اطیابی: حرف از مقاومت در دوران «جهاد کبیر» هزینه‌ دارد/لحن گفتگوی دولت با مردم مانند سلاطین است

اطیابی: حرف از مقاومت در دوران «جهاد کبیر» هزینه‌ دارد/لحن گفتگوی دولت با مردم مانند سلاطین است

کارگردان فیلم«ماه گرفتگی» گفت: اگر فیلمسازی بخواهد فیلمی با موضوع مقاومت بسازد، سعی می‌کند فیلمی بسازد که موضع کمرنگ‌تری داشته باشد. برای همین به نظرم فیلمساز مقاومت بودن در شرایط حال حاضر جامعه بسیار پرهزینه است.

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران تسنیم«پویا»، «مقاومت» گفتمانی است که گرچه از روز‌های آغازین انقلاب و جنگ تحمیلی در چارچوب ایثار، شهادت و ایستادگی در دوران جنگ سرد معنا شده بود؛ اما در عصر حاضر که مقام معظم رهبری آن را عصر «جهاد کبیر» نامیده‌اند معنایی ورای معنای گذشته خود گرفته است و نیاز به تعریف ابعاد دیگری از آن احساس می‌شود. مقاومتی که  باید در خدمت عدم تبعیت از دشمنان اسلام باشد، دشمنانی که شبانه روز در پی آن هستند که اسلامی نباشد؛ که ایرانی نباشد.زمانی که شکل مواجهه دشمن پیچیده تر از گذشته شده است پس مقاومت نیز ابعاد پیچیده‌تر و لایه‌های بیشتری به خود می‌گیرد.

چندین سال است که جشنواره‌ای با محوریت سینمای مقاومت در کشور برگزار می‌شود.فیلمسازان بسیاری از زمان آغاز انقلاب اسلامی تا به حال در زمینه دفاع مقدس تلاش کرده‌اند و با ساخت آثارشان زوایایی از مقاومت 8 ساله ایران در سال‌های جنگ تحمیلی را به تصویر کشیده‌اند. اما به نظر می‌رسد این روزها ورود به عرصه‌های مغفول و لایه‌های درونی بیشتر از هر چیز دیگری می‌تواند در روزآمدی این جشنواره کارآمد باشد.

چندی پیش میزگرد «جهاد کبیر و سینمای مقاومت» با حضور محمدرضا عباسیان و مسعود اطیابی برگزار شد.بخش اول این گفت‌وگو را می‌توانید در«اینجا» بخوانیدو در ادامه بخش دوم این میزگرد را می‌خوانید:

تسنیم:آقای اطیابی بنا به صحبتهای آقای عباسیان، می‌توان نتیجه گرفت که اگر مقداری افق دید ما در سینمای مقاومت با تکیه به موضوعات جهانی گسترده شود، سوژه‌ها برای پرداختن در قالب سینمای مقاومت بیشتر می‌شود. در حال حاضر گفتمان مقاومت در عرصه جنگ سرد جهانی شده و از ابتدا هم این جنس مقاومت ملموس بود و حتی این روزها بزرگان سرزمین ما به صراحت اعلام می‌کنند که از جبهه مقاومت حمایت می‌کنند. از جریاناتی که در مقابل جریان سلطه قد علم کرده و ایستادگی می‌کنند، حمایت می‌شود، اما متأسفانه کارهایی که در حوزه سینما راجع به این موضوع شده است، نهایتاً به تعداد انگشتان یک دست بوده است و البته اوضاع بدتر از این هم شده است و همان فیمسازان اندک هم این روزها انگیزه‌ای برای ساخت فیلمهای اینچنینی ندارند، علت را چه می‌دانید؟

اطیابی: با بخش آخر صحبت شما مخالفم. بنظرم انگیزه وجود دارد، در همه ما هم این انگیزه وجود دارد. ما اول باید ببینیم از مجموعه سینما چه توقعی داریم؟ انتظار داریم که همه سینمای جمهوری اسلامی، سینمای مقاومت بشود؟ یا سینمای دفاع مقدس یا سینمای ضد داعش؟ اینگونه که نمی‌شود. ما در سال یک ظرفیت تولید و  یک ظرفیت نمایش داریم، اینها باید هرکدام به اندازه باشد اتفاقاً اگر ما در چیزی زیاد روی کنیم نتیجه عکس می‌دهد.

