همین که زنگ خطر را نواخته باشم، کفایت میکند
فرحبخش به تهیه کنندگی نگاه مؤلفه گونه ای دارد وتأثیر تهیه کننده را برتر از تأثیر گذاری کارگردان فیلم می داند. او در این سالها گاهی هم به سراغ فیلمسازی رفته است و فیلم هایی در حوزه سینمای اجتماعی کارگردانی کرده است.
به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، «آبنبات چوبی» چهارمین ساخته سینمایى فرحبخش پس از فیلم هاى «عطش»، «زندگی خصوصى» و «مستانه» است.نام فیلم درابتدا «تهران من» نام داشت .محمد حسین فرحبخش ازجمله چهره های فعال و اثرگذارسینمای ایران است که همکاری اش با فیلمسازانی مثل افخمی درعقرب همیشه چالش برانگیز و جذاب بوده و در دوران مختلف تولیداتش در پویا فیلم سر دمدار ارائه وعرصه فیلم های سینمای بدنه در ژانرهای مختلف اجتماعی ، اکشن و کمدی بوده است و یکسری از پرفروش های تاریخ سینما به خصوص در دهه هفتاد در ژانرحادثه ای و اکشن تولید پویا فیلم بوده است. فرحبخش به تهیه کنندگی نگاه مؤلفه گونه ای دارد وتأثیر تهیه کننده را برتر از تأثیر گذاری کارگردان فیلم می داند. فرحبخش در این سالها گاهی هم به سراغ فیلمسازی رفته است و فیلم هایی در حوزه سینمای اجتماعی کارگردانی کرده است و فیلم زندگی خصوصی او یکی ازجنجالی ترین فیلم های یک دهه اخیرسینمای ایران است. فیلم مستانه فرحبخش هم موضوعی متفاوت را برای مخاطب عرضه می کند . با اعلام نام رضا عطاران به عنوان بازیگر در فیلم آبنبات چوبی که قبلاً در تولید فیلم آقای هفت رنگ با فرحبخش همکاری داشته است ،کنجکاوی خیلی ها برای دیدن آبنبات چوبی برانگیخته شد.با فرحبخش درباره ساختار فیلمش گفت وگویی انجام داده ایم.
آیا میان آبنبات چوبی و سه فیلم قبلی شما به لحاظ مضمون وساختارشباهت هایی وجود دارد؟
من تا به حال چهارفیلم ساخته ام و آبنبات چوبی مثل تمام فیلم هایی که ساخته ام تم اجتماعی و به روزی دارد. اما موضوعش بسیار متفاوت است .هرکدام از این چهار فیلم در قالب های خودشان بازتعریف دارند وهمانطوری که قبلاً هم گفتهام آبنبات چوبی یک غافلگیری جدید درسینما است و آن را به لحاظ ساختار و شیوه کارگردانی بهترین فیلمم می دانم. نکته مهم درآبنبات چوبی این است که به اختلاف بین نسل ها و یا به عبارتی چالش بین والدین و فرزندان پرداخته ام.دوگروهی که
حرف های یکدیگر را درک نمی کنند واین باعث به مخاطره افتادن حریم و امنیت خانواده می شود . موقعی که این اتفاق افتاد امنیت جامعه هم مورد تهدید قرارمی گیرد.بنابراین در آبنبات چوبی تأکیدی به لزوم حفظ و تحکیم خانواده انجام می شود. در فیلمم تلاش کردم ترکیبی ازتلخی، ناامیدی وامید مثل زندگی عادی همه ماها را به تصویر بکشم .
در آبنبات چوبی خوف و رجا توأمان با هم وجود دارد.اما پایان بندی فیلم امید بخش برای مخاطب است و قاتل به قصاص محکوم و به سزای اعمالش می رسد.
به لحــــاظ نــــوع روایــــت دســــت بــــه تجربه جدیدی زدید؟
بله، به سراغ روایت غیرخطی رفته ام که داستان هم در کنارش روایت می شود.
معمولاً تمام فیلم های شما دارای روایت خطی هستند؟
برای من در حکم تجربه جدیدی درحوزه روایت داستانی بود وساختارجدیدی را به مخاطب عرضه کردم. البته در بحث محتوا به سبک و سیاق گذشته کار کردم.
آیا مخاطب عام هم می تواند با این روایت غیرخطی ارتباط برقرار کند؟
من از روایت داستان درآبنبات چوبی دور نشدم و جوری نبود که دراین رفت و برگشت زمانی مخاطب خط سیرداستان را گم کند. به نظرم تماشاگر درمواجهه با چنین ساختاری به تفکر وادار می شود و باعث می شود با هوش و حواس کامل فیلم را ببیند.
