مسجد جامع نیشابوربا پیوست تاریخی۵۰۰ ساله
نیشابور، پیش از آنکه به دست شاپور یکم ساسانی گسترش پیدا کند و به قطب سیاست و فرهنگ خراسان تبدیل شود نیز، شهری پررونق بود و «رَئِوَنت» نام داشت؛ واژهای که بعدها به «ریوند» تبدیل شد و هنوز هم به یکی از نواحی نیشابور اطلاق میشود.
به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، نیشابور یکی از کهنترین شهرهای ایران است؛ شهری بر دامنه کوههای سر به فلک کشیده بینالود که «حاکم نیشابوری» در کتاب «تاریخ نیشابور»، آن را از ساختههای «انوش بن شیث بن آدم» میداند. در افسانههای ایران باستان، قدمت شهر نیشابور را به عهد «تهمورث»، یعنی حدود 4 هزار سال قبل از میلاد، رساندهاند. با این حال، صرف نظر از داستانها و افسانههایی که درباره نیشابور در متون گذشتگان به چشم میخورد، این شهر، روزگاری یکی از مهم ترین شهرهای خراسان بزرگ بود و نخستین سلسله ایرانی پس از اسلام، یعنی طاهریان، آن را به عنوان پایتخت برگزید.
شهر حدیث سلسلة الذهب
نیشابور، پیش از آنکه به دست شاپور یکم ساسانی گسترش پیدا کند و به قطب سیاست و فرهنگ خراسان تبدیل شود نیز، شهری پررونق بود و «رَئِوَنت» نام داشت؛ واژهای که بعدها به «ریوند» تبدیل شد و هنوز هم به یکی از نواحی نیشابور اطلاق میشود. نیشابور در دوره اسلامی، یکی از مشهورترین شهرهای شرق ایران بود. بسیاری از علما، هنرمندان، نویسندگان و شعرای بنام جهان اسلام در این شهر گردآمده و آن را، به کانون علم و فرهنگ تبدیل کردهبودند؛ به طوری که وقتی در سال 201 هـ.ق، موکب امامرضا(ع) به این شهر رسید، جمعیتی بالغ بر 20 هزار نفر از طالبان علم، از آن حضرت درخواست نقل حدیث کردند و امام(ع) روایت مشهور «سلسلة الذهب» را برای آنها نقل فرمود. قرار داشتن نیشابور در مسیر جاده ابریشم، رونق اقتصادی فراوانی برای این شهر در پی داشت. این امر، به ویژه در دوره حاکمیت طاهریان، باعث رونق نیشابور شد؛ به طوری که در عهد «عبدا...بن طاهر»، با استفاده از مالیات به دست آمده، محلهای بزرگ به نام «شادیاخ» را در آن بنا کردند که محل زندگی حاکم و پادگان نظامی شهر بود.
شکوهی که یکباره پایان یافت
اما شکوه و رونق نیشابور، به یکباره، در حمله مغول از بین رفت. مقاومت نیشابوریان در برابر سیل بنیانکن لشکریان مغول و کشته شدن داماد چنگیز در مصاف با مدافعان غیور این شهر که شمارشان در برابر دشمن، تقریباً یک به هفت بود، خشم فرزندان چنگیز را برانگیخت. آنها پس از اشغال نیشابور، تصمیم گرفتند به حیات هر موجود زندهای در آن خاتمه دهند و به همین دلیل، بیشتر مردم را از دم تیغ گذراندند و شهر را ویران کردند. این غارت وحشیانه، باعث شد نیشابور، دیگر نتواند رونق روزگار آبادانی خود را بازیابد.
برخاستن از خاکستر
اندک ساکنان گریخته از کشتار مغولان که در کوهها و بیابانهای اطراف آواره شدهبودند، پس از پایان غارت، هسته اولیه شهر جدید را بنیان نهادند؛ شهری که مدتی بعد، در اواسط دوره ایلخانی، شاهد حضور یکی از پرآوازهترین علمای مبارز آن دوره، یعنی شیخ خلیفه مازندرانی بود. مورخان، شیخ خلیفه را بنیانگذار نهضت سربداران دانستهاند و معتقدند که آموزههای او، جرقه نخستین قیام بزرگ ایرانیان را علیه استیلای مغولان زد و نهضت سربداران را به وجود آورد. با این حال، شیخ خلیفه چند سال پیش از آغاز قیام سربداران، به فتوای جمعی از علمای خودفروخته و در خدمت مغولان، دستگیر و شبانه در مسجد جامع نیشابور به دار آویخته شد.