اینکه ما باید آن ظرفیتی که برای یک گونه فیلم در نظر بگیریم را در نظر نگرفتیم یا از آن درست استفاده نمی‌کنیم حرف دیگری است. فرض کنید به پنج نفر اجازه می‌دهند در عرصه دفاع مقدس و بیداری اسلامی فیلم بسازند، شاید این افراد فقط منافع مالی خود را در نظر بگیرند و اینگونه فرصت برای آدمهای با استعداد از بین می‌رود.

دولت ادبیاتش را نسبت به داخل و خارج جابجا کند

من به هیچ عنوان قبول ندارم که هیچ کدام از دولتهای جمهوری اسلامی از سینمای مقاومت حمایت نکرده است. به نظرم همه آنها حمایت می‌کنند، فقط در فضای سیاست‌زده و قطبی سازی شده قرار گرفته‌ایم که کار همدیگر را قبول نداریم. برای همین در تقابل قرار می‌گیریم.

تسنیم: اساساً برخی معتقدند که این روزها مقوله «مقاومت» خودش یک انگاره قطبی شده است، اگر از زاویه اجتماع به آن نگاه کنید برخی می‌توانند همراه این گفتمان باشند و برخی دیگر در برابر آن صف آرایی کرده‌اند.

اطیابی: نه. من معتقدم اینگونه نیست. اما ما می‌خواهیم این نگاه را وسعت بدهیم، ما در حال حاضر یک جامعه 70 میلیونی داریم که وقتی مسئولین از آنها می‌خواهند که بیایند در خیابان بگویند انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست می‌آیند و شعار می‌دهند وقتی برجام امضا می‌شود پشتیبانش می‌شوند.

تسنیم:شما گفتید که همه دولت‌ها از سینمای مقاومت حمایت می‌کنند. بد نیست همین اکنون احوال امروز سینمای ایران را بررسی کنیم. این روزها بخش اعظمی از ساخت قدرت سیاسی در دست افرادی است که اساساً قائل به دنبال کردن گفتمان مقاومت در جوامع بین المللی نیستند و معتقدند این گفتمان هزینه‌زا و تنش‌زاست. برای دولتی که گفتمانش «توسعه از برون» است و این راهبرد را دنبال می کند، مقاومت در برابر نظام سلطه می‌تواند هزینه زا باشد و به همین دلیل اساساً منکر و مخالف مقاومت هستند. حالا نوع مواجهه این دولت با سینماگران را ببینید. مثلاً فیلم «بادیگارد» از منظر این دولت یک فیلم هزینه‌زا است. از منظر گفتمانی که دولت فعلی دنبال می‌کند یا از منظر دولت سازندگی فیلمی مثل «آژانس شیشه‌ای» هزینه زا است برای دولتی که در آن زمان کار می‌کرد. جالب اینکه مواجهه این دولت‌ها با این آثار در سینمای مقاومت تقابلی بوده است.

اطیابی: تفکر دولت‌ غلط است که تصور کند فیلم بادیگارد یا آژانس شیشه‌ای فیلم هزینه زایی  برای آن‌ها است. اتفاقاً اگر همان دولت بیاید پشت آن فیلم، برایش هزینه‌زا نمی‌شود. البته همه دولت نه، فقط بدنه اصلی و رئوس.چون بخشی از  دولت‌ها همیشه ثابت هستند و فقط از جایی به جایی دیگر می‌روند. چون عموم بدنه، کارمندان دولت هستند و از جنس مردم هستند. رویکرد دولتها شاید این باشد که شما می‌گویید و این رویکردها غلط است اما بحث این است که این در سطح جامعه ما هم دارد، اتفاق می‌افتد.

