چرا دشمن از انقلاب و انقلابیگری میترسد
پیروزی انقلاب اسلامی و سرنگونی رژیم وابسته پهلوی، در حقیقت، پایان یک مرحله ظلمانی و آغاز یک مرحله نورانی برای جهان اسلام و تمام بشریت بود.
به گزارش خبرگزاری تسنیم، پیروزی انقلاب اسلامی و سرنگونی رژیم وابسته پهلوی، در حقیقت، پایان یک مرحله ظلمانی و آغاز یک مرحله نورانی برای جهان اسلام و تمام بشریت بود. این رویداد، نقطه پایانی برای دوران سلطه چندصد ساله استکبار شرق و غرب بود که قرنها سایه سیاه و شومشان بر سر ممالک اسلامی بود و نیز پایانی برای سستی، رخوت، رکود، استضعاف، یأس، غربزدگی، شرقزدگی و عقبماندگی مسلمانان شد و سرآغاز دورانی طلایی برای بازگشت به ارزشها و معروفها و احیای اخلاق و حدود الهی و حرکت به سوی حاکمیت اللّه بر کره زمین شد.
انقلاب اسلامی ایران، خصوصیاتی شگرف داشت که آن را از سایر انقلابها متمایز میکرد، این انقلاب، تنها انقلابی علیه عقبماندگی علمی و صنعتی یا عقبماندگی اقتصادی و فقر یا تنها به منظور آزادسازی منابع انرژی از سلطه جهانخواران یا نوعی شورش یک طبقه اجتماعی، علیه ستمگری طبقهای دیگر نبود، بلکه علاوه بر اینها هدف انقلاب، بسی بالاتر و والاتر از اینها بود. این انقلاب در امتداد حقیقی نهضت عاشورا و منشأگونه نوینی از جنبشهای انقلابی در تاریخ معاصر و آینده جهان گردید که برای محافل رسمی سیاسی شناخته شده جهان نیز آشنا نبود. این انقلاب، انقلاب توحید، علیه شرک و اسلام، علیه جاهلیت بود و به همین دلیل تا تحقق آن اهداف الهی، توقف و ایستایی برای آن قابل تصور نبود.
مسئله بسیار مهم دیگر در تحلیل روند انقلاب، توجه به این اصل اساسی است که هرچند این انقلاب در سرزمین ایران رخ داد، اما به هیچ وجه، یک انقلاب ملی و مخصوص به مردم این آب و خاک نبود. این تنها اراده خداوند بود که نقطه آغازین انقلابی جهانی و شروع زلزلهای مبارک در ارکان سلطه طاغوتیان را در این آب و خاک قرار داد. به دیگر سخن، تمام خیزشهایی که در جهان اسلام و در قالب حرکت بیداری اسلامی رخ داد، بیارتباط و بیتأثیر از انقلاب ایران نبودند؛ به همین دلیل وقتی حرکت بیداری اسلامی در جهان اسلام شکل گرفت، کسی تردید نکرد که آن حرکت منبعث از حرکت انقلاب اسلامی است و به همین دلیل بود که تمام ظرفیت جهان سلطه و ارتجاع عرب که از آن بیشترین تهدید را احساس میکرد، برای خاموشی آن به کار گرفته شد.
