حماسه افسران جوان در نبرد خرمشهر
دانشجویان دانشکده افسری نخستین گروهی بودند که پس از هجوم سراسری ارتش بعث عراق با ۱۰ فروند سی ۱۳۰ به سوی خوزستان حرکت کردند و در عملیاتهای ایذایی، تکهای محدود و گشتیهای شناسایی شرکت فعال کرده ونسبت به آموزش نیروهای مردمی اقدام مؤثر کردند.
به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، در آغاز جنگ تحمیلی غیر از دو یگان رزمی از تیپ 37 زرهی شیراز و لشکر 21 حمزه استعداد رزمی دیگری در استان خوزستان وجود نداشت تا لشکر 92 زرهی اهواز را در مأموریت حراست از مرزهای جنوب کشور به طول 400 کیلومتر یاری رساند. بدیهی است که تحت پوشش قرار دادن این مسافت از توان یک لشکر خارج بود و حرکت سایر لشکرها و تیپهای رزمی از مبدأ تا منطقه جنگی به منظور پوشش پدافندی مرز طولانی، حداقل یک ماه به طول میانجامید. فرماندهان برای جبران این خلأ تصمیم گرفتند تا رسیدن یگانهای زرهی، واحدیهایی چابک و با انعطاف بالا و تجهیزات سبک به منطقه اعزام کنند تا با اجرای تکهای ایذایی و محدود بتوان در پیشروی دشمن اخلال ایجاد کرد. از اینرو دانشجویان دانشگاه امام علی(ع) که از انگیزه و چابکی خوبی برخوردار بودند به عنوان بهترین گزینه انتخاب شدند تا به استان خوزستان اعزام شوند.بدین ترتیب نیرویی به استعداد یک تیپ از دانشجویان دورههای 57 و 58 به منطقه اعزام شد تا به مقابله با تجاوز ناجوانمردانه ارتش بعث عراق بپردازند. این گروه با وجود خدمات بسیار در ماههای نخست جنگ و تأثیر انکارناپذیر در روند سرنوشت جنگ کمتر مورد توجه قرار گرفته ومعمولاً از آنان ذکری به میان نمیآید.
دانشجویان دانشکده افسری نخستین گروهی بودند که پس از هجوم سراسری ارتش بعث عراق با 10 فروند سی 130 به سوی خوزستان حرکت کردند و در عملیاتهای ایذایی، تکهای محدود و گشتیهای شناسایی شرکت فعال کرده ونسبت به آموزش نیروهای مردمی اقدام مؤثر کردند. این گروه با پراکنده شدن در استان خوزستان به دفاع حماسی از مناطق سوسنگرد، حمیدیه، دب حردان، خرمشهر، آبادان و... پرداختند و در عملیاتهای روزهای هشتم و نهم مهر ماه که ضربات سنگینی به چند یگان از لشکر 9 زرهی و 5 مکانیزه دشمن وارد آمد شرکت داشتند. برقراری تأمین امنیت شهر و منطقه عملیاتی اهواز یکی دیگر از مأموریتهای رزمی دانشجویان بود که به شایستگی از عهده آن برآمدند.
اسناد و منابعی که رویدادهای سال اول جنگ را شرح دادهاند، به اعزام دانشجویان دانشکده افسری به مناطق عملیاتی جنوب اشارهای کلی دارند و به نقش آنان به گونهای مطلوب و سزاوار نپرداختهاند. همچنین کتابهایی که به نبردهای خرمشهر اختصاص دارند از حضور دانشجویان در حوادث هشتم مهر در حوالی پلیس راه شلمچه - خرمشهر و 300 متری پادگان دژ ذکری نکردهاند ونسبت به حادثه 21 مهر ماه سال 59 و اعزام سرهنگ نامجو، فرماندهی دانشکده افسری به همراه 80 نفر از دانشجویان به خرمشهر و مشارکت آنان در دفاع از این شهر سکوت کردهاند. حال آنکه دانشجویان در این مقطع در صحنههای گوناگون جنگ در جنوب حضور داشتند و موجب افتخار آفرینی برای نظام شدند و صدها شهید و مجروح نیز تقدیم میهن اسلامی کردند.
اگر چه از دانشجویان نمیتوان به عنوان یک یگان رزمی یاد کرد، اما آنان قادر بودند براساس ضرورت در مأموریتهای رزمی شرکت کنند. چنان که شرکت کردند و در مأموریتهای خود نیز موفق بودند.