موضوعــــات اجتماعــــی در فیلم هایتان برمبنای اولویت بروز آنها در جامعه مورد استفاده تان قرار می گیرد؟
شرایط و اولویت هایی که باعث می شوند موضوعی درجامعه مورد توجه جدی قراربگیرد در فیلمسازی برایم مهم هستند .شاید اگرپنج سال قبل بود من چنین فیلمی با این موضوع نمی ساختم. شرایط جامعه ایجاب می کند فیلمی که داعیه اجتماعی بودن دارد منطبق براین شرایط به روز باشد .به هرحال درتمام مقاطع زندگی آدم ها همیشه یکسری مسائل جدید وجود دارد که سینما وظیفه دارد به آنها بپردازد.
آیا به چالش کشیدن زندگی شخصی آدم های صاحب نفوذ وقدرت که می تواند پیشینه فرهنگی و اقتصادی داشته باشد برایتان دارای جذابیت است؟
نوع پرداختن به چیزی که در زندگی خصوصی و آبنبات چوبی ارائه کردم با هم متفاوت هستند، اما همیشه این آدم هایی که افزون طلب و زیاده خواه هستند و در واقع منش و رویه اعتدال گرایی را دنبال نمی کنند دچارچنین مشکلاتی می شوند.آدم هایی که در واقع معتدل باشند و حد وسط را درپیش بگیرند، معمولاً گرفتارچنین خطاهایی در زندگیشان نمی شوند و اگرهم گرفتار بشوند سریع از آن جدا می شوند و به روال قبل زندگیشان بازمی گردند. داشتن احساس شرم درونی به شخص کمک می کند به سلامت از کنار آفت ها و تهدیدات زندگی اش عبور کند.
به نظر می رسد فرهاد درزندگی اش سوای رابطه اش با خواهرزنش آدم معتدل و پدرخوبی هم هست؟
بدترین آدم های تاریخ مثل همین صدام را در نظر بگیرید .در زندگی خانوادگی شان پدرخوبی بوده اند. در این شرایط نفع اعمال پدر به خانواده می رسد وشخص عقوبت پس می دهد. درمورد فرهاد هم باید عنوان کنم به رغم ظاهر موجهش این کارغیر اخلاقی و شرم آور را انجام داده و قرار نیست همه شبیه هم باشند.
فرهاد ظاهرموجه و موقری دارد و شما فکر می کنید با آدم معتدل و موجهی رو به رو هستید. همین آدم در پس پرده مرتکب اعمالی می شود که ازاعمال هرآدم کافرو فاسدی شنیع تر است .
لذا کسی جنایت می کند و دوتا آدم می کشد. دیگری هم به ترور تفکر می پردازد و شخصیت آدمها را هدف قرارمی دهد. به نظرم این نوع جریانات خطراتش از آدمی که چند نفر را می کشد ، بیشتر است. زیرا باعث تهدید کلیت جامعه می شود.
به لحاظ شخصیتی آیا فرهاد منفی صرف است و یا وجوهات خاکستری هم درشخصیتش دیده می شود؟
ظاهر فرهاد خاکستری است ، اما به لحاظ انسانی منفی مطلق است ودرونی خبیث و پلید دارد.
آیا در آبنبات چوبی به این چالش بزرگ پرداختید که آسیب های مختلف اجتماعی کیان خانواده ها را هدف قرار داده اند و بنیان خانواده ها روز به روز سست ترمی شود و در نهایت کلیت جامعه دچار چالش می شود؟
منظور اصلی ام در فیلم آبنبات چوبی همین طرح موضوع بود. اگر فیلم توانسته باشد این موضوع را به درستی مطرح کرده باشد و زنگ خطر را نواخته باشد برای من کفایت می کند و ازساخت فیلمم احساس رضایت پیدا می کنم و حتی اگر فیلمم هم فروش خوبی داشته باشد و یا نداشته باشد، بازهم اولویت اصلی اثرگذاری اش در این بحث است. به هرحال تاریخ روزی دوباره به فیلم آبنبات چوبی و مسائل درونش رجعتی خواهد داشت . زندگی خصوصی هم عمراکرانش به دو هفته نکشید ، اما الان حتی آنهایی که فیلم بین نیستند فیلم را دیده اند و این برایم مهم است.
معمولاً درتلویزیون نگاه کلیشه ای به این موضوعات می شود. اما نگاه شما درآبنبات چوبی منطبق بر واقعیت گرایی است؟
بله، پرداخت من به این قضیه به دور از نگاه کلیشه ای و مبتنی بر حقایق جامعه است. خیلی از واقعیت های پشت پرده را عیان کردم. من حرفی را در فیلم هایم مطرح می کنم که به آن اعتقاد داشته باشم.
