۹ اشتباه پندآموز
دولت یازدهم، لا اقل، مرتکب ۹ اشتباه شده است. این اشتباهات، آنها را در وضع نامساعد اقبال مردمی قرار داده است. ۱ - تمرکز بیش از حد بر ضعفها و غفلت از امیدها این اشتباه، معمولاً، در جریان جو و حال و هوای انتخاباتی، از سیاستمداران سر میزند... .
به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، دولت یازدهم، لا اقل، مرتکب 9 اشتباه شده است. این اشتباهات، آنها را در وضع نامساعد اقبال مردمی قرار داده است. 1 - تمرکز بیش از حد بر ضعفها و غفلت از امیدها این اشتباه، معمولاً، در جریان جو و حال و هوای انتخاباتی، از سیاستمداران سر میزند؛ در چنین حال و هوایی است که نوک بیاغماض پیکان انتقاد و حمله سیاستمداران به سمت رقیبانی نشانه میرود که به زعم آنان عملکرد خوبی نداشتهاند، و همین مسئله، بیشتر وقت رسانهها را به خود اختصاص میدهد. طی سالهای اخیر که رقابتهای سیاسی، از قاعده بیرون شده است، این جو انتخاباتی عملاً تا انتخابات بعد کش پیدا میکند، و نتیجه، سیاه سیاه است؛ در حالی که پس از هر انتخابات، بالاخره، باید موقعیت همکاری ملی برای اهداف بر آمده از انتخابات فرا برسد، ولی، لااقل از سال هشتاد و چهار تا کنون، رقابتهای سیاسی بیانتها، جای همکاریها و اخوتهای انقلابی را گرفته است. برای هر کشوری، بهویژه برای مملکتی در موقعیت ما، باید به امیدها بیش از شکستها توجه کرد، چرا که، تاختن به افراد مورد وثوق بخشی از مردم، نتیجهای غیر از نابودی اعتماد به نفس مردم ندارد، و افسردگی آنها را به دنبال دارد، و همه این پیامدها موجب زیر منها رفتن بازده کلی عملکرد سیاست نیز میشود.
2- مثل بچهها با مردم رفتار کردن
بسیاری از سیاستمداران فکر میکنند باید مانند پدر و مادری که همه چیز را به بچههایشان گوشزد میکنند، همه چیز مردم را «تدبیر» نمایند. آنها ذهنیت تئوریک خود را بر ذهنیت عملیاتی و محلی مردم رجحان میدهند و اداره کشور را به سمت تمرکز نخبگان مرکز در جایی مانند سازمان برنامه و بودجه یا دفتر مطالعات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام پیش میبرند، در حالی که این اقدام نه تنها به منضبطتر شدن مردم و منظم گردیدن امور کشور کمکی نمیکند، بلکه انگیزه و امکان فعالیت مستقل و مقتدرانه را از مردم میگیرد. این عارضه بهویژه در موقعیتهای حساس و بحرانهای محلی بسیار خطرناک میشود. دولت، با این روحیه تدبیر از مرکز، عملاً خرد انقلابی و مسئولانه در اقصی نقاط کشور را خشکانده است.
3- بیارزش دانستن ایدهها و پیشنهادهای مردم
همهایدههایی که از طرف مردم مطرح میشوند، دارای ارزش و فایده بوده، و باید به طور مثبتی با آنها برخورد کرد، هر چند که بسیاری از این ایدهها غیر قابل اجرا و پیاده شدن در عرصه عمل باشند. حداقل استدلال برای اثبات لزوم توجه به ایدههای ارائه شده از سوی مردم این است که این کار باعث باز ماندن راه برای جذب ایدههای ناب و سازنده در آینده خواهد شد.
دولت، مستمراً و مدام با ایدههای مردم و بهویژه مخالفان بد برخورد کرده است. منتقدان را «کم سواد»، «بزدل سیاسی»، «عده معدودی که از جای معدود تغذیه میشوند»، «بی کار»، «متوهم»، «اهل عصر حجر»، «بی شناسنامه»، و ... خواند. اکنون، رئیس جمهور، رضا صالحی امیری را که زمانی گفته بود: «منتقدین دولت حق انتقاد ندارند» (جهان نیوز، 348967)، برای تصدی وزارت ارشاد نامزد کرده است!.