حضور در مهم ترین نقاط پدافندی
دانشجویان پس از اعزام به خوزستان دریکی از پادگانهای لشکر 92 مستقر شدند و از آنجایی که باید همه محورهای دفاعی تقویت میشد، آنان بهگونهای سازماندهی شدند تا در اغلب مواضع پدافندی حضور داشته باشند.برخی از نقاط همچون «پل مارد» فاقد نیروی دفاعی بود. شماری از دانشجویان به این منطقه اعزام شدند و با تکهای ایذایی، پیشروی دشمن را با مشکل مواجه کردند. ازجمله وظایف مهمی که بلافاصله پس از ورود به استان برعهده دانشجویان نهاده شد، حراست از اهواز و جلوگیری از پیشروی دشمن به سمت مرکز استان بود. دانشجویان به همراه سایر مدافعان در غرب اهواز مقابل دشمن سنگر گرفتند و نقش مهمی در دفاع از اهواز ایفا کردند.
با آنکه دانشجویان به عنوان نیروی متحرک در هر محوری که ضرورت داشت حضور مییافتند، در موضع دفاع از اهواز به عنوان نیروی پدافند ثابت در نقاط حساس مستقر شدند و بارها علیه نیروهای عراقی تکهای محدودی را به اجرا گذاشتند و دو لشکر مکانیزه و زرهی دشمن را که برای تصرف اهواز آمده بود زمینگیر کردند. در محور اهواز – حمیدیه و حمیدیه - سوسنگرد چندین گروه از دانشجویان مستقر بودند و به فرماندهی سروان احسان اسدی مسئولیت تأمین جاده اهواز- حمیدیه را برعهده داشتند. آن ایام سوسنگرد در محاصره دشمن قرار داشت، به همین دلیل تأمین جاده اهواز – حمیدیه جنبه حیاتی داشت. چون هر آن امکان داشت که نیروهای دشمن از این مسیر به اهواز یورش آورند. مواضع دانشجویان دائم زیر آتش سنگین توپخانه ارتش بعث عراق قرار داشت، تا روحیه آنان را درهم شکنند.
دشمن پس از تصرف سوسنگرد به سمت اهواز هجوم آورد اما نیروهای آماده و پای کار از آن جمله دانشجویان دانشگاه افسری امام علی(ع) به همراه سایر مدافعان بلافاصله در مسیر سوسنگرد – حمیدیه – اهواز آرایش نظامی گرفتند و دوشادوش سایر نیروها با آر.پی. جی و خمپارهانداز به انهدام تانکهای متجاوز پرداختند و مانع پیشروی دشمن به سوی اهواز شدند.جمعی دیگر از دانشجویان که در محور سه راه خرمشهر-دزفول به فرماندهی سروان حجتالله توکلی موضع گرفته بودند، به تأمین امنیت جنوب غرب اهواز از سه راهی خرمشهر تا فولی آباد دزفول مشغول شدند و در ایجاد سدی غیر قابل نفوذ در برابر دشمن سهیم شدند.
پدافند ازپل حساس اندیمشک به جاده ماهشهر و تنها راه ارتباط با بنادر جنوبی کشور در آن مقطع، مأموریت دیگر دانشجویان بود که به فرماندهی سروان احمد پورارسلان انجام گرفت.این پل در منطقه چهار شیر اهواز قرار داشت و در صورت پیشروی دشمن از سمت جنوب و غرب، این پل تنها راه تدارکاتی شمال اهواز محسوب میشد. بنابراین از موقعیتی استراتژیک برخوردار بود.مأموریتهای دانشجویان به اینگونه موارد محدود نبود، بلکه آنان در عملیاتهای ایذایی نیز به کار گرفته میشدند.
یکی از دانشجویان اعزامی در آن مقطع میگوید: «صبح روز سوم مهر ماه – چهارمین روز جنگ - چهل نفر از دانشجویان به فرماندهی ستوان یکم روادگر، سرگردقدیمخانی و سروان مسعود اصلانی به سمت سوسنگرد حرکت کردیم فرماندهی دسته ما را سرگرد قدیمخانی برعهده داشت، به محض ورود به سوسنگرد وارد مدرسهای شدیم که از قبل تخلیه شده بود. آنگاه با تجهیزات انفرادی و سازماندهی گروهان و تعیین مسیر و هدف برای انجام شناسایی و عملیات ایذایی حرکت کردیم.»
مشارکت در پدافند دارخوین
دارخوین روستایی بود که در مسیر اهواز به آبادان و در 45 کیلومتری این شهر قرار دارد. در جریان جنگ تحمیلی به دلیل پیش-ی قوای دشمن این روستا خط مقدم درگیری و جنگ شد و شاهد حماسه آفرینیهای بینظیر شد. دارخوین در جریان تلاش دشمن برای محاصره آبادان به لحاظ موقعیت، اهمیت بسیاری یافت و به جهت ویژگیهای جغرافیایی به نیروهای خودی امکان داد تا با شرایط سهل تری از تکمیل محاصره شهر ممانعت به عمل آورند. دو گروه از دانشجویان اعزامی به خوزستان با هدف تقویت جبهه خودی به این منطقه مأموریت یافتند.آن زمان سردار رحیم صفوی با نیروهای تحت امر خود در این محور مستقر بود.
