/یاددشت/ حجت الاسلام سید یدالله شیرمردی

هندسه انقلاب اسلامی و قلب مفاهیم توسط جریان غیرانقلابی

شناسه خبر: 991759 سرویس: سیاسی
 سید یدالله شیرمردی

جریان غیر انقلابی با تکیه بر نظریات اقتصادی نئولیبرال و بازار وحشی آزاد بر این باور بود که برای به حرکت در آمدن چرخ های توسعه لازم است برخی از فقرا زیر این چرخ های ماشین توسعه له شوند و یا اگر نمی توانند از شهرها خارج شوند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، متن یادداشت حجت الاسلام والمسلمین سید یدالله شیرمردی با عنوان «هندسه انقلاب اسلامی و قلب مفاهیم توسط جریان غیر انقلابی» به شرح ذیل است:

رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای(مدظله العالی) در دیدار دبیر و کارشناسان دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی  طی بیانات مهمی با اشاره به تلاش برخی برای جابجایی خطوط اصلی و روشن انقلاب تأکید کردند: امام رحمه‌الله «مظهر انقلاب اسلامی»است و بر همین اساس، بیانات ایشان که در ده‌ها جلد کتاب مدون شده، «مبانی انقلاب» است.ایشان موارد تکرارشونده در بیانات امام رحمه‌الله  را «خطوط اساسی و اصول انقلاب اسلامی» خواندند و گفتند: براساس سخنان امام رحمه‌الله ، موضوع «مردم»، «استقلال کشور»، «تدین و پایبندی به مبانی اسلامی»، «مبارزه با استکبار و زورگویی»، «مسأله‌ی فلسطین»، «موضوع معیشت مردم»، «توجه به مستضعفین و رفع فقر»، خطوط اصلی انقلاب هستند که از ترکیب آنها «هندسه‌ی انقلاب» به‌دست می‌آید. تکیه بر منطق موارد تکرار شونده در بیانات حضرت امام خمینی (ره) از ترکیب چند روش علمی تحلیل محتوا، تحلیل مضمون، تحلیل گفتمان و در نهایت روش سیره نویسی و علم حدیث برای استحصال خطوط اصلی و مفصل بندی گفتمانی بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی توسط مفسری صورت می پذیرد که خود امام ثانی انقلاب اسلامی است و دقیق ترین برداشت و نزدیک ترین ادارک از فحوای کلام امام خمینی(رحمت الله علیه)  دارا می باشد. در سیره ائمه معصومین (علیهم السلام) نیز به تکرار مشاهده می شود که نقل احادیث به استناد آباء شریف آنان و ائمه قبلی صورت می پذیرد و اقوال از زبان یکان یکان انوار واحد معصومین(علیهم السلام) تکرار می شود.
معظم له برای تصویر ماهیت انقلاب در شرایطی که این خطر احساس می شود برخی به دنبال قلب مفاهیم و افاده یک معنای تقلبی از انقلاب اسلامی هستند به ترسیم هندسه انقلاب پرداختند و نقاط اتصال این هندسه را به واسطه برخی شاخص ها تبیین فرمودند. در این مجال بنا داریم به تفسیر مفاهیم و شاخص های انقلاب اسلامی بپردازیم.
  مردم
مفهوم مردم به عنوان یکی از شاخص های اصلی هندسه انقلاب اسلامی دربرگیرنده معانی گسترده ای در ساحات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است. ساده ترین برداشت از معنای مردم در بیانات امام خمینی(رحمت الله علیه) مسئله جمهوریت نظام اسلامی در ساحت سیاسی است. این جمهوریت بیش از آنکه مرهون دموکراسی غربی باشد، برگرفته و منبعث از شریعت و طریقت مقدس اسلام است. اما معنای اصیل تر، عمیق تر و انیق تر مردم در بیان امام خمینی همان معنای «امت» و رابطه بین «امام و امت» است که علاوه بر ساحت سیاسی اقتصاد و فرهنگ را نیز در بر می گیرد. رابطه ای که سیاست را به دیانت پیوند می زند و مجموعه حیات اقتصادی و فرهنگی و سیاسی جامعه را در برمی گیرد. امت و امام دو روی یک سکه می شوند و امام در دل امت است و امت تمام ایدآل های خود را در آیینه تمام نمای امام دنبال می نماید. جریان غیر انقلابی از بدو پیروزی انقلاب اسلامی نه معنای ساده یعنی «جمهوریت» و نه معنای عمیق مردم یعنی «امام و امت» را باور نداشته و به دنبال قلب مفهوم و یا موضع گیری در مقابل آن است. شورش علیه جمهوریت نظام در سالهای ابتدایی انقلاب اسلامی در غائله بنی صدر و قیام مسلحانه منافقین و یا اتفاقات ساهای 78 و در نهایت فتنه 88 تجلیگاه عدم اعتقاد و باورمندی جریان غیر انقلابی به شاخص مردم در هندسه انقلاب اسلامی است. البته مصادیق تقلیل یافته ای نیز چون باور به مشارکت کنترل شده و محدود مردم در انتخابات و یا غربیه دانستن آنها در تصمیم گیری های مهم اقتصادی، سیاسی و فرهنگی برگرفته از همین دیدگاه است. به عنوان نمونه در سیاست خارجی برخی مشاوران کنونی دولت اعتقاد دارند که دیپلماسی را باید از کوچه و بازار جمع کرد و پشت درهای بسته و در اتاق های شیشه ای راجع به آن صحبت نمود. و یا در مورد انتخابات نظر آیت الله هاشمی همواره بر این بوده است که باید یک انتخابات کنترل شده و محدود با مشارکت 50 یا 60 درصدی در کشور رخ دهد. نمونه های دیگری را نیز برای این رویکرد می توان برشمرد که در این وجیزه به همین موارد بسنده می کنیم.
  استقلال کشور
استقلال یکی از شعارهای اصلی انقلاب اسلامی بوده است. «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی». به برکت انقلاب اسلامی بساط استعمار کلاسیک و نوین  از این مملکت برچیده شد. سلسله های پادشاهی در ایران در زیر یوغ بیگانگان قرار داشتند و با اشاره خارجی ها شاهی می آمد و شاهی می رفت. پرتغالی ها، روس ها، انگلیسی ها، آمریکایی ها و ... ایران را حیاط خلوت خود برای چپاول و غارتگری منابع مادی و معنوی این سرزمین می دانستند و از تعلیم و تربیت گرفته تا تجارت و سبک زندگی و بهداشت موضوعات مدنی و پوشش زنان و مردان و کشاورزی و حتی تا تعیین اعضای کابینه های دول مختلف در همه جا دخالت می کردند. به برکت انقلاب اسلامی خیمه و خرگاه استعمارگران جمع شد اما جریان غیر انقلابی به دنبال آن است تا با قلب مفاهیم مجددا خارجی در وطن ما اردو بزند و در سیاست و اقتصاد و فرهنگ ما دخالت نماید. غیر انقلابیون با ارائه تعاریف من درآوردی از اقتدار کشور، منافع ملی، امنیت ملی و ... در صدد هستند خرده مفاهیم استقلال را دستخوش تغییر قرار دهند. به عنوان نمونه اقتدار کشور را تابعی از هم پیمانی با کدخدا قلمداد می کنند و یا دایره منافع ملی و امنیت ملی را به داخل مرزها محدود می نمایند. تجلی خیابانی این رویکرد در سال 1388 به شعار «نه غزه نه لبنان» و تضعیف حاکمیت و امنیت ملی منجر شد. آنچنان چهره دنیای جهانی شده را بزک می کنند که گویی در این دنیا استقلال بی معناست. در حالی که حتی خود غربی ها نیز دایره امنیت ملی را داخل مرزهای خود تعریف نمی کنند و از آن سوی دنیا به سواحل ژاپن، چین، خلیج فارس و ... لشگر کشی می کنند تا نکند گزندی به کشور و مردمشان برسد. این جماعت حتی می گویند چرا شما فاصله 40 کیلومتری را برای داعش به عنوان خط قرمز بیان کردید!!
تدین و پایبندی به مبانی اسلامی
