بیمه، مجوز بازی با جان عابران نیست
سالانه حدود ۴۸۰۰ عابر پیاده در کشور ما جان خود را از دست می دهند، بنا بر آمار منتشر شده توسط معاونت پزشکی و آزمایشگاهی سازمان پزشکی قانونی در سال ۹۱ به طور متوسط روزانه ۱۳ عابر پیاده یعنی ۴۷۴۵ عابر طی یک سال جان باخته اند.
به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، سالانه حدود 4800 عابر پیاده در کشور ما جان خود را از دست می دهند، بنا بر آمار منتشر شده توسط معاونت پزشکی و آزمایشگاهی سازمان پزشکی قانونی در سال 91 به طور متوسط روزانه 13 عابر پیاده یعنی 4745 عابر طی یک سال جان باخته اند. آمار اعلام شده در فروردین سال جاری توسط رئیس ترافیک شهری پلیس راهور ناجا نیز از کشته شدن 3365 عابر پیاده از فروردین تا بهمن 94 حکایت می کند که از این تعداد 200 عابر در راه های روستایی، 1256 نفر در مسیرهای برون شهری و 1909 نفر عابر پیاده در شهرها قربانی حوادث و تصادفات رانندگی شده اند. توجه داشته باشیم که این آمار جدا از آمار چند هزار نفری عابران پیاده ای است که بر اثر تصادفات رانندگی، مجروح، مصدوم و یا دچار معلولیت های جدی می شوند. کشته شدن چند هزار انسان آن هم عابر پیاده در تصادفات رانندگی فاجعه ای بس تأسف بار است هم به لحاظ از دست دادن انسان هایی که هر کدام نقشی در زندگی خانواده، جامعه و کشور داشته اند و هم از نظر تبعات منفی گوناگونی که در مسیر ادامه زندگی خانواده و وابستگان این افراد به وجود می آورد و هم به لحاظ هزینه های سنگین اقتصادی و روانی که از جهات گوناگون بر جامعه و کشور تحمیل می کند دیگر این که از دست دادن این تعداد انسان مشکلات عاطفی سنگینی برای خانواده ها به وجود می آورد و از همه مهم تر این که جان باختن این تعداد انسان، ضایعه ای جبران ناپذیر به خاطر از دست رفتن سرمایه های انسانی کشور محسوب می شود.پس حتماً لازم است حداقل برای کاهش کشته شدگان تصادفات جاده ای که در برخی سال ها متأسفانه آمار آن بالغ بر 27000 نفر بوده است و همچنین کاهش تعداد عابران پیاده قربانی حوادث رانندگی اقداماتی جدی و موثر انجام شود.اما درباره علل و عوامل جان باختن عابران پیاده و راهکارهای کاهش قربانیان این گونه حوادث، توجه به چند نکته ضروری به نظر می رسد.
1 – لازم است حقوق عابران پیاده از طرف قانون گذار و مراجع دارای صلاحیت به صورت شفاف تعیین و برای همگان به طور دقیق تبیین شود و چنانچه برای حفاظت از جان عابران به وضع قوانین جدید یا اصلاح برخی قوانین نیاز است، این کار انجام شود.
2 – رعایت حقوق عابران پیاده و حرمت قائل شدن برای حقوق، امنیت، سلامت و جان انسان ها باید در جامعه نهادینه شود که اگر جان عابران پیاده برای همه رانندگان اعم از راکبان موتورسیکلت ها که تعدادی از آنان واقعاً «مرگ آفرین» شده اند و همچنین برای همه رانندگان انواع خودروها، اهمیت می داشت، این همه عابر پیاده در کشور جان نمی باختند.
3 – برخورد جدی قانونی با متخلفانی که حقوق عابران پیاده را رعایت نمی کنند و تعیین مجازات های بازدارنده برای چنین متخلفانی از جمله راهکارهای موثر در کاهش آمار مرگ و میر عابران پیاده است.
4 – تعیین و مشخص کردن معبرهای عبور مجاز و البته مناسب، برای عابران پیاده نیز می تواند تأثیر قابل توجهی در کاهش صدمات و تلفات داشته باشد خصوصاً که در بسیاری از شهرهای کشورمان اکثر قابل توجه دارندگان و رانندگان خودروها به دلایل مختلف انسانی و فرهنگی قوانین راهنمایی و رانندگی را رعایت می کنند و تعداد رانندگان خاطی و متخلف به مراتب کمتر است.
5 – رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی و خصوصاً مراعات سرعت مجاز توسط راکبان موتور سیکلت ها و رانندگان خودروها، نیز نقش قابل توجهی در حفظ امنیت جانی عابران پیاده دارد.
6 – احترام به حقوق عابران پیاده در اکثر قریب به اتفاق کشورهای جهان به یک فرهنگ عمومی و کاملاً پذیرفته تبدیل شده است حتی در کشورهای عقب افتاده اما متأسفانه در کشور ما برخی از رانندگان به حق عابران پیاده حتی هنگام عبور مردم از روی خط عابر کمترین توجهی نمی کنند و اگر چه بعضی «بد رانندگی کردن ها» ریشه در تربیت و شخصیت افراد دارد اما بازی با جان مردم و عابران گناهی بزرگ، بازی خطرناک و البته به دور از منش و رفتار انسانی است.
7 – آیا اگر همه رانندگان وسایل نقلیه، کودکان و زنان و مردان و کلاً عابران پیاده را اعضای خانواده خود، فرزند، برادر، خواهر، پدر و مادر خویش محسوب کنند باز هم سالانه حدود 5000 عابر پیاده هموطن ما جان خود را از دست می دهند؟ قطعاً اگر همه راکبان موتورسیکلت ها و رانندگان خودروها لااقل گاهی اوقات خود را به جا و در جایگاه و موقعیت عابران پیاده ببینند و حس کنند بسیاری از اتفاقات ناگوار به وقوع نمی پیوندد.
8 – اگر همه عابران پیاده قوانین راهنمایی و رانندگی را رعایت کنند و از گذرگاه ها و معبرهای مخصوص خود استفاده کنند و برخی عابران بی محابا خود را در خیابان ها و جاده ها با موتورها و خودروها رو در رو و شاخ به شاخ نکنند قطعاً این تعداد عابران پیاده جان خود را از دست نمی دهند.
همچنین اگر هر جا که لازم است محلی برای گذر و عبور ایمن و مناسب عابران وجود داشته باشد و عابران نیز خود را به استفاده از این گذرگاه ها و معابر ملزم کنند حتماً آمار مرگ و میرها کاهش می یابد.
9 – آیا اگر برخی رانندگان مغرور، خودخواه، قانون شکن، بی توجه به حقوق مردم و بعضاً بی رحم و متکی به «بیمه نامه» عابران را فقط لحظاتی به چشم یک انسان با هزار و یک امید و آرزو و به عنوان یکی از اعضای خانواده خود نگاه کنند باز هم این تعداد انسان در کوچه ها و خیابان ها و حتی پیاده روها بر اثر برخورد با موتورسیکلت ها و خودروها جان می بازند؟!
10 – و آیا برخی از این اتفاقات دلخراش و مرگ و میرها به خاطر «خفتگی وجدان» و یا اتکای بعضی از ما به «بیمه نامه»هایمان نیست؟! بیمه نامه هایی که به هیچ وجه برای به بازی گرفتن و به خطر انداختن جان و سرنوشت انسان ها صادر نمی شود.
انتهای پیام/






















