فسادی که دامن القاب را گرفت!

فسادی که دامن القاب را گرفت!

اعطای القاب از شیوه‌های مرسوم و عجیب ایرانیان از روزگاران قدیم بوده است.القاب و عناوین که معمولاً با توجه به توانایی‌های افراد وخاستگاه اجتماعی آنان در طبقات گوناگون اعطا می‌شد، در دوره قاجاربا شیوه‌های خاصی چون خرید و فروش از رونق خاصی برخورد بود.

به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، از آنجا که القاب و عناوین نقش مهمی در تعیین جایگاه سیاسی افراد بویژه طبقه حاکمه داشته و بسیاری از افراد حاضر بودند با پرداخت پول‌های کلان یا حتی رشوه به هر طریقی صاحب آن القاب شوند، بنابراین بتدریج خرید و فروش القاب به شغلی جدید و نیز منبعی جهت کسب درآمد تبدیل شد. با توجه به این مقدمه در ادامه به تبیین برخی از انواع مهم این القاب و نحوه خرید و فروش آن در دوره قاجار پرداخته می‌شود.

تاریخچه اعطای القاب در ایران


بررسی‌های تاریخی نشان‌دهنده این یافته است که اعطای القاب و عناوین از دوران باستان در ایران مرسوم بوده است. در این دوره، به افراد سرشناس سیاسی یا اجتماعی خاص، القابی چون «سپهبد»، «سپهسالار»، «دیواندار»، «بارسالار» و... از سوی زمامداران یا دولتمردان یا عالمان دینی اعطا می‌شده است.  این روند در دوره‌ها و حکومت‌های بعدی نیز ادامه و رواج پیدا می‌کند. اگرچه القاب اعطایی با ظهور اسلام تا حدودی با تأثیرپذیری از زبان عربی تغییر می‌یابد و کنیه‌ها نیز وارد کشور می‌شود اما تفویض القاب طبق همان روند قبلی وجود داشته است. کنیه‌ها اغلب القابی بودند که در میان اعراب رواج داشتند و مبین جایگاه شغلی، دیوانی یا اجتماعی افراد بودند. البته بتدریج در دوره‌هایی چون دوره غزنویان نوآوری‌هایی در زمینه اعطای القاب صورت می‌گیرد و القاب جدیدی که ترکیبی از 2 یا چند کلمه بود رواج یافت، اما این شیوه هیچگاه منسوخ نشد و تا دوره صفوی ادامه یافت. «عضدالدوله»، «رکن‌الدوله»، «عین‌الدوله»، «امین‌المله»، «بهاءالدوله»، «سیف‌الدوله» و... برخی از این عناوین مهم و ترکیبی است که بر حسب جایگاه افراد در حکومت و دربار اعطا می‌شد.آنچه در رابطه با القاب اتخاذی در این دوره و تا پیش از قاجاریه حائز اهمیت است این است که تفویض القاب تنها به افراد خاص و معدودی آن هم تحت شرایطی خاص اعمال می‌شد. اما شکل‌گیری دولت قاجار، مرحله جدیدی در گسترش و شدت یافتن القاب و عناوین حکومتی بود.


اعطای القاب در دوره  قاجار


روند تفویض القاب در دوره  قاجار با قدرت‌یابی فتحعلی‌شاه آغاز و با سلطنت ناصرالدین‌شاه به اوج می‌رسد. اتفاق متفاوتی که در این دوره نسبت به دوره‌های قبل می‌افتد این است که القاب توصیفی نیز وارد دایره القاب و عناوین می‌شود. «عبدالله مستوفی» در این رابطه و نیز گسترش القاب و عناوین بویژه در دوره «آغامحمدخان» می‌نویسد: «کار اعطای لقب از پسرهای شاه نیز تجاوز کرد و گذشته از صدراعظم و مستوفی‌الممالک و صاحبدیوان و معیرالممالک که القاب شغلی بود، لقب‌های توصیفی مثل آصف‌الدوله، امین‌الدوله و معتمدالدوله به رجال درباری هم رسید». مستوفی در ادامه توضیح می‌دهد که میان این القاب و نیز قدرت واقعی پادشاهان، فاصله زیادی بوده و هر چه در الفاظ بلندپروازی بیشتر می‌شد، به همان میزان نیز از قدرت واقعی پادشاه کاسته می‌شد.