انقلاب اسلامی بر پایه تدین و پایبندی به مبانی اسلامی ملت ایران شکل گرفت. تمام رهیافت های علمی و دقیقی که به چیستی، چرایی و چگونگی پیروزی انقلاب اسلامی پرداخته اند به این مهم اذعان دارند که علت العلل پیروزی انقلاب اسلامی دین داری ملت ایران بوده است. به اذعان غربی هایی نظیر «فوکویاما» تنها فرهنگ عاشورا و انتظار فرج بود که به عنوان دو بال اصلی پرنده انقلاب را به پرواز درآورد و امروز سی و هفتمین سال است که این پرنده در حال اوج گیری و برفراز است. دینداری ملت ایران در دوره هبوط انسانیت گرفتار در حضیض نفسانیت نفس، تازه ای به جهان بخشید و دین خواهی و دین گرایی سکه رایج هزاره سوم گردید. پایه بیداری اسلامی تدین و دینداری ملت ایران است که در انقلاب سال 1357 با دم مسیحایی امام خمینی(رحمت الله علیه) به منصه ظهور رسید. جریان غیر انقلابی از همان بدو پیروزی انقلاب اسلامی با نفوذ در ساختار های حکومتی به دنبال دین زدایی از دولت و ملت بود. پروژه سکولاریزاسیون از دانشگاه و مدارس گرفته تا بانک ها و نظامات اقتصادی و فضاهای فرهنگی مثل سینما و تلویزیون و موسیقی و ... و مقاومت در مقابل تحول خواهی دین گرایان در ساختارها و رفتارهای فردی و اجتماعی اصلی ترین استراتژی جریان غیر انقلابی در برابر تدین و پایبندی ملت ایران و مسئولان کشور به مبانی اسلامی بوده است.
مبارزه با استکبار و زورگویی
یکی از برکات و شاخص های هندسه انقلاب اسلامی این است که نظام جمهوری اسلامی و ملت شریف ایران نه ظلم می کنند و نه ظلم می پذیرند. منطق استکبار جهانی سلطه بر اغیار است. زورگویی ذات مستکبران است. انقلاب اسلامی آمد تا ملت ایران را از زیر بار سلطه خارج کند. یکی از مصادیق عینی سلطه گری مستکبران در جریان زورگویی آمریکا و اذناب اروپایی اش در جریان پرونده هسته ای جمهوری اسلامی ایران برای همه ملت آشکار شد. غربی ها با قلدری می خواستند مانع از حق مسلم جمهوری اسلامی در دستیابی به فناوری صلح آمیز هسته ای شوند. اقتضای مبارزه با استکبار به عنوان یکی از خطوط اصلی هندسه انقلاب اسلامی مقاومت هوشمندانه در برابر این زورگویی غیر منصفانه و ظالمانه است. لکن جریان غیر انقلابی حتی حاضر است با زانوان خونین پشت میز مذاکره نشسته و هر روز یک گام عقب تر بنشیند. جریان غیر انقلابی چون ماهیتا جریان خوار و خفیفی است، استکبار پذیر است. به تعبیری علی رغم همه دعاوی روشنفکرانه اش در دنیای امروز خوب سواری می دهد و اتفاقا غربی ها از قدرت گرفتن چنین جریاناتی در کشورهای مختلف از جمله ایران استقبال می کنند. چرا که اسب رام را می توان حتی در اسطبل نگهداری کرد اما نمی توان به یک همسایه مستقل و محترم زور گفت.
   مسأله‌ی فلسطین
یکی از مفاهیم و مضامین پرتکرار در بیانات امام خمینی(رحمت الله علیه) که به تعبیر مقام معظم رهبری از خطوط هندسه انقلاب اسلامی محسوب می شود مسئله فلسطین است. فلسطین نقطه تلاقی نگاه های بیش از یک میلیارد مسلمانی است که از وجود غده سرطانی  رژیم صهیونیستی دل آزرده هستند. مسئله فلسطین هندسه انقلاب اسلامی را از قلب تپنده ایران ارتقا می دهد و به سطح تمام ملت های مسلمان از شرق و غرب آسیا گرفته تا شمال آفریقا و مرکز اروپا و آمریکا می گسترد. مسئله فلسطین آنقدر اهمیت دارد که دژخیمان پهلوی در ابتدای نهضت اسلامی ملت ایران در سال 1342 حاضر بودند امام خمینی به شاه اعتراض کند اما علیه اسرائیل حرفی نزند. مسئله فلسطین گلوگاه وحدت تمام مسلمین در برابر رژیم صهونیستی و دولت های مرتجع عربی، عبری، غربی است. جریان غیر انقلابی در داخل و خارج ایران همواره به دنبال کم رنگ کردن موضوع فلسطین و اهمیت قبله اول مسلیمن بوده است. اساسا شکل گیری سبوعیت و وحشی گری های جریان تکفیری داعش به خاطر تحت الشعاع قرار دادن مسئله فلسطین است. در داخل نیز جریان غیر انقلابی به دنبال آن است که فلسطین را از افق سیاست خارجی جمهوری اسلامی دور کند. نوع خیابانی این رویکرد حوادث روز قدس در سال 88 بود که عده ای صدای اسرائیل را در خیابان های تهران بلند کردند و نوع پنهان آن کم کاری دستگاه سیاست خارجی و کم رنگ کردن مواضع جمهوری اسلامی در یکی دوسال اخیر پیرامون فلسطین و جنایات ددمنشانه رژیم صهیونیستی است.
موضوع معیشت مردم
معیشت مردم همواره یکی از دغدغه های رهبران جمهوری اسلامی ایران بوده است. این موضوع آنقدر اهمیت دارد که یکی از خطوط هندسه انقلاب اسلامی ایران را تشکیل می دهد. اگر چه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی وضع عمومی معیشت مردم بهبود یافته است لکن هنوز بخش هایی از جامعه هستند که در معاش خود و خانواده شان مانده اند. پیشرفت ایران و رفاه مردم در گرو تحقق عدالت، اعتماد به نفس ملی و تکیه بر ظرفیت های درون زای کشور است. اساسا تقدیر معیشت ملی بر عهده دولت اسلامی است. لکن دولت باید داور، قاضی و یا مربی باشد نه بازیکن اقتصادی. نسخه اقتصاد مقاومتی دکترینی برای تقدیر معیشت ملی برای همه دوره هاست. اقتصادی که با تکیه بر توان منابع انسانی داخلی، منابع مادی و معنوی داخل و خارج کشور و از همه مهمتر مدیریت بومی اقتصاد به دنبال حل مسئله معیشت مردم است. جریان غیر انقلابی که متاسفانه در 37 سال گذشته به دلیل جذابیت های بخش اقتصادی کشور در دالان های مختلف آن نفوذ جدی داشته است ضمن ناتوانی در اداره معیشت مردم به دنبال آن است که معیشت را به سیاست خارجی گره بزند. از آب و نان مردم گرفته تا صنعت و کشاورزی و حتی مدیریت صنعتی و اقتصادی را از خارج وارد کند. این جریان استمرار دهند همان نگرش دوره پهلوی است که ملت ما آفتابه و لولهنگ هم نمی تواند بسازد و فقط تغییری که کرده این است که با همان ادبیات اهانت آمیز ملت را متهم می کنند که شما فقط بلدید آبگوشت بزباش درست کنید و یا آمریکا با یک بمب کل توان نظامی ما را مختل می کند!! این جماعت نه تنها هیچ نسخه ای برای حل مشکلات معیشتی مردم ندارند بلکه مانند اسلافشان که قحطی بزرگی را در اثنای جنگ جهانی اول به خاطر دست درازی مقابل انگلیس به کشور تحمیل کردند اقتصاد و صنعت ایران را تا سرحد ورشکستگی جلو می برند و آخر سر تن به یک استبداد رضاخانی می دهند.
توجه به مستضعفین و رفع فقر
محرومیت زدایی و رفع فقر و توجه ویژه به مستضعفین که پاسداران اصلی انقلاب اسلامی محسوب می شوند یکی از خطوط مهم هندسه انقلاب محسوب می شود. امام خمینی(رحمت الله علیه) یک موی کوخ نشینان را به کاخ نشینان نمی دادند. بر اساس منطق انقلاب اسلامی مستضعفین وارثین زمین هستند و خداوند آنها را ائمه نهایی قرار داده است. رفع فقر، تبعیض و فساد یک آرمان اصیل اسلامی است. جریان غیر انقلابی با قلب مفاهیم همواره به دنبال آن بوده است که در اولویت بندی سیاست گذاری ها فقرا را به حاشیه ببرد و اغنیاء را از خود راضی کند. این جریان در اوایل دهه 70 با تغییر واژه مستضعفین به اقشار آسیب پذیر در ادبیات عامه و سپس با تکیه بر نظریات اقتصادی نئولیبرال و بازار وحشی آزاد بر این باور بود که برای به حرکت در آمدن چرخ های توسعه لازم است برخی از فقرا زیر این چرخ های ماشین توسعه  له شوند و یا اگر نمی توانند از شهرها خارج شوند.

