عبور از میدان مینی به وسعت یک جهان

عبور از میدان مینی به وسعت یک جهان

شاید هیلاری و ترامپ مدعی ادامه صحنه‌گردانی امریکا در جهان فعلی شوند اما مشکلات عظیمی فراروی هر دو آغوش گشوده و در یک جهان واقع‌بین ولی ناآرام دیگر هیچ‌کس حاضر نیست قدرت فزون‌تر دولت‌های به اصطلاح برتر از جمله امریکا را بپذیرد و به رأی و حکم آنها زندگ

به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، هرکس در انتخابات قریب‌الوقوع ریاست‌جمهوری امریکا پیروز شود با جهانی بی‌ثبات و فاقد انسجام روبه‌رو خواهد شد و بر این اساس برخی تحلیلگران خوش‌باور امریکایی معتقدند که امریکا قادر است در چنین محیطی بر میزان تسلط خود بر جهان و جهانیان بیفزاید. با این حال برخی نشانه‌ها حاکی از آن است که اوضاع در مناطق متعددی از جهان به‌گونه‌ای پیش نخواهد رفت که استراتژیست‌های کاخ سفید می‌خواهند. مهم‌تر از هر چیزی نا‌امنی‌ها و ترورها است که صحنه را آشفته و هرگونه برآوردی را سخت کرده است. امروزه شرایط به‌گونه‌ای است که احتمال بروز  یک فاجعه هسته‌ای آن قدرها هم دور از ذهن نیست.

هیأت حاکمه جدید امریکا که همزمان با آغاز سال نو میلادی وارد کاخ سفید می‌شود. موظف است دست به یک بازبینی در سیاستگذاری‌های چند سال اخیر این کشور بزند. یکی از اولویت‌های کاری درجه‌بندی و ارزش‌گذاری مجدد مسائل موجود و شئونی است که اهمیت بیشتری در ذهن کارگزاران کاخ سفید دارد. ائتلاف‌ها، حرکت انفرادی یا مشترک با چندکشور دیگر در عرصه مناسبات سیاسی و رویکرد به آینده‌ای شفاف‌تر قطعاً در دستور کار رئیس جمهوری جدید امریکا جای دارد اما در عصر و زمانه‌ای که روسیه و چین پس از یک دوره رکود قدرتی قابل توجه یافته‌اند، امریکا با اتکا به انگاره‌های سابق خود به جایی نخواهد رسید و باید خط مشی تازه‌ای را برگزیند.


آرایی متفاوت


تا این لحظه هر دو نامزد ریاست‌جمهوری امریکا آرای بسیار متفاوتی را در عرصه سیاست خارجی از خود بروز داده‌اند. هیلاری کلینتون به سبب تجربه‌ بیشتر و صاحب منصب بودن در عرصه سیاست، از حالا خط مشی خود در سیاست بین‌الملل را تعیین کرده و در همان راستا حرکت می‌کند اما سیاست‌هایی از همان دست که محصول چهار سال تصدی او در پست وزارت خارجه امریکا است دولت باراک‌اوباما را به جایگاه‌ نامناسب فعلی‌اش کشانده است. دونالد ترامپ با علم به این قضیه کوشیده است راهبردهای کاملاً متفاوتی را روکند اما هرگز توضیح نداده است ساز و کارهای رسیدن به اهدافش چیست و چه باید کرد تا امریکا چیزی بشود که در سخنرانی‌های مفصل او دائماً به آن اشاره شده است.


با شعار کاری از پیش نمی‌رود


با وجود تمام کاستی‌ها و تردید‌های مرتبط با ترامپ و غیر سیاسی بودن او، وی محکوم به تغییر شاخصه‌های سیاست خارجی در صورت فتح انتخابات 18 آبان ماه امریکا است. او می‌تواند به حرف‌های انتخاباتی خود عمل کند اما اطرافیان او نیک می‌دانند آنها به ضرر اقتصاد و جایگاه سیاسی این کشور تمام خواهد شد. در نقطه مقابل او، هیلاری کلینتون می‌تواند با یک تعدیل و ترمیم کلی اصولی را تدوین و اجرا کند که تفاوتی فاحش با سیاست‌های اوباما طی 8 سال زمامداری وی نداشته باشد.  در هر حال او،‌ باید نقش آمار و گزارش‌های تهیه شده توسط فرمانداری‌های محلی و منطقه‌ای امریکا و برنامه‌ریزان جنگی این کشور را در کار خود لحاظ کند زیرا نمی‌توان صرفاً براساس شعارهای انتخاباتی یک کشور بشدت ناهمگون را اداره و به سوی موفقیت رهنمون کرد. هم ترامپ و هم هیلاری می‌دانند در یک سال اخیر که مشغول تراشیدن سر یکدیگر بوده‌اند، روسیه و چین گام‌های بلند و مثبتی در عرصه سیاست جهانی برداشته و جایگاه‌های رفیع‌تری را در راه ترسیم سرنوشت دنیا کسب کرده‌اند و نمی‌توان در این زمینه بیکار نشست.