از جمله عناوین مهمی که در این دوره در ساخت القاب به کار می‌رفتند می‌توان به «آصف»، «اعتماد»، «محتشم»، «امین»، «اعتضاد»، «اختر»، «ادیب»، «اقبال»، «مجد»، «اکرم»، «رکن»، «مشیر» و... اشاره کرد که آصف، مشیر، مجد و اعتماد از جایگاه بالاتری نسبت به سایر القاب برخوردار بودند. این القاب با پسوندهای خاصی به کار می‌رفتند. به عنوان مثال القابی که توسط آصف به کار می‌رفتند عبارت بودند از: آصف‌السلطنه، آصف‌الملک، آصف‌الوزاره، آصف‌دیوان، آصف‌اعظم و آصف‌الدوله یا درباره مشیر می‌توان به مشیرالدوله، مشیرالحکما، مشیراعظم، مشیرالسلطنه، مشیرالملک و... اشاره کرد.


یکی از علل به وجود آمدن چنین وضعیتی یعنی گسترش بی‌اندازه القاب، مرسوم شدن شیوه  عجیب خرید و فروش القاب و عناوین بویژه در دوره  ناصرالدین‌شاه بود. به طور کلی تصاحب لقب، مزایایی برای فرد داشت و باعث می‌شد تا فرد خریدار یا صاحب آن از امتیازاتی برخوردار شود، به‌گونه‌ای که در زمان ناصرالدین‌شاه، «برای لقب فرمانی که صادر می‌کردند 50 تا 100 دانه 5 هزاری طلا هم برای صحه شاه تقدیم می‌کردند». افراد نیز بعد از آنکه امتیازات مربوط به القاب را خریداری می‌کردند، صاحب خدمه شده و به غارت و باجگیری از مردم می‌پرداختند. مجدالاسلام کرمانی درباره افتضاحی که این وضعیت به بار آورد، می‌نویسد: «از بس هر بی‌سر و پایی صاحب‌منصب شد، دیگر شأن و شرفی برای این مناصب باقی نماند حتی زرگر و معمار و کلاه‌دوز و نجار هم بی‌نصیب از منصب نماندند. بعد از اینکه این متاع به کلی فاسد شد و از رونق افتاد شروع به‌ فروش القاب افتخاری کردند». البته تعریفی که مجدالاسلام از شأن و شرف و مشاغل دارد مربوط به باور طبقه او است.


شیوه مذکور در این دوره به حدی گسترش یافت که گفته می‌شد گاه در دادن القاب اسراف شده و بسیاری از اشخاص با توسل به شیوه‌هایی چون رشوه یا هدایا، القابی را دریافت می‌کردند و همین موضوع باعث شده بود تا تفویض لقب اصالت و ضابطه خود را از دست بدهد. گذشته از این، اسراف در اعطای القاب موجب شد که بتدریج القاب جدیدی به عناوین قبلی اضافه شود که بسیاری از آنها از نظر معنایی، هیچ مفهومی نداشته و بدون حساب و کتاب به افراد داده می‌شد.