************************************

عناوین مهمترین مطالب هفته نامه آدینه تهران:

مادر شهید فرامرزی در گفت وگو با آدینه تهران:
در آخرین تماسش گفت مادر می برمت مشهد...

حاج خانم اگر زحمتی نیست یک مقدار در مورد دوران نوجوانی و جوانی ایشان بفرمایید؟
از بچگی بسیار آرام و ساکت و سر به زیر و باحیاء بود. فردی اهل نماز و قرآن  بود و به طور فعال در مسجد محله مان حضور داشت. بیایید در محل ما و بپرسید که چه بوده است؟ همگی به این خصوصیات شهادت می دهند.
چگونه متوجه شدید که به سوریه رفتند؟
به من نمی گفت که می خواهم بروم سوریه می گفت که می خواهم بروم ماموریت.
بعد از رفتن متوجه شدید؟
بله؛خواهرش بیمارستان بود. وقتی مرخص شد آمد پیش من گریه کرد و گفت که مامان محسن رفت؟ گفتم بله یک ماه دیگر می آید یا کرج است یا قم. گفت نه مادر من؛ محسن سوریه است. من خیلی ناراحت شدم، چون به من نگفته بود
رفتارش با شما و خواهر و  برادرهایش چگونه بود؟
خیلی خوب بود. تا عمر دارم از نبودنش می  سوزم. همیشه از ماموریت که می آمد قبل از اینکه برود بچه هایش را سر بزند به من می گفت بلند شو بیا مادر و داروهایت را بیاور من ببینم که چگونه است. می گفتم خسته ای می  گفت نه مادرم را ببینم خسته می شوم؟ هر دفعه که می آمد دستش را می انداخت گردن من و صورتم را می بوسید و می گفت الهی که من قربان تو بروم گفتم مادر چرا این حرف ها را می زنی؟ می گفت مادر یک چیز دیگر است.
کدام خاطراتش را بگویم...(گریه)
وقتی خبر شهادتش را شنیدید چه احساسی داشتید؟
گفتم خدا را شکر رضایم به رضای تو است؛ چه بگویم؟...
آخرین بار که به من زنگ زد من گریه کردم گفت مادر چرا گریه می کنی؟ برای خواهرم اتفاقی افتاده؟ گفتم نه گفت راستش را بگو گفتم به خدا نه؛ آخر تو یک هفته است به من زنگ نزدی صدایت را نشنیده ام. گفت مادر می آیم مشهد می برمت و خوشحال می شوید. اصلا ناراحت نباشید. دعا کن برای من. من به خواهرش گفتم محسن می گوید التماس دعا گفت مادر می خواست شهید شود گفتم وای خدای من چه دلی دارد خواهرش به من می گوید می خواهد شهید شود. خیلی ناراحت شدم ولی بعدا فهمیدم بله؛ خواسته اش همین بوده است.


حضرت آیت الله امامی کاشانی در گفت وگو با آدینه تهران:
می خواستم فرامرزی را  برگردانم قرآن ملامتم کرد
همین چند وقت پیش هم خواب شهید فرامرزی را دیدم که با مرحوم علامه طباطبایی در حال راه رفتن بودند. ایشان در خدمت علامه داشتند صحبت می کردند البته کمی عقب تر قرار داشتند و حریم را حفظ کرده بودند. بیدار که شدم فهمیدم محشور با اولیاء است

از شهادت چه چیز بالاتر است؟ فرض کنید یکی ما را ترور کنند این هم شهادت است. ولی جهاد رفتن در میدان چیز دیگریست آن هم میدان جنگ در سوریه. من اطلاع داشتم که کسانی که می روند در سوریه، می روند خط مقدم البته نمی دانستم فرامرزی می خواهد برود سوریه ایشان به من گفت من می خواهم به دوره  آموزشی بروم. آن وقت این آدم
با این اطمینان با این اعتماد برود برای فداکاری

اشاره:
پناه عالمیان، زینبت پناه ندارد        به جز تو ای شه خوبان، پناهگاه ندارد
اگر اجازه دهی، صف کشیده از پی ات آییم          که این سپاه نگوید، حسین سپاه ندارد
این دو بیت سروده  پاسدار انقلابی و مجاهد مخلص محسن فرامرزی فرمانده تیم حفاظت آیت الله امامی کاشانی امام جمعه موقت تهران است که چندی پیش در سوریه به شهادت رسید.وی به صورت داوطلبانه و در قالب مدافعان حرم بدون اطلاع دادن به آیت الله امامی به نبرد سوریه اعزام شده بود. نگرانی اش از این بود که مبادا امام جمعه موقت تهران مانع شوند و چون فرزندان کوچکی دارد اجازه ندهند که به وصال یار و پرواز در ملکوت برسد. این هفته مجالی پیش آمد تا خبرنگار آدینه تهران پای صحبت های آیت الله امامی کاشانی و برخی اعضای خانواده این شهید بنشیند و از ویژگی ها و سجایای اخلاقی این مبارز شهید بپرسید. مشروح این گفتگو ها در ادامه از نظرتان می گذرد.

