فرجام دیپلماسی لبخند
برخی تصور میکنند ما میتوانیم با امریکا کنار بیاییم و مشکلات خود را حل کنیم در حالیکه این تصور نادرست، و یک توهم است.
به گزارش خبرگزاری تسنیم، «برخی تصور میکنند ما میتوانیم با امریکا کنار بیاییم و مشکلات خود را حل کنیم در حالیکه این تصور نادرست، و یک توهم است. از لحاظ منطقی، هیچگاه جمهوری اسلامی ایران مورد محبت دولت امریکا قرار نخواهد گرفت، رفتار امریکاییها همواره خباثتآمیز و همراه با عناد بوده است، بنابراین تصور اینکه مسائل ایران و امریکا سوءتفاهم است و از طریق مذاکره و به شیوه «پنجاه- پنجاه» (برد- برد) قابل حل است، تصوری غیرواقعی و غلط است. مسئله اصلی امریکاییها، موجودیت جمهوری اسلامی ایران است که با مذاکره و رابطه حل نمیشود زیرا قدرت و استقلال ناشی از اسلام برای استکبار غیرقابل قبول است. از دیدگاه امریکا، مصالحه بهمعنای تنزل از مواضع و اصول است و این تنزل پایانی ندارد، همانگونه که اکنون بعد از موضوع هستهای، موضوع موشکی را پیش کشیدهاند، بعد از موشک، نوبت به حقوق بشر میرسد، بعد از حقوق بشر، موضوع شورای نگهبان، سپس موضوع ولایت فقیه و در نهایت قانون اساسی و حاکمیت اسلام مطرح خواهد شد؛ بنابراین تصور اینکه جمهوری اسلامی میتواند با امریکاییها به مصالحه برسد، تصور نادرستی است.»
آنچه که بیان شد بخشی از فرمایشات حضرت امام خامنهای در جمع مسئولان ارشد نظام است که ضرورت تغییر دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران نسبت به غرب و مشخصاً امریکا را مورد تأکید قرار میدهد.
رویکرد دولت یازدهم در سیاست خارجی مبتنی بر مذاکره و تعامل با جهان به ویژه غرب و در رأس آن شیطان اکبر و طاغوت اعظم از طریق مذاکره و به شیوه پنجاه - پنجاه (برد- برد) و اعمال دیپلماسی لبخند(موسوم به دیپلماسی التماسی، تعاملگرا، خواهشمندانه یا غیرانقلابی) است.
تجربه سه سال گذشته نشان داده است که دیپلماسی لبخند موفق نبوده و از یک طرف سبب گستاخی بیشتر طرف مقابل و تسری آن به کشورهای دیگر شده است و از طرف دیگر سبب شده دولت حل همه مشکلات اقتصادی و معیشتی و... مردم و کشور را به حصول موفقیت در دیپلماسی التماسی پنجاه - پنجاه منوط و مشروط نموده و به دلیل ناموفق بودن این دیپلماسی عملاً کشور را با بنبست مواجه ساخته است. نتایج حاصل از اعتماد به غرب و باور به رسیدن به تفاهم با امریکا از شکست قطعی دیپلماسی لبخند حکایت میکند:
1 - علاوه بر منتقدان دلسوز نظام، اغلب دست اندرکاران برجام در داخل دولت نیز بر ناکارآمد بودن برجام و شانه خالی کردن غرب از انجام تعهدات خود باور دارند.
2 - امروز بنا بر گفتههای مکرر دولتمردان و سیاستمداران امریکایی و... متغیر اصلی در مذاکرات بین ایران و امریکا، انقلاب اسلامی ایران و ضرورت تغییر رویکرد انقلابی ایران بوده و سایر متغیرها، نظیر هستهای، موشکی و حقوق بشر همگی بهانه و دستاویزی برای تغییر ماهیت نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران است.
3 - تلاشهای انجام شده از سوی دولت و تعجیل برای سرعت تصویب برجام در داخل تاکنون بینتیجه بوده و عملاً برجام را صرفاً به یک بیانیه سیاسی بیخاصیت و یک طرفه تبدیل نموده است.
4 - با فرض بر موفقیتآمیز بودن ظاهری برجام، رجحان سیاست بر حقوق بینالملل و سلطه قوی بر ضعیف و عدم قبول اصالت ذاتی برای اخلاق در نظام سلطه، رجوع به محاکم بینالمللی برای احقاق حقوق ایران را به یک جوک بیمزه و تلخ تشبیه کرده است.
5 - دل بستن به حل همه مشکلات کشور از طریق به نتیجه رسیدن برجام شبیه به دل بستن به تبدیل آب یک دریا به دوغ به وسیله یک سطل ماست است که از اساس بیهوده و مبتنی بر توهم و خیالبافی است. از اینروست که سخنان حکیمانه رهبر فرزانه انقلاب اسلامی به دولت جناب آقای روحانی گوشزد میکند که راه برونرفت از بنبست فعلی، تأکید بر اتخاذ رویکرد دیپلماسی خواهشمندانه نیست، بلکه تکیه بر پارامترهای قدرت مادی و معنوی در انقلاب اسلامی و در درون نظام جمهوری اسلامی است که باید به وسیله منابع قدرت ملی، طرف مقابل را با اتخاذ دیپلماسی فعال و حتی تهاجمی به چالش کشاند.
واقعیت این است که دیپلماسی خواهشمندانه بیشتر جنبه ایزولهای، ناتوانی و دفاعی دارد و بعید است که با توجه به سوابق حریفان ما در عرصه سیاست بینالملل جواب بدهد. بنابراین شایسته است که به سمت یک دیپلماسی فعال و استفاده از ظرفیتهای داخلی و آن هم به شکل تهاجمی باشیم و در عین حال دولت محترم مدبرانه به اتخاذ رویکردهای عملی در خصوص اقتصاد مقاومتی و درونزا بپردازد. راه برونرفت از مشکلات کشور، همان خطوط اصلی اقتصاد مقاومتی است که باید از تئوری و برگزاری همایش خارج شده و جنبه عملیاتی پیدا کند. با توجه به تجربه گرانسنگ دولت در ناموفق بودن دیپلماسی لبخند و با عنایت به تأکید مقام معظم رهبری، لازم است دولت جناب آقای روحانی با پرهیز جدی از توهم و خیالبافی مبتنی بر تعامل با کدخدا (شیطان اکبر و طاغوت اعظم) تلاش کند در فرصت باقی مانده از عمر خود به تحقق عدالت اجتماعی، مبارزه با رانتخواری، اقدام جدی علیه تبعیض و رفع فاصله طبقاتی، رفع موانع تولید، احیای بنگاههای اقتصادی کوچک و متوسط، از بین بردن رکود و بیکاری، ساماندهی نظام صادرات و واردات و جلوگیری از واردات کالاهای لوکس و کالاهایی که مشابه داخلی دارند، کاهش تصدیگری دولت، ازدیاد ثروت ملی و تکثیر تولید پرداخته و با ورود به دیپلماسی انقلابی و عزتمندانه، مرگ دیپلماسی لبخند را اعلام نماید.
انتهای پیام/






