علت گسترش خرید و فروش القاب چه بود؟


سوال مهمی که در باب این موضوع مطرح است این است که گسترش القاب و پدید آمدن شیوه خرید و فروش آن، به چه دلیل اتفاق افتاد؟ در پاسخ به این سوال باید اشاره کرد، یکی از علل اصلی متداول شدن این شیوه، به وضعیت اقتصادی کشور بویژه در دوره ناصرالدین‌شاه بازمی‌گردد. کشور در این دوره به دلایل گوناگون، از جمله دریافت وام‌های کلان از کشورهای دیگر که عمدتاً نیز خرج هزینه‌های گران سفر ناصرالدین‌شاه به خارج می‌شد، با کسری بودجه و اقتصادی ورشکسته مواجه بود. خزانه کشور تقریباً خالی و دولت به کشورهای خارجی مقروض بود. در این شرایط، خرید و فروش القاب با قیمتی گزاف به عنوان راهی جهت برون‌رفت از ورشکستگی و جبران بخشی از بدهی‌ها مرسوم شد. البته بتدریج و با گسترش بی‌رویه این وضعیت، ناصرالدین‌شاه تصمیم به جلوگیری از این رویه گرفت و آوردن القاب در نامه‌ها را ممنوع کرد، اما موفق به لغو کامل این وضعیت نشد. با این حال این شرایط تا دوره مشروطه ادامه داشت و با پیروزی مشروطه تلاش‌هایی جهت مبارزه با این اقدام صورت گرفت؛ ولی این تلاش‌ها آن اندازه نبود که باعث تغییر اساسی این وضعیت شود. از سویی بعضی «حتی دموکرات‌های جاه‌طلب نیز نتوانستند این تغییر اسم را رها کنند».


از دیگر نکات قابل توجه در رابطه با موضوع القاب قاجاری، اختصاص عناوین خاص به زنان درباری بود. به طور کلی موضوع خرید و فروش عناوین، مشمول حال زنان نمی‌شد، چنانکه «مردهای ایرانی تا پیش از این، موقع خطاب نمودن یا صحبت از زنان‌شان آنان را با نام پسر بزرگ خود می‌خواندند». با این حال برخی از زنان درباری ‌بتدریج صاحب القاب خاصی شدند که از سوی شاه اعطا شده یا توسط همسران‌شان خریداری می‌شد. علاوه بر این بتدریج قباحت نام بردن از زنان از بین رفت و بسیاری از مردان از بردن نام همسران‌شان ابایی نداشتند. از جمله القابی که در این دوره برای زنان رواج یافت، لقب سلطان بود که ابتدا برای اشخاص درجه یک دربار و سپس سایر زن‌ها به کار رفت.


نام‌هایی با پسوند «خانم»، «سلطنه» و «دوله» از عناوین مهم و پرکاربردی بود که کم‌کم در رابطه با زنان دوره قاجار اعطا یا فروخته می‌شد که البته پسوند خانم نسبت به سایر پسوندها از فراوانی بیشتری برخوردار بود. در این دوره برخی از القاب هم تنها به یک نفر خاص تعلق می‌گرفت که از جمله آنها می‌توان به «مهدعلیا» لقب «ملک جهان خانم»، همسر محمدشاه و مادر ناصرالدین‌شاه اشاره کرد.


نکته دیگر که در باب اعطای القاب و عناوین به نظر می‌رسد قابل توجه است عجین بودن این موضوع با فساد سیاسی است. به عبارتی زمانی‌که دستگاه حاکمه با بحران اقتصادی روبه‌رو بود، از این روش جهت تأمین منافع مالی استفاده کرد، بی‌آنکه توجهی به عواقب و نتایج این مساله داشته باشد؛ زیرا گذشته از آنکه افراد از طریق روش‌هایی چون اخاذی و رشوه صاحب این القاب می‌گشتند، خود نیز از طریق القاب اکتسابی از مردم اخاذی کرده و جایگاهی را که شایستگی آن را نداشتند، تصاحب می‌کردند. این روش تا سال‌ها ادامه داشت و هرچند با انقلاب مشروطه تا حدی از شدت و گسترش آن کاسته شد؛ اما هیچگاه به طور کلی از بین نرفت تا اینکه بعدها با قانون ثبت احوال و لزوم شناسنامه‌دار شدن افراد به طور کلی منسوخ شد. مطابق این قانون که در سال 1304 به تصویب رسید، گذشته از الغای مناصب و القابی چون سپهسالار، اعطای القاب نیز ممنوع شد.

 

منبع: وطن امروز

انتهای پیام/

بازگشت به سایر رسانه‌ها

پربیننده‌ترین اخبار رسانه ها
اخبار روز رسانه ها
آخرین خبرهای روز
مدیران
تبلیغات
رازی
مادیران
شهر خبر
fownix
غارعلیصدر
پاکسان
طبیعت
میهن
گوشتیران
triboon
تبلیغات