   با توجه به اینکه پاسدار شهید محسن فرامرزی به عنوان فرمانده تیم حفاظت جنابعالی چندین سال با شما بودند و در موقعیت های مختلف همراه و همگام حضرت عالی بودند؛ از خلقیات، خصوصیات روحی و مسئولیت پذیری ایشان برای ما بگویید.
بسم الله الرحمن الرحیم. مرحوم شهید فرامرزی یک جوان به تمام معنا آراسته بود؛  هم از جهت اخلاقی آراسته بود و هم از نظر علمی، فردی شایسته بود. از منظر انجام وظیفه  و مسئولیت پذیری هم که فوق العاده بود. از نظر اخلاقی من در این سال های طولانی که با ایشان بودم؛ ندیدم از ایشان یک گناهی سر بزند. مثلاً جلسه ای باشد و غیبتی انجام بشود. یا بگوید یا بشنود. من هرگز ندیدم. اصلاً مکروه هم ندیدم از او سر بزند. مساله شهادت یک مساله خیلی والا و عالی است ولی منهای شهادت هم به نظرم اهل بهشت بود، چون در اخلاق متعالی بود. در برخوردهایش و از جهت انجام وظیفه قاطعانه می گویم که فوق العاده بود. برای اینکه چیزهایی که وظیفه اش نبود به نحو احسن انجام می-داد. کاری اگر من داشتم او خیلی اهتمام به کار من داشت. به طور مثال در بیمارستان که پیش آمد دو بار سه بار عمل جراحی داشتم؛ پرستارها وقتی که می دیدند فرامرزی هست؛ اصلاً به خودشان اجازه نمی دادند بیایند دور من از بس که او می رسید. خیلی خوب هم می رسید و به من هم نمی گفت. وقتی فرامرزی شهید شد؛ خانواده ما می گفتند شما که بیمارستان بودید دیگر بخوابید. آقای فرامرزی هم شبانه روز مراقبت می کردند و شبانه-روز بیمارستان بود. می خواستید از یک پهلو به پهلوی دیگر بخوابید که شهید فرامرزی آمد و دست گذاشت زیر کمر شما تا شما را بغلطاند. همین که شما غلطیدید، به خواب رفتید؛ حاج خانم ما می گفت من نمی دانم رفتم کجا و برگشتم و دیدم که آقای فرامرزی دستش زیر تن شماست و شما خوابید. گفتم آقای فرامرزی شما دستت زیر تن حاج آقا است دستت را دربیاورید گفت نه بیدار می شود.
یا مثلاً ساعت 12 شب باید فشارم را می سنجیدم. خودش غالبا زنگ می زد و جویای احوال می شد. یک شب گفتم که فشار خون من بالاست و من احساس نگرانی می کنم نمی دانم باید بروم بیمارستان یا نه؟ آقای فرامرزی گفت من الان می آیم و از یافت آباد البته نیم ساعت چهل دقیقه طول می کشد گفت من الان حرکت می کنم آن وقت حالا من چه حالی داشتم؟ همین که گفت من الان حرکت کردم من با اینکه فشارم بالا بود و یک قرص زیر زبان گذاشته بودم همین که آقای فرامرزی گفت من الان می آیم؛ من یکی آرام شدم. مثل اینکه الان یک پزشک متخصص می خواهد بیاید بالای سر من. وقتی آقای فرامرزی رسیده بودند من خواب بودم زنگ زد من زنگ خانه را نفهمیدم؛ اینگونه خوابم برده بود. حاج خانم گفت آقای فرامرزی آمد گفت حاج آقا خواب است من می روم در اتاق و امشب همین جا هستم.
این نیست که فقط من از ایشان تعریف کنم. در بیمارستان قلب شهید رجایی ایشان بین دکترها و پرستارها کاملاً شناخته شده بود و همه به او علاقه داشتند. یکی  از دکترها به من میگفت که از این شخصیت هایی که اینجا آمدند؛ هیچ کس را مثل آقای فرامرزی ندیدیم و هیچ کدامشان چنین فردی در کنار خودشان نداشتند. حیف هم بود که در بستر از دنیا برود. من فقط متاثر هستم و می گویم زود بود ولی خوب خدا اینگونه می دید و مصلحتش این بود.
   آیا آن شهید بزرگوار به شما اطلاع داده بودند ک قصد حضور در سوریه را دارند؟
خدای متعال می خواست این برایش پیش بیاید چون در نهج البلاغه امیرالمومنین می فرماید که "إِنَّ الجِهادَ بابٌ مِن أَبوابِ الجَنَّةِ فَتَحَهُ الله لِخاصَّةِ أَولیائِهِ" ؛براستى که جهاد یکى از درهاى بهشت است که خداوند آن را براى اولیاى خاص خود گشوده است. از شهادت چه چیز بالاتر است؟ فرض کنید یکی ما را ترور کنند این هم شهادت است. ولی جهاد رفتن در میدان چیز دیگریست آن هم میدان جنگ در سوریه. من اطلاع داشتم که کسانی که می روند در سوریه، می روند خط مقدم البته نمی دانستم ایشان می خواهد برود سوریه ایشان به من گفت من می خواهم به دوره ی آموزشی بروم. آن وقت این آدم با این اطمینان با این اعتماد برود برای فداکاری.
اصلا هدف آقای فرامرزی را باید روی سنگ قبرش بنویسند و من به خانمش هم گفتم. شهید فرامرزی کمی ذوق شعر هم داشت و خلاصه فکر و هدفش که باید روی سنگ قبرش هم حک شود در این دو بیت خلاصه بود:
پناه عالمیان، زینبت پناه ندارد
به جز تو ای شه خوبان، پناهگاه ندارد
اگر اجازه دهی، صف کشیده از پی ات آییم
که این سپاه نگوید، حسین سپاه ندارد
این شعر برای خودش است و روی نامه های من هم این شعر را نوشته بود. در دفتر تولیت هم این شعر را نوشته بود و می خواست یک یادگاری از خودش بگذارد.
   در مورد سفری که با ایشان به کربلا مشرف شدید، بفرمایید.
در یکی از روزهای سفر از حرم امام حسین(ع) بیرون آمدیم و به سمت قتلگاه  رفتیم. درب قتلگاه هم بسته بود. همان پشت درب ایستادم به زیارت خواندن. شنیدم  آقای فرامرزی هم زمزمه می کند و گریه می کند و به امام حسین(ع) می گفت: "هل من ناصر ینصرنی، من ناصر تو هستم و می‌خواهم ناصر تو باشم". از همان زمان متوجه شدم در فکر شهادت است. در همین سفر با آقای سردار سلیمانی هم برخوردی داشتیم. ایشان با ما احوالپرسی کردند بعد رفتند. من دیدم آقای فرامرزی رفت طرف سردار بعد فهمیدم خود ایشان به سردار گفته بود که می خواهد به عراق یا سوریه برود. آن روزی که آمد با من خداحافظی کند گفت می خواهم به دوره آموزشی بروم. من به شوخی گفتم می-خواهید به سوریه بروید؟ خندید و گفت انشالله؛ خدا کند.
من ندیدم کسی خبر شهادت او را بشنود و اشکش جاری نشود حالا یا مستقیما یا می گویند مثلا می گویند تا گفتم این آقای دکتر ساداتی نژاد که رییس دانشگاه کاشان بود؛ من را کار داشت. وقتی شنید خبر شهادت را شروع کرد گریه کردن. بعد به من می گفت من هر چه خسته بودم وقتی می آمدم پنج شش دقیقه با آقای فرامرزی صحبت می کردم؛ آرام و راحت می شدم.
من در معرفت؛ در فهم و شعور؛ در عشق به کار و عشق به انقلاب و عشق به سپاه مثل ایشان را واقعا ندیدم. بدون هیچ طمعی فقط برای خدا کار می کرد گاهی وقت ها می گفتم آقای فرامرزی شما اینگونه با من نکنید؛ در پرستاری ها و در کارها. بعد می-گفت حاج آقا من برای خدا این کار را می کنم؛ شما چرا ناراحت می شوید. من هر چه از آقای فرامرزی بگویم کافی نمی-دانم و از ذهنم هم نمی رود و همه سحرها یادش هستم.
من روز بعد از رفتن فرامرزی از دوستانش پرسیدم که کجا رفته؟ گفتند سوریه. صبح نماز صبح را که خواندم همین حرف ها را که با شما زدم، خودم با خدا نجوا می کردم و می گفتم آقای فرامرزی خیلی آدم بامعرفتی است ولیکن این زود است. این می-توانست بشود صیاد شیرازی، بشود سردار همدانی و... که بعد گفتم زنگ بزنم به آقای سردار سلیمانی بگویم ایشان را برگرداند. بعد گفتم یک استخاره بکنم. قرآن را که باز کردم دیدم آمد که "أَطَّلَعَ الْغَیْبَ أَمِ اتَّخَذَ عِندَ الرَّحْمَنِ عَهْدًا"(مریم 78) تو علم غیب داری؟ تو عهدی گرفتی که چنین خواهد بود؟ دیدم خدای متعال من را ملامت می کند که چکار می خواهی بکنی؟ اینکه می گویم شهید فرامرزی اگر هم نمی رفت شاید یک مراحل دیگری برایش پیش می آید از این آیه شریفه فهمیدم. دیگر تلفن هم نکردم. خیلی فکرش هستم و خودم را دلداری می دهم و با آیات قرآن شب آرام می شوم خیلی آرامم می کنم گفتم رضوان الله تعالی علیه.
   شنیده ایم حضرت عالی علاقه ویژه ای به فرزندان آن شهید بزرگوار دارید.
این سه فرزند شهید را بسیار دوست دارم. این محمدرضا(فرزند ارشد) که اینجا نشسته است؛ وقتی در چهلم پدر داشت گریه می -کرد من تحملش را نداشتم ببینم. اصلا اینها را اولاد خودم می-دانم یعنی من به قدری به آقای فرامرزی علاقه داشتم که خودم را پدر او می دانستم و واقعا مثل اولاد ما بود. احساس می کنم سمت پدربزرگی به اینها دارم یعنی کانه اولاد خودم از دستم رفته است.
همین چند وقت پیش هم خواب شهید فرامرزی را دیدم که با مرحوم علامه طباطبایی در حال راه رفتن بودند. ایشان در خدمت علامه داشتند صحبت می کردند البته کمی عقب تر قرار داشتند و حریم را حفظ کرده بودند. بیدار که شدم فهمیدم محشور با اولیاء است. رضوان الله تعالی علیه انشالله خداوند عاقبت ما را هم ختم به خیر کند انشالله یک جایگاهی این چنینی به ما بدهد.


