکان چهارگانه به تنهایی امکان تحقق ندارد. امروز در جهان اسلام جامعه به معنای اخص کلمه نداریم. یعنی ما اکنون در جهان اسلام چیزی نداریم که ملت‌چینی، دولت‌چینی، نظام‌چینی و ملک‌چینی آن کامل باشد،‌ تنها کشوری که بیرون از تمدن غرب تا الان قدرت جامعه‌سازی پیدا کرده، ایران است.

وی اظهار داشت:‌ حال مقوله راهپیمایی اربعین، یکی از مظاهر اصلی ملت‌چینی است. در بحث امت‌سازی، جایگاه راهپیمایی اربعین و قبل از آن، جایگاه مناسک تاسوعا و عاشورا را باید در مبحث ملت‌سازی یا امت‌سازی ببینیم. این تظاهر عمومی بخشی از مظاهر اصلی امت‌سازی است.

عباسی افزود: اینکه امام (ره) فرمودند «این محرم و صفر هست که اسلام را زنده نگه داشته»، از چند وجه قابل بررسی است. یک وجه آن انتقال روح حماسی است و یک وجه معرفتی آن همین تظاهر و نمایش نیروی عمومی است که عظیم‌ترین تجمع بشری است. اگر قرار باشد یک حرکت عظیم انقلابی برای تشکیل امت واحده شکل بگیرد، ارکان ملت‌سازی ماجرای اربعین نیاز است بررسی شود و باید برای آن برنامه داشت.

عباسی ضمن هشدار درباره فقدان زیرساخت‌های مناسب برای راهپیمایی اربعین، تأکید کرد:  آن حالت حرکت عمومی که در قالب آنچه در سال‌های اخیر در کشور عراق شکل گرفته و یک راهپیمایی چند ده کیلومتری را مردم صورت می‌دهند، بدون وجود زیرساخت‌های اصلی است. اکنون مشکل حمل و نقل، مشکل اسکان، مشکل بهداشت و درمان و ... در آینده آسیب‌هایی را ایجاد می‌کند که می‌تواند به این حرکت لطمه بزند.

وی درباره راهکار عملی برطرف کردن این تهدیدات خاطرنشان کرد: برای نهادینه کردن این حرکت عظیم، یک سری اقدامات زیرساختیِ سخت‌افزاری و نرم‌افزاری نیاز داریم، منتها نه مثل آنچه که در شهر مقدس مشهد رقم خورد؛ یعنی آن قدر هتل‌های آنچنانی و مظاهر دنیایی در شهر مشهد و اطراف حرم مطهر ایجاد شده که دارد روی وجهه زیارتی، عبادی و معرفتی امام رضا (ع) سایه می‌اندازد. پس باید مراقبت کنیم اقدامات سخت‌افزاری‌مان در راهپیمایی اربعین ما را دچار این مظاهر دنیایی نکند.

رئیس اندیشکده یقین درباره استفاده از فرصت جریان راهپیمایی اربعین در بخش نرم‌افزاری تأکید داشت: در مرحله نرم‌افزاری، حتماً نیاز هست تعدادی از پایان‌نامه‌های دانشجویی را به سمت نظام‌سازی اربعین سوق دهیم و این بخش را تقویت کنیم تا تبدیل به یک ادبیات پایه‌ای شود روبروی ادبیات دولت‌سازی، ملت‌سازی و نظام‌سازی که غربی‌ها مطرح می‌کنند.

عباسی درباره بررسی بُعد تاریخی جریان اربعین اظهار داشت: امروز آنچه که در منطقه رخ می‌دهد، ادامه همان حرکتی است که از درون اسلام شکل گرفت. مثلاً‌ معاویه و یزید امیرمؤمنان شدند. پس باطل نفوذ کرد و به رنگ اسلام در‌ آمد که به آن نفاق می‌گویند. مهم‌ترین آسیب‌پذیری ما تا به حال این بوده که همیشه اهل باطل به رنگ حق در آمدند و نفوذ کردند و به رنگ خودی‌ها در آمدند و از صدر اسلام تا به حال این ماجرا ادامه داشته است.

وی افزود: پس مسأله جنگی که اکنون وجود دارد، جنگ ناتمامی است که اهل باطل درون جبهه حق آمدند و مظاهر آن را استفاده و مصادره کرده‌اند و روبری حق ایستادند. همین جریانات الان خودشان را خلیفه محسوب می‌کنند. داعشی‌ها الان می‌آیند بحث خلافت، شعار الله اکبر و لا اله الا الله را مصادره می‌کنند. این پدیده یک جنگ ناتمامی است که 1400 سال استمرار داشته و یک روز هم توقف نداشته است.

عباسی اذعان داشت: بنابراین این جنگ حق و باطل که در سپاه اسلام شکل گرفته، از همان دوران مخالفت مشرکین مکه آغاز شد و بعد تا تقابلی که در بدر و احد و خندق و صفین و کربلا شکل گرفت استمرار داشت و تا به امروز ادامه دارد. حال اربعینی که به مناسبت ماجرای کربلا رقم می‌خورد، نیاز به یک نگاه تاریخی دارد که این نگاه تاریخی باید در بستر این جنگ ناتمام دیده شود. به این معنا که یک جنگی صدر اسلام شروع شد که نتوانستیم آن را تمام کنیم. به دوران حضرت علی (ع) ورود کرد، ضرباتی به ما زد که نتوانستیم آن را خنثی کنیم و در دوران امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) نیز اینطور بود.

وی افزود: پس در واقع ما با پدیده‌ای روبرو هستیم که در مسیر تاریخ نتوانستیم جلوی این تهدید و استمرار آن را بگیریم و احتمالاً این تقابل تا دوران ظهور هم ادامه خواهد داشت. حال اهمیت جریان اربعین این است توسط این جریان می‌توانیم جلوی این تهدید ریشه‌دار را بگیریم و راه نفوذ و ساز و کارهای نفوذ را خنثی کنیم و اگر این تهدید را از اسلام نزداییم و مظاهر نفوذ و ساز و کارهای آن را خنثی نکنیم، باید منتظر این پدیده‌هایی خطرناک باشیم که هر لحظه ممکن است سیستم اسلامی را از درون استحاله شود.

انتهای پیام/