بنابراین من فیلمم را برای پیروی ازساختارهای ابلاغی و کلیشه ای نساختم. هدف من ساخت فیلمی برای سرگرمی مردم است . سینما یعنی سرگرمی و اگر دراین قالب و حرف و مضمونی هم مطرح شود چه بهتر.دوستانی که سینما را مثل کلاس درس و مجلس وعظ
می بینند راهشان اشتباه است.
گفت وگو با شیوا طاهری بازیگر فیلم سینمایی «آبنبات چوبی»:
بازی در فیلم های نقادانه را دوست دارم
محمد حسین فرحبخش در آبنبات چوبی میکوشد با تحلیل درست به مشکلات جوانها بپردازد و در فیلمش هم تعدادی بازیگر جوان مستعد بازی دارد. شیوا طاهری بازیگر مستعد سینما و تلویزیون پیش از این با بازی در یکی از نقشهای اصلی سریال گذر از رنجها در نقش یک دختر بومی تواناییهای بازیگری اش را نشان داد. طاهری در فیلم آبنبات چوبی در نقش دختر جوانی که تلاش میکند برای دوستش راه درست را نشان بدهد، اما طریقه درست چنین کاری را بلد نیست بازی مؤثری ارائه میکند. با او درباره حضورش در آبنبات چوبی گفتوگویی انجام دادهایم.
بعد از تجربه موفق بازی در مجموعه گذر از رنجها بازی در سینما برایتان چه ویژگیهایی داشت؟
سینما مدیوم بسیار متفاوتی از تلویزیون است و انگار بازیگر دردو دنیای کاملاً متفاوت کار میکند. البته نوع بازی در اغلب مدیومها علی رغم تفاوتهای جزئی نقاط اشتراک زیادی دارد. در سینما به واسطه پرده عریض در نوع بازی تکنیکی برای بازیگر تفاوتهایی وجود دارد.
آیا سایر ساختههای قبلی محمد حسین فرحبخش در مقام کارگردان را در گذشته پیگیری کرده بودید؟
من اغلب آثاری که محمد حسین فرحبخش به عنوان تهیه کننده و کارگردان در آنها مشارکت داشتند را دیده بودم و دو فیلم آخرشان (زندگی خصوصی و مستانه) فیلمهای خوبی بودند. محمد حسین فرحبخش از جنس کارگردانهایی است که با شجاعت به سراغ سوژههای تلخ و گزنده اجتماعی میرود و یکی از دلایلی که باعث شد من در فیلم بازی کنم همین نگاه نقادانه فرحبخش به موضوعات اجتماعی بود.
چقدر تصویری که از جوانهای این دوره و زمانه در فیلم آبنبات چوبی ارائه میشود منطبق بر واقعیت است؟
از این جنس جوانها در جامعه زیاد داریم و متأسفانه شاید تعداد زیادی از مخاطبان جوان بعد از دیدن فیلم با شخصیتهای فیلم احساس همذات پنداری کنند. خیلی از اتفاقات تلخی که یکی از نمونه هایش در آبنبات چوبی روایت میشود هر روز در جامعه به اشکال مختلف رخ میدهد.
چقدر ازشخصیت باران که در فیلم آبنبات چوبی بازی اش کردید شناخت و اطلاع داشتید؟
وجود باران در ایجاد درام فیلم تأثیر گذار بود. اتفاق بدی که برای مارال رخ داد و به سمت دوست بیقید و بندش سوق پیدا کرد ریشه در قهر باران از او داشت و باران با تنها گذاشتن مارال باعث شد او به فکر رفتن به ویلای شوهر خواهرش بیفتد. دراصل باران پشت مارال را خالی کرد.
به نظر شما در حق دوستش نارفیقی کرد؟
بله، اگر باران از دوستش حمایت میکرد شاید چنین سرنوشت تلخی برای مارال رخ نمیداد. دلیل ترک مارال از جانب باران، شاید عصبانیتی باشد که چرا مارال به نصیحتهای دلسوزانه و دوستانه او توجهی نمیکند.
آیا باران شخصیت خاکستری دارد؟
باران در رفاقتش نتوانست حق مطلب را ادا کند و به همین جهت قابل نقد کردن است. باران میتوانست با ساپورت دوستش راه حل مناسبی برای حل مشکلش به دست بیاورد.
آیا باران از میان سایر دوستان مارال که در ویلا دور هم جمع میشوند، دختر آگاه تری است؟
باران نسبت به سایر دوستان مارال شخصیت متفاوت تری دارد و به نظرم یک دوست واقعی است و اگر هم از دست مارال به خاطر رفتارش عصبانی میشود، به این دلیل است که مارال و سرنوشتش برای او مهم هستند.
منبع: ایران
انتهای پیام/






















