عقل مدرن از درک عاشورا عاجز است
استاد دانشگاه تهران به مسأله تفسیر سنتی و مدرن از واقعه عاشورا اشاره کرد و گفت: از یک طرف نگاه معمول و سنتی را داریم(نگاه غالب) از طرف دیگر با نگاه مدرنی طرف هستیم که فقط مواردی را میپذیرد که از مسیر عقل مدرن عبور کرده باشند.
به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، نخستین شب از مراسم عزاداری دهه دوم محرم امسال در حسینیه هنر، با سخنرانی دکتر حسین کچویان استاد علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد.
کچویان در این سخنرانی که با موضوع «تحلیل عینی یا غیبی ماجرای عاشورا» انجام شد، عاشورا را واقعهای دانست که از همان لحظه تحقق، از دو جهت تبدیل به منبع جوشان تغذیه تاریخ شد و گفت: جهت نخست مربوط است به جهان عینی و نسبتی که این حادثه با تحولات اجتماعی اسلام بعد از خودش داشت. بعد از این حادثه، تقریباً هیچ رخدادی در جهان اسلام اتفاق نیفتاد که به نوعی با این حادثه ارتباطی نداشته باشد یا از آن ملهم نباشد. عظمت حادثه به اندازهای بود که ظرف مدت محدودی زمینهساز سقوط امویان شد. جهان اسلام چیزی نمانده بود که به تسلط کامل شیعیان دربیاید. حکومت آلبویه در ایران، فاطمیون در مصر نمونههایی از این تسلط شیعی بود.
وی ادامه داد: سربداران و صفویه نیز نمونههای دیگری هستند که از همین منبع تغذیه شدند. به همین ترتیب تا دوران اخیر که نقش پررنگ هیأتهای مذهبی در قیام مشروطه و بعد از آن انقلاب اسلامی را میبینیم و همین الان هم حلقه اتصال مسلمانان در منطقه، از یمن و بحرین گرفته تا لبنان و عراق و ایران و حتی افغانستان، همین واقعه است.
دکتر کچویان با اشاره به بعد معنوی حادثه عاشورا گفت: حوادثی که حول این واقعه شکل گرفت منبع عظیم الهام در حوزههای گوناگون، ادبیات، شعر، نقاشی و در ادامه در هنرهای جدید مثل سینما و تئاتر بود. حتی به عنوان نمونه بعضی از مقاتل از جنبههای ادبی قابل ارزش مضاعف هستند. در تمام این منابع که از آنها بهعنوان آفرینشهای هنری هم تعبیر میشود وجه بارز، پیوند بین زمین و آسمان در بیان حادثه است. چیزی که در تمام اینها محل مناقشه نبوده و مورد اتفاق آفرینندگان هنرهای گوناگون بوده ؛ جلوه غیب دانستن موضوع است. این که این حادثه، یک حادثه «الهی ساخته» است و «انسان ساخته» نیست و همه جوانبش ملهم از آسمان بوده است و از روز ازل تدبیر شده است. این عقیده هیچوقت در گذشته محل اشکال و مناقشه نبوده است.
مناقشات عاشورا
وی در ادامه با اشاره به موضوع تحریفات عاشورا بیان کرد: از همان ابتدا گروهی بودند که به بعضی قرائتها و مقتلها ایراداتی میگرفتند. بهعنوان نمونه در زمان امام صادق(ع) شاعری معروف به فرد ذاکری که در شعرهایش، شأن ائمه را رعایت نکرده بود ایراداتی گرفته است. در زمان صفویه که نفس گریهکردن و گریاندن به اعتبار احادیث موجود محوریت پیدا کرده بود، مواردی نقل میشود که عدهای برای گریاندن مردم به آنها سنگ میزدند. کتاب «روضه الشهدا»ی کاشفی شروع این انحرافات بود. روضه الشهدا کتابی است که از نظر سندیت روایتها ضعیف است ولی از نظر جنبههای ادبی، کتاب با ارزشی است.
