شکست توطئه تجزیه یمن
حکومت مستبد و قرونوسطایی عربستان از یکصد سال پیش تاکنون، همواره سیاستهای طمعکارانه و جاهطلبانهای را در خصوص یمن دنبال کرده است.
به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، حکومت مستبد و قرونوسطایی عربستان از یکصد سال پیش تاکنون، همواره سیاستهای طمعکارانه و جاهطلبانهای را در خصوص یمن دنبال کرده و با توسل به دلارهای نفتی و کمک قدرتهای استکباری آمریکا و انگلیس درصدد پیشبرد سیاستهای توسعهطلبانه خود در این کشور بوده است.
آل سعود برای نخستین بار در سال 1934 میلادی با اشغال مناطق عسیر، جیزان، نجران و ملحق کردن آن به خاک عربستان نشان داد که برای تجزیه این کشور نقشهها دارد و باوجود قرارداد طائف در همان سال و معاهده سال 2000 میلادی جده که میان عربستان و یمن منعقد گردید، بازهم دست از توسعهطلبی برنداشت و اکنون قریب به دو سال است که از هوا و دریا و زمین، یمن را هدف حملات وحشیانه خود قرار داده است. از ابتدای جنگ اخیر یمن، سردمداران آلسعود برای هموارسازی راه اشغال و الحاق یمن درصدد برآمدند برخی از مسئولین مدنی، نظامی و شیوخ این کشور را با دلارهای بادآورده نفتی خریداری کنند تا به فرایند تجزیه سرعت ببخشند.
سعودیها همچنین در کنار جنگ نظامی، جنگ اقتصادی و امنیتی علیه یمن به راه انداختند تا این کشور را ضعیف، فرسوده و ناتوان کنند و امکان مقابله قدرتمند از ارتش و نیروهای مردمی را سلب کنند. عربستان مدعی است که باهدف بازگرداندن مشروعیت به «عبد ربه منصور هادی»، رئیسجمهور مستعفی و فراری یمن به قدرت، ائتلاف تشکیل داده درحالیکه هم شواهد و قرائن و هم اسناد ویکیلیکس از دسیسههای بزرگ و نیتهای شوم آلسعود پرده برداشته است.
دروغ بودن ادعای بازگرداندن منصور هادی در یمن در حالی با وقاحت مطرح میشود که عربستان شش سال است از تروریستهای سوریه برای سرنگون کردن بشار اسد، تمامقد حمایت میکند و با صحنهگردانی آمریکا جنگی خانمانسوز را علیه دولت مشروع و قانونی دمشق به راه انداخته است. از سوی دیگر، بر پایه اسناد ویکیلیکس، هدف اصلی عربستان از تهاجم نظامی به یمن، ایجاد گذرگاه دریایی در دریای عرب از راه یمن است که دهها سال برای پیاده کردن آن دسیسهچینی شده و علاوه بر این، مقامات ریاض امیدوار بودند از طریق طرح تجزیه یمن به شش اقلیم فدرالی، مناطق «حضر موت» و «المهره» را بهمرورزمان تحت تملک خود درآورد اما باوجود همه خونریزیها، نظام آلسعود به دیوار بلند مقاومت مردمی یمن برخورد کرد. این توطئه در حال حاضر کاملاً نتیجه عکس داشته و ارتش عربستان نهتنها موفق به تجزیه فدرالی یمن نشده بلکه ارتش و انصارالله با ورود به خاک عربستان، موفق شدند بر بخشهایی از استانهای مرزی نجران، جیزان و عسیر تسلط پیدا کنند.
این سه استان در سال 1934 در پی شکست حاکم وقت یمن در جنگ با دولت سعودی به مدت 60 سال به اجاره سعودیها درآمد و درحالیکه 22 سال پیش مدت این قرارداد به پایان رسیده، اما عربستان به بهانههای مختلف از استرداد آن امتناع کرده است. عربستان انتظار داشت روند جنگ در یمن بهگونهای پیش رود که علاوه بر این سه استان، کل یمن را زیر سلطه و تمکین خود درآورد، اما برخلاف انتظارش، اوضاع بهگونهای پیش رفت که زمینه را برای اعاده حاکمیت یمنیها بر استانهای مرزی ذکرشده فراهم آورده است.
