نیایشگاهی به درازای تاریخ نیایش
از سدههای نخست اسلام یادگاری بازمانده که بیهمتاست. پس از فهرج یزد، تاریخانه دومین مسجدی است که از آن زمان بر جای مانده است
به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، از سدههای نخست اسلام یادگاری بازمانده که بیهمتاست. پس از فهرج یزد، تاریخانه دومین مسجدی است که از آن زمان بر جای مانده است. شاید امروزه که به آن مینگریم فقط ستونها، رواقها و قوسهایی گلین بیش نبینیم، ولی بهراستی این بنا سندی باارزش از رویدادهای آن دوران، در پهنه سیاسی و اجتماعی زمان خود محسوب میشود. شیوه معماری، فنون ساخت و پهنه قرارگیری آن پر از ناگفتههایی است که برای مکتوبکردنش مثنوی 70من نیاز است.
نخستین پژوهشها را اشمیت در سالهای 1310تا 1313 در کنار بررسیهای تپه حصار، روی ویرانشدههایی که به نام تاریخانه (خدای خانه) شهرت داشت، با هدف بررسی سرآغاز این بنا شروع کرد. پس از آن نیز گدار معمار و باستانشناس نامدار فرانسوی دست به بررسیهای باستانشناسی در این بنا زد که ثمره آن، گزارشهای دقیق و همچنین ماکتی بود که درحالحاضر در موزه ملی ایران نگهداری میشود. درواقع گدار نخستین فردی بود که به درجه اهمیت این بنا پی برد و پایهگذار پژوهشهایی در این زمینه شد که بعدها افراد دیگری مانند دکتر سرفراز و استاد پیرنیا آن را ادامه دادند.
گدار سال بنای تاریخانه را بین سالهای130 تا170هجریقمری و در دوره هارونالرشید میداند و پیرنیا آن را بهطور دقیقتر، سال 160هجری قمری بیان کرده است.
نام تاریخانه را اینگونه میتوان معنی کرد که تاری در زبان ترکی به معنی خداست و خانه نیز همان فارسی خوانده میشود، از مسجد بهصورت تاریخانه، تاریکخانه و قاریخانه نیز نام برده شده اما نامی که همگان به کار میبرند، همان تاریخانه است.
عموما مساجد را از منظر پلان به دو دسته دارای نقشه و طرح ساده یا عربی و دسته ایرانی تقسیم میکنند، تاریخانه از این نظر در دسته نخست قرار میگیرد.
تاریخانه باارزشترین شاهد برای روند تاثیرگذاری شیوه زیست ایرانی در گسترش اسلام است. مورخان عرب میگویند خلفای عباسی در شهرهای ایران مساجد بسیار ساختهاند. مهمترین و برگزیدهترین نمونه موجود از مساجد دسته اول، مسجد تاریخانه دامغان است که تاریخ ساخت آن قرن دوم هجری است و با وجود اینکه شیوه ساختمانی آن شیوه عربی است، اما طرز ساختمان ستونها و نکاتیکه در آجرکاری آنها بهکار بستهاند، کاملا به شیوه معماری ایران در عهد ساسانیان صورت گرفته تا آنجا که به عقیده برخی مسجد تاریخانه یک بنای ساسانی است که پس از اشاعه اسلام تبدیل به مسجد شده است.
ظواهر مسجد این گونه است که حیاطی در وسط با ابعاد تقریبی 25 در 26متر قرار دارد، در سمت جنوب مسجد ایوانی در میان و دو شبستان در طرفین آن قرار دارد. در هر شبستان که به طول 14 و عرض 12متر است روی هم 9ستون در ٣ردیف 3تایی قرار داده شده، ستونها با آجرهایی به ابعاد 47 در 90سانتیمتر بنا شدهاند که مطابق آجرهای دوره ساسانی است. در 18ستون شبستانها روی هر ردیف ٣ستونی، با ٣قوس شلجمی پوشانیده شده است. نوک طاق با مختصر زاویهای به هم رسیده، بر روی قوس نیز دیواری با ارتفاع تقریبا یک متر یا بیشتر ولی ضخیم چیده شده که درنهایت این قسمت از بنا را شبستانی با ٧دالان پوشش داده است. ارتفاع ستونها تا زیر طاق 4متر و 28سانتیمتر است و تا بالای بام به 6متر میرسد.
