وسیلهای برای رسیدن به سعادت
دوست خوب یکی دیگر از نعمتهای بزرگ خدا و وسیلهای برای رسیدن به سعادت و بهشت است. اهمیت و تاثیر دوست خوب، حتی از خویشاوندان و فامیل هم بیشتر است.
به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، دوست خوب یکی دیگر از نعمتهای بزرگ خدا و وسیلهای برای رسیدن به سعادت و بهشت است. اهمیت و تاثیر دوست خوب، حتی از خویشاوندان و فامیل هم بیشتر است. از بزرگترین ضرورتهای زندگی، نیاز به دوستی با دیگران است. در اسلام نیز به رفاقتی که بر ضوابط دینی مبتنی باشد، به دیده احترام نگریسته شده و درباره دوستی و انتخاب دوست خوب، سفارشهای فراوانی گردیده است. امیرمومنان(ع) در کلامی میفرماید: «هر که دوستی ندارد، همانند انسانی است که مهمترین اعضای خود را از دست داده است». روابط دوستانه یکی از مصادیق نعمتهایی است که به طور خاص در نهج البلاغه از ضایع و خراب کردن آن برحذر داشته شدهایم. دوست خوب یکی دیگر از نعمتهای بزرگ خدا، و وسیلهای برای رسیدن به سعادت و بهشت است. اهمیت و تاثیر دوست خوب، حتی از خویشاوندان و فامیل هم بیشتر است.
امام صادق (ع) فرمودهاند: «منزلت دوست چندان والاست، که حتى دوزخیان نیز پیش از خویشاوند، از او کمک مىطلبند و او را صدا مىزنند. خداوند از زبان دوزخیان مىگوید: ما را شفیعانى نیست و نه دوستى مهربان.» به دست آوردن دوست و برقراری رابطه دوستی نسبت به کسب مال و جاه و امثال آن آسانتر است و سرمایهای جز ابراز صداقت و رعایت اخلاق نمیخواهد. انسان باید بسیار ناتوان و بیعُرضه باشد که نتواند دل برادران دینی خود را به دست آورد و البته ناتوانتر و بیعُرضهتر از او هم، البته هست؛ کسی که دوستی را که به دست آورده است، از دست بدهد. این است معنای فرموده امام علی (ع) که: ناتوانترین مردم کسى است که از یافتن دوستان، ناتوان باشد، و ناتوانتر از او کسى است که یاران به دست آورده را از دست بدهد. نهجالبلاغه، حکمت 12) همانطور که در این کلمه حکمت آمیز مشاهده میکنیم، امام علی(ع) تعبیر به تضییع دوستی کرده اند؛ یعنی رابطه دوستی را ضایع نباید کرد.
تضییع دوستی یعنی چه؟
یکی از عوامل تضییع و گسسته شدن روابط دوستانه، رعایت نکردن آداب معاشرت با دوستان است. این خطای بزرگی است که خیال کنیم نشانه صمیمیت آن است که از این آداب چشمپوشی شود. آری، شاید بتوان گفت که در جمع دوستان صمیمی رعایت برخی تشریفات عرفی، آنگونه که با غریبهها انجام میشود، ضرورتی ندارد؛ مثلا لازم نیست که حتما با لباس رسمی و به صورت جدی حاضر شد. اما این، فرق میکند با انجام کارها یا ترک اموری که موجب وهن دوست یا ناراحتی وی میگردد. امام علی(ع) به فرزند بزرگوارش توصیه فرموده است که: هیچگاه حق برادرت را، به اعتماد روابط دوستانه اى که با او دارى ضایع مگردان؛ چه، آن کس که حق او را ضایع مىکنى دیگر برادرت نیست. در جای دیگری بر رعایت یک حق تأکید خاصی نشان دادهاند.