در مواجهه با حرکت انقلاب اسلامی دشمن طی 38 سال گذشته همه روشهای لازم را به کار گرفت. دشمنان ملت ایران ابتدا تهاجم سخت را در دستور کار قرار دادند؛ جنگ تحمیلی هشت ساله، شورشهای اوایل انقلاب، حمایت از گروهکهای تروریستی، حمله به سکوهای نفتی ایران و سرنگون کردن هواپیمای مسافربری از نمودهای این تهاجم بود که به یاری پروردگار و در پرتو هیبت الهی امام خمینی(ره) و صبر و مقاومت ملت، به شکست دشمنان انجامید. پس از ارتحال امام خمینی(ره) تهاجم گسترده سیاسی، فرهنگی و اجتماعی دشمن ظرفیتهای انقلاب اسلامی در قالب «حمله نرم» در تمامی این عرصه مورد تهاجم بیوقفه زورگویان جهانی قرار گرفت، تحریم مستمر اقتصادی، حملات پیوسته سیاسی، تبلیغات اغواگر و زدن عقبههای جمهوری اسلامی در دیگر کشورها از روشهای مرحله دوم تهاجم دشمنان بود، توفیقات نه چندان گسترده استکبار و عوامل داخلی آنها در داخل کشور بعد ار دوم خرداد 76 به جایی رسید که عوامل داخلی آنها، آن سالها را دوران ختم انقلاب اعلام کردند و از ضرورت فرستادن امام راحل به موزه تاریخ سخن گفتند.
ناکامی در مهار حرکت انقلاب در سه دهه گذشته سبب شد که نظام سلطه در گام جدید تمرکز خود بر ایجاد انفعال در نیروهای انقلاب از طریق نفوذ و تأثیرگذاری در «مراکز تصمیمسازی و تصمیمگیری»، «تغییر باورهای مردم» و «تغییر محاسبات و مواضع مسئولان» قرار دهد که البته لازمه آن حمله به مبانی و نهادهای انقلاب از جمله سپاه پاسداران، شورای نگهبان، جوانان حزباللهی و روحانیون انقلابی و با هدف زمینهسازی برای تهی شدن نظام از عناصر درونی قدرت بود که به تعبیر مقام معظم رهبری در دیدار اخیر خبرگان، اگر این هدف محقق و جمهوری اسلامی از عناصر قدرت تهی شود، از بین بردن آن، یا تغییر اساسی جهت حرکت آن، کار دشواری نیست.
مقام معظم رهبری در سخنان خود در سالگرد ارتحال امام در نوعی آسیبشناسی از روند حرکت نظام یادآور شدند؛ بعد از رحلت امام بزرگوار(رحمهاللهعلیه)، در هر مقطعی که انقلابی عمل کردیم، پیشرفت بهدست آوردیم و در هر دورهای که از انقلابیگری و حرکت جهادی غفلت کردیم، عقب ماندیم و ناکام شدیم. ایشان تأکید کردند: انقلاب با عزم، اراده و ایمان مردم به وجود آمد و با همین نیروی مردمی باقی ماند و ریشه دواند و در مقابل تهدیدهای نظامی و تحریمها ایستاد و فلج نشد و شجاعانه و سربلند به حرکت خود ادامه داد که از این پس نیز باید این حرکت ادامه یابد. رهبر انقلاب در این مراسم با اشاره به اینکه انقلابی بودن فقط منحصر به دوران مبارزه یا دوران امام (رحمهاللهعلیه) نیست، خاطرنشان کردند: انقلاب و انقلابیگری برای همه دورانهاست و انقلاب یک رود جاری است و همه کسانی که براساس شاخصهای انقلابیگری عمل کنند، انقلابی هستند حتی جوانانی که امام (رحمهاللهعلیه) را هم ندیده باشند. خرداد 1390( 26 می2011) هنگامیکه بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی در کنگره امریکا سخنرانی میکرد، پس از اشاره به پیشرفتهای فنی و علمی ایران و ابراز نگرانی از انقلابهای اسلامی منطقه میگوید: «شش ماه قبل که پشت همین تریبون ایستاده بودم درباره خطر ایران هستهای هشدار دادم. اکنون زمان دیگری است. امروز از تنگه خیبر در عربستان تا تنگه جبلالطارق در مراکش، تحول