وی گفت: مناقشه دیگری که از همان لحظه شکلگیری رخداد مطرح بود مناقشهای بود که در گفتمان سنت مطرح شد. عدهای در زمان امام حسین(ع) به درست بودن حرکت اعتقادی نداشتند. کسانی هم بودند که در حرکت امام تشکیک کردند و در مقام تفسیر و معناکردن آن برآمدند. اینها از منظر اعتقاد به حرکت و تفسیر آن به چند گروه تقسیم شدند. البته اکثریت آنها حرکت امام را تأیید کردند. عدهای هم به نقد آن پرداختند.
کچویان در ادامه، نقدهای وارد شده به حرکت امام حسین(ع) را مرور کرد و گفت: یکی از شدیدترین نقدها این بود که عدهای میگفتند: «قُتِلَ بِسَیفِ جَده» یعنی که حسین(ع) بر اساس همان منطقی که پیامبر و جد بزرگوارشان بنیان نهاده بودند کشته شدند. در واقع اشارهای بود به محرز بودن جرم کسانی که بر ولی و حاکم مسلمین خروج میکنند. بر طبق این گفته امام حسین(ع) را خارجی و خروج کننده بر حاکم مسلمین تلقی میکردند. عدهای هم معتقد بودند که امام حسین(ع) ارزیابی درستی از وضعیت قدرت در آن روز نداشتند و شکست خوردند. اینها اعتقاد داشتند وجود قبیله قریش و بهویژه تعصبات قومی بنیامیه جزو عوامل پیروزهای پیامبر(ص) بود. این عامل در زمان امام حسین(ع) در دسترس نبود و حضرت هم نعوذ بالله متوجه این نقیصه نبودند.
حمله منورالفکرها به عاشورا
عضو هیات علمی دانشگاه تهران ادامه داد: دسته دیگری از مناقشات، به مناقشات مدرن ارتباط دارد. مناقشاتی که اساساً از زمان ورود منطق مدرن و جهان تجدد شکل گرفت. تا قبل از این مناقشات، دوگانههایی مثل ایمان در مقابل عقل، عشق در برابر جنون (به معنای ناعقلی و نه به معنای دیوانگی) و حتی دوگانه غیب و شهود مطرح بودند. عاشورا یکی از مهمترین موضوعات مورد بحث منورالفکرها در این دوره بود. وقتی در دوره مشروطه بحث اصلاح دینی پیش آمد یکی از موضوعاتی که به شدت به آن حمله میشد واقعه عاشورا بود. علاوهبر آن هرگونه روضهخوانی و برگزاری مراسم عزاداری و سینهزنی و نظایر آن را رد میکردند. کسروی و سنگلجی دو نمونه از این دسته افراد منورالفکر بودند.
کچویان با بیان مثالهایی از جلوههای غیبی عاشورا گفت: در تمام احادیث جلوههای عجیب و غریب و خارقالعادهای از حادثه وجود دارد که نفس وجود آنها قابل انکار نیست اما کم و کیف و ویژگی هریک فرق میکند. مثلاً قضیه خاکی را که پیامبر(ص) به اسماء میدهند و میگویند اگر در روز عاشورا سرخ شد بدان که فرزندم را کشتهاند (نقل به مضمون). در تفسیر میبدی هم میتوان نمونههای مشابهی را پیدا کرد. نقلهایی که میگویند در آن روز آسمان منع شد و باران نبارید یا موردی که میگویند تا مدتها هر گیاهی که در زمین کربلا میرویید از زیرش خون جاری میشد. احادیثی هم درباره حوادث قبل از واقعه وجود دارند.