آن حق، این است که وقتی دوستی را شناختیم و به سلامت و تدین او اعتماد کردیم، دیگر نباید بیدلیل و بدون حجت شرعی به حرف این و آن درباره او گوش دهیم. امام در خطبه141 فرمودهاند که: اى مردم، آنکه میداند که برادرش در دین ثابت قدم و استوار است و به راه راست مىرود، نباید به بدگوییهاى مردم درباره او گوش فرا دهد. سخنچینها در جامعه کم نیستند و کار سخنچین، هیزم کشی برای آتش زدن روابط دوستانه افراد با یکدیگر است. همچنین فرمودهاند: اگر کسی از سخنچین پیروی کند، دوست خود را ضایع کرده است. (حکمت/236)
منع از مقابله به مثل
یکی دیگر از نشانههای تضییع دوستیها آن است که بنای طرفین بر مقابله به مثل و معامله متقابل باشد؛ به این معنا که اگر دوستی به او نیکی کرد، او هم نیکی کند، و اگر از دوستش بدی دید، با بدی پاسخ دهد. چنین رفتاری نشان میدهد که رابطهها بر اساس مودت و رفاقت نیست. «خوبی در مقابل خوبی و بدی در مقابل بدی»، کاری است که انسان در برابر دشمن خود هم انجام میدهد. اینکه هنری نیست. هنر آن است که در برابر رفتار خوب، واکنش خوبتر نشان دهیم و در برابر رفتار بد، واکنش خوب. این است که نشان میدهد ما واقعا به کسی علاقه داریم یا نه. اگر قرار بر مقابله به مثل و معامله مشابه باشد، ما تاجران و رقبای یکدیگر هستیم نه رفقای یکدیگر. قرآن از ما خواسته است که حتی با دشمنان خود چنین باشیم؛ چه رسد به دوستان. میفرماید: نیکى با بدى یکسان نیست. بدى را به آنچه بهتر است دفع کن(فصلت، 34).
آنگاه کسى که میان تو و میان او دشمنى است، گویى دوستى یک دل و صمیمی مىگردد. امام علی (ع) به امام حسن مجتبی (ع) سفارش فرمود که: اگر دوست و برادر دینی ات، رابطه اش با تو را قطع کرد، تو آن را حفظ کن و قطع نکن. فرمود: «احْمِلْ»؛ این را به خود تحمیل کن. یعنی کار سختی است ولی فشار آن را تحمل کن. طبع امثال ما به گونهای است که میخواهیم معامله متقابل داشته باشیم، ولی امام توصیه میکند که سختی آن را برخود تحمیل و هموار کن تا هم روابط دوستانه تضییع نشود و تباه نگردد، و هم خودت از نردبان رشد و کمال بالا بروی. البته در پایان یک هشدار مهم هم دارند، و آن اینکه چنین توصیههایی، مانند همه توصیههای دیگر، شرایط خاص خود را دارد و باید مراقب باشیم که موجب سوءاستفاده یا پر جرات شدن دیگران نشود. فرمود: (نهج البلاغه، نامه 25)؛ بر حذر باش از اینکه این کار را در غیر محلش قرار دهى یا درباره کسى که اهلیت ندارد به کار بندى.
با اینان دوستی نکنیم؟
همانطور که در بیان امیر مومنان علی (ع) دوستی و پیدا کردن دوست مهم است، در این میان نیز نمیتوان با هر کسی رابطه دوستی داشت چنانکه میفرمایند: «با چاپلوس رفاقت نکن که او با چربزبانی، تو را اغفال میکند و کار نادرست را در نظرت درست جلوه میدهد» (نهج البلاغه، حکمت 293) «از دوستی با دروغگو بپرهیز؛ زیرا دروغگو چون سراب است، دور را نزدیک و نزدیک را دور مینماید». «از دوستی با افراد فاسد بپرهیز که بدی و زشتی شان همیشگی است». «از دوستی با نادان بپرهیز؛ زیرا میخواهد به تو نفعی برساند، ولی زیان میرساند». کلام را با توصیههای امام باقر (ع) به فرزندشان درباره دوستیابی به پایان میبریم: پدرم مرا به سه چیز ادب آموخت و از سه چیز نهى فرمود: هرکس با دوست بد بنشیند، سالم نمى ماند و هر کس گفتارش را کنترل نکند، پشیمان مىشود، و هر کس به جایگاههاى بد وارد شود، مورد بدگمانى قرار مىگیرد و آن سه چیز که مرا از آن نهى فرمود: دوستى با کسى که چشم دیدن نعمت کسى را ندارد، و با کسى که از مصیبت دیگران شاد مىشود و با سخنچین. (تحف العقول، صفحه376)
منبع: آرمان
انتهای پیام/






