4- وتو کردن تصمیمات مردم
گاهی اوقات، سیاستمداران بر لزوم مشارکت و همراهی مردم با دولت تأکید میکنند و در زبان، مردم را به این کار تشویق میکنند، اما، هنگامی که در عرصه عمل، مردم، اقدام به مشارکت میکنند، سیاستمداران با استفاده از حق وتوی خود، جلوی نتیجه بخشی مساهمت مردم را میگیرند، و رأی خود را با هر قیمت به کرسی مینشانند. «آقای روحانی»، در تاریخ پانزده بهمن نود و دو، در اجلاس رؤسای دانشگاهها و مدیران پارکهای علم و فناوری گفتند: «چرا فقط یک عده معدود کم سواد که از جایی خاص تغذیه میشوند، باید از توافق ژنو حرف بزنند، اما، اساتید دانشگاههای ما خاموشاند؟» (فارس، 13921115000177). این،حرف خوبی نبود؛ شاید اصلیترین منتقد مذاکرات اتمی در آن وقت، یعنی، دکتر محمد جواد اردشیر لاریجانی از دانشگاه برکلی کالیفرنیا در آن جلسه حضور داشت و دشوار بتوان او را کم سواد دانست.
درچنین مواقعی است مردم در مییابند که تأکید دولتمردان بر جلب مشارکت مردم و دادن قدرت انتقاد به آنها چه معنا است؛ چنان که پس از آن سخنرانی، اساتید دانشگاه، بیش از پیش سکوت کردند یا به صف منتقدان پیوستند.
سیاستمداران، باید هوشیار باشند که اگر سیاست جلب مشارکت مردم را دنبال میکنند، نباید کوچکترین پرسش مردم را «به جهنم» حواله دهند.
5- بدگویی بعضی از مردم نزد اقشار دیگر
گاهی اوقات، بعضی از سیاستمداران میکوشند تا با استفاده از ترفندهایی مانند به سخره گرفتن مخالفان، افشاگریهای عجیب و غریب،یا استعمال واژههای تحقیرکننده مخالفان نزد هواداران خود و تعریف و تمجید از حامیان خود، به آنها روحیه دهند غافل از این که این کار نه تنها اعتماد مخالفان را نسبت به سیاست دولت از میان میبرد، بلکه یک جو مملو از بیاعتمادی و شک را، حتی، درون هواداران به راه میاندازد؛ آن هم به نحوی کهترمیم آن، گاه غیر ممکن خواهد بود.
ادبیات دور از شأن «جهنمی»، آن هم از جایگاه ریاست جمهوری اسلامی ایران، با انتقادات فراوان رو به رو شد و حتی، رسانههای حامی دولت هم در روز اول از این اظهارات عجیب آقای روحانی انتقاد کردند (هر چند از روز بعد شروع به توجیه این مواضع نمودند). ایشان روز بعد، در جلسه هیئت دولت، با تأکید بر این ادعا که «دولت یازدهم پرچمدار انتقاد است و هیچ کس قادر نیست این پرچم را پایین بیاورد»! تصریح کردند: «مخاطب من در جمله و کلمهای که در وزارت امور خارجه بیان کردم، نقطه مقابل «شیردل» بود، نه منتقدین و مخالفین!»
6-صحبت کردن بیش از حد سیاستمداران
متأسفانه،کمتررئیس جمهوری را میتوان پیدا کرد که در جلسات و سمینارها، بیشتر گوش بدهد تا بشنود. یا اساساً بپذیرد که در جایی باشد و سخنرانی نکند. اهمیت این ماجرا تا آن جاست که گاه رئیس جمهور میفهمد که اغلب، وقتی حرف میزند، از فرط عصبانیت یا عدم تسلط به خود، بر شمار دشمنان خود میافزاید، مع الوصف، باز هم این جا و آن جا سخنرانی میکند و موجبات دردسر خود و مجموعه دولت را فراهم میکند.درواقع،بسیاری از سیاستمداران جهان، از کمتر صحبت کردن خود و واگذار کردن وقت جلسه به مردم هراس دارند، چرا که، به اشتباه فکر میکنند که اگر چنین کنند زمام امور از دستشان خارج خواهد شد، و مردم درخواستهایی را مطرح خواهند کرد که برآورده ساختن آنها ممکن است برای دم و دستگاه سیاسی غیر ممکن باشد، غافل از این که دادن فرصت حرف زدن به مردم باعث افزایش چشمگیر انگیزه مشارکت و حمایت آنها خواهد شد، و این، به نوبه خود، سیاست را در برآورده کردن نیازهای مردم توانمندتر خواهد کرد.
