هدف از جنگ در سوریه تغییر نظام برای ضربه به ایران و حزب الله لبنان

افشای ایمیل‌های هیلاری کلینتون نشان می‌دهد که هدف اصلی از جنگ برای تغییر رژیم سوریه، تمایل اسرائیل برای حذف سوریه به عنوان زنجیره اصلی بین ایران و حزب الله لبنان بوده است.

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم به نقل از میدل ایست آنلاین، برنی ساندرز سناتور دموکرات حتی از ترامپ فراتر رفت و در مواضعی شجاعانه سرکوب فلسطینی ها توسط اسرائیل را به باد انتقاد گرفت ولی در عین حال هنوز توانسته است در رقابت شگفت آوری با هیلاری کلینتون نامزد پیشتاز دموکراتها، باقی بماند.

اگر نامزدهای سبز و لیبرال ضد امپریالیستی را نیز در نظرسنجی های انتخابات سراسری همراه با دونالد ترامپ در نظر بگیریم، این 3 بخش می توانند 54 درصد نظرسنجی ان بی سی نیوز و وال استریت ژورنال را تشکیل دهند.

تنها هیلاری کلینتون که 39 درصد حمایت را در نظرسنجی کسب کرده است، همچنان از دیدگاه ها و سیاست های نومحافظه کارانه با افتخار حمایت می کند، وی خواستار تغییر رژیم سوریه با اشغال این کشور است و همچنین از ایجاد منطقه پرواز ممنوع و مناطق حائل مرزی دفاع کرده و رویکرد خصمانه تری در قبال روسیه مسلح به سلاح هسته ای دارد.

در روسیه، نومحاظفه کاران رویای تغییر رژیم و برکناری پوتین از قدرت را در سر می پرورانند و تمایل دارند تا سرنوشتی شبیه صدام حسین در عراق و معمر قذافی در لیبی را برای وی رقم بزنند. مرگ وحشتناک این دو نفر نشانه ای از سلطه نومحافظه کاران در سیاست خارجی آمریکا طی دهه های اخیر است.

ولی به نظر می رسد تعداد کمی از حامیان کلینتون حاضر هستند از وی در این شرایط حمایت کنند زیرا آنها خواستار دیدگاه های امپریالیستی نومحافظه کارانه بیشتری در خارج آمریکا هستند. آنها همواره تمایل خود را اعلام کرده اند که دوست دارند یک زن رئیس جمهور آمریکا شود.

در عین حال برخی از حامیان کلینتون به این واقعیت آگاهی دارند که وی به عنوان سناتور و وزیر خارجه سابق آمریکا نقش زیادی در آغاز جنگ عراق، کشاندن اوباما به بحران لیبی و تشدید جنگ سرد پرهزینه با روسیه داشته است.

در واقع اگر یک جنبش موثر صلح در آمریکا وجود داشته باشد، بسیاری از طرفداران کلینتون ممکن است به رهبران صلح بپیوندند و خواستار نشست های رو در رو با کلینتون شوند و تهدید به دست کشیدن از حمایت از وی کنند اگر کلینتون حاضر نباشد سیاست های جنگ طلبانه نومحاظفه کاران را رد کند.

عدم وجود جنبش موثر صلح طلب در آمریکا نشانگر این واقعیت است که طرفداران ضد جنگ شکست خورده اند و نتوانسته اند در سیاست عملی جهانی نفوذ داشته باشند، همان طور که مارتین لوتر کینگ توانست با روش خود لیندون جانسون رئیس جمهور وقت آمریکا را برای پایان دادن به تبعیض نژادی مجاب کند.

البته نکته مهم این است که طرفداران صلح و مخالفان سیاست های جنگ طلبانه در آمریکا از حمایت غول های رسانه ای برخوردار نیستند. این وضعیت را می توان با دهه 1960 میلادی مقایسه کرد که رسانه های بزرگ آمریکا مثل سی ان ان، واشنگتن پست و نیویورک تایمز از همگرایی نژادی حمایت کردند و این مساله نقش مهمی در پایان تبعیض نژادی در جامعه آمریکا داشته است. ولی وضعیت در زمینه سیاست های ضد جنگ تاحد زیادی نسبت به دهه 1960 فاصله دارد.

امروز جریان اصلی رسانه های آمریکایی صداهای مخالف با سیاست های جنگ طلبانه این کشور را مورد توجه قرار نمی دهند. در نظر بگیرید که رسانه های مهم آمریکایی هیچ چیزی از گروه "وی آی پی اس" را منتشر نمی کند که دیدگاه های شخصیت های بین المللی مثل دانیل السبرگ افشاکننده اسناد پنتاگون، کالین راولی افشاگر اف بی آی و ری مک گاورن تحلیلگر سابق سیا ارائه می کند.