همسر شهید فرامرزی در گفت وگو با آدینه تهران:
دو تایی با هم نشستیم و وصیتنامه نوشتیم
سه شرطی که همسر شهید فرامرزی برای ازدواجش گذاشته بود

اشاره: شهید فرامرزی دهه شصتی بود. نه امام(ره) را دقیق به خاطر داشت نه در زمان 8 سال دفاع مقدس سنش به جنگ و جبهه می خورد. اما نشان داد که در باغ شهادت در یکی از سخت ترین نبردهای تاریخ برای فرزندان امام خمینی (ره) و امام خامنه ای (مدظله العالی) هنوز باز است. پای صحبت های همسر شهید محسن فرامرزی نشستیم.
چه سالی با ایشان آشنا شدید و این آشنایی چگونه به ازدواج منجر شد؟ در واقع چه مولفه ها و چه خصوصیت هایی در ایشان دیدید که به عنوان شریک زندگی و همراه زندگی ایشان را انتخاب کردید؟
تقریبا سال 79 بود ایشان 19 سالش بود و من هم همینطور. هر دو دانشجو بودیم و آشنایی دوری داشتیم. من به واسطه خواهرشان که نسبت دوری داشتیم ایشان را می شناختم ولی هیچ وقت باور نمی کردم چنین فردی قسمتم شود.
یعنی واسطه ازدواج خواهر ایشان شدند؟
بله؛ فکر نمی کردم اینقدر قضیه جدی شود چون آن وقت ها به این چیزها فکر نمی کردیم و مشغول تحصیل بودیم. ایشان هم آن موقع در یک شرکتی مشغول به کار بودند بعد که از طرف خواهرشان مطرح شد من دو سه بار گفتم به آن قضیه اصلا فکر نمی کنم. بعد با اصرار ایشان که یکسری مواردی را خواهر ایشان مطرح کردند گفتند حالا ضرر نمی کنید بروید با هم صحبت کنید شاید نقطه نظر مشترکی داشته باشید. من به خواهر ایشان گفتم من سه شرط دارم اگر این سه شرط را برادرتان دارند می رویم برای صحبت. گفتم اول تابعیت ولایت داشته باشند. گفتم اگر ایشان نظرشان نسبت به ولایت فقیه کامل است شرط اول من ولایت است. شرط دوم من این است که لقمه پاک و شیر حلال خورده باشد و لقمه حلال به منزل من بیاورد که این را من تقریبا مطمئن بودم چرا که پدرشان را از بچگی می شناختیم و همسایه بودیم. سومی هم اینکه اهل نماز باشد. خواهر ایشان گفت من تضمین می کنم هر سه شرط را برادر من دارد.
از اولین برخورد و صحبت تان با ایشان بفرمایید.
من تا وارد اتاق شدم ایشان نشسته بودند و اورکت سبزرنگ پوشیده بودند. من یکسری نقطه نظرهایی را بیان کردم و در آخر به من گفتند در خانه ما رونق اگر نیست صفا هست؛ آنجا که صفا هست، یاد خدا هست. این شعر را تا آخر زندگی به یاد داشتیم. گفت به فکر پول و اینها نباش اگر منزل و خانه من پول ندارد ولی صفا دارد و آنجایی که صفا دارد یاد خدا هست. من کمی شک و تردید داشتم و گفتم بیشتر صحبت کنیم ولی آقای فرامرزی می گفت تاریخ و مراسم عقدمان چه شکلی باشد؟ مراسم عروسی مان دوست دارید چگونه باشد و...
هنوز وارد سپاه نشده بودند؟
اوایل ورودشان بود و در دانشگاه افسری اصفهان مشغول آموزش بودند. این اتفاقات در آذرماه بود تا اینکه در بهمن قضیه رسمی شد. بعد به ایشان گفتم خیلی دوست دارم آقای بهجت ما را عقد کنند. من فقط همین را به ایشان گفتم و ایشان شبانه از اصفهان همراه با دوست شان به قم رفته بودند و مقدمات این قضیه را فراهم کردند. یک دفعه  فردایش به من زنگ زدند گفتند من از آقای بهجت برای 5 فروردین 1380 وقت گرفتم. انشالله شب بعد از نماز صبح حضرت آقا خطبه عقد را می خواند و اینچنین مراسم عقد را حضرت آقای بهجت خواندند.
در سپاه چه مراحلی را طی کردند؟
ایشان دو سال در دانشکده افسری سپاه دوره دیدند. بعد از اینکه افسر شدند آمدند تهران و وقتی ازدواج کردیم مشغول به کار نشدند. اتفاقاً در ازدواج دانشجویی هم شرکت کردیم. ما منزل مان در یک اتاق در یک قسمت از خانه مادر ایشان بود و با چند وسیله ساده زندگی را آغاز کردیم. حدوداً دو سه ماه گذشت که به شورای نگهبان معرفی شدند و در دفتر شورا مشغول به کار شدند. مدتی کار حفاظت فیزیکی شورا بودند آنجا هم بالاخره ایشان توانمندی هایی داشتند که موجب شد به تیم حفاظت آیت الله جنتی بروند و نزدیک به دو سال در تیم آقای جنتی بودند بعد هم که در خدمت آیت الله امامی کاشانی.
مهمترین شاخصه ایشان را در زندگی مشترک چه دیدید؟ در این 14 سالی که با ایشان زندگی کردید؟
توکل به خدا در همه زمینه ها بدون هیچ ترسی. واقعا توکل به خدا به صورت واضح در وجود ایشان قابل لمس بود. در پستی بلندی های زندگی واقعا توکل به خدا و ائمه اطهار داشتند. ایشان یکسری اعتقادات خاصی داشتند اول هر ماه را تا هر جا که در توان شان بود دوست داشتند که حرم حضرت عبدالعظیم بروند و نماز اول ماه را در حرم حضرت عبدالعظیم بخوانند. چند وقت این کار ادامه داشت و ما خانوادگی هم گاهی می-رفتیم. خیلی دوست داشتند که خادمی آقا علی بن موسی رضا(ع) را داشته باشند  ولی شرایط کاری ایجاب نکرد ماهی یکبار بروند. بعد به خادمی حضرت معصومه خواهر بزرگوارشان نائل آمدند.
قبل از رفتن به سوریه چیزی به شما گفته بودند؟
ما زندگی مان کاملا همه چیزش با هم یکی بود و در جزء به جزء زندگی با هم در تعامل بودیم. حتی مثلا ما اگر اخبار سوریه را پیگیری می کردیم دو تایی با هم من اگر اخبار تازه ای داشتم من به ایشان نشان می دادم ایشان به من چیزهایی می گفتند. ایشان اطلاعات نظامی بالایی داشتند و در تیراندازی جز نفرات برتر سپاه بودند. دائم با دوستانش که از سوریه می آمدند در ارتباط بود و از اوضاع و شرایط آنجا کسب اطلاع می کرد. شهادت آقای عبدالله باقری در عزم جدی ایشان برای رفتن بسیار موثر بود.
آخرین دیداری که با ایشان داشتید را یادتان هست؟
بله.  روز چهارشنبه ای بودو امتحانات ترم یک رشته کارشناسی ارشد در پیش بود.( دانشجوی دانشگاه علوم حدیث شهرری بودند) اصلاً قرار به اعزام هم نبود ولی یک روز زنگ زدند و گفتند احتمالا شب اعزام هستم. من ساک ایشان را آماده کردم و خوراکی ها و داروهای مورد نیاز را هم فراهم کردم. دستکش و کلاه و هر چیز که احساس می کردم به کار می آید فراهم کردم.  مرحله آخر گفتند من وصیت نامه را آماده نکردم! گفتم حاج محسن کارت ناقص است. دو تایی با هم نشستیم و وصیت نامه نوشتیم نمی دانم. خدا چه توانایی در آن لحظه به من داده بود که این کارها را انجام می دادم(گریه شدید)
خبر شهادت شان را چه کسی به شما دادند؟
در تلگرام عضو گروه مدافعان حرم بودیم. پسرم گفت مادر یک نفر در تلگرام زدند یکی از دوستان ما که سه فرزند دارد احتمال می دهیم شهید شده باشد و خانواده اش خبر ندارند. گفتم این آقا که خبر را فرستاده دوست صمیمی بابا است. سریع اس ام اس بده و اسم شهید را بگیر بعد ایشان پیغام داده بود و گفته بود من فرامرزی هستم و نقل کننده خبر هم اسم یک شهید دیگر را گفته بود. بعد ما رفتیم تحقیق کردیم دیدیم شهید عسگری خیلی وقت است شهید شده همان لحظه شبش من حدس زدم این شهید فرامرزی باشد. بعد همکارشان آمده بود برای دیدن بچه ها من دیدم گوشی ایشان زنگ می خورد ایشان جلوی ما معذب بودند من شک داشتم تا صبح منتظر بودم شهید فرامرزی زنگ بزند.
  مدتی که در سوریه بودند با شما تماس نداشتند؟
بله گاهی می شد یک هفته تماس نداشتند ولی چون می دانستند مادرشان بیمار است و نگران درس و مشق بچه ها هم بودند؛ یک موقع عملیات که بود می گفتند من با ماشین غذا برگشتم تا زنگ بزنم و بگویم حالم خوب است. من از این اخلاقش مطمئن بودم ما را تنها نمی گذارد. دیگر دیدم خبری از ایشان نیست یکشنبه با من صحبت کردند دیگر خبری نیست مادر که زنگ زدند باز هم هر جور خواستم خودم را قانع کنم نشد که رفتم گفتند بله به من گفتند اول زخمی شده گفتم برویم بیمارستان که گفتند نه؛ شهید شده است.