من تلاش می‌کنم که قطبی شده صحبت نکنم وگرنه من به همین دولت فعلی خیلی انتقاد دارم، این دولت به نظرم باید نوع ادبیاتش را نسبت به داخل و خارج تغییر دهد. یعنی آن احترام و عزتی که دارد به خارج می‌گذارد این دولت باید به مردم بگذارد و نوع گفتگوی پادشاه گونه را باید با خارج داشته باشد، من فکر می‌کنم آقای روحانی لحن گفتگویش با مردم مانند سلاطین می‌ماند. اما بالاخره این دولت هم دولت جمهوری اسلامی است، البته دولت آقای روحانی نمی‌خواهد پادشاه گونه رفتار کند ولی من رفتار ایشان را پادشاه گونه می‌بینمش.رئیس جمهور منتخب همه مردم نمی بینمش اما به هر حال فعلاً رئیس جمهوری اسلامی ایران است. ما یک نگاه کلی و یک نگاه جزئی داریم. وقتی کلی نگاه می‌کنیم که مثلاً در طول سال 95 فیلمها چگونه نمایش داده می‌شود؟ مردم چه چیزی از آن دریافت می‌کنند؟ یک فیلم خاص مثلاً فیلم فروشنده چه تاثیری دارد و مجموعه فیلمها چه تاثیری دارند؟ در این مجموع فروشنده هست، ایستاده در غبار هست، همه فیلمها هستند و در مجموع این فیلم‌ها، امروز مربوط به جمهوری اسلامی ایران هستند و باید همه را متعلق به همین جامعه دانست.

تفکر دولت‌ها غلط است که بادیگارد یا آژانس شیشه‌ای را هزینه زا می‌دانند

سینمای مقاومت را باید غیر از بحث موضوعی که بر می‌گردد به فیلمهایی که مستقیماً جبهه فکری مقاومت را نشان  می‌دهد یا ایستادگی مردم را در طول تاریخ نشان می دهد یا در عرصه بین المللی مثل بیداری اسلامی ساخته می‌شود، دنبال کرد. این بحث‌ها بخشی از موضوعات سینمای مقاومت است. بنظرم یک بحث دیگرش این است که شما مقاومت و روحیه مردمت را در سطح کلان، بالا و سر پا نگه داری. در آن بحث به نظرم کمدی هم به کار می‌آید چرا که مردم را شاد نگه می دارد و روحیه نشاط برای این جامعه لازم است.یعنی برای حوزه مقاومت باید اینقدر وسیع نگاه کرد.

من می گویم وقتی می خواهید مقاومت را قوی کنید در برابر دشمنی که به هر شکلی در هر جریانی حضور یافته باید به تمام ابعاد توجه شود. مثالی بزنم. فرض کنید دشمنی به خانه‌ و سرزمین‌تان حمله کرده و شما باید در خیابان زندگی کنید، شما دارید برای پس گرفتن آن با این دشمن می جنگیدولی همزمان با فرزندت در خانه یا مقر دیگری زندگی می‌کنی آن لحظه ای که دارید با دشمن می جنگید، خوراک هم به بچه تان می دهید، مادر خانه غذایی خوش مزه درست می‌کند که روحیه داشته باشد. تمام فیلمهای ساخته شده در جمهوری اسلامی می تواند جزو گفتمان مقاومت باشد و این مسیر را تقویت کند یعنی شما با سینما مردم را کمک کنید که با بحرانهایی که برایش به وجود می‌آورند، مواجهه‌ای مقاوم داشته باشد در آن وجه، همه سینمای ایران، سینمای مقاومت می‌شود.

حرف از مقاومت در دوران «جهاد کبیر» هزینه‌ دارد

عباسیان: من معتقدم، مشخصاً سازمان سینمایی در دولت حال حاضر،  هیچ دغدغه‌ای برای سینمای مقاومت ندارد، دغدغه برخی از آقایان این است که پشت صحنه فیلمهای روشنفکری بروند و با آدمهای خاص عکس بگیرند، هیچ ظاهر سازی هم انجام نمی‌شود که بیایند و از دو فیلم مقاومت دفاع کنند و حمایت کنند چه در تولیدش و چه در برجسته کردنش.

اما فقط متهم و خاطی سازمان سینمایی نیست بسیاری از نهادهای دیگر ما هم در این زمینه کوتاهی کرده‌اند مانند حوزه هنری، اگر به عملکرد چند ساله اخیر حوزه هنری نگاهی بندازید می‌بینید که یک استحاله عجیبی در آن به وجود آمده است. در دوره قبلی مجموعه آثاری که در حوزه هنری تولید شده است هیچ ارتباطی حتی با اسم حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی ندارد حالا باز مدتی است طیفی از بچه های معتقد به آنجا رفتند و امیدوارم حضور ایشان به نتایجی منجر شود. برداشت ما این  است که تولیدات حوزه هنری باید آثاری باشد که مردم را به سمت دین داری ببرد. حوزه هنری که روزی سردمدار همه شاخه‌های هنری بوده است نباید از آن ایده‌آل‌ها دور شود.