افزون بر هدف ذکرشده، یکی دیگر از مهمترین اهداف مقامات ریاض از تجزیه یمن، عبارت است از خارج کردن کنترل بابالمندب از دست انصارالله و نیروهای مردمی تا نیازی به تنگه هرمز که در کنترل ایران است نداشته باشد. باب المندب یکی از آبراههای مهم جهان است و به لحاظ اهمیت با کانال سوئز مصر که دریای مدیترانه را به دریای سرخ متصل میکند و تنگه هرمز در خلیجفارس در یک جایگاه قرار دارد. از سوی دیگر، مجاهدت قهرمانانه ارتش و نیروهای مردمی یمن را باید در راستای ممانعت از طرح تجزیه استکباری کشورهای منطقه ازجمله یمن و نفوذ راهبردی آمریکا و عربستان بر تنگه باب المندب و خلیج عدن ارزیابی کرد.
آمریکا و خاندان سلطنتی سعودی به لحاظ راهبردی، کنترل بر باب المندب و خلیج عدن را به این دلیل که ایران در صورت رویارویی نظامی قادر است مسیر تردد محمولههای نفتی را مسدود کند، حائز اهمیت میدانند. ازاینرو، یکی از دلایلی که عربستان تأکید دارد انصارالله نباید بر موشکهای بالستیک، تجهیزات نظامی سنگین و پایگاههای یمن کنترل داشته باشد این است که واشنگتن و ریاض در تلاش برای از بین بردن توانایی یمن برای مسدود کردن تنگه باب المندب هستند، بهویژه اگر یمن با تهران بهعنوان متحد ایرانی در آینده وارد همکاری شود.پس تجزیه فدرالی یمن سفرهای است که آمریکا گسترده و عربستان را میزبان آن کرده است، چراکه سعودیها هیچگاه جرات نمیکردند بدون چراغ سبز آمریکا یا کمک این کشور به یمن حمله کنند و حتی پنتاگون برخی از اهدافی را که عربستان باید در یمن بمباران کند انتخاب میکند.
لذا میبینیم تمام متحدین آمریکا و عربستان – از امارات و قطر و اردن گرفته تا رژیم صهیونیستی که از تضعیف یمن سود میبرند - از حملات وحشیانه رژیم کودککش سعودی حمایت و سازمان ملل نیز به علت وامدار بودن به کمکهای مالی عربستان، حتی یکبار هم تهاجم سبعانه سعودیها را محکوم نکرده است. در همین راستا، نگرانی رژیم صهیونیستی از شکست طرح تجزیه یمن ازآنجا ناشی میشود که یمن یکپارچه و متحد میتواند دسترسی تلآویو به اقیانوس هند و توانایی متوهمانه این رژیم برای استقرار زیردریایی از طریق دریای سرخ در سواحل ایران در خلیجفارس را مسدود کند. و بالاخره باید گفت عوامل متعددی در مسیر تحقق این سناریوی شوم وجود دارند که عمدهترین آن، مشکلات اقتصادی و اختلافات داخلی عربستان است.
این کشور در حال حاضر با بحران اقتصادیهای اقتصادی دستوپنجه نرم میکند و مجبور شده برای تأمین هزینههای سرسامآور جنگ یمن، سیاستهای ریاضتی را در پیش بگیرد. افزون بر این، اختلافات داخلی خاندان سعودی بر سر ادامه جنگ یا توقف آن، این گزینه جدی را مطرح کرده است که تداوم تهاجم نظامی، ارکان حاکمیتی عربستان را با مشکلات جدی مواجه کند. مانع آخر که از دو عامل ذکرشده مهمتر است، به مقاومت و پایداری مردم یمن بازمیگردد چراکه حمله نظامی عربستان باعث اتحاد گروههایی شده که پیشازاین با یکدیگر مخالف بودند، آنها را در یک صف مستحکم و غیرقابل نفوذ در مقابل تهاجم سعودیها قرار داده و افق روشن پیروزی نهایی در برابر توطئه استکباری تجزیه را در برابر آنان ترسیم کرده است.
انتهای پیام/