دوران سلطه تمام شد


شاید هیلاری و ترامپ مدعی ادامه صحنه‌گردانی امریکا در جهان فعلی شوند اما مشکلات عظیمی فراروی هر دو آغوش گشوده و در یک جهان واقع‌بین ولی ناآرام دیگر هیچ‌کس حاضر نیست قدرت فزون‌تر دولت‌های به اصطلاح برتر از جمله امریکا را بپذیرد و به رأی و حکم آنها زندگی کند. بواقع امریکا با نفی ایده‌آل‌هایش توسط کشورهایی مواجه است که تا دو دهه پیش یاوران و شرکایش بودند ولی حالا سیاست و اقتصاد خود را از امریکایی که 10 سال است با یک بحران اقتصادی آشکار و غیر آشکار می‌ستیزد، سوا کرده و روی پای خود ایستاده‌ است.


سلاح زور جواب نمی‌دهد


به‌نظر کارشناسان امریکایی، تحت هر شرایطی دوران استفاده از زور و بهره‌گیری وسیع و آشکار از سلاح برای پیشبرد اهداف بین‌الملل پایان یافته و باید به راه‌های دیپلماتیک روی آورد و ارتباط برقرارکرد. البته در کاخ سفید هنوز شمار کسانی که سلاح زور را کارگشا‌ترین زبان می‌دانند، اندک نیست. آنها برای ناکام ماندن یورش مشترک امریکا و عربستان به یمن توضیحی ندارند اما مدعی‌اند اگر ورود ارتش امریکا به خاک عراق وافغانستان شکل نمی‌گرفت، در حال حاضر جایگاه امریکا در معادلات بین‌الملل بسیار کوچک‌تر و اندک‌تر از امروز بود. از نظر آنها وجود کمتر از هزار کشته طی ستیزه‌جویی امریکا در این دو کشور (آیا این رقم قابل باور است؟) ارزش مداخله‌را داشته است.


رو در رو با کنگره


در مورد سلاح تحریم اقتصادی و نتایج به کارگیری آن توسط امریکا نیز اختلاف نظرهایی وجود دارد. این حربه گاهی اثر داشته و گاهی هم فقط عامل گول‌زدن خود بوده و اقتصاد کشور تحریم‌ شده را مضمحل نکرده است. حسن این روش این است که امریکا کشته‌ای نمی‌دهد تا بابت آن به والدین «جوان از دست داده» پاسخگو باشند. به‌نظر استراتژیست‌ها در واشنگتن، پول است که تعیین می‌کند گزینش کدامیک از روش‌های فوق به صلاح‌تر است و چه باید کرد. رئیس جمهوری جدید امریکا هر یک از سلاح‌های مذکور را انتخاب کند باید جوابگوی کنگره امریکا باشد که بیش از هر زمانی روی مداخله امریکا در امور کشورهای دیگر حساس شده و معتقد است بهای پرداخت شده بابت این امر باید معقول باشد و خونی که ریخته می‌شود، اصل دخالت را مذبوحانه و احمقانه جلوه ندهد.


اختلافات عمیق داخلی


مشکل اینجاست که حتی بخش سیاست خارجی دولت امریکا و برخی برنامه‌ریزان نزدیک به رئیس جمهوری بر سر مسائل فوق اختلاف نظر اساسی دارند و ایده‌های وزیران دفاع و خارجی امریکا در مورد مسائل 15 سال اخیر این کشور در خاک افغانستان و عراق به کلی متفاوت است. اشتون کارتر، رئیس پنتاگون سیاستگذاری‌های جان کری، وزیر خارجه را در سوریه محکوم کرده و کری نظر مشاوران امنیت ملی را که دور و بر باراک اوباما پرسه می‌زنند، قبول ندارد. این ناهمگونی‌ها براحتی می‌تواند به دولت احتمالی هیلاری کلینتون (که به برخی عناصر دولت اوباما دست نخواهد زد)، لطمه وارد کند و به دولت احتمالی دونالد ترامپ هم که با وجود تغییرات گسترده، آرمان واحد و مشخصی در قبال سوریه، عراق و افغانستان ندارد و فقط حرف بیرون کشیدن نیروهایش از این مناطق را می‌زند، بسط یابد.