بزرگ ترین مسجد شهر
مسجد جامع نیشابور، قدیمیترین بنای برجای مانده از تاریخ درخشان این شهر است. بزرگ ترین مسجد نیشابور که کتیبه موجود در آن، تاریخ ساختش را 899 هـ.ق نشان میدهد؛ اما بیتردید، پیش از این تاریخ و تا قبل از هجوم مغولان نیز، مسجد جامع این شهر با معماری شکوهمند دوره اسلامی، برپا بودهاست. برای افرادی که قصد سفر به نیشابور را دارند، بازدید از مسجد جامع این شهر، فرصتی مغتنم برای لذت بردن از زیبایی معماری اسلامی و یادآوری نقش این مکان مقدس در وقایع تاریخی ایران، طی قرون 8، 9 و 10 هجری قمری است. همانطور که اشاره شد، بنای فعلی مسجد در سال 899 هـ.ق و در عهد «سلطان حسین بایقرا»، حاکم تیموری، به انجام رسیده و متولی این کار، شخصی به نام «علی بن بایزید کرخی» بوده است. مسجد جامع نیشابور در دوره صفویه و در عهد شاه عباس یکم، مرمت شد. کتیبهای از آن دوران برجای ماندهاست که چگونگی این اقدام را نشان میدهد.
بر اساس این کتیبه، در سال 1021هـ.ق و در جریان سفر شاه عباس به خراسان، به درخواست مردم، فرمان مرمت و بازسازی بخشهایی از مسجد که به مرور زمان، دچار فرسودگی و تخریب شدهبود، صادر شد. بیش از صد سال بعد، در 1126هـ.ق، «عباسقلیخان بیات»، حاکم وقت نیشابور، فرمان بازسازی و توسعه بخشهای دیگری از مسجد را صادر کرد. از آن زمان به بعد، مسجد جامع نیشابور، شاهد ترمیم و توسعه فراوانی بوده که به شکوه و رونق آن، بسی افزوده است. «محمدحسن اعتمادالسلطنه» در کتاب «مرآتالبلدان» به تعدادی از این بازسازیها و مرمتها اشاره کرده و از نیاز شبستان مسجد به تعمیر، در زمان بازدیدش، سخن گفته است.
جلوههای معماری اسلامی ایرانی
مساحت کنونی مسجد جامع نیشابور 7083 متر مربع است که با احتساب مساحت زیر ایوان و شبستانها، 4377 متر مربع زیربنا دارد. سر در ورودی مسجد که در شمال آن و حاشیه یکی از خیابانهای اصلی شهر قرار گرفته، در دورههای متأخر مقرنسکاری شدهاست و زیبایی خیرهکنندهای دارد و ظاهراً، آرامگاه سازنده آن در زیرزمین بخش شمالشرقی مسجد قرار گرفتهاست. ایوان جنوبی این مسجد، بزرگ ترین ایوان آن است و 5/19 متر ارتفاع دارد. تا اوایل دهه 1350 هـ.ش، این ایوان گلدستهای زیبا داشت که به دلیل فرسودگی و ناتوانی در مرمت و امکان آسیب رساندن به قسمتهای دیگر بنا، برچیده شد. در وسط این ایوان، که در قدیم، نقش «مقصوره» و «شبستان» را توأمان داشته است، محرابی زیبا قرار دارد که با کاشیهای سفید و لاجوردی تزیین شده است. طاق نمای محراب، یک نیم هشتضلعی است که احتمالاً قدمت آن به دوره صفوی میرسد.
بر بالای محراب، دو سنگ نوشته وجود دارد که یکی مربوط به دوره قاجاریه و دیگری مربوط به عهد تیموری است. کتیبه قاجاری، درواقع سنگنوشته بازسازی و مرمت بناست و کتیبه تیموری، کتیبهای قرآنی با خط ثلث است.ایوانهای اطراف صحن مسجد، با طاقنماها و تزئینات آجری ساده، نماسازی شدهاست. بررسی سازههای دیوارهای ایوان جنوبی و شبستانهای مجاور نشان میدهد که این بخش از مسجد، بارها و در چند مرحله، بازسازی و ترمیم شده است. در چهار طرف مسجد، شبستانهایی با ستونها و سقف ضربی آجری قرار دارد که با وجود مرمتهای بسیار، هنوز اصالت هنری خود را حفظ کرده و چشمنواز است. شبستانهای مجاور دیوار جنوبی مسجد جامع نیشابور، در طرف راست، شش دهانه در عرض و چهار دهانه به موازات ایوان دارد، با این تفاوت که دهانههای شبستان سمت چپ، بسیار بزرگ تر از دیگری است. ابعاد پایه طاقها در همه جای مسجد یکسان نیست و این شاید، به دلیل توسعه و مرمتهای مکرر در بنا باشد. روی این پایهها، قوسهایی با آجرچینی جناغی و روی آنها، طاقهای گنبدی شکل قرار گرفته که از ویژگیهای معماری اسلامی ایرانی است. در میانِ این طاقها، یک نمونه از طاق «بخشبخشی» یا باریکههای متقاطع یا در اصطلاح معماری، «کاربندی» وجود دارد که تاریخ ساخت آن معلوم نیست. مسجد جامع نیشابور، در سال 1317 هـ.ش، با شماره 317، ثبت ملی شده است.
منبع: خراسان
انتهای پیام/






















