توییتهایی علیه بازسازی «شکارچیان شبح»
استفانی زاچارک، نویسنده تایم در مطلبی با عنوان «زنان نقش اول تابستان» به حواشی شکل گرفته حول بازسازی فیلم «شکارچیان شبح» و باز شدن بحث آن در کمپینهای انتخاباتی پرداخته است. هتکحرمت زنستیزانه علیه فیلم، آن را به فیلمی بدل میکند که باید دیده شود.
به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران تسنیم «پویا»، مجله تایم در شماره 20 ژوئن 2016 خود در یک پرونده تفضیلی به معرفی فیلمهای تابستان 2016 هالیوود پرداخته است. در بخش کمدی این پرونده، بیشترین حجم مطالب صرف نسخه جدید فیلم «شکارچیان شبح» شدهاست. در گزارشی که مجله تایم برای این فیلم تهیه کرده است، مطلب با این سوال آغاز میشود که «چرا باید یک فیلم بزرگ بازسازی شود؟» در جواب به این سوال گریل مارکوس، منتقد فرهنگی می نویسد:«یکی از روشهایی که یک آهنگ به بقای خود ادامه میدهد تغییر دادن است. همیشه گفته میشود آهنگهای پاپ موسیقی متن زندگی ما هستند هنگامی که تمامی اینها بدان معناست که آهنگهای پاپ بیش از آهنگهای کانتری برای ما نوستالژیک نیستند. اما زندگیها دستخوش تغییر هستند و بنابراین چنین موسیقی متنی حتی اگر از آهنگهای مشابه برآمده باشند، نیز تغییر میکنند.»
با چنین مقدمهای نویسنده مجله تایم به سراغ فیلم محبوب ایوان ریتمن رفته است که در سال 1984 طلسمی بت گونه شد، بارها توسط کودکان دیده شد و مورد نقد قرار گرفت که امروز بزرگسال هستند. برخی از آن هواداران اعتقادی ندارند فیلم ارزش تغییر دادن داشته باشد. پل فیگ که نسخه جدید را بازسازی کرده است، در اکتبر 2014 در تویتر خود اعلام میکند فیلم را با «زنانی مضحک» بازسازی میکند و این همان تغیبر بزرگ است. این توییت باعث شد گروهی کوچک از پیگیران ناراضی «شکارچیان شبح» با تلاش برای تخریب ایده واکنش نشان دادند. وضعیت زمانی تشدید شد که فیگ اعلام کرد ملیسا مککارتی، کریستین ویگ، کیت مککینون و لسلی جونز قرار است جای بیل مورای، دن آیکروید، هارولد رامیز و ارنی هادسون را پر کنند. این خبر موجب شد توییتی با این عنوان منتشر شود:«فیلمسازی تنبل هالیوود، بیاید شکارچیان شبح را بازسازی کنیم اما با زنان! تنها مامانهای فوتبالی (زنان سفیدپوست طبقه متوسط حومه شهر) و خل و چلهای فمنیست پای این آشغال مینشینند.»
با این حال بازسازی فیلم محبوب دهه هشتادی از 15 جولای اکران میشود و کارگردان و بازیگران اثر باید دنباله اوقات تلخیهایی که طولانی و تبدیل به داستانی طوفانی شده است را هدایت کرده باشند. طبق یادداشت مجله تایم با انتشار نخستین تیزر فیلم در ماه مارس، وضعیت توییتها بغرنجتر نیز شد. در همان زمان، فیگ و گروه بازیگری با جمع متنوعی از منتقدان دیدار میکنند. برخی حس کردند لسلی جونز در نقش یک کارگر متروی نیویورک الگوی نژادی است. جونز از نقشش دفاع میکند؛ اما باز مورد هجمه توییتری قرار میگیرد. طبق مجله تایم؛ در ماه سپتامبر فیگ توییتی دور از ادب ارسال میکند؛ اما مجبور به عذرخواهی میشود.
استفانی زاچارک، نویسنده این یادداشت اشاره میکند این وضعیت قیاسی از جهان عجیبی است که در آن زندگی میکنیم و فیگ ناچار شده است آشکارا اظهارنظر کند و سپس به هر دلیلی عذرخواهی کند. ما در جهان بیهدف زندگی میکنیم که در آن دو کاندید از سه کاندید ریاستجمهوری آمریکا به دنبال شعلهور کردن خشم آمریکایی هستند. برنی سندرز در «شکارچیان شبح» سنجیده نشده است؛ اما در ویدئوی کوتاه منتشر شده در ژانویه، دونالد ترامپ سردرگمی صریح خود را نشان میدهد:«و اکنون اینان «شکارچیان شبح» را فقط با زنان میسازند. چه خبر است؟» یکی از اتهاماتی که اغلب به هیلاری کلینتون اطلاق میشود فقدان گرمی است که در اینجا قواعد را به شدت گیجکننده میکند: یک زن نمیتواند شکارچی شبح باشد و اگر او فاقد کیفیات زنانه لازمه باشد، نمیتواند رییسجمهور شود.
چشمانداز ترسناکی است. از همین روست که دفاع آتشین فیگ از هر دو پروژه و بازیگرانش به معنای ادامه یافتن این مساله به سالیان بعد است. شاید این نشانی بر آغاز پایان ظلم فرهنگ هواخواهی پسرانه باشد. اگر بپذیریم رسانههای اجتماعی نه تنها ذائقه تودهها را نشان میدهد؛ بلکه ذائقه اقلیت پرسروصدای خشمگین را نیز نشر نمیدهد.
در نهایت نویسنده این یادداشت با اشاره به شکلگیری ضدیت با بازسازی فیلمها، از حساسیت تماشای فیلم فیگ میگوید و ابراز امیدواری میکند تعداد کثیری از مردم به تماشای فیلم بنشینند و از آن لذت برند.
انتهای پیام/