مردم امنیت داخلی می‌خواهند


در این شکی نیست که مردم سوریه و همچنین لیبی از دخالت‌های امریکا بیزارند و افغانستان تبدیل به تلی از خاک شده و در عراق دولت مرکزی با چالش‌های بسیاری مواجه است و اینها هیچ کدام برای دولت پرتضاد اوباما «برد» محسوب نمی‌شود. سال‌ها است دولت امریکا به غلط بر این باور است که به عنوان یک قدرت برتر جهانی حق دخالت در مناقشات سایر کشورها را دارد اما این بهانه که اگر دخالت نکند امنیت امریکایی‌ها به خطر می‌افتد، توضیح تکراری و غیرمسئولانه‌ای است که هیچ کس دیگر حاضر به پذیرش آن در امریکا نیست. گویی سیاستمداران امریکا فراموش کرده‌اند مردم این کشور نه امنیت تحمیلی و نظامی و ریشه دوانده در سایر کشورها، بلکه امنیت داخلی را می‌خواهند و دوست دارند در خاک کشور خودشان گزندی نبینند اما شدت مداخله دولت امریکا در کشورهای موسوم به «بطن ناامنی» که در دوردست قرار دارند، باعث شده نیروهای امنیتی امریکا به جای جمع کردن خیابان‌های ناآرام فلوریدا و معابر آشفته پنسیلوانیا به دنبال سرکوب تروریست‌های بین‌المللی در کشورهایی مثل عراق و سوریه و لیبی باشند و در هر دو عرصه شکست بخورند.


جولان هفت تیرکش‌ها


در این سیستم هر دیوانه اسلحه به دستی می‌تواند در گوشه‌ای از امریکا، به روی مردم آتش بگشاید و حداقل 10، 20 نفر را لت و پار کند و سپس به بهانه دیوانگی 5 سالی در تیمارستان زندگی کند و در نهایت عفو به او بخورد و به جامعه بازگردد. امریکایی‌ها از شنیدن وعده‌های تکراری کهنه سیاستمدارانی مثل اوباما و کلینتون‌ها (شوهر و همسر!) در مورد درست شدن تدریجی اوضاع و برچیده شدن سیاست‌های تعدی به خاک سایر کشورها به ستوه آمده‌اند و دلیل رویکردشان به دونالد ترامپ با وجود تمامی بیماری‌های روحی و رفتاری وی همین مسأله است زیرا او قول داده به جای تأمین آنچه امنیت جهانی نامیده شده است، امنیت امریکا را تأمین کند و از پرداختن به امور سایر کشورها دست بردارد. زیرا با وجود وی مسائل سایر کشورها و اینکه امن هستند یا نه، ربطی به امریکا ندارد. امریکا به این باور رسیده است که تردد در جاده‌های مخدوش سیاسی قرن بیست و یکم سیاست‌هایی را می‌طلبد که به کلی متفاوت با روش‌های متخذه دولت‌های اخیر این کشور است و عصر جنگ سرد هم پایان یافته و باید از راه‌های تازه‌ای وارد شد.


بندگان سیاست‌های قبلی


امریکایی‌ها دوست ندارند کسی به کاخ سفید برود که محصول سیاست‌های دو دهه اخیر است زیرا مطیع آن سیاست‌ها خواهد ماند و جرأت یا توان تغییر اوضاع را نخواهد داشت. امروز آژانس امنیت ملی امریکا مثل معمول انباشته از صدها گزارش سری درباره ناامنی‌های بالقوه در این کشور و آن کشور است و مردم امریکا می‌پرسند این ناامنی‌ها چه ربطی به آنها دارد. اما تا به حال جوابی به آنها داده نشده است و بعید هم به نظر می‌رسد که این سؤال با شدت و حدتی هر چه بیشتر از رئیس جمهوری تازه (که از 18 آبان مشخص می‌شود اما تا 20 دی ماه قدرت را به دست نمی‌گیرد) پرسیده نشود.

منبع: ایران

انتهای پیام/

بازگشت به سایر رسانه‎ها

پربیننده‌ترین اخبار رسانه ها
اخبار روز رسانه ها
آخرین خبرهای روز
مدیران
تبلیغات
رازی
مادیران
شهر خبر
fownix
غارعلیصدر
پاکسان
طبیعت
میهن
گوشتیران
triboon
تبلیغات