اگر رویکرد مغرضانه و نامتعادل رسانه های آمریکایی نبود، هر روز باید تیترهایی در خصوص خسارات ناشی از جنگ منتشر می شد و رسانه های آمریکایی دیدگاه های نقادانه ای نسبت به نقش کلینتون در حیف و میل میلیاردها دلار از منابع مالی و از بین بردن جان هزاران انسان ارائه می کردند.

بی شک یک بحث کاملا جدی درباره عطش کلینتون برای گسترش جنگ در سوریه وجود خواهد داشت. با این حال، جریان اصلی مباحث و مناظرات محدود به اختلافات ناچیز و جزیی بین مقام های رسمی واشنگتن و مداخله گران لیبرال شده است که به دنبال بهانه ای برای توجیه اشغال سوریه هستند.

هم نومحافظه کاران و هم لیبرال ها از حملات هوایی برای کشتن سربازان جوان سوری که در خط مقدم مقابله با جبهه النصره و داعش قرار دارند، حمایت کرده اند. در عین هر دو گروه خواستار دخالت بیشتر نظامی آمریکا علیه ارتش سوریه هستند.

افشای ایمیل های هیلاری کلینتون نشان می دهد که هدف اصلی از جنگ برای تغییر رژیم سوریه، تمایل اسرائیل برای حذف سوریه به عنوان زنجیره اصلی بین ایران و حزب الله لبنان بوده است.

این ایمیل ها لزوم تغییر رژیم سوریه و اهمیت آن برای اسرائیل را نشان می دهد، تل آویو در عین حال خواستار قطع نفوذ ایران در منطقه بوده تا از انحصار هسته ای اسرائیل در منطقه حفاظت کند. ایمیل کلینتون نشان می دهد که بهترین راهکار برای مقابله با توانایی هسته ای ایران، کمک کردن به مردم سوریه برای سرنگونی رژیم بشار اسد است.

در این ایمیل آمده است: مذاکرات برای محدود کردن برنامه هسته ای ایران، معضل امنیتی اسرائیل را حل و فصل نخواهد کرد. آنها همین طور نمی توانند تا مانع از ارتقای بخش های مهم برنامه تسلیحات هسته ای تهران شوند. و همین طور قابلیت غنی سازی اورانیوم. در بهترین حالت، مذاکرات بین قدرت های جهانی و ایران که آوریل امسال در استانبول آغاز شده و در ماه می در بغداد ادامه خواهد یافت، اسرائیل را قادر خواهد ساخت تا تصمیم مربوط به حمله به ایران را چند ماه به تاخیر بیندازد، جنگی که می تواند موجب تشدید بحران در خاورمیانه شود.

در این ایمیل می خوانیم: شاید برنامه اتمی ایران و جنگ داخلی سوریه ظاهرا بی ارتباط باشند، ولی در واقع مرتبط هستند. برای رهبران اسرائیل، تهدید واقعی از جانب برنامه هسته ای ایران، چشم انداز حمله احتمالی ایران به اسرائیل که در نهایت منجر به نابودی هر دو می شود، نیست. چیزی که واقعا رهبران نظامی اسرائیل را نگران می کند، از دست دادن انحصار هسته ای در منطقه است که البته نمی توانند درباره آن به صراحت صحبت کنند.

بنابر این، همه صحبت ها درباره ایجاد مناطق حائل و سایر بهانه ها برای تغییر رژیم سوریه تنها پوششی برای مخفی کردن تمایل اصلی اسرائیل برای حفظ انحصار هسته ای در منطقه است. سرنگونی بشار اسد در نهایت هدف راهبردی اسرائیل است تا قدرت ایران را در منطقه کاهش داده و خطوط اصلی عرضه تجهیزات و سلاح برای حزب الله لبنان را قطع کند.

به همین دلیل است که ترکیه، عربستان سعودی و قطر در حال حمایت از تروریست های سنی از جمله القاعده و داعش هستند، کسانی که شیعیان را مرتد می دانند و حکم به قتل آنها می دهند. تروریست های سنی مهمترین و موثرترین دشمنان شیعه هستند و به دنبال دستیابی به هدف خود یعنی قطع نفوذ ایران در منطقه با سرنگونی دولت بشار اسد هستند.

بر اساس این ایمیل کلینتون: رابطه راهبردی بین ایران و سوریه وجود دارد که این مساله ایران را قادر می کند تا امنیت اسرائیل را به خطر بیندازد، نه از طریق حمله مستقیم بلکه توسط حمله گروه های نیابتی در لبنان مثل حزب الله. سرنگونی بشار اسد به این ائتلاف و اتحاذ خطرناک پایان خواهد داد. رهبری اسرائیل به خوبی درک کرده است که چرا شکست بشار اسد در این جنگ در نهایت به نفع تل آویو خواهد بود. ایهود باراک وزیر جنگ اسرائیل در مصاحبه با سی ان ان این گونه استدلال می کند: سرنگونی بشار اسد یک دردسر و چالش بزرگ برای محور رادیکال به خصوص ایران خواهد بود.

انتهای پیام/

 

واژه های کاربردی مرتبط
واژه های کاربردی مرتبط