7- اتخاذ سیاستهای نادرست و غیر معقول
وقتی یک سری اقدامات و سیاستهای نادرست از سوی دولتمردان سر بزند، و زیانهای آن معلوم شود، اعتقاد و اعتماد مردم نسبت به آن سیاست تضعیف میشود، منتها نه به همان نسبت، بلکه قدری بیشتر. در نتیجه، انگیزه مردم نیز برای مشارکت و حمایت بیشتر و بهتر، کاهش مییابد. در واقع، مردم با همان سرعتی حرکت میکنند که سیاستمدارانشان حرکت مینمایند، و از الگوی حرکت آنها تبعیت میکنند، و وقتی آنها در جا میزنندیا عقب میروند، رمقی در مردم نمیماند و آنها نیز عقب میمانند.دولت یازدهم، ناسنجیده همه تخم مرغهای خود را در سبد برجام گذاشت. دولت یازدهم، همه چیز را از آب خوردن مردم گرفته تا سینما و ازدواج جوانان و... همگی را به برجام پیوند زد، و پس از آن که خود مقامات دولتی، و نه «دلواپسان» (برچسبی که دولتیها به مخالفان خود زدند، و به رغم آن که رهبر انقلاب این انتساب را نکوهش فرمودند، همچنان به استعمال ناصواب این برچسب ادامه میدهند)، به هیچ بودن نتایج برجام اذعان کردند، مردم، زیر پای خود را خالی شده میبینند. دولتی که به رغم پیشینیان معتقد بود که صد روزه اوضاع را سامان میدهد، امروز پس از صدها روز، از پس تحقق سیاستهای اعلامی خود بر نمیآید، و، حتی، نمیتواند از «برجام» در مقایسه با «آلماتی دو» دفاع کند. «آلماتی دو» نیم مسیری بود که توسط تیم قبلی طی شد، و «برجام» در مقایسه با آن، به مثابه مسیر پشت سر گذاشته است. اینها فهرست ناقصی از سیاستهای ناکام دولت یازدهم است.
8- انگشت گذاشتن روی موضوعاتی که کنترل آنها از عهده دولت خارج است
یک ریسک بزرگ و نحوی قمار است که برای جلب رأی و نظر مردم، وعدههایی به مردم بدهیم که تحقق آنها دست ما نیست، و از آن بدتر، سررشته آن خارج از کشور است، و در بدترین حال، مهار آن را دولتهای متخاصم در اختیار دارد. قمار برجام، چنین انتحاری برای دولت یازدهم بود.بعضی از سیاستمداران به گونهای در جریان سخنرانیها و بویژه مصاحبههای مطبوعاتی یا ارائههای تلویزیونی، بر روی موضع میافتند و به چیزهایی تأکید میکنند که نمیتوانند وزن تأکیدات آنها را تحمل کنند. از طرف دیگر، گاهی با انگشت گذاشتن روی آن حیطههایی از عملکرد مسئولان سایر نهادهای حکومتی که از کنترلشان خارج است، افراد را مورد مواخذه قرار میدهند. این دست کارهای انفعالی، به انگیزه مردم لطمه وارد میآورد و روحیه کار مضاعف را از آنها میگیرد.
9-تعیین اهداف غیر قابل تحقق و جریمه مردم به خاطر
عدم دستیابی به آنها
درجوداغ رقابتهای سیاسی، که طرح شعارها، عمدتاً بدون نظرخواهی از بخشهای مشورتی و تخصصی صورت میپذیرد، اشتباهات فاحشی در ترسیم اهداف غیر قابل دستیابی روی میدهد که پیامد آن، توبیخ غیر منصفانه مردم یا گروههای مخالف، به علت عدم تحقق آن اهداف است که چنین اشتباهی لطمات جبران ناپذیری را بر اعتماد مردم به دنبال دارد، و برای جلوگیری از آن باید ارتباط با مردم و دریافت مستمر و دقیق بازخوردها را تقویت کرد.عمل نکردن به وعده صدروزه بهبوداقتصادکشور،سبدکالا،بسته امنیت غذایی، مسکن اجتماعی و مسکن مهر، سفرهای پایش و پویش، بسته تشویقی به انصراف دهندگان از یارانه، گزارش صد روز یک بار دولت به مردم، چرخش توأمان سانتریفیوژها و چرخ زندگی مردم، بازگرداندن عزت و غرور ملی ایران، تحمل منتقدان، اجرای قانون شفافیت اطلاعات، ایجاد رونق و عبور از رکودی که مردم دیگر نیازی به یارانهها نداشته باشند، احتراز از برخورد داس گونه با مدیریتهای پیشین و ترحم بیجا به مدیران نجومی، وعده حمایت از بورس و تضمینهای نافرجام وزیر اقتصاد به سرمایهگذاران در بورس و مسکن، و.... فهرست وعدههای عملیاتی نشده، یا، حتی، خلاف وعده عمل شده است (توأم با اقتباسهای آزاد از سوزانام هتفیلد).
انتهای پیام/






