جای خالی دانشجوی شهید محسن فرامرزی در آزمون پایان ترم تحصیلی دانشجویان در پردیس تهران

بعد از مدتی که رفت از سوریه برای من پیام داد که واحدهای درس این ترم ایشان را حذف کنم چون نمی تواند برای آزمون پایان ترم بیاید. اگرچه ما در این ترم درس های او را حذف کردیم ولی در واقع ایشان در کلاس درس دیگری قبول شد و نمره قبولی خود را با درجه عالی نزد خداوند سبحان گرفت و هیچ مدرکی بالاتر از شهادت و لقا الله برای او نبود


آزمون پایان ترم تحصیلی دانشجویان در پردیس تهران در حال برگزار ی است و جای خالی شهید محسن فرامرزی، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته فقه و حقوق پردیس تهران در این میان احساس می شود.  شهیدی که جان خود را برای پاسداری از حریم اهل بیت علیهم السلام در طبق اخلاص فدا کرد. شهید مدافع حرم، محسن فرامرزی که به فرموده حضرت آیت الله امامی کاشانی یک سرباز با اخلاص، با تدبیر و فداکار برای اسلام بود و به حق اینگونه بود و جاودانه شد.این دانشجوی شهید با نمره عالی در دینداری، غیرت و شجاعت و بصیرت در مکتب اهل بیت علیهم السلام پذیرفته شد.روابط عمومی پردیس تهران گفت و گویی را با حجت الاسلام والمسلمین آقای دکتر مرتضی چیت سازیان از دوستان شهید و عضو گروه فقه و حقوق پردیس تهران انجام داده است که توجه شما را به آن جلب می نماییم.