پوشش سقف در بین دهانهها به صورت عمده متشکل از طاقهای گهوارهای است، طاقی که رو به قبله است، بلندتر و عریضتر است. در نتیجه شبستان ستوندار و طاقهای بلند مسجد تاریخانه که به سبک چهار ایوانی با چهار صفه ساخته شده، ارتباط آن را با شیوه معماری ساسانی نمایان میکند، همین موضوع باعث شده محور اصلی بنا و محل محراب و منبر دارای جلوه خاصی شود.
در اینجا لازم به ذکر است که این قوسها و شیوه پوشش سقف بنا، شیوه نخستین نبوده و در بازسازیها و تغییرات صورت گرفته به این شکل درآمده است.
در سه سوی دیگر حیاط مسجد شبستانهایی است که هر کدام دارای یک ردیف ستوناند و اکنون فقط ستونها و بعضی از طاقهای آن برجا ماندهاند.
از دیگر شاخصهای پراهمیت تاریخانه، مناره آجری با تزیینات بینظیر آن است که چشم هر بینندهای را خیره میکند. محل قرارگیری آن در پهلوی مسجد و سمت شمال آن است. مناره نخستین مسجد که خشتی بود، تخریب شده و این منار در زمان آلزیار به دستور ابوحرب بختیار بن محمد که از سوی دربار قابوس ابن وشمگیر، به حاکمیت ایالت قومس گماشته شده بود، ساخته شد.
این منار بدون سکو بنا شده و محیطی دایره دارد، ارتفاع آن 26متر بوده و هرچه به ارتفاع آن افزون میشود، از قطر آن کاسته میشود. ٨٦ پله، دسترسی به بالای این منار را میسر میکند. تزیینات آجری بدنه منار بسیار زیبا بوده و در ارتفاع 10ونیم متری؛ کتیبهای با خط کوفی با مضمون بانی آن نوشته شده که متن آن اینگونه است:
«بسمالله الرحمن الرحیم امر به بنای هذهالمناره الحاجب الجلیل ابوحرب بختیاربن محمد فی ولایهالامیر السیدالاجل فلکالمعالی»
متن این کتیبه شباهت زیادی به 10کتیبه گنبد قابوس دارد.
برخی منابع تاریخانه را چهل ستون نامیدهاند، نه بدان جهت که چهل ستون دارد، بلکه اشاره به کثرت ستونهاست.
از دیگر نکات مستتر این بنا شباهت ظاهری آن با دیگر مساجد عربی در پلان و تفاوت ساختاری آن است، بهعنوان مثال با مقایسه بین مساجدی چون قاهره یا مسجد جامع اموی دمشق درمییابیم ستونهای تاریخانه بسیار قطورترند و هیچ شباهتی به ستونهای مسجد دمشق که از سنگ یکپارچه و سرستون بنا شدهاند، ندارند. ستونهای تاریخانه یادآور ستونهای کاخهای ساسانی است. در کنار همه اینها، تفاوت عمدهای بین سقفهای افقی مساجدی چون دمشق و قاهره با قوسهای شلجمی روی ستونها که هر چهار ستون با گنبدی پوشیده شده در تاریخانه هست.
ارزش تاریخانه علاوه بر قدمت و جایگاه آن بهعنوان یکی از نخستین مساجد صدر اسلام، حفظ اصالت باوجود تحولات ساختاری گوناگون از سدههای نخست تاکنون است.
شکوفایی که در دوره آلزیار اتفاق افتاد و تغییرات و الحاقاتی که در دورههای بعد از آن انجام شد، مجموعه را با سوالات و ابهامات گوناگونی روبهرو کرده، سوالاتی از جنس ویژگیهای ساختاری معماری و منظر تاریخی.