شریعتی، نخستین مفسرِ این دنیایی عاشوراست
وی ادامه داد: در مقطعی برای حل این تناقضات و پیچیدگیها این مساله مطرح شد که جنیان به کمک حضرت آمدند و حضرت درخواست کمک آنها را رد کرد. همچنین احادیثی که درباره کشتارهای عجیب و پرتعداد واقعه وجود دارد معلول همین تناقض در جنبههای کلامی قضیه است. همیشه این دو دسته تفسیر در مقابل هم قرار گرفتهاند. اینکه این حادثه یک حادثه غیبی است یا حادثهای در ارتباط با عالم شهود. در زمانهای متأخر این اختلافات با توجه به ذهنیت مدرن بیشتر هم شد. چون اینها اساساً معتقد به تفسیر عقلانی حوادث و رخدادها هستند و برای عوالم غیبی اعتباری قائل نیستند. به مقاتل هم اگر نگاهی بیندازیم متوجه این نکته میشویم که از ابتدای شکلگیری در مسیر الوهی کردن تفسیرها از واقعه بودهاند. فقط از دوره مشروطه و فکر مدرن است که تفسیرهای «این دنیایی» فرصت ظهور و بروز پیدا میکنند. مرحوم دکتر شریعتی با نوع نگاه خاصش مهمترین فرد در این حوزه است. اینها تلاش میکنند حادثه را به شکل زمینی آن فهم و تفسیر کنند و با منطق زمینی تحلیلش کنند. البته علم مدرن هم مؤید این نوع تفسیر و تحلیل است.
نگاه سنتی به عاشورا
دکتر کچویان در ادامه به مسأله تفسیر سنتی و مدرن از واقعه عاشورا اشاره کرد و گفت: از یک طرف نگاه معمول و سنتی را داریم(نگاه غالب) که میگوید خداوند از بدو خلقت برای این واقعه تدبیر کرده است و حضرت در واقعهای از پیش تعیین شده و تقدیر شده وارد شدهاند. حول و حوش این نگاه چیزهای دیگری مانند گریههای آسمان و زمین بر این واقعه و حضور فرشتگان هم امکان تجلی پیدا میکنند. نقلی از آیتالله وجدانی (از علمای قم) در همینباره وجود دارد که روز عاشورا وقتی در محضر آیتالله طباطبایی حاضر میشوند ایشان متأثر میشوند و میگویند زمین و آسمان و جمادات در حال گریستن و ناله بر حسین(ع) هستند. بعد از این نقل سنگی را میشکنند و مشاهده میکنند که از درون آن خون جاری میشود. از طرف دیگر با نگاه مدرنی طرف هستیم که فقط مواردی را میپذیرد که از مسیر عقل مدرن عبور کرده باشند.
کچویان گفت: خیلی از مدرنها وقتی در مقام تفسیر و تعبیرهای این شکلی قرار گرفتند به دلیل نداشتن اشراف به متون اولیه، تصور میشد حرف جدیدی میزنند. حرفهایی از قبیل اینکه میگفتند گریه برای این افراد که با رغبت به استقبال شهادت رفتند چه معنایی دارد و... در صورتیکه در مقدمه مقتلی مثل لهوف آمده است که اگر نبود الزام ائمه(عهم) به گریه کردن بر شهدای حادثه، گریه برای این بزرگوارانی که در مقام صبر و سلوک طی مسیر میکردند چه معنایی داشت و ما باید بیشتر به حال خودمان گریه کنیم.
فهم عاشورا بدون جنبههای ماورایی سخت است
وی با مطرح کردن این سؤال که چرا اباعبدالله (ع) با وجود علم به شکست، بچهها و خانواده را با خود همراه کردند، گفت: این مساله چگونه فهم میشود که حضرت کوچکترین تلاشی برای امان گرفتن بچهها و خانواده نکردند؟ ماجرای پاک کردن خارهای دور خیمهها، شب قبل از حادثه و بیانی که حضرت فرمودند مبنی بر اینکه فردا وقتی بچهها به اینسو و آنسو میدوند خار کمتری به پای آنها برود نشان از آگاهی کامل حضرت از نتیجه درگیری است. به هر قسمت از حادثه که نگاه کنیم بدون توجه به جنبههای ماورایی فهمش سخت و حتی غیرممکن میشود. دلیل دیگر غلبه نگاه غیبی به ماجرا، دلایل محکم روایی قضیه است. احادیث ناظر به این بعد قضیه اگر که تواتر لفظی هم نداشته باشند تواتر معنایی دارند. آنقدر احادیث ناظر به وجه آسمانی قضیه نقل شده است که رد کردن آنها غیر ممکن است.
منبع: صبح نو
انتهای پیام/






