  آقای دکتر چیت سازیان شما چند سال با شهید محسن فرامرزی سابقه آشنایی داشتید؟
بسم الله الرحمن الرحیم . مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَ مِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ وَ مَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا. شهید مدافع حرم، شهید محسن فرامرزی که درود خدا بر او باد سه هفته پیش در شهر حلب سوریه در درگیری با گروه داعش به شهادت رسید. خداوند انشا الله ایشان را با شهدای کربلا محشور نماید.
آشنایی من با شهید فرامرزی تقریباً از پنج سال پیش شروع شد، ایشان به عنوان مسئول تیم محافظین حضرت آیت الله امامی کاشانی منصوب شدند و چون غالباً در مدرسه عالی شهید مطهری رفت و آمد می کردند، دوستی من با ایشان از همانجا آغاز شد و تا لحظه شهادت ایشان ادامه داشت. مکرر ایشان را می دیدم و تا حدود زیادی با اخلاق و سجایای اخلاقی ایشان هم آشنا بودم.
  از خصوصیات شهید فرامرزی قدری صحبت بفرمایید.
صفات بارز و برجسته ای داشتند. از جمله اینکه خیلی تیز بین و با هوش، دور اندیش بود. از فروتنی و تواضع خاصی برخوردار بود، آشنا به مسایل سیاسی و مقتضیات زمان و مکان بود و مقید به عبادات بود. در نماز های جماعت حضور فعال داشت، همراه آیت الله امامی کاشانی در نماز جمعه تهران شرکت می کرد،  چندین بار ایشان را در حرم حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام در مشهد دیدم که با اخلاص خاصی مشغول عبادت و زیارت و دعا بود.
شهید فرامرزی دوست داشتنی بود و هر کس برخوردی با ایشان داشت به او علاقه مند می شد.
  شهید فرامرزی دانشجوی پردیس تهران بودند، چه مدت در دانشگاه تحصیل کردند؟
ایشان از سال گذشته با من مشورت می کرد که برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد به دانشگاه قرآن و حدیث بیاید؛ بنده ایشان را به این امر تشویق کردم. به هرحال در آزمون سراسری کارشناسی ارشد شرکت کرد و در انتخاب رشته و مصاحبه در دانشگاه قرآن و حدیث قبول شد. با توجه به مشغله کاری که داشت حدوداً پنج یا شش جلسه کلاس درس را  به صورت منظم شرکت کرد. در کلاس هم در بحث ها شرکت فعال داشت و در یادگیری هم استعداد خوبی داشت. اواسط ترم بود که من را دید و گفت می خواهم به عنوان مدافع حرم به سوریه بروم و از کیان اسلام دفاع کنم.
بعد از مدتی که رفت از سوریه برای من پیام داد که واحدهای درس این ترم ایشان را حذف کنم چون نمی تواند برای آزمون پایان ترم بیاید. اگرچه ما در این ترم درس های او را حذف کردیم ولی در واقع ایشان در کلاس درس دیگری قبول شد و نمره قبولی خود را با درجه عالی نزد خداوند سبحان گرفت و هیچ مدرکی بالاتر از شهادت و لقا الله برای او نبود.
  حضرت آیت الله امامی کاشانی ایشان را یک سرباز با اخلاص، با تدبیر و فداکار برای اسلام خواندند؛ به طور کلی بفرمایید چه انگیزه ای باعث می شود امثال شهید فرامرزی ها اینگونه جان خود را برای پاسداری از حریم اهل بیت علیه السلام و اعتقادات خود فدا کنند؟
حضرت آیت الله امامی کاشانی خیلی به ایشان علاقه مند بود. من در مراسم تشییع پیکر پاک شهید دیدم که ایشان خیلی اشک می ریخت و گریه می کرد و با شهید مانوس بود و علاقه خاصی به شهید فرامرزی داشت.
اینکه حضرت آیت الله امامی کاشانی فرمودند ایشان با اخلاص بودند و سرباز فداکار؛ از دیدگاه من شهید فرامرزی از یک بصیرت خاصی برخوردار بود؛ آینده را خوب می دید، باهوش و پیرو رهبری و در واقع مقلد حضرت آیت الله خامنه ای بود و علاقه خودش را مکرر به انقلاب ابراز می کرد و بهمین خاطر  در جهت پیروی از فرامین رهبر معظم انقلاب راه خودش را اینگونه انتخاب کرد که به عنوان مدافع حرم برود و و قتی خبر شهادتش را شنیدم خیلی متأثر شدم.
شهادت ایشان هم اینگونه بود که یکی از همرزمان ایشان  گلوله می خورد و شهید فرامرزی به کمک دوستش می رود که خودش هم گلوله می خورد و به درجه رفیع شهادت نائل می شود.
  شهید فرامرزی و عموماً شهدا چه انتظاری از ما دارند؟
در واقع ما باید به این نکته توجه داشته باشیم که شهدا حق بزرگی بر گردن ما دارند؛ دانشجویان این دانشگاه و همکلاسی های شهید فرامرزی باید بدانند امنیت و آسایشی که دارند مرهون فداکاری این سربازان مخلص انقلاب است. شهید فرامرزی از پاسدارانی بود که با خدا عهد بسته بود که تا آخر عمر  خود از انقلاب و فرهنگ  و تشیع پاسداری کند. این شهید از ما انتظار دارد که راهش را ادامه دهیم، بر انقلاب پایبند باشیم، فرامین رهبر معظم انقلاب را گوش دهیم تا انشا الله بتوانیم گوشه ای از فداکاری های این شهید را پاسخ داده باشیم.
  اگر خاطره ای از این شهید گرامی به خاطر دارید بفرمایید.
خاطرات فراوانی از ایشان دارم، نوعاً خوش اخلاق بود، همواره یک تبسمی بر چهره داشت و از صبر و حوصله خاصی برخوردار بود. خواست خدا بود که این شهید در این سن و سال به لقا الله بپیوندد و واقعاً جای خالی ایشان در بین همه ما احساس می شود.
  سخن آخر
با اینکه شهید فرامرزی دانشجوی کارشناسی ارشد بود و می توانست درسش را بخواند و استعدادش هم خوب بود؛ اما تشخیص داد که اینگونه باشد. شهید فرامرزی مانند اسمش به مرزهای جغرافیایی ما بسنده نکرد و وقتی خطر داعش را احساس کرد دید که اگر جلوی آن ایستادگی نکنیم به مرزهای کشور مان نزدیک می شود و مانند اسمش فرامرزی عمل کرد و جلوی آنها ایستاد.
واقعاً شهدای مدافع حرم که خارج از مرزهای ما رفتند و دفاع کردند از یک ثواب مضاعفی برخوردارند و جایی رفتند که بتوانند مملکت ما را ایمن کنند که دشمن نتواند به جمهوری اسلامی ایران تعرض کند.
عاش سعیدا و مات سعیدا
خدا رحمتشان کند.


امام جمعه اصفهان در گفت و گو با آدینه تهران:
ائمه جمعه برای شناسایی کاندیدای اصلح روشنگری کنند
امام جمعه اصفهان گفت: آنچه که این زمان باید مورد توجه رسانه ها و ائمه جمعه قرار گیرد آگاه سازی و تبیین شرایط موجود است. ائمه جمعه  باید ملاک ها و معیارهای یک کاندیدای اصلح را که هم امام راحل و هم  رهبر حکیم انقلاب مطرح کرده اند را برای عموم تشریح کنند. ائمه جمعه باید از تریبون نماز جمعه برای شناسایی کاندیدای اصلح روشنگری انجام دهند بدون اینکه موضعگیری کرده و یا از فرد خاصی حمیات کنند چرا که این تریبون نباید به فرد خاصی اختصاص پیدا کند. آیت الله سید یوسف طباطبایی نژاد امام جمعه و نماینده ولی فقیه در استان  اصفهان در گفت و گوی اختصاصی با آدینه تهران متذکر شد: مسئله انتخابات بسیار حساس و مهم است به ویژه انتخابات مجلس خبرگان رهبری. در کنار آن انتخابات مجلس نیز اهمیت خاص خود را دارد. همچنین از این نکته هم نباید غافل شد که شور حضور در انتخابات چه از طرف کاندیداها و چه از طرف رای دهندگان بسیار بااهمیت است. اصل حضور که افراد زیادی هجوم آورده و ثبت نام کرده اند بسیار عالی و نشانه این است که مردم بعد از 37 سال خواهان انقلاب اسلامی هستند و دوست دارند به آن خدمت کنند.  وی افزود: این مسئله هم طبیعی است که در بین شمار زیاد ثبت نام کنندگان افرادی که داری هدفی غیر از اهداف جمهوری اسلامی ایران هستند هم ثبت نام کنند. اینجاست که فیلتر شورای نگهبان در نظر گرفته شده تا آنهایی که گمان دارند از طریق انتخبات می توانند به مراکز تصمیم گیری انقلاب اسلامی نفوذ کنند را متوقف کند. شورای نگهبان وظیفه دارد در این برهه حساس از اصول انقلاب دفاع کند و افرادی را تایید کند که قصد دارند به نظام خدمت کنند و سایرین را مورد تایید قرار ندهند. امام جمعه اصفهان خاطرنشان کرد: این رویه ای است که در همه جای دنیا مورد تایید است و هیچ نظامی نمی پذیرید که افراد مخالف در مراکز قدرت و تصمیم گیری راه پیدا کنند. در حال حاضر هم بررسی لیست های انتخاباتی نشان می دهد دو تیپ افراد ثبت نام کرده اند که باید با حساسیت ویژه ای مورد بررسی قرار گیرند یعنی در عین حال که باید فضا را برای ثبت نام و مشارکت حداکثری باز گذاشت باید با دقت مضاعف فضای رقابت را برای افراد صالح فراهم کنیم. طباطبایی نژاد تصریح کرد: یک گروه از ثبت نام کنندگان افرادی هستند که طرفدار انقلاب اسلامی هستند اما همه چیز را برای خود می خواهند و چنین مطرح می کنند که فقط باید ما در راس کار باشیم. گروه دوم هم افرادی هستند که با برنامه در این انتخابات شرکت کرده اند و می خواهند از این طریق راه را برای نفوذ بیگانگان باز کنند که به هیچ وجه پذیرفته نیست و شورای نگهبان با هوشیاری کامل از این برنامه جلوگیری خواهد کرد.  نماینده ولی فقیه در استان اصفهان در پایان تاکید کرد: آنچه که این زمان باید مورد توجه رسانه ها و ائمه جمعه قرار گیرد آگاه سازی و تبیین شرایط موجود است. ائمه جمعه  باید ملاک ها و معیارهای یک کاندیدای اصلح را که هم امام راحل و هم  رهبر حکیم انقلاب مطرح کرده اند را برای عموم تشریح کنند. ائمه جمعه باید از تریبون نماز جمعه برای شناسایی کاندیدای اصلح روشنگری انجام دهند بدون اینکه موضعگیری کرده و یا از فرد خاصی حمیات کنند چرا که این تریبون نباید به فرد خاصی اختصاص پیدا کند.