و دگرگونی عمیقی در حال وقوع است و همه جا به لرزه افتاده است. این لرزه، کشورها را متلاطم و دولتها را متلاشی کرده است و همه ما همچنان شاهد این نوسانات هستیم. صحنههای استثنایی در تونس و قاهره، خاطرات برلن و پراگ 1989- پس از فروپاشی شوروی- را زنده نمیکند که امیدوارکننده باشد. این لرزه ویرانگر(!) یادآور انقلاب 1979 ایران است. باید قبول کنیم نیروی قدرتمندی وجود دارد که با الگوی مورد نظر ما برای اداره جهان مخالف است. در رأس این نیروی قدرتمند، ایران خمینی و خامنهای قرار دارد. من هشدار میدهم که لولای تاریخ- HISTORY HINGE- در حال چرخیدن است. کسانی که ایران و خطر آن را نادیده میگیرند، سر خود را در شن(!) فرو کردهاند.» به همین دلیل بود که رئیسجمهور امریکا چند روز بعد از به نتیجه رسیدن مذاکرات هستهای در وین در تابستان گذشته و در حالیکه هنوز برجام به تأیید ایران نرسیده بود، در مصاحبه با پایگاه اطلاعرسانی مایک(Mic) صریحاً از ضرورت گذار در داخل ایران و لزوم پایان یافتن شعار مرگ بر امریکا و انکار هولوکاست سخن میگوید و تأکید میکند: «چنین امری نیازمند تغییر در سیاست و رهبری ایران است. تغییر طرز فکر در زمینه رویکرد ایران به بقیه جهان و رویکردشان به کشورهایی مثل ایالات متحده.» این سخنان اوباما، در ماههای پایانی سال 94 و در آستانه اجرای برجام توسط دنیس راس، دستیار سابق اوباما در امور ایران و خاورمیانه در مقالهای در نشریه پولیتیکو صریحتر تبیین میشود. او مینویسد: اگر خواستار مشاهده تغییرات مطلوب در ایران و کاهش سیاستهای منطقهای خصمانه هستیم، باید از همان منطقی که در کشاندن ایران به میز مذاکرات هستهای استفاده کردیم، بهره ببریم، اما اگر سلیمانی بدون هزینه به گسترش نفوذ ایران ادامه بدهد، ممکن است توافق هستهای هم پایدار نماند. آنچه از زمان انجام توافق هستهای روشنتر شده، این است که تقریباً هیچ چیز به لحاظ اجتماعی و فرهنگی تغییر نکرده و در سیاستهای فراگیرتر ایران هم بعید است به زودی تفاوتی دیده شود.
متأثر از بقا و تداوم این روحیه انقلابی است که چندی پیش رابرت گیتس- وزیر دفاع پیشین امریکا- در گزارشی به کمیته خارجی «سنا» میگوید: «مشکل ما با ایران آن است که از تهدید نمیترسد و از ما نیز چیزی نمیخواهد. کسی که از ما چیزی نمیخواهد، چیزی هم به ما نمیدهد.» واشنگتنپست هم چندی پیش نوشته بود «انقلاب ایران به رهبری آیتالله خامنهای هر روز قدرت امریکا را بیشتر تحلیل میبرد و انقلابهای خاورمیانه را که ادامه راه آیتالله خمینی است، در اختیار دارد.» و شاید سخنان بنجامین رودز، دستیاراوباما و معاون مشاور امنیت ملی امریکا در ماه گذشته مصداق روشنی از چرایی نگرانی امریکا از تسری روحیات انقلابیگری در عرصه تحولات منطقهای باشد، آنگاه که میگوید: خارج کردن مدیریت پرونده منطقه در ایران از دست «تندروها؛ سردار سلیمانی و نیروی قدس» مهمترین اولویت امریکا در قبال ایران است. او میگوید امریکا مایل است مسئله منطقه از سوی ایران در چارچوب کانال ظریف- کری قرار بگیرد! او میافزاید: برای ما مهم است که به جای اینکه اجازه دهیم تندروها در منطقه تسلط یابند، با افرادی در ایران تعامل کنیم که به دنبال روابط سازنده هستند!
انتهای پیام/






