به عقیده پژوهشگران امروزی، فضای تاریخانه را میتوان به دو بخش عرصه مسجد نخستین که هنوز قسمتی از آن را میتوان مشاهده کرد و پابرجاست و توسعههای بعدی مسجد مخصوصا دوره آلزیار که مناره مسجد متعلق به آن است، تقسیمبندی کرد. نخستینبار گدار بود که با مقالهای مفصل در نشریه هنرهای زیبای فرانسه در سال 1934 میلادی نام تاریخانه را وارد ادبیات معماری جهان کرد و پس از آن در جلد سوم کتاب «بررسی هنر ایران» پوپ با موضوع هنر اسلامی نیز شرحی ارایه داد.
جالب است باوجود فلسفه طراحی ساده مساجد در آن زمان در کاوشهای سال 76 به بقایای گچبریای برخورد میشود که نشاندهنده تزیینات در این بنا بوده و خود دلیل محکمی بر ادامه شیوههای معماری ساسانی است.
پیش از این هم اشارهای به نشانههایی از شیوه ساخت به روش معماران ساسانی شد که با مقایسه این روشها با بناهای متأخران در زمان ساسانی در منطقه دامغان مثل کاخ ساسانی موضوع کاملا برای ما روشن میشود.
گمانهزنیهایی نیز در سال ١٣79 به سرپرستی سرکار خانم داودیان، مدیر میراثفرهنگی دامغان بهمنظور دستیابی به نشانههایی از آثار فرهنگی صورت پذیرفت که به کشف بخشی از ساختار معماری و تکههایی سفال منجر شد.
آخرین تلاشها برای بررسی پیشینه این مسجد ارزشمند نیز در حین تجدید ساختمان حصار جانبی بنا بود که به بیرون آمدن کف آجری و قسمتی از پی ستونها منجر و باعث پیگیری سازمان میراثفرهنگی و در نتیجه آن، کشف محل مناره اصلی مسجد شد، اما به علت اتمام بودجه نیمهکاره رها شد.
در مجموع، هنگامی که به فعالیتهای گذشته تا امروز در مورد این بنا مینگریم، ملاحظه میکنیم که پژوهشها و دانستههای ما درخور اهمیت این بنا نبوده و باید بیش از این برای دانستن درباره تاریخانه کوشش کرد.
اما چرا باید به این بنا توجه شود؟ پیش از این آمد که تاریخانه درواقع سند و شناسنامه معماری، فرهنگ و تاریخ منطقه است، مجموعه ساختار ویژه، تغییرات، نقش و محل آن در شهرسازی بازگوکننده رویدادهایی است که در پس سالیان دراز بر این منطقه باستانی گذشته، منطقهای غنی از فرهنگ، از باستان تا امروز، پس با بررسی آن نخست به اطلاعات ارزشمندی دست خواهیم یافت و سپس کلیدی مفید برای واکاوی باستانی فرهنگی منطقه به دست خواهیم آورد.
بدینمنظور ابتدا باید آنچه را داریم، حفظ کنیم. این روزها با نگاه به تصاویر گذشته و حال میبینیم تاریخانه پس از آخرین مرمت عمده خود حال خوبی ندارد، تنها یاور آن چند ستون چوبی است و مردمی که دل در گرو این گنج سترگ دارند. بیانصافی خواهد بود که زحمات دلسوزان را در ارگانهای ذیربط نادیده گرفت اما این بنا با تمام دشواریها و با توجه به اهمیتی که دارد، همتی عالی را نیز طلب میکند.
تصرفات و محل قرارگیری بنا، امروزه باعث وخیمشدن شرایط مسجد تاریخانه شده است، عدمزهکشی مناسب، عبور تأسیسات از نزدیکترین فاصله و ساخت مسجدی در عرصه درجه یک بنا از مواردی است که باعث صدمات زیادی شده است.
امید است با توجه به اینکه تاریخانه برای مردم دامغان و نیز تاریخ معماری ایران دارای اهمیت ویژهای است و اخیرا دلسوزیهایی در این زمینه صورت گرفته، همچنان با همراهی مسئولان شهری، اقدامات مفیدی برای حفظ این بنای ملی صورت پذیرد.
منبع: شهروند
انتهای پیام/






















