داستان زندگی شهیدان نجفی و ممقانی در «نیمه پنهان ماه»
بیست و ششمین و بیست و هشتمین جلد از مجموعه نیمه پنهان ماه با محوریت زندگی شهیدان نجفی رستگار و ممقانی از سوی انتشارات روایت فتح به چاپ رسید.
به گزارش باشگاه خبرنگاران خبرگزاری تسنیم «پویا»، بیست و ششمین جلد از مجموعه نیمه پنهان ماه به روایت زندگی شهید کاظم نجفی رستگار از زبان همسر شهید میپردازد که به تازگی از طرف انتشارات روایت فتح به چاپ رسید. این کتاب با 248 صفحه یکی از قطورترین کتابهای مجموعه نیمه پنهان ماه به شمار میرود که به سبک زندگینامه داستانی توسط نجمه طرماح به نگارش در آمده است.
در بخشی از کتاب میخوانیم: «کنارم نشست، حلقهای قرمز، دور چشمهایش را گرفت و نم اشکش مژههای پرپشتش را به هم چسباند. از گوشۀ صورتش قطرهای اشک پایین آمد، بغضش را فروخورد و گفت:
- تو نمیدونی من چه عشقی میکنم از اینکه دارم برای مبارزه با کفر میرم؛ ولی این غم تو دل منو آتیش میزنه. خانمم تو برندهای، تو بردی. این قلب من گرفتار تو شده تا ابد؛ ولی وظیفۀ مسلمونیمون چی میشه؟ ها؟!
تا به هِقهِق میافتادم، شانههایم تکان میخورد و قلبم تند میزد. چشمهایم را روی زانوانم گذاشتم. تاب دیدن چهرۀ مردانهاش را نداشتم. کاظم ادامه داد:
- تو هم شریک این جهادی، اجر صبر تو، کمتر از جهادی که من میکنم، نیست».
کتاب «نیمه پنهان 26: رستگار به روایت همسر شهید» در شمارگان 1100 نسخه و با قیمت 10 هزار تومان توسط انتشارات روایت فتح منتشر و روانه بازار نشر شد.
انتشارات روایت فتح همچنین بیست و هشتمین جلد از نیمه پنهان ماه را با محوریت زندگی محمدحسین مردی ممقانی، فرمانده بهداری لشکر 27 محمد رسول الله، از زبان همسر وی را منتشر کرده است.
سهیلا ازگلی، نویسنده کتاب این اثر را در 96 صفحه به نگارش درآورده است. در بخشی از کتاب میخوانیم: «چند سطل شربت درست کردیم و به آنهایی که از ناحیه شکم مجروح نشده بودند، دادیم. بعد به اتاقی که من مسئولش بودم رسیدیم. آن جا دوتا سرباز مجروح بودند. خواستند به آنها شربت بدهند که من گفتم به اینها ندهید اینها شکمیاند.
غروب که سرمان خلوت شد، آن دو نفر آمدند و با ناراحتی گفتند: «خواهر اگر کاری ندارید ما با شما صحبتی داریم.»
تعجب کردم و گفتم: «بفرمایید فعلاً کاری ندارم.»
هر دو سرشان را انداختند پایین. یکیشان با بغض گفت: «خواهر! ما ممنونیم از این که شما به داد ما میرسید، اما امروز از حرف شما خیلی ناراحت شدیم. ما توی عملیاتها از جون خودمون میگذریم. خیلی وقتها هم گشنه و تشنه میمونیم اما به خاطر رضای خدا می جنگیم. اصلا فکر شکممون نیستیم، هر چقدر هم که گرسنگی بکشیم. حالا شما به خاطر یک لیوان شربت میگید اینا شکموین بهشون ندید؟»
از حرفشان هم خندهام گرفته بود، هم دلم برای شان سوخت. گفتم: «نه! برادرا شما اشتباه متوجه شدید. من نگفتم شما شکمویید.»
- چرا خود شما بودید. این دوستمم شاهده.
- شما اشتباه متوجه شدید. ببخشید برادرا اگر ناراحت تان کردم. من اصلاً قصد جسارت نداشتم. این یک اصطلاح پزشکیه. دکتر گفته بود اینا که شکمی هستند یعنی از ناحیه شکم مجروح شدند نباید مایعات بخورند معدهشان خونریزی میکنه! همین!"
بیست و هشتمین جلد از مجموعه «نیمه پنهان ماه، ممقانی به روایت همسر شهید» در شمارگان 1100 نسخه و قیمت 5500 تومان روانه بازار نشر شد.
انتهای پیام/