تسنیم:آقای اطیابی درباره آن بحث گفتمان مقاومت، وقتی به اجتماع ایرانی نگاه می‌کنیم این بخش بندی سر ماجرای مقاومت باز هم دیده می‌شود. انگار یک دوگانگی دارد شکل داده می‌شود.شروع ایجاد این دوگانگی از دعواهای سیاسی برای تصاحب قدرت بود و حالا به کف جامعه سیطره پیدا کرده است. نتبجه امر اینکه حالا دولت‌ها با تکیه بر همین میزان بدنه هوادار و سمپاد در جامعه و میان برخی رسانه‌های عزمی برای حمایت از این ژانر در سینما ندارند. اگر در دورانی شما یا آقای اطیابی به جمع بندی رسیدید که سینمای مقاومت را در تراز جهانی دنبال کنیم و چون جمهوری اسلامی با جنگ و تجاوز مخالف است  شما هم در آثارتان تجاوز آمریکا به عراق و جناب اطیابی تجاوز و حمله آن به افغانستان را سوژه کنید و حرف اعتراضی و ضد جنگ بزنید، می‌شود حرف جدید سینمای مقاومت، باز هم با این حال حمایتی نمی‌شوید. این ماجرا وقتی تلخ‌تر می‌شود که عده‌ای بخواهند در دورانی که نیازمند «جهاد کبیر» است اثری بر این اساس بسازند. مثلاً «بادیگارد» اثری است که در عرصه «جهاد کبیر» تعبیر می‌شود، جهاد کبیر یعنی جهادی که از دشمن اعلام برائت می‌کند و در برابر او موضع خود را حفظ کند و فرمانبر ایشان نیست. اما می‌بینید که با حاتمی‌کیا چطور برخورد می‌شود. اولین و شاید تنها جایی که با ایشان مخالفت می‌کند نهاد دولتی است. این روزها دیده می‌شود که گویا یک صف آرایی جدی در برابر چنین آثاری وجود دارد، این یک جور تناقض است، دولتی که باید خود این موضوع را پیگیری کند این روزها خود عامل جلوگیری از آن شده است.به کار رفتن تعبیر جهاد کبیر برای این دوران نشان می‌دهد که شکل مقاومت عوض شده و قدری عمیق‌تر و درونی تر و البته جدی‌تر و ظریف‌تر شده است. به نظر می‌رسید سینمای مقاومت هم باید وارد میدان و طرز بیان دیگری شود.

اطیابی: بله؛ منتاها جهاد کبیر به من بر می‌گردد که از خود بگذرم، جرأت کنم و برائت داشته باشم از دشمنان ویا به تعبیری مشرکان. این اقدام در عصر حاضر به این راحتی نیست، منِ فیلمساز اگر بخواهم به واقع از این جریانات برائت داشته باشم، باید خیلی آزاد باشم و از خیلی چیزها بگذرم.به تعبیری شاید در فضای کنونی تنها بمانم. یعنی از خود گذشتگی داشته باشم و بدانم که وقتی حرف حق هم می‌زنم، زدن این حرف بدون هزینه نخواهد بود. این حرف هزینه دارد و در خود ایران هم هزینه دارد.

برای مسئولان دولتی ما هم اینگونه است، چرا که یک شخصیت سیاسی بعداً می‌خواهد سفیر شود، رایزن شود برای همین برخی از آن‌ها نمی‌خواهند که به این ماجرا ورود کنند. یعنی اگر فیلمسازی بخواهد فیلمی با موضوع مقاومت بسازد، سعی می‌کند فیلمی بسازد که موضع کمرنگ‌تری داشته باشد برای همین به نظرم  فیلمساز مقاومت بود در شرایط حال حاضر جامعه بسیار پرهزینه است.

-----------------------
گفت‌وگو از امید سهرابی
-----------------------

انتهای پیام/

پربیننده‌ترین اخبار فرهنگی
اخبار روز فرهنگی
آخرین خبرهای روز
مدیران
تبلیغات
رازی
مادیران
شهر خبر
fownix
غار علیصدر
پاکسان
بانک صادرات
طبیعت
میهن
گوشتیران
triboon
تبلیغات