سرهنگ بازنشسته خسرو جهانی میگوید: «ما 32 نفر بودیم که به فرماندهی سرگرد قدیمخانی به دارخوین اعزام شدیم. در بین راه دو مرتبه مورد حمله بالگردهای عراقی قرار گرفتیم ولی به خواست خدا سالم رسیدیم. در منطقه دارخوین گلوله باران توپخانه دشمن لحظهای قطع نمیشد و تمام منطقه جولانگاه بالگردهای بعثیان شده بود. بومیان به اجبار کوچ کرده بودند و تقریباً خانهای نبود که آسیب ندیده باشد.سلاحهای ما سبک و حداکثر آر.پی. جی بود و این سلاحها در مقابل ادوات سنگین دشمن کارایی چندانی نداشت، با وجود این دستور داشتیم برای صرفهجویی در مهمات فقط در موارد ضروری و تیررس بودن دشمن تیراندازی کنیم.
این در حالی بود که رگبار توپخانهای دشمن که به خمسه خمسه مشهور شده بود بر سرمان میبارید.سرگرد قدیمخانی به علت پراکندگی نیروهای تحت امرش در محیطی گسترده هر سه یا چهار روز یک بار به ما سر میزد و هر بار از کمبودها حرفی به میان میآوردیم گفته میشد چارهای جز مقاومت با همین شرایط را نداریم. در هر حال گروه دانشجویان در کنار نیروهای سپاهی و مردمی در مقابل یک تیپ عراقی تا دندان مسلح از دارخوین محافظت کردیم و اجازه تکمیل محاصره آبادان را به دشمن ندادیم.
با عبور نیروهای عراقی از کارون موقعیت شهر آبادان بیش از پیش به خطر افتاد. با توجه به آنکه مسئولیت نظامی منطقه به عهده قرارگاه اروند بود، سرهنگ غلامرضا قاسمی فرمانده لشکر 92 به فکر افتاد تا بنیه دفاعی آبادان را تقویت کند.اما نیرویی در دسترس نداشت.لذا موضوع را با سرهنگ نامجو در میان گذاشت و ضرورت استفاده از دانشجویان برای پدافند آبادان را مطرح کرد، با دستور سرهنگ نامجو جمع جدیدی از دانشجویان به منطقه آمدند و در موقعیتهای پدافندی شهر آبادان مستقر شدند.امیر سرتیپ دوم عارف لطفی از جمله همان گروه دانشجویان در این ارتباط میگوید: «در این مرحله به مجموعه سازمانی ما نفرات تازه نفسی اضافه شد و یک موضع تأمینی به طول یک کیلومتر از روستای مهدیه به طرف دشمن ایجاد کردیم و در کنار حدود 50 نفر از برادران سپاه و نیروهای مردمی به پدافند از حریم شهر پرداختیم.»
حضور در میان مدافعان خرمشهر
گروهی دیگر از دانشجویان صبح روز چهارم مهر وارد خرمشهر شدند تا در کنار سایررزمندگان به دفاع از شهر بپردازند. دانشجویان ابتدا در مسجد جامع و سپس در هنرستان صنعتی که در نزدیکی مسجد جامع بود مستقر شدند.امیر سرتیپ جوانمرد در مورد این مأموریت میگوید: «دو روز داخل پادگان اهواز بودیم، بعد با اتوبوسهای شهری به خرمشهر رفتیم. هر کدام از ما یک تفنگ ژ-3 و دو عدد نارنجک تفنگی به همراه داشتیم که در برابر یگانهای مکانیزه و زرهی عراق کارایی چندانی نداشت، هوا بشدت گرم بود.
در نزدیکی خرمشهر با اهالی شهر روبه رو شدیم که در حال دور شدن اجباری از شهر و خانه خود بودند، سروان پازوکی فرمانده ما بود، وقتی ما را به محل هنرستان بردند خون چند شهید که بر اثر اصابت خمپاره به شهادت رسیده بودند هنوز در حیاط هنرستان به چشم میخورد، به هر حال گروه ما نیز در کنار سایر مدافعان به پدافند از شهر مشغول شدیم و تا آخرین روز مقاومت با سایر مدافعان همراه بودیم.» پس از این گروه سه گروه دیگر از دانشجویان به خرمشهر اعزام شدند و در دفاع از خرمشهر مشارکت داشتند.
دانشجویان براساس نیاز به مأموریتهای مختلف در استان خوزستان اعزام میشدند و برایشان فرق نمیکرد مأموریت شان حفاظت از لولههای نفتی باشد یا حضور در خط مقدم رویارویی با دشمن بعثی، حتی شماری از آنان به گروه جنگهای نامنظم شهید چمران پیوستند و به وظیفه سربازی خود در راه میهن اسلامی اقدام کردند.
منبع: ایران
انتهای پیام/






















