بافت قدرت ملی
یکی از مؤلفههای اصلی یک سیاست موفق، در نظر داشتن «بافت قدرت ملی» است. مفهوم «بافت قدرت ملی» اشاره دارد به مؤلفههایی که ملت، در بلند مدت، توانسته است بر مبنای آنها برای خود مزایای نسبی ایجاد کند.
به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، 1. یکی از مؤلفههای اصلی یک سیاست موفق، در نظر داشتن «بافت قدرت ملی» است. مفهوم «بافت قدرت ملی» اشاره دارد به مؤلفههایی که ملت، در بلند مدت، توانسته است بر مبنای آنها برای خود مزایای نسبی ایجاد کند. سیاستمدار موفق، کسی است که مفهوم «بافت قدرت ملی» را درک میکند، و از آن استفاده مینماید و به این ترتیب، ریشههای ملت را برای پیشرفت به کار میگیرد. یکی از تمایزهای قاطع دولت فعلی و دولت پیشین در همین نکته نهفته است. این که ظفرهای دولت فعلی به چشم نمیآید.
2. نکته دیگر این است که اگر سیاست کشور در یک موقعیت خاص، با بهرهگیری از برخی تکنیکها موفقیت آمیز عمل کند، این، لزوماً به آن معنا نیست که در سایر موقعیتها نیز با همان شیوهها موفق خواهد بود. در واقع، یکی دیگر از دشواریهای عملکرد این دولت، این بود که در تکنیکها، خیلی تابع راه و رسم «آقای هاشمی» بود. گر چه «آقای هاشمی» در چهار سال نخست دولت خود، و در دوران آغازین پس از جنگ و پیش از خیز توسعه، با آن روشهای کشورداری شدیداً نخبهگرا، از اقبال مردمی بهرهمند بود، ولی، این لزوماً به این معنا نیست که مردم، در شرایط امروز، و پس از خیز اقتصادی و در دنیای سایبر میتوانند همان شیوههای کشورداری را تحمل کنند. بنا بر این، هر چند که اصول و ساختار منطقی فکر سیاستمدار، باید از «بافت قدرت ملی» ریشه گرفته باشد، ولی، در تکنیکها و جزئیات اعمال سیاست، باید شرایط محیط را درک کند، و این، مستلزم چابکی فکر و عمل در سیاست است. از این قرار، باور من این است که دولت کهنسال، همواره مدیریت اجرایی برازندهای نخواهد بود، بویژه برای جامعه جوانی مانند جامعه ما. هر دولت، باید در طول یک دوره چهار ساله که مقصود
قانون گذار قانون اساسی بوده است، صدارت کند و پس از چهار سال، زمام را به نیروهای جدید و افکار تازه بسپارد. حتی، هشت سال هم زیاد است، چه رسد به دوازده سال و شانزده سال.
3. یکی دیگر از دشواریها و مشکلات دولت تدبیر و امید این بود که هدف گذاریهای صحیحی نداشت، یا لااقل برخی از هدف گذاریهایش درست نبود، و این، یکی از ریشههای خطا در تدوین استراتژیهای دولت را تشکیل میداد. دولت در طول این سه سال و اندی، آشکارا سر در گم بود و رئیس جمهور نیز نمیتوانست نقش هماهنگ کنندگی خود را به درستی ایفا کند. از این گذشته، دولت، تیم مشاوران خلاق و چابکی هم نداشت. دولت برای موفقیت، باید طراحانی را به کار میگرفت که مستمراً ایدههای نو خلق کنند و استراتژیهای طرح شده توسط آنها اقشار مختلف جامعه را به خوبی حمایت و تقویت نمایند. دولت یازدهم باید از خود میپرسید و تحلیل درستی میداشت از این که معنای دقیق رأی مردم در سال 92 چه بود؟ حتی، برداشت من این است که چون رئیس جمهور، پس از تکیه بر کرسی صدارت، رئیس جمهور تمام ملت است، باید به مطالبات هواداران رقبای انتخاباتیاش نیز توجه کند و تا میتواند، بکوشد تا آنها را محقق گرداند. تحریف و انحراف تفسیر از پیام مردم از همان روز بعد از انتخابات آغاز شد و در این تحریف هم مانند تحریف پیام دوم خرداد 76، روشنفکرها مقصر بودند. مردم در انتخابات 76 در یک «نه بزرگ» به «آقای هاشمی»، خواهان حکمرانی قانون بودند. این را تحلیل محتوای آن مبارزات انتخاباتی نشان میداد، ولی، روشنفکرها «آزادی» را در پیام انتخابات، زورچپان کردند. در سال 92 نیز، روشنفکرها به کار افتادند و در اولین گام پس از انتخابات در دفتر مطالعات استراتژیک، سمینار «اعتدال» به راه انداختند، و وانمود کردند که پیام انتخابات «اعتدال» بود. جالب این که آقای روحانی در طول مبارزات انتخاباتی، تنها یک بار، آن هم در پاسخ به سؤال یکی از کارشناسان شبکه 4 تلویزیون از واژه اعتدال استفاده کرده بود.
4. نهایتاً، این را نیز باید گفت که پس از تجربههای بسیار و متوالی تاریخی که آخرین نمونه درشت آن، شکست نهضت ملی در سال 32 بود، یکی از زمینههای اصلی سیاست در ایران، در مفهوم «استقلال» چکیده شده، و یکی از سه پایه مانیفست انقلاب اسلامی را نیز تشکیل داده است. مفهوم «استقلال»، یکی از مهمترین مؤلفههای «بافت قدرت ملی» ماست. برداشت من این است که یکی از ضعفهای مهم دولت یازدهم که کم و بیش به سمبل و مفهوم تاریخی آن نیز بدل خواهد شد، کوتاهی در صیانت از این مؤلفه بوده است. این دولت، مدام حتی از وابستگی آب خوردن مردم به خارج از کشور دم زده است، هر چند که مدام از عبارت «اقتصاد مقاومتی» و مستقل نیز استفاده میکند. چطور دولتی که آب خوردن کشور بزرگی مانند ایران را به رفع مشکل با قدرتهای خودبزرگبین پیوند میزند، میتواند پیگیر «اقتصاد مقاومتی» هم باشد؟ اگر آن طور که پس از انقلاب، جملگی بر آن توافق کردیم، هدف از کشورداری، رشد دادن کشور از طریق بهرهگیری از فرصتهای درون وطن باشد که هست، دولت به افرادی نیازمند بود که باور داشته باشند «ظرفیت»های درون کشور را کشف و شکوفا کنند. تجربه دولت پیشین نشان داده است که اگر «ظرفیت»های سیاست کشور را به درستی تشخیص دهیم، حتی با وجود تحریمها، به نتایج بهتری دست خواهیم یافت؛ و به باور من، آن چه مانع از اغتنام این «ظرفیت»ها از سوی دولت یازدهم شد، روحیه روشنفکری حاکم بر دولت بود. تغییرات اخیر در کابینه، نشان میدهد که دولت، قصد دارد، بیش از این در قهقرای روشنفکری فرو برود.
انتهای پیام/






