امام جمعه شیراز در گفت و گو با آدینه تهران:
ائمه جمعه
بصیرت افزایی کنند
امام جمعه شیراز گفت: سناریوی طرفداران فتنه برای شرکت در انتخابات اجرای برنامه نفوذ است.آیت الله اسدالله ایمانی امام جمعه شیراز و نماینده ولی فقیه در استان فارس گفت: نگاهی به فهرست افرادی که در انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان ثبت نام کرده اند نشان دهنده تلاش برخی افراد مرتبط با فتنه برای راه یابی به مراکز حساس و تصمیم ساز نظام جمهوری اسلامی است. بر این اساس باید به این نکته توجه داشت که این افراد با برنامه ریزی قبلی و با هدف تصمیم به ثبت نام در انتخابات شرکت کرده اند. وی افزود: پیش از این بارها رهبر فرزانه انقلاب درباره نفوذ دشمن تذکر دادند و این خطر را گوشزد کرده اند. باید توجه داشت که سناریوی طرفداران فتنه برای شرکت در انتخابات اجرای برنامه نفوذ است. این افراد سعی دارند انتخابات را مقدمه ای برای نفوذ سیاسی قرار دهند تا دشمن از این طریق به خواسته ها خود برسد. مقوله نفوذ موضوع بسیار حساسی است که از کانال های گوناگون فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و نظامی ممکن است صورت گیرد.  امام جمعه شیراز اضافه کرد: اولین و حساس ترین راه، نفوذ در فرهنگ و نفوذ فرهنگی است که پس از آن کانال نفوذ سیاسی قرار دارد. دشمن سعی دارد با رخنه در مراکز حساس و تصمیم ساز نظام مانند مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری برای رسیدن به مقاصد خود برنامه ریزی کند و این نقشه را از طریق حامیان فتنه و اصحاب فتنه عملیاتی کند. بنابراین مسئله نفوذ در مراکز تصمیم گیری مهم است و لازم است همه دست اندرکاران با دقت مواظبت کنند. نماینده ولی فقیه در استان فارس در آخر تاکید کرد: بالندگی نظام ما بر پایه بصیرت مردم است و در این مقطع هم لازم است رسانه ها و ائمه جمعه برای بصیرت افزایی ملت وارد عمل شوند. ائمه جمعه و رسانه ها  باید بینش سیاسی مردم را افزایش دهند تا افراد در انتخاب خود با دید باز و بینش وارد عمل شوند و نمایندگانی را راهی مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان کنند که از همه نظر دارای صلاحیت هستند.


کارشناس مسائل خاورمیانه در گفت و گو با آدینه تهران:
پیروزی های اخیر در سوریه
بر روند مذاکرات ژنو 3 موثر خواهد بود
کارشناس مسائل خاورمیانه گفت: در حال حاضر وضعیت نظامی در سوریه مطلوب ارزیابی می شود و پیروزی های پی درپی نیروها و شکست داعش را شاهد هستیم. این در حالی است که در آستانه نشست ژنو3قرار داریم و بدون شک این پیروزی ها در روند مذاکرات هم تاثیرگذار خواهد بود. دکتر سید هادی سید افقهی کارشناس برجسته مسائل خاورمیانه در گفت و گوی اختصاصی با آدینه تهران خاطرنشان کرد: تحولات جدی میدانی سوریه بعد از ورود روسیه و تشکیل اتاق جنگ مشترک بین روسیه، ایران، حزب الله و نیروهای مردمی سوریه به نفع مردم سوریه و نیروهای مسلح این کشور شد. با شکل گیری این روند شکست های داعش و پیشروی های نیروهای مسلح آغاز شد و بسیاری از پایگاه های نظامی نزدیک پایتخت آزاد شد. هم اکنون بسیاری از شاهراه ها و مسیرهای دسترسی بین استانی آزاد شده است. تپه های استراتژیک در شمال غرب لاذقیه پاکسازی شده است.  وی افزود: در حال حاضر شاهد پیروزی های مکرر در سه محور مهم هستم. یکی از آنها محور حلب و اطراف آن است که به عنوان دومین شهر بزرگ سوریه بسیار قابل توجه است. از دیگر موضوعات مهم و بسیار تاثیرگذار رفع حصر قریب الوقوع شهرک های شیعه نشین الزهرا و نُبل است. این شهرک ها حدود 50هزار ساکن شیعه دارد که مورد طمع نیروهای داعشی قرار داشت و از نظر حیثیتی بسیار برای شیعیان دارای اهمیت بود چرا که داعش قصد تعرض به این مناطق را داشت اما خوشبخانه علیرغم محاصره با مقاومت مردم روبرو شد و در حال حاضر ارتش به نزدیکی های این شهرک ها رسیده و به زودی خبر خوش آزادسازی آن اعلام می شود. محور دیگر هم در جبهه پایتخت و حومه این شهر است که شاهد انهدام بسیاری از سنگرها و تونل ها در این مناطق هستیم.
سیدافقهی متذکر شد: سه انفجاری که داعش در شهرک زینبیه انجام داد و 75نفر از مردم بی دفاع را به شهادت رساند نشانه پیروزی مردم سوریه است چرا که داعش هر زمان که در جبهه نبرد شکست می خورد از مردم انتقام می گیرد. بر این اساس در حال حاضر وضعیت نظامی در سوریه مطلوب ارزیابی می شود و پیروزی های پی درپی نیروها و شکست داعش را شاهد هستیم. این در حالی است که در آستانه نشست ژنو3قرار داریم و بدون شک این پیروزی ها در روند مذاکرات هم تاثیرگذار خواهد بود.
این کارشناس مسائل خاورمیانه تصریح کرد: اما درباره وضعیت روسیه و حضور در این میدان نبرد باید بدانیم که در حال حاضر روسیه بر اوضاع مسلط شده و با درنظر گرفتن 5هدف عمده راهی میدان نبرد در سوریه شده است. اول اینکه روسیه از فروپاشی سوریه و سرازیر شدن 4هزار نیروی داعش از چچن و داغستان به سمت روسیه واهمه دارد و برای کنترل این اوضاع وارد سوریه شده است. نکته دوم هم اینکه پس از صدام و قزافی پایگاه روسیه در منطقه محدود شده و برای حفظ جایگاه خود و دسترسی به آب های آزاد نیازمند حفظ پایگاهی مانند لاذقیه است. مورد سوم حفظ صادرات گاز روسیه به اروپا و کشوری مانند آلمان است که مورد طمع قطر قرار گرفته و روسیه سعی دارد این امتیاز بزرگ را برای خود محفوظ نگاه دارد. چهارمین علت حضور روسیه در جنگ با داعش کشف منابع نفت و گاز در سواحل لبنان و سوریه است که بسیاری از کشورها به آن طمع دارند و بر این باورند که هر کس در سوریه پیروز شود صاحب نفت این مناطق خواهد شد.
وی در تکمیل توضیحاتش افزود: دلیل پنجم هم این که جنگ آینده آمریکا و اتحادیه اروپا علیه مجموعه برزیل، روسیه، هند و آفریقا است که بلوک اقتصادی را در کنار مجموعه اقتصادی شانگ های تشکیل داده اند و این نبرد اقتصادی زمانی رخ خواهد داد که حکومت بشار اسد را سرنگون شده ببینند و اوضاع خاورمیانه تغییر یابد. علاوه بر این رهبر حکیم انقلاب درباره کشیده شدن جنگ های نیابتی به مرزهای ایران هشدار دادند و درباره عواقب ان نکاتی را مطرح فرمودند که یکی از دلایل تشکیل اتاق جنگ با حضور روسیه همین موضوع است.

انتهای پیام/

 

    برای دریافت مهمترین اخبار عضو کانال تسنیم در تلگرام شوید.
    مهمترین عناوین اخبار
    مهمترین عناوین اخبار سیاسی